دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

فعالیت های سیاسی آیت الله حسین مظاهری

No image
فعالیت های سیاسی آیت الله حسین مظاهری

فعالیتهاى سیاسى ـ اجتماعى

آیت الله مظاهرى در خصوص فعالیتهاى سیاسى-اجتماعى خود مى گوید:

«از الطاف الاهى نسبت به بنده این بود که از همان آغاز ورود به قم، در محضر حضرت امام بودم. ایشان، من را به شاگردى پذیرفتند. بودن من در خدمت حضرت امام، خواه ناخواه، من را در مسیر حرکت سیاسى-انقلابى امام قرار داد.

بنده و جمعى از دوستان، از همان سال1340-1341شمسى در خدمت انقلاب بوده ایم و تاکنون هم، به لطف الاهى توانسته ایم به اندازه وسع خود، از این انقلاب و نظام حمایت کنیم. قبل از انقلاب و در زمان مبارزه، در تشکیل برخى جلسات مهم و برنامه ریزى و همچنین امضا و انتشار اطلاعیه ها و بیانیه هاى علما در دفاع از حضرت امام(ره) و علیه نظام طاغوت، و همچنین بعد از انقلاب، با انجام فعالیتهاى حوزوى و حضور مستمر در جامعه مدرسین و تصمیم گیریهاى این جامعه محترم در مقاطع و مسائل حساس، سعى کرده ام در خدمت نظام اسلامى باشم. این را از امام عزیزمان آموخته ایم که «خدمت به این نظام، واجب عینى است» تذکر این نکته را لازم مى دانم که همان طورى که امام بزرگوار فرمود: حفظ این نعمت و امانت الاهى از اصلِ بدست آوردنِ آن، بسیار مشکل تر است». از این رو باید با نهایت دقت و احتیاط، از این نظام ارزشمند حفاظت کرد. هرکسى به اندازه وظیفه خود و به اندازه وسع خود، باید در خدمت انقلاب و آرمانهاى اسلامى آن قرار گیرد و سپاسگزار و قدردان این نعمت بزرگ باشد.»[10]

آیت الله مظاهرى در کارنامه سیاسى ـ اجتماعى که از سال 1340ش[11] شروع مى شود، حضورى مخفى و فعال داشته است. حضور سیاسى-اجتماعى ایشان با امضایى آغاز مى شود که در ذیل نامه اعتراض آمیزى ثبت شده است که با جمعى از علما و محصلان اصفهانى در حوزه علمیه قم خطاب به امیرعباس هویدا (نخست وزیر وقت) در مورد ادامه تبعید امام خمینى(ره) در تاریخ 26/12/1343 نوشته اند.[12] در سال 1344ش هم به اتفاق جمعى از استادان حوزه علمیه قم هجوم مأموران رژیم شاه به حرم مطهر حضرت معصومه(علیها السلام) در آستانه سال نو را محکوم کردند.[13]

در تاریخ 12/1/1344ش درخصوص استعلام از وضعیت امام خمینى(ره) در بازداشتگاه شاه، طى ارسال نامه اى از نخست وزیر (هویدا) مى خواهند که عموم مردم را فوراً از وضع حال و محل اقامت ایشان آگاه بگرداند.[14]

در تاریخ 30/8/1344ش همراه جمعى از علماى حوزه علمیه قم، نامه اى اعتراض آمیز درباره تبعید حضرت امام خمینى(ره) به ترکیه، به هویدا و دیوان عالى کشور ارسال کردند[15] که در فرازى از آن آمده است:

«بیش از یک سال است که پیشواى عالیقدر و مرجع تقلید شیعه حضرت آیت الله العظمى آقاى خمینى ادام الله ظله برخلاف قانون در زندان استعمار (ترکیه) تحت نظر و سپس در عراق به طور تبعید به سر مى برند. در طى این مدت، مردم ایران به ویژه حوزه علمیه قم از رهبرى هاى ارزنده و تعالیم و تربیت هاى فروزنده ایشان محروم بوده است و با کمال بى صبرى در انتظار قدوم شریف ایشان دقیقه شمارى کرده اند.»[16]

در فروردین 1345ش، هم با ارسال نامه ى درباره بازداشت جمعى از فضلاى حوزه علمیه قم، اعتراض خود را ابراز داشتند. در پى این نامه، تلگرافى به زندان قزل قلعه فرستادند و زندانیان انقلابى را مورد تفقد قرار دادند.[17]

در تاریخ 14/13/1349 با فرستادن تلگرام به نجف اشرف، رحلت آیت لله العظمى حکیم را به حضرت امام خمینى تسلیت گفت و ترقى روزافزون جامعه روحانیت و حوزه هاى علمیه را در ظلّ توجهات امام زمان(عج) و رهبرى ایشان از پیشگاه خداوند قادر خواستار شد.[18]

در تاریخ 22/10/1356ش درباره فاجعه خونین 19دى در قم، با صدور اعلامیه اى مراتب انزجار خود را از این اعمال وحشیانه ابراز داشت.[19]

آیت لله مظاهرى در عکس العمل به فاجعه أسف انگیز 29 بهمن در تبریز و کشتار بى رحمانه مردم مسلمان این شهر توسط مأموران شاه، در اطلاعیه چند صفحه اى، انزجار خود را نسبت به قتل عام مردم ابراز داشت و در کنار دیگر اعاظم حوزه علمیه قم، ضمن محکوم کردن این اعمال وحشیانه و ضد اسلامى، حمایت و پشتیبانى خود و مراجع عالیقدر را از مردم انقلابى و باایمان تبریز اعلام داشت و این مصیبت را به پیشگاه حضرت بقیةالله الاعظم(عج) و مراجع عظام دامت برکاتهم و اهالى محترم تبریز تسلیت گفت و توفیق همگان را در دفاع از اسلام و مسلمین خواستار شد.[20]

همچنین بعد از فاجعه کشتار مردم شهر یزد، در تاریخ 16/1/1357ش در نامه اى که به اتفاق جمعى از علما و اساتید حوزه علمیه قم به محضر آیت الله صدوقى ارسال کردند، ضمن تسلیت به مناسبت شهادت جمعى از مردم انقلابى یزد، پایمردى و مقاومت مردم یزد در مقابل جنایات رژیم شاه را ستودند و پیروزى آنان را از خداى سبحان خواستار شدند.[21]

در خصوص اوضاع کلى ایران و براى آشنایى اخبار جارى و حوادثى که بعد از اهانت روزنامه اطلاعات در 17 دى 1356 به مرجع عظیم الشأن حضرت امام خمینى رخ داد آیت الله مظاهرى با صدور اطلاعیه اى در تاریخ 25/1/1357ش مسائل سیاسى اعم از حمله ساواک و نیروهاى گارد شاهنشاهى به حوزه هاى علمیه، مغازه هاى مردم، ضرب و شتم زوّار حرم حضرت معصومه(علیها السلام) و حملات زمینى و هوایى در تبریز به مناسبت برگزارى چهلم شهداى قم و همچنین اخبار برگزارى چهلم شهداى تبریز در شهرهاى زنجان، اصفهان، شیراز، مشهد، یزد، جهرم، گرگان، سارى، کاشان، قم، آذربایجان، بازار تهران و مراسم سوگوارى مردم و برپایى مجالس ترحیم براى شهیدان را به گوش مردم رسانید.[22]

در تاریخ 29/9/1357ش، هم با صدور بیانیه اى، ضمن پاسداشت از مقام شهیدان به ویژه شهداى اصفهان و نجف آباد، مردم را براى شرکت در مراسم بزرگداشت شهداى این شهرها در مسجد حکیم اصفهان دعوت کرد.[23]

منبع:فرهیختگان تمدن شیعه

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

عالمان مرتبط

جدیدترین ها در این موضوع

مشتركات قرآن و نهج البلاغهʁ)

مشتركات قرآن و نهج البلاغه(1)

«فترت»در لغت به معني انقطاع و سستي در كار است و در آية شريفه به اتّفاق جميع مفسّرين مراد انقطاع وحي و فاصله يي است كه بين آمدن پيغمبران حاصل مي شود و در اينجا مقصود فاصله يي است كه بين حضرت عيسي و پيغمبر خاتم (صلّي الله عليه و آله) رخ داد كه حدود 600 سال بوده است و ذكر اين مطلب در آيه براي امتنان و اتمام حجّت خداوند بر بندگان است تا نگويند چرا بعد از اين مدت طولاني براي ما راهنما و پيغمبري نفرستادي. چنانكه اين معني از ذيل آيه شريفه و خطبة مباركه نيز ظاهر مي گردد.
قرآن درآيينه نهج البلاغه

قرآن درآيينه نهج البلاغه

حضرت على(عليه السلام) در نهج البلاغه، بيش از بيست خطبه را به معرفى قرآن و جايگاه آن اختصاص داده است و گاه بيش از نصف خطبه به تبيين جايگاه قرآن و نقش آن در زندگى مسلمانان و وظيفه آنان در مقابل اين كتاب آسمانى اختصاص يافته كه پرداختن به همه آن ها مجالى ديگر مى طلبد.
قرآن در نهج البلاغه

قرآن در نهج البلاغه

امیرمؤمنان علی علیه السلام در خطبه ای از نهج البلاغه در توصیف این کتاب آسمانی چنین می فرماید: «قرآن نوری است که خاموشی ندارد، چراغی است که درخشندگی آن زوال نپذیرد، دریایی است که ژرفای آن درک نشود، راهی است که رونده آن گمراه نگردد.
قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

آنچه كه علي (ع) در توصيف جايگاه قرآن بيان داشته اند و تبيين و تفسيري كه از ابعاد كتاب آسماني به دست دادهاند؛ فراتر از آن است كه در اين سطور بگنجد. «تنها در نهج البلاغه آن حضرت (ع) 96 بار كلمة قرآن، كتاب الله، كتاب ربكم و امثال آن تكرار شده است»
جامعیت و جاودانگى قرآن كریم در نهج البلاغه

جامعیت و جاودانگى قرآن كریم در نهج البلاغه

بسیارى از مخالفان قرآن كوشیده اند چنین شبهه افكنى كنند كه این كتاب آسمانى با دنیاى امروز كه عصر پیشرفت علوم و تكنولوژى است، متناسب نیست ؛ بلكه فقط اعجاز عصر پیامبر ختمى مرتبت صلى الله علیه وآله است و صرفا براى زمان ایشان شمولیت داشته است و اكنون همانند كتاب مقدس انجیل صرفا براى استفاده فردى قابلیت دارد.

پر بازدیدترین ها

قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

آنچه كه علي (ع) در توصيف جايگاه قرآن بيان داشته اند و تبيين و تفسيري كه از ابعاد كتاب آسماني به دست دادهاند؛ فراتر از آن است كه در اين سطور بگنجد. «تنها در نهج البلاغه آن حضرت (ع) 96 بار كلمة قرآن، كتاب الله، كتاب ربكم و امثال آن تكرار شده است»
اهمیت تاریخ از دیدگاه قرآن و نهج‏ البلاغه

اهمیت تاریخ از دیدگاه قرآن و نهج‏ البلاغه

قرآن پيروان خود را به مطالعه تاريخ گذشتگان فرامى‏ خواند و با تكرار و تأكيد زياد به پيروانش دستورمى ‏دهد به سير و سفر بپردازند و از نزديك نشانه ‏هاى تاريخى را مشاهده نمايند تا انديشه آنها بارور شود و سطح فكر و فرهنگشان ارتقا يابد.
اثرپذيري نهج البلاغه از قرآن كريم ʁ)

اثرپذيري نهج البلاغه از قرآن كريم (1)

قرآن، يگانه معجزة ماندگار بشريت است كه بر زبان انسان عالم كون و مكان جاري گشت و قلبها را متحول و مجذوب خود ساخت و اعتراف دوست و دشمن را به اعجاز خود واداشت. پس از كلام وحي، تنها كلامي كه توانست مافوق كلام خلق و مادون كلام خالق قرار گيرد، كلام علي (ع) بود؛ كلامي كه اعجاب بزرگ ترين اديبان را برانگيخت و آنان را از همانند آوري عاجز و ناتوان ساخت، و اين به علّت اثرپذيري آن از وحي بود. هدف ما از اين بحث، آشنايي اجمالي با برخي از جنبه هاي اين اثرپذيري در كلام علي (ع) است و اينكه كلام او داراي چه خصوصياتي است كه ما آن را متاثّر از وحي مي دانيم.
اقتباس های قرآنی در نهج البلاغه

اقتباس های قرآنی در نهج البلاغه

پيوند ناگسستني و همه سويه نهج البلاغه با قرآن کريم، از مسائل حائز اهميت است. يکي از مظاهر اين پيوند، اقتباس هاي قرآني نهج البلاغه است. اهميت بررسي اين اقتباس ها به چند امر باز می گردد: نخست، گونا‌گوني اقتباس هاي قرآني است. دوم، کارکردهاي متفاوت اين اقتباس ها.در اين نوشتار می ‌کوشيم با رويکردي تحليلي اين اقتباس ها را بررسي کنيم. گونه هاي اقتباس قرآني نهج البلاغه عبارت است از: اقتباس کامل، جزئي، متغير، اشاره اي و نهايتاً استنباطي.
قرآن در نهج البلاغه

قرآن در نهج البلاغه

امیرمؤمنان علی علیه السلام در خطبه ای از نهج البلاغه در توصیف این کتاب آسمانی چنین می فرماید: «قرآن نوری است که خاموشی ندارد، چراغی است که درخشندگی آن زوال نپذیرد، دریایی است که ژرفای آن درک نشود، راهی است که رونده آن گمراه نگردد.
Powered by TayaCMS