دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

فعالیت های سیاسی آیت الله اسماعیل محلاتی

No image
فعالیت های سیاسی آیت الله اسماعیل محلاتی

نقش ایشان در نهضت مشروطه

یکی از روحانیون طراز اول که در کنار مراجع بزرگ تقلید، مشروطه خواه بود، حضرت آیت الله شیخ اسماعیل محلاتی بود. این فقیه مجاهد که خود از علمای برجسته و بنام حوزه ی علمیه ی نجف به شمار می آمد، در ثمر رسیدن نهضت مشروطه نقش بسزایی داشت برای آشنایی با افکار و نقش وی می توان به اعلامیه ها و تألیف کتاب گران سنگ اللئالی المربوطة فی وجوب المشروطة ـ که به زبان فارسی نگارش یافته ـ اشاره کرد.

آیت الله شیخ اسماعیل محلاتی علت درگیری خود را در نهضت مشروطه، واجب عینی شمرده و با گرفتن قلم بر دست، نادرستی باورهای مردم را نشان دهد.

منادی عدالت در کتاب خود، حکومت را به سه گروه تقسیم کرده: 1 ـ حکومت امام؛ 2 ـ سلطنت مشروطه ی محدوده؛ 3 ـ سلطنت مطلقه ی مستبده.

بنابر عقیده ایشان، نوع اول در دوران ما ناممکن است و لذا ناگریزیم یکی از دو تا را برگزینیم که البته برای هیچ ذی شعوری جای شبهه و تردید نیست که ترجیح سلطنت مشروطه بر مطلقه ی مستبده، باقی نخواهد ماند.

آیت الله محلاتی در تحلیل حکومت مشروطه می فرماید: «یک رژیم مشروطه، دارای دو فایده است: نخست آن که به حکومت استبدادی پایان می بخشد و دوم آن که «بیضه الاسلام» را از «رقیت کفار» نگهداری می کند. بدین ترتیب درگیری هر فردی در چنین مشروطه خواهی و.... در استحکام این اساس از حیث اولی، داخل است در عنوان نهی از منکر و اقامه معروف، و از جهت ثانیه، داخل است در عنوان حفظ مملکت مسلمین از تهاجم اهل کفر». لذا معارضه با مجلس شورای ملی را در حد محاربه با امام زمان، علیه السلام، دانسته است.

این فقیه بیدار می افزاید، علما متوجه شدند که این گونه مجلس بر اساس محدودیت ستم و حفظ بیضه اسلام بنیان شده است، لذا، علما پشتیبانی از همین مجلس را واجب اعلام کرده بودند و هر عملی [را] که ناتوانی یا از بین بردن آن مجلس را به بار آورد، تحریم کردند.[19]

بنابر فرمایش محلاتی اگر علما در مشروطه شرکت نمی کردند، نظام سیاسی ایران همانند دول اروپایی می شد. لذا علاوه بر تألیف کتاب، چندین اعلامیه نیز در دفاع از مشروطه خواهی همگام با مراجع بزرگ صادر کردند.[20]

نمونه ای از اعلامیه های ندای عدالت

بسم الله الرحمن الرحیم. به کافّه ی اهل دین و عموم اخوان مؤمنین، مخفی و مستور نماند که مُلَخَّص مفاد مشروطیت سلطنت و پادشاهی، عبارت است از محدود شدن ادارات دولت و ارادات سلطنت به حدود و قیودی که عمل کردن به آن ها به حال مملکت اسلامیه، مفید باشد و باعث قوت و شوکت ملّت و دولت گردد. و به عبارت دیگر آن که مصالح ملکیه و سیاسات دولت اسلامیه، بتمامها، در تحت قانونی مضبوط و میزانی محدود در آید که به صلاح دید امنای ملت و عقلای مملکت مقرر شده باشد.

و در مقابل او است سلطنت استبدادیه که عبارت است از خودسری امارات و رهایی ارادات پادشاه در تمام امور ملکیه، به هر چه که شهوت و یا غضب او اقتضاء کند، چه صلاح مسلمین در او باشد یا نباشد، و چه این که عقلای مملکت و سیاسیون ملت، تصدیقی و تصویبی از او داشته باشند یا خیر.

پس از این بیان گفته می شود که بر هیچ عاقلی پوشیده و پنهان نیست که تنظیم مملکت اسلامیه و سیاسات ملکیه ی ما، در این ادوار اخیره به دست کسانی افتاده که نوع غالب آن ها به جز خودخواهی و شهوت رانی مقصد و مقصودی ندارند و چیزی که اصلاً منظور و ملحوظ آن ها نیست، حفظ مملکت اسلامیه است از شر اشرار داخله و تهاجم اجانب و اعادی خارجه. و بدین سبب شیرازه ی مملکت اسلامیه از همه جهت در هم ریخته و بالکلیه از هم گسیخته و اصلاً قوه ی استمساکی برای آن در مقابل اجانب و غیره هم باقی نمانده. و اگر بدین وطیره بماند عن قریب است که از دولت اسلامیه و لوای اسلام اثری نماند و دفع این مفسده بزرگ که سوء عاقبت این ارکان اسلام را متزلزل خواهد ساخت، به حسب مناسبت وقت و اقتضای این دوره، به غیر از این نشود که جمهور ملت و اعضای مملکت به هیئت وحدانیه اتحادیه، کَیدٍ واحدةٍ علی من سواهم، در مقام تدارک و جبران برآیند به این نحو که عقلای خود را که عارف اند به مصالح و مضار مملکت و در سیاسات بین الدول نیز اهل خبره و بصیرت اند، به علاوه به فضیلت ملکه ی انصاف و بی غرضی، آراسته و پیراسته اند، تعیین و برقرار کنند که سیاسات عامه و آن چه که دخیل است در نظام مملکت اسلامیه در تحت ضابطه و قانون محدودی درآورند و....»

تا در آخر می فرماید «...که بر عامه ی مسلمین، از عالم و عامی، کل علی حسب قدرته و سعی قدرته، اهتمام در این امر لازم و سعی در حفظ اساس آن، سعی در حفظ بیضه ی اسلام است، چنان چه سعی در هدم این اساس، سعی در هدم اساس اسلام خواهد بود.

نعوذ بالله منه و نسأله العصمة عن الزلل فی هذا الخطب النازل بن الامتحان عامة المسلمین: (فلیعلمن الله الذین صدقوا ولیعلمن الکاذبین).

وقد جرت بقلم العبد الذلیل محمد اسماعیل الغروی المحلاتی فی الواد المقدس فی البقعة المبارکة من جانب الطور الایمن. محل خاتم شریف.[21]

در پی تأیید اعلامیه ی آیت الله محلاتی، در حمایت از نهضت مشروطه، صاحب کفایۀ الاصول آیت الله آخوند شیخ محمد کاظم خراسانی، اعلامیه ذیل را صادر فرمودند:

بسم الله الرحمن الرحیم. ان شاء الله تعالی عموم اسلامیان این مرقومه ی شریفه و لایحه ی صادره از جانب مستطاب شریعت مدار، صفوه الفقهاء و المجتهدین، ثقة الاسلام والمسلمین، العالم الکامل العادل، آقای آقا شیخ اسماعیل مجتهد محلاتی نجفی، دامت برکاته، را برای فهمیدن تکالیفی که در حفظ بیضه اسلام در عهده دارند، مغتنم شمارند و حقیقت احکام ماها را که مخالف اساس مشروطیت [را] به منزله ی محاربه امام زمان، ارواحنا فداه، دانستیم، از بیانات واضحه ی ایشان استفاده نموده و متفق الکلمه برای حفظ دین و دنیای خود، این اساس قویم را استوار نمایید.

و این مطلب را همه می دانند که فرصت کم و اعادی از اطراف در کمین و چیزی نمانده که ممالک اسلامیه را به وسیله ی همین استبداد دولتیان ببرند و حسرت بعد و کف بر کف زدن سودی نخواهد داشت، ولقد اعذر من انذر.

والسلام علی اخواننا المؤمنین و رحمةالله برکاته. من الاحقر الجانی، محمد کاظم الخراسانی، محل خاتم مبارک.[22]

بعد از مدتی در 6 محرم الحرام 1327 هجری قمری اعلامیه دیگری در حمایت از نهضت مشروطه از سوی آیت الله محلاتی صادر شد و این اعلامیه نیز مانند اعلامیه های قبل مورد تأیید چند تن از مراجع قرار گرفت. از جمله ی آنان آیت الله شیخ محمد کاظم خراسانی و آیت الله شیخ عبدالله مازندرانی را می توان نام برد.[23]

منبع:فرهیختگان تمدن شیعه

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

عالمان مرتبط

جدیدترین ها در این موضوع

مشتركات قرآن و نهج البلاغهʁ)

مشتركات قرآن و نهج البلاغه(1)

«فترت»در لغت به معني انقطاع و سستي در كار است و در آية شريفه به اتّفاق جميع مفسّرين مراد انقطاع وحي و فاصله يي است كه بين آمدن پيغمبران حاصل مي شود و در اينجا مقصود فاصله يي است كه بين حضرت عيسي و پيغمبر خاتم (صلّي الله عليه و آله) رخ داد كه حدود 600 سال بوده است و ذكر اين مطلب در آيه براي امتنان و اتمام حجّت خداوند بر بندگان است تا نگويند چرا بعد از اين مدت طولاني براي ما راهنما و پيغمبري نفرستادي. چنانكه اين معني از ذيل آيه شريفه و خطبة مباركه نيز ظاهر مي گردد.
قرآن درآيينه نهج البلاغه

قرآن درآيينه نهج البلاغه

حضرت على(عليه السلام) در نهج البلاغه، بيش از بيست خطبه را به معرفى قرآن و جايگاه آن اختصاص داده است و گاه بيش از نصف خطبه به تبيين جايگاه قرآن و نقش آن در زندگى مسلمانان و وظيفه آنان در مقابل اين كتاب آسمانى اختصاص يافته كه پرداختن به همه آن ها مجالى ديگر مى طلبد.
قرآن در نهج البلاغه

قرآن در نهج البلاغه

امیرمؤمنان علی علیه السلام در خطبه ای از نهج البلاغه در توصیف این کتاب آسمانی چنین می فرماید: «قرآن نوری است که خاموشی ندارد، چراغی است که درخشندگی آن زوال نپذیرد، دریایی است که ژرفای آن درک نشود، راهی است که رونده آن گمراه نگردد.
قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

آنچه كه علي (ع) در توصيف جايگاه قرآن بيان داشته اند و تبيين و تفسيري كه از ابعاد كتاب آسماني به دست دادهاند؛ فراتر از آن است كه در اين سطور بگنجد. «تنها در نهج البلاغه آن حضرت (ع) 96 بار كلمة قرآن، كتاب الله، كتاب ربكم و امثال آن تكرار شده است»
جامعیت و جاودانگى قرآن كریم در نهج البلاغه

جامعیت و جاودانگى قرآن كریم در نهج البلاغه

بسیارى از مخالفان قرآن كوشیده اند چنین شبهه افكنى كنند كه این كتاب آسمانى با دنیاى امروز كه عصر پیشرفت علوم و تكنولوژى است، متناسب نیست ؛ بلكه فقط اعجاز عصر پیامبر ختمى مرتبت صلى الله علیه وآله است و صرفا براى زمان ایشان شمولیت داشته است و اكنون همانند كتاب مقدس انجیل صرفا براى استفاده فردى قابلیت دارد.

پر بازدیدترین ها

قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

آنچه كه علي (ع) در توصيف جايگاه قرآن بيان داشته اند و تبيين و تفسيري كه از ابعاد كتاب آسماني به دست دادهاند؛ فراتر از آن است كه در اين سطور بگنجد. «تنها در نهج البلاغه آن حضرت (ع) 96 بار كلمة قرآن، كتاب الله، كتاب ربكم و امثال آن تكرار شده است»
اهمیت تاریخ از دیدگاه قرآن و نهج‏ البلاغه

اهمیت تاریخ از دیدگاه قرآن و نهج‏ البلاغه

قرآن پيروان خود را به مطالعه تاريخ گذشتگان فرامى‏ خواند و با تكرار و تأكيد زياد به پيروانش دستورمى ‏دهد به سير و سفر بپردازند و از نزديك نشانه ‏هاى تاريخى را مشاهده نمايند تا انديشه آنها بارور شود و سطح فكر و فرهنگشان ارتقا يابد.
اثرپذيري نهج البلاغه از قرآن كريم ʁ)

اثرپذيري نهج البلاغه از قرآن كريم (1)

قرآن، يگانه معجزة ماندگار بشريت است كه بر زبان انسان عالم كون و مكان جاري گشت و قلبها را متحول و مجذوب خود ساخت و اعتراف دوست و دشمن را به اعجاز خود واداشت. پس از كلام وحي، تنها كلامي كه توانست مافوق كلام خلق و مادون كلام خالق قرار گيرد، كلام علي (ع) بود؛ كلامي كه اعجاب بزرگ ترين اديبان را برانگيخت و آنان را از همانند آوري عاجز و ناتوان ساخت، و اين به علّت اثرپذيري آن از وحي بود. هدف ما از اين بحث، آشنايي اجمالي با برخي از جنبه هاي اين اثرپذيري در كلام علي (ع) است و اينكه كلام او داراي چه خصوصياتي است كه ما آن را متاثّر از وحي مي دانيم.
اقتباس های قرآنی در نهج البلاغه

اقتباس های قرآنی در نهج البلاغه

پيوند ناگسستني و همه سويه نهج البلاغه با قرآن کريم، از مسائل حائز اهميت است. يکي از مظاهر اين پيوند، اقتباس هاي قرآني نهج البلاغه است. اهميت بررسي اين اقتباس ها به چند امر باز می گردد: نخست، گونا‌گوني اقتباس هاي قرآني است. دوم، کارکردهاي متفاوت اين اقتباس ها.در اين نوشتار می ‌کوشيم با رويکردي تحليلي اين اقتباس ها را بررسي کنيم. گونه هاي اقتباس قرآني نهج البلاغه عبارت است از: اقتباس کامل، جزئي، متغير، اشاره اي و نهايتاً استنباطي.
قرآن در نهج البلاغه

قرآن در نهج البلاغه

امیرمؤمنان علی علیه السلام در خطبه ای از نهج البلاغه در توصیف این کتاب آسمانی چنین می فرماید: «قرآن نوری است که خاموشی ندارد، چراغی است که درخشندگی آن زوال نپذیرد، دریایی است که ژرفای آن درک نشود، راهی است که رونده آن گمراه نگردد.
Powered by TayaCMS