دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

فعالیت های سیاسی ملا حسینقلی همدانی

No image
فعالیت های سیاسی ملا حسینقلی همدانی

توجه به مسائل سیاسى و اجتماعى

خود آگاهى عرفانى بسیارى از سالکان طریق را به سوى فردگرایى و عدم رغبت به مسائل اجتماعى سوق مى دهد، ولى در مکتب تربیتى ـ عرفانى آخوند، که براساس الگوى قرآنى و حرکت پیام آوران وحى تنظیم شده است، این انحراف دیده نمى شود. گر چه از جزئیات موضع گیرى هاى سیاسى ـ اجتماعى آخوند اطلاعاتى در دست نیست، اما دو نکته اساسى مواضع او را در مسائل اجتماعى روشن مى سازد. صفحات اندکى که از آخوند به عنوان «دستور العمل» به جاى مانده است، حکایت از آن دارد که آخوند شخصیتى دردمند است و این دردمندى او از آگاهى هاى اجتماعى و احساس مسئولیت در برابر نابسامانى هاى جامعه ریشه مى گیرد. وى در یکى از دستور العمل هاى اخلاقى مى فرماید:

«شب و روز به سیف و سِنان لِسان، عِرض و مال و عصمت مسلمانان را پاره پاره مى کنند، قلوبشان خالى از ذکر و فکر و مملو از حیله و مکر است، دست عقل را بسته و دست هوا را گشاده، چه زخم ها از آن دست ها بر کبد دین رسیده و چه مصیبتها در شرع شریف بر پا شده، لباس خدائیان را کنده و جامه فرنگیان را پوشیده، اطعمه و اشربه اسلام را بدل به زهر و زقوم نصارى و دهریان نموده اند، وظایف شرع را متروک و آداب کفر را مسلوک([21]) داشته، بازار کفر و شرک در بلادشان معمور و آباد و سوق([22]) اسلامشان مخروب و بر باد، و افضیحتاه!([23]) عسگر]لشگر[ کفر در بلاد وجود ما منصور و مسرور و لشگر اسلام مقتول و مأسورند.([24])»([25])

آخوند هر چند مربّى اخلاق و سیر و سلوک بود، ولى از عناصر اجتماعى مکتب اسلام، همچون وحدت مسلمانان غافل نبود. شیخ محمّد بهارى، ممتازترین شاگرد وى در این زمینه مى گوید:

«استاد ما رضوان الله علیه مى فرمود: خیلى کار از اتحاد قلوب ساخته گردد که از متفرد بر نمى آید. او اهتمامى تام در این مطلب داشت.»

از خط مشى و شیوه رفتارى تربیت یافتگان مکتب آخوند و حضور فعال آن ها در صحنه سیاست و وقایع اجتماعى مى توان نقش و تاثیر استاد بزرگ آن ها را در این مسیر تشخیص داد. روشن بینى و آگاهى هاى اجتماعى آخوند ملاحسینقلى همدانى سبب شد که شاگردان ممتاز وى در مقاطع حساس تاریخى، قدم بر عرصه سیاست گذاشتند. برخى از آنان رهبرى مردم را در حوادث سیاسى بر عهده داشتند.

یکى از این فرزانگان مصلح بزرگ، سید جمال الدین اسد آبادى است که مدّت ها شاگرد آخوند ملاحسینقلى بود.

یکى دیگر از شاگردان انقلابى آخوند، ادیب و فقیه بزرگ، سید محمّد سعید حبوبىمى باشد. این مجاهد بزرگ از برجسته ترین شاگردان مکتب آن عارف والا مقام است. او در صف آرایى مسلمانان عراق در برابر نیروهاى متجاوز انگلیسى، از پیشگامان مبارزه با تجاوزگران خارجى بود. او فرماندهى 90000 نفر از مسلمانان را در نبرد به عهده داشت و در جریان مبارزه پرشورترین حماسه ها را آفرید.([26])

شیخ محمّد باقر بهارى نیز از نزدیک ترین اصحاب آخوند و پرورش یافته مکتب اوست. این عارف سالک و مجتهد مجاهد در برابر تجاوزات امپراتورى روسیه مقاومت نمود و با تحریم اجناس روسى، علناً با دشمنان اسلام به مبارزه برخاست. او با تلگراف به سران کشورهاى اسلامى، خطر تهاجم روسیه به ایران و ترکیه را به آنان گوشزد نمود و با تلاش هاى پى گیر خویش، در برابر دشمنان متجاوز مقاومت کرد و آن ها را ازحمله به کشوراسلامى منصرف ساخت.

سید عبدالحسین لارى نیز از درس آموزان و رشد یافته گان مکتب این عارف فرزانه است. این مجتهد وارسته سیر و سلوک معنوى را همراه جهاد و مبارزه برگزید. مبارزه با ظلم و ستم خوانین منطقه، تشکیل حکومت اسلامى از لارستان تا بندرعباس، رهبرى مردم جنوب در دوران مشروطیت، ایجاد جنبش دلیران تنگستان و آزاد سازى بنادر جنوب از دست متجاوزان انگلیس بخش هایى از کارنامه درخشان این عارف آگاه و مجتهد مجاهد را نشان مى دهد. این ظلم ستیزان مصلح از شاگردان مکتب آخوند ملاحسینقلى همدانى محسوب مى شوند. افزون بر این، مطالعه تاریخ جنبش هاى مختلف در تاریخ معاصر که در ایران و عراق رخ داده حاکى از حضور فعال پرورش یافتگان این مکتب تربیتى ـ عرفانى در صحنه سیاست و رهبرى مردم مى باشد. این روش تربیتى آخوند همدانى، بیانگر آن است که سیر و سلوک عرفانى، هیچ گونه منافاتى با مبارزات اجتماعى، حق طلبى و ایفاى نقش هاى انقلابى ندارد.([27])

منبع:فرهیختگان تمدن شیعه

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

عالمان مرتبط

جدیدترین ها در این موضوع

مشتركات قرآن و نهج البلاغهʁ)

مشتركات قرآن و نهج البلاغه(1)

«فترت»در لغت به معني انقطاع و سستي در كار است و در آية شريفه به اتّفاق جميع مفسّرين مراد انقطاع وحي و فاصله يي است كه بين آمدن پيغمبران حاصل مي شود و در اينجا مقصود فاصله يي است كه بين حضرت عيسي و پيغمبر خاتم (صلّي الله عليه و آله) رخ داد كه حدود 600 سال بوده است و ذكر اين مطلب در آيه براي امتنان و اتمام حجّت خداوند بر بندگان است تا نگويند چرا بعد از اين مدت طولاني براي ما راهنما و پيغمبري نفرستادي. چنانكه اين معني از ذيل آيه شريفه و خطبة مباركه نيز ظاهر مي گردد.
قرآن درآيينه نهج البلاغه

قرآن درآيينه نهج البلاغه

حضرت على(عليه السلام) در نهج البلاغه، بيش از بيست خطبه را به معرفى قرآن و جايگاه آن اختصاص داده است و گاه بيش از نصف خطبه به تبيين جايگاه قرآن و نقش آن در زندگى مسلمانان و وظيفه آنان در مقابل اين كتاب آسمانى اختصاص يافته كه پرداختن به همه آن ها مجالى ديگر مى طلبد.
قرآن در نهج البلاغه

قرآن در نهج البلاغه

امیرمؤمنان علی علیه السلام در خطبه ای از نهج البلاغه در توصیف این کتاب آسمانی چنین می فرماید: «قرآن نوری است که خاموشی ندارد، چراغی است که درخشندگی آن زوال نپذیرد، دریایی است که ژرفای آن درک نشود، راهی است که رونده آن گمراه نگردد.
قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

آنچه كه علي (ع) در توصيف جايگاه قرآن بيان داشته اند و تبيين و تفسيري كه از ابعاد كتاب آسماني به دست دادهاند؛ فراتر از آن است كه در اين سطور بگنجد. «تنها در نهج البلاغه آن حضرت (ع) 96 بار كلمة قرآن، كتاب الله، كتاب ربكم و امثال آن تكرار شده است»
جامعیت و جاودانگى قرآن كریم در نهج البلاغه

جامعیت و جاودانگى قرآن كریم در نهج البلاغه

بسیارى از مخالفان قرآن كوشیده اند چنین شبهه افكنى كنند كه این كتاب آسمانى با دنیاى امروز كه عصر پیشرفت علوم و تكنولوژى است، متناسب نیست ؛ بلكه فقط اعجاز عصر پیامبر ختمى مرتبت صلى الله علیه وآله است و صرفا براى زمان ایشان شمولیت داشته است و اكنون همانند كتاب مقدس انجیل صرفا براى استفاده فردى قابلیت دارد.

پر بازدیدترین ها

اهمیت تاریخ از دیدگاه قرآن و نهج‏ البلاغه

اهمیت تاریخ از دیدگاه قرآن و نهج‏ البلاغه

قرآن پيروان خود را به مطالعه تاريخ گذشتگان فرامى‏ خواند و با تكرار و تأكيد زياد به پيروانش دستورمى ‏دهد به سير و سفر بپردازند و از نزديك نشانه ‏هاى تاريخى را مشاهده نمايند تا انديشه آنها بارور شود و سطح فكر و فرهنگشان ارتقا يابد.
اقتباس های قرآنی در نهج البلاغه

اقتباس های قرآنی در نهج البلاغه

پيوند ناگسستني و همه سويه نهج البلاغه با قرآن کريم، از مسائل حائز اهميت است. يکي از مظاهر اين پيوند، اقتباس هاي قرآني نهج البلاغه است. اهميت بررسي اين اقتباس ها به چند امر باز می گردد: نخست، گونا‌گوني اقتباس هاي قرآني است. دوم، کارکردهاي متفاوت اين اقتباس ها.در اين نوشتار می ‌کوشيم با رويکردي تحليلي اين اقتباس ها را بررسي کنيم. گونه هاي اقتباس قرآني نهج البلاغه عبارت است از: اقتباس کامل، جزئي، متغير، اشاره اي و نهايتاً استنباطي.
قرآن در نهج البلاغه

قرآن در نهج البلاغه

امیرمؤمنان علی علیه السلام در خطبه ای از نهج البلاغه در توصیف این کتاب آسمانی چنین می فرماید: «قرآن نوری است که خاموشی ندارد، چراغی است که درخشندگی آن زوال نپذیرد، دریایی است که ژرفای آن درک نشود، راهی است که رونده آن گمراه نگردد.
مشتركات قرآن و نهج البلاغهʁ)

مشتركات قرآن و نهج البلاغه(1)

«فترت»در لغت به معني انقطاع و سستي در كار است و در آية شريفه به اتّفاق جميع مفسّرين مراد انقطاع وحي و فاصله يي است كه بين آمدن پيغمبران حاصل مي شود و در اينجا مقصود فاصله يي است كه بين حضرت عيسي و پيغمبر خاتم (صلّي الله عليه و آله) رخ داد كه حدود 600 سال بوده است و ذكر اين مطلب در آيه براي امتنان و اتمام حجّت خداوند بر بندگان است تا نگويند چرا بعد از اين مدت طولاني براي ما راهنما و پيغمبري نفرستادي. چنانكه اين معني از ذيل آيه شريفه و خطبة مباركه نيز ظاهر مي گردد.
قرآن درآيينه نهج البلاغه

قرآن درآيينه نهج البلاغه

حضرت على(عليه السلام) در نهج البلاغه، بيش از بيست خطبه را به معرفى قرآن و جايگاه آن اختصاص داده است و گاه بيش از نصف خطبه به تبيين جايگاه قرآن و نقش آن در زندگى مسلمانان و وظيفه آنان در مقابل اين كتاب آسمانى اختصاص يافته كه پرداختن به همه آن ها مجالى ديگر مى طلبد.
Powered by TayaCMS