دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

فعالیت های سیاسی آیت الله میرزا حسن بجنوردی

No image
فعالیت های سیاسی آیت الله میرزا حسن بجنوردی

ارتباط با امام راحل

آیت الله بجنوردى به مرحوم امام خمینى محبت و ارادت بسیارى داشت.

ضمن دوستى و استفاده علمى از یکدیگر، همواره حرکت امام را تأیید مى کرد. و در مواردى نیز عملا نقش داشت. سید محمد بجنوردى مى گوید:

«پدرم مرحوم آیت الله العظمى میرزا حسن بجنوردى با حضرت امام قدس سرهما دوستى دیرینه اى داشت ظاهراً حضرت امام در سن 22سالگى سفرى به نجف اشرف داشتند که حدود یک سال به طول مى انجامد در یکى از روزهاى همان سفر در منزل مرحوم شیخ نصرالله خلخالى(که بعدها نماینده امام در نجف شد» پدرم که در آن ایام حدود سى سال داشت و از امام هشت سال بزرگتر بود آشنا مى شوند با توجه به اینکه والد ما علاوه بر فقه و اصول اهل فلسفه و عرفان هم بودند و با امام اتحاد مشرب داشتند این دو در آن جلسه افکار یکدیگر را مى پسندند و دوستى نزدیک و عمیقى میان آنها آغاز مى شود.

حضرت امام بعدها در نجف برایم نقل کردند که در آن سفر یک ماه وقتى پدر شما مطالعات درس خودش را تا ساعت دوازده شب انجام مى داد به منزل محل اقامت من مى آمد و ما سماور را روشن مى کردیم و تا حدود ساعت سه نیمه شب مى نشستیم و با هم بحث علمى داشتیم.

این دوستى همچنان برقرار بود. وقتى مرحوم آقاى بجنوردى به قم مشرف شدند براى زیارت حضرت فاطمه معصومه ـ سلام الله علیها ـ در منزل حضرت امام وارد شدند و امام میزبان ایشان بودند. بعد از اینکه جریان 15خرداد و نهضت روحانیت شروع شد و رژیم پهلوى حضرت امام را در سال 1343ش ـ در جریان کاپیتولاسیون که ایشان سخنرانى کردند و اطلاعیه دادند ـ به ترکیه تبعید کردند، ایشان نه ماه در ترکیه بودند. بعد از آن نه ماه که در ترکیه بودند بر اثر فشارهاى زیاد مسلمانها، چه در ایران و چه در جاهاى دیگر، رژیم شاه مجبور شد ایشان را از ترکیه به عراق منتقل کند. نقشه شاه این بود که حضرت امام بیایند در حوزه علمیه نجف اشرف و به خیال خام خودش، حضرت امام در این حوزه ذوب بشود و نتواند نمود کند و مستهلک بشود در آنجا. مطلب برعکس شد. حضرت امام که داراى آن فضایل و کمالات بود، معقول، منقول، فقه، فقه معاملات، فقه عبادات، در همان روز سوم که وارد نجف شدند، درس شروع کردند که ما هم از همان اول در درس ایشان حاضر شدیم. این افتخار را بنده دارم که در حدود 14سال در درس ایشان شرکت کردم. عوامل ساواک در نجف در آن زمان تا حدودى قوى بودند و شروع کردند به سمپاشى کردن بر علیه درس حضرت امام، تا کارى کنند که طلبه ها درس امام نروند. یکى از نقشهاى مهم آیت الله بجنوردى این بود که شروع کردند به معرفى حضرت امام(ره) و گفتند که حضرت امام اقلش صد تا شاگرد مجتهد داردحضرت امام در فقه بى نظیر است در اصول بى نظیر است در فلسفه بى نظیر است و صاحب نظر در فلسفه مشاء و فلسفه اشراق. حرف او را هم کسى نمى توانست رد کند. وقتى در نجف شروع کردند به اینکه امام در نجف بى نظیر است طبعاً تمام عوامل ساواک خاموش شدند و درس حضرت امام رونق گرفت ـ و درس ایشان یکى از بهترین درسهاى حوزه علمیه نجف اشرف بود. تقریباً ماهى یک دفعه این دو بزرگوار با هم ملاقات داشتند و با هم تبادل افکار مى کردند.

یک سال هم که در سال 1354 یا 1353 مکه مشرف شدیم در خدمت مرحوم بجنوردى، تازه رژیم بعث عراق ایرانیها را اخراج کرده بود از عراق عده کثیرى، چه از حوزه علمیه نجف و چه کسبه، چه غیر معممین. این اثر عجیبى گذاشته بود. ساواک عوامل خودش را فرستاده بود نجف و شروع کرده بودند به سمپاشى و به اینکه ببینید چرا امام هیچ اقدامى و اعتراضى نکرده؟ و چطور وقتى در ایران مسأله اى اتفاق مى افتد ایشان فورى اعتراض مى کند. ولى در مسأله اى به این مهمى که حوزه نجف اشرف را از هم پاشیدند و ایرانیها را این قدر اذیت کردند چرا ایشان اقدام نکرده و مداخله نکرده است.

این مسأله را مرحوم شهید حاج شیخ فضل الله محلاتى به من خبر داد. در مکه به من گفت که عوامل رژیم مشغول این کارند و گفت که، کسى که مى تواند تمام زحمات اینها را هدر دهد آقاى بجنوردى است. اگر ایشان واقعیت را براى روحانیون کاروان هابگویند تمام زحمات رژیم شاه و ساواک بر باد مى رود. بنا شد که در جلسه اى که تمام روحانیون کاروان ها و افراد موجه مى آیند جهت دیدن آقا، مرحوم شیخ فضل الله محلاتى سئوال بکند و ایشان جواب بدهد. مرحوم آقاى محلاتى در جمعیت انبوهى که آمده بودند، سئوال کرد که آقا، حضرت آقاى خمینى در این جریان و این محنتى که در حوزه نجف اتفاق افتاد و ایرانیها را اخراج کردند، اقدامى کردند؟ کارى کردند؟ یا نه؟ ایشان فرمودند یگانه کسى که اعتراض کرد واعتراض او و استنکار شدید حوزه نجف اشرف را نگهدارى کرد اقدام آقاى خمینى ـ حفظه الله - بود. عین عبارت ایشان است. چون ایشان تهدید کرد دولت را آن وقت و گفت اگر حوزه را از هم بپاشید و این اخراج را ادامه دهید من به بیروت خواهم رفت.

گذرنامه شان را هم فرستادند تا خروجى بدهند که ایشان خارج شوند. رژیم عراق فهمید که ایشان اهل تعارف نیست. آدمى است که وقتى حرف مى زند عمل مى کند. این را هم همه مى دانستند. این ویژگى امام را دوست و دشمن مى دانستند.

ایشان فرمودند که این گذرنامه من و باید خروجى بدهید، و الاّ من اعلام مى کنم که من در خانه در حصر هستم. دولت بعث دید یا باید این اخراج را متوقف کند یا این که این واقعه مهم را تحمل کند ـ که رفتن حضرت امام از نجف باشد. دید نمى تواند و مجبور شد و اخراج را متوقف کرد. و ایشان در نجف ماندند. و ایرانیها هم ماندند. پس یگانه کسى که ایستاد و حوزه را نگهداشت حضرت امام بودند. این مطلب را حضرت آیت الله العظمى آقاى بجنوردى در جلسه عمومى و علنى بیان کردند. این مسأله که از ایشان گفته شد تمام نقشه هاى ساواک و ایادى شان را که فرستاده بودند به مکه و مدینه تا القاء شک و شبهه بکنند به اینکه ببینید که ایشان در این مسأله کارى نکند، تمام هدر رفت. بعد از این قضیه کینه عجیب ساواک نسبت به ایشان گرفت که وقتى برگشت گذرنامه ایشان را تمدیدنکردند.

مثل کارهایى که بچه ها مى کنند. یعنى تنها کارى که مى توانستند بکنند که تمدید نکردن گذرنامه بود انجام دادند.[28]

منبع:فرهیختگان تمدن شیعه

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

عالمان مرتبط

حسن بجنوردی

حسن بجنوردی

جدیدترین ها در این موضوع

مشتركات قرآن و نهج البلاغهʁ)

مشتركات قرآن و نهج البلاغه(1)

«فترت»در لغت به معني انقطاع و سستي در كار است و در آية شريفه به اتّفاق جميع مفسّرين مراد انقطاع وحي و فاصله يي است كه بين آمدن پيغمبران حاصل مي شود و در اينجا مقصود فاصله يي است كه بين حضرت عيسي و پيغمبر خاتم (صلّي الله عليه و آله) رخ داد كه حدود 600 سال بوده است و ذكر اين مطلب در آيه براي امتنان و اتمام حجّت خداوند بر بندگان است تا نگويند چرا بعد از اين مدت طولاني براي ما راهنما و پيغمبري نفرستادي. چنانكه اين معني از ذيل آيه شريفه و خطبة مباركه نيز ظاهر مي گردد.
قرآن درآيينه نهج البلاغه

قرآن درآيينه نهج البلاغه

حضرت على(عليه السلام) در نهج البلاغه، بيش از بيست خطبه را به معرفى قرآن و جايگاه آن اختصاص داده است و گاه بيش از نصف خطبه به تبيين جايگاه قرآن و نقش آن در زندگى مسلمانان و وظيفه آنان در مقابل اين كتاب آسمانى اختصاص يافته كه پرداختن به همه آن ها مجالى ديگر مى طلبد.
قرآن در نهج البلاغه

قرآن در نهج البلاغه

امیرمؤمنان علی علیه السلام در خطبه ای از نهج البلاغه در توصیف این کتاب آسمانی چنین می فرماید: «قرآن نوری است که خاموشی ندارد، چراغی است که درخشندگی آن زوال نپذیرد، دریایی است که ژرفای آن درک نشود، راهی است که رونده آن گمراه نگردد.
قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

آنچه كه علي (ع) در توصيف جايگاه قرآن بيان داشته اند و تبيين و تفسيري كه از ابعاد كتاب آسماني به دست دادهاند؛ فراتر از آن است كه در اين سطور بگنجد. «تنها در نهج البلاغه آن حضرت (ع) 96 بار كلمة قرآن، كتاب الله، كتاب ربكم و امثال آن تكرار شده است»
جامعیت و جاودانگى قرآن كریم در نهج البلاغه

جامعیت و جاودانگى قرآن كریم در نهج البلاغه

بسیارى از مخالفان قرآن كوشیده اند چنین شبهه افكنى كنند كه این كتاب آسمانى با دنیاى امروز كه عصر پیشرفت علوم و تكنولوژى است، متناسب نیست ؛ بلكه فقط اعجاز عصر پیامبر ختمى مرتبت صلى الله علیه وآله است و صرفا براى زمان ایشان شمولیت داشته است و اكنون همانند كتاب مقدس انجیل صرفا براى استفاده فردى قابلیت دارد.

پر بازدیدترین ها

قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

آنچه كه علي (ع) در توصيف جايگاه قرآن بيان داشته اند و تبيين و تفسيري كه از ابعاد كتاب آسماني به دست دادهاند؛ فراتر از آن است كه در اين سطور بگنجد. «تنها در نهج البلاغه آن حضرت (ع) 96 بار كلمة قرآن، كتاب الله، كتاب ربكم و امثال آن تكرار شده است»
اهمیت تاریخ از دیدگاه قرآن و نهج‏ البلاغه

اهمیت تاریخ از دیدگاه قرآن و نهج‏ البلاغه

قرآن پيروان خود را به مطالعه تاريخ گذشتگان فرامى‏ خواند و با تكرار و تأكيد زياد به پيروانش دستورمى ‏دهد به سير و سفر بپردازند و از نزديك نشانه ‏هاى تاريخى را مشاهده نمايند تا انديشه آنها بارور شود و سطح فكر و فرهنگشان ارتقا يابد.
اثرپذيري نهج البلاغه از قرآن كريم ʁ)

اثرپذيري نهج البلاغه از قرآن كريم (1)

قرآن، يگانه معجزة ماندگار بشريت است كه بر زبان انسان عالم كون و مكان جاري گشت و قلبها را متحول و مجذوب خود ساخت و اعتراف دوست و دشمن را به اعجاز خود واداشت. پس از كلام وحي، تنها كلامي كه توانست مافوق كلام خلق و مادون كلام خالق قرار گيرد، كلام علي (ع) بود؛ كلامي كه اعجاب بزرگ ترين اديبان را برانگيخت و آنان را از همانند آوري عاجز و ناتوان ساخت، و اين به علّت اثرپذيري آن از وحي بود. هدف ما از اين بحث، آشنايي اجمالي با برخي از جنبه هاي اين اثرپذيري در كلام علي (ع) است و اينكه كلام او داراي چه خصوصياتي است كه ما آن را متاثّر از وحي مي دانيم.
اقتباس های قرآنی در نهج البلاغه

اقتباس های قرآنی در نهج البلاغه

پيوند ناگسستني و همه سويه نهج البلاغه با قرآن کريم، از مسائل حائز اهميت است. يکي از مظاهر اين پيوند، اقتباس هاي قرآني نهج البلاغه است. اهميت بررسي اين اقتباس ها به چند امر باز می گردد: نخست، گونا‌گوني اقتباس هاي قرآني است. دوم، کارکردهاي متفاوت اين اقتباس ها.در اين نوشتار می ‌کوشيم با رويکردي تحليلي اين اقتباس ها را بررسي کنيم. گونه هاي اقتباس قرآني نهج البلاغه عبارت است از: اقتباس کامل، جزئي، متغير، اشاره اي و نهايتاً استنباطي.
قرآن در نهج البلاغه

قرآن در نهج البلاغه

امیرمؤمنان علی علیه السلام در خطبه ای از نهج البلاغه در توصیف این کتاب آسمانی چنین می فرماید: «قرآن نوری است که خاموشی ندارد، چراغی است که درخشندگی آن زوال نپذیرد، دریایی است که ژرفای آن درک نشود، راهی است که رونده آن گمراه نگردد.
Powered by TayaCMS