دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

قناعت

حضرت علي (ع) فرمودند: «به جستجوي بي‏نيازي برخاستم، آن را جز در قناعت نيافتم؛ همواره قناعت كنيد، تا بي‏نياز باشيد.»
قناعت
قناعت

قال علي(ع): «طَلَبْتُ‏ الْغِنَي‏ فَمَا وَجَدْتُ‏ إِلَّا بِالْقَنَاعَةِ عَلَيكُمْ بِالْقَنَاعَةِ تَسْتَغْنُوا»
حضرت علي (ع) فرمودند: «به جستجوي بي‏نيازي برخاستم، آن را جز در قناعت نيافتم؛ همواره قناعت كنيد، تا بي‏نياز باشيد.» (جامع الأخبار (للشعيري)، محمد بن محمد،ص123)

قناعت

حقیقت قناعت یعنی آرامش خاطر در نبودن آن ‌چه دل می‏خواهد، و راضی شدن به خوراكی‌های اندك و تأسف نخوردن بر آن‌چه از دست رفته است. قناعت در وجود آدمی غنی بودن به‌جای می‌نهد و نفس او را از ذلت دور کرده، عزت شخصیت را به وی هدیه می‌کند، اما اگر چنان نبود و نفس آدمی قانع نشد، بیشتر از آن‌چه از ثروت و مقام به‌دست آورد، و حرص می‏زند و هیچ‌گاه احساس بی‏نیازی نمی‏كند. مردی خدمت حضرت صادق(ع) شكایت كرد كه او هر چه طلب می‏كند، باز هم قانع نمی‏شود و نفسش همواره با او در منازعه می‏باشد كه بیشتر كند. عرض كرد: چیزی به من تعلیم كن تا از آن بهره‏مند شوم، فرمود: اگر آن‌چه را در دست داری تو را بی‏نیاز می‏كند، پس كمتر آن هم تو را بی‏نیاز می‏سازد، و اگر بی‏نیازت نمی‏كند، پس همه آن هم تو را بی‏نیاز نخواهد كرد.[1]
به فرموده امام باقر(ع):
من قنع بما أوتی، قرّت عینه؛[2]
هر كس به آن‌چه دارد قانع و خرسند باشد، هماره چشمش روشن (و روحش آسوده) است.
جمعی كه ز شوق رو به طاعت دارندو ز نور و صفای دل بضاعت دارند
مانند همان شاكر و فارق ‏بالند سیمرغ صفت قاف قناعت‏ دارند[3]

قناعت در قرآن
1. در تأویل آیه: لَیرْزُقَنَّهُمُ اللَّهُ رِزْقاً حَسَناً:[4] خداوند روزی نیكویی به ایشان خواهد داد. آمده كه مراد قناعت است، زیرا قناعت یعنی خشنودی نفس به آن‌چه به او داده شده، اگر چه بسیار اندك باشد.
2. مراد از آیه شریفه‌ فَكُّ رَقَبَةٍ أَوْ إِطْعامٌ فِی یوْمٍ ذِی مَسْغَبَةٍ: آزاد كردن بنده‏ای، یا غذا دادن در روز گرسنگی. آمده است که منظور آزاد كردن نفس از حرص و طمع است، زیرا كسی كه قناعت ورزید عزّت را بر ذلّت و راحتی را به‌جای سختی برگزیده است.[5]
3. شیخ طبرسی در شرح «حیاة طیبة» در آیه‌ مَنْ عَمِلَ صالِحاً مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثی‏ وَ هُوَ مُؤْمِنٌ، فَلَنُحْیینَّهُ حَیاةً طَیبَةً[6] هر كس، از مرد و زن، كار نیكو و شایسته كند و مؤمن باشد، او را زندگی پاكیزه. چند قول نقل می‏كند: نخستین آن‌ها روزی حلال است، دوّمین آن‌ها قناعت و خرسندی است به آن‌چه خدای متعال قسمت كرده است.[7]
قناعت‏كن ای نفس بر اندكی كه سلطان و درویش بینی یكی
چرا پیش خسرو بخواهش رویچو یكسو نهادی طمع، خسروی
و گر خودپرستی شكم طبله كن‏ در خانه این و آن قبله كن[8]

قناعت بستر خوبی‌ها
قناعت،صفتی است که فضائل دیگر از آن نشأت می‌گیرد؛ شخص قانع، به سبب این خصلت آسانتر از دلربایی‌های دنیا دست کشیده و به معنویت توجه نموده و توشه آخرت راذخیره می‌سازد و بر عكس، از دست دادن روحیه قناعت، باعث غرق شدن در مادیات و در نتیجه ازدست دادن آخرت است.
حضرت رسول(ص) می‌فرماید:
طُوبی لِمَنْ هُدِی لِلْاسْلامِ، وَكانَ عَیشُهُ كَفافاً بِهِ؛[9]

خوشا به حال كسی كه به دین اسلام، هدایت یابد و معاش زندگی‌اش در حد كفاف نیازهای او باشد.
امیرمؤمنان(ع) قناعت را نعمتی خدادادی می‏داند و می‏فرماید :
اذا ارادَ اللَّهُ بِعَبْدٍ َخیراً الْهَمَهُ الْقَناعَةَ فَاكْتَفی بِالْكَفافِ وَاكتَسَی‏ بِالْعَفافِ؛[10]

هرگاه خدا بخواهد به بنده‏ای خیر دهد، قناعت را به او الهام می‏كند. چنین بنده‏ای به قدر كفاف بسنده می‏كند و با لباس عفاف، خود را می‏پوشاند؛ یعنی چشم به مال دیگران نمی‏دوزد و دست به سوی دیگران دراز نمی‏كند.

خاطره‌ای از قناعت
یکی از علما که هنوز در قید حیات است، خاطره‌ای را بیان کردند که وقتی داماد شدم، یكی از بستگان گفت شما كه می‏خواهی خانواده‏ات را بیاوری، عروس بیاوری، بلند شو و برو بازار كاشان و مقداری قالی بگیر و دور خانه را قالی آویزان كن! گفتم: باشد. خوب تازه هم عمامه گذاشته بودیم و بیست و دو سه سالمان بود. رفتیم و در راه با خود گفتم: حالا باید نزد تاجر بروم و گردن خم كنم و قالی بگیرم و بیایم دور خانه آویزان كنم، كه پیش فامیل‏های خانم قد بلند كنم. باید این‌جا قدم را كوتاه كنم و آن‌جا قدم را بلند كنم. با خودم گفتم: نه اینجا كوتاه و نه آن‌ جا بلند و برگشتم! گفتند: چه كار كردی؟ گفتم: جمع و تفریق كردم و نشد. برای این‌كه یك ‌جا باید خوار و یك‌ جا باید عزیز شوم، نه آن‌جا خوار و نه این‌جا عزیز می‏شوم.
ای دوست طمع تو را نگو نسار كند بر هركه طمع كنی تو را خار كند
زنهار كه در صبر و قناعت ‏كوشیتا چرخ تو را مركز پرگار كند[11]

[1]. طبرسى، على بن‌حسن، عطاردى قوچانى، عزيزالله، مشكاة‌الأنوار/ترجمه عطاردى، 1جلد، عطارد، تهران، چاپ اول، 1374ش، ص121.
[2]. فتال نيشابورى، محمد بن‌احمد، روضة‌الواعظين و بصيرة‌المتعظين (ط‌ـ‌القديمة)، 2جلد، انتشارات رضى، ايران، قم، چاپ اول، 1375ش، ج‏2، ص441.
[3]. ميبدى، حسين بن‌معين‌الدين، زمانى، مصطفى، ديوان أميرالمؤمنين(ع)، 1جلد، دار نداءالإسلام للنشر، قم، چاپ اول، 1411ق، ص211.
[4]. حج، 57.
[5]. ديلمى، حسن بن‌محمد،سلگى نهاوندى، على، إرشاد القلوب/ترجمه سلگى، 2جلد، ناصر، قم، چاپ اول، 1376ش، ج‏1، صص310ـ311.
[6]. نحل، 97
[7]. حكيمى، محمدرضا و حكيمى، محمد و حكيمى، على‌-‌آرام، احمد، الحياة / ترجمه احمد آرام، 6جلد، دفتر نشر فرهنگ اسلامى، تهران، چاپ: اول، 1380ش، ج‏3، ص450.
[8]. كراجكى، محمد بن‌على، قمى، عباس، نزهة‌النواظر/ترجمه معدن‌الجواهر، 1جلد، اسلاميه، تهران، چاپ اول، بى‌تا، ص119.
[9]. نورى، حسين بن‌محمد تقى، مستدرك‌الوسائل و مستنبط‌المسائل، 28جلد، مؤسسة آل البيت(ع)، قم، چاپ اول، 1408ق، ج‏15، ص231.
[10]. تميمى آمدى، عبدالواحد بن‌محمد، غررالحكم و دررالكلم (مجموعة من كلمات و حكم الإمام علي(ع))، 1جلد، دار الكتاب الإسلامي، قم، چاپ دوم، 1410ق، ص291.
[11]. ميبدى، حسين بن‌معين‌الدين/زمانى، مصطفى، ديوان أميرالمؤمنين(ع)، 1جلد، دار نداءالإسلام للنشر، قم، چاپ اول، 1411ق، ص446.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

مشتركات قرآن و نهج البلاغهʁ)

مشتركات قرآن و نهج البلاغه(1)

«فترت»در لغت به معني انقطاع و سستي در كار است و در آية شريفه به اتّفاق جميع مفسّرين مراد انقطاع وحي و فاصله يي است كه بين آمدن پيغمبران حاصل مي شود و در اينجا مقصود فاصله يي است كه بين حضرت عيسي و پيغمبر خاتم (صلّي الله عليه و آله) رخ داد كه حدود 600 سال بوده است و ذكر اين مطلب در آيه براي امتنان و اتمام حجّت خداوند بر بندگان است تا نگويند چرا بعد از اين مدت طولاني براي ما راهنما و پيغمبري نفرستادي. چنانكه اين معني از ذيل آيه شريفه و خطبة مباركه نيز ظاهر مي گردد.
قرآن درآيينه نهج البلاغه

قرآن درآيينه نهج البلاغه

حضرت على(عليه السلام) در نهج البلاغه، بيش از بيست خطبه را به معرفى قرآن و جايگاه آن اختصاص داده است و گاه بيش از نصف خطبه به تبيين جايگاه قرآن و نقش آن در زندگى مسلمانان و وظيفه آنان در مقابل اين كتاب آسمانى اختصاص يافته كه پرداختن به همه آن ها مجالى ديگر مى طلبد.
قرآن در نهج البلاغه

قرآن در نهج البلاغه

امیرمؤمنان علی علیه السلام در خطبه ای از نهج البلاغه در توصیف این کتاب آسمانی چنین می فرماید: «قرآن نوری است که خاموشی ندارد، چراغی است که درخشندگی آن زوال نپذیرد، دریایی است که ژرفای آن درک نشود، راهی است که رونده آن گمراه نگردد.
قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

آنچه كه علي (ع) در توصيف جايگاه قرآن بيان داشته اند و تبيين و تفسيري كه از ابعاد كتاب آسماني به دست دادهاند؛ فراتر از آن است كه در اين سطور بگنجد. «تنها در نهج البلاغه آن حضرت (ع) 96 بار كلمة قرآن، كتاب الله، كتاب ربكم و امثال آن تكرار شده است»
جامعیت و جاودانگى قرآن كریم در نهج البلاغه

جامعیت و جاودانگى قرآن كریم در نهج البلاغه

بسیارى از مخالفان قرآن كوشیده اند چنین شبهه افكنى كنند كه این كتاب آسمانى با دنیاى امروز كه عصر پیشرفت علوم و تكنولوژى است، متناسب نیست ؛ بلكه فقط اعجاز عصر پیامبر ختمى مرتبت صلى الله علیه وآله است و صرفا براى زمان ایشان شمولیت داشته است و اكنون همانند كتاب مقدس انجیل صرفا براى استفاده فردى قابلیت دارد.

پر بازدیدترین ها

قرآن درآيينه نهج البلاغه

قرآن درآيينه نهج البلاغه

حضرت على(عليه السلام) در نهج البلاغه، بيش از بيست خطبه را به معرفى قرآن و جايگاه آن اختصاص داده است و گاه بيش از نصف خطبه به تبيين جايگاه قرآن و نقش آن در زندگى مسلمانان و وظيفه آنان در مقابل اين كتاب آسمانى اختصاص يافته كه پرداختن به همه آن ها مجالى ديگر مى طلبد.
قرآن در نهج البلاغه

قرآن در نهج البلاغه

امیرمؤمنان علی علیه السلام در خطبه ای از نهج البلاغه در توصیف این کتاب آسمانی چنین می فرماید: «قرآن نوری است که خاموشی ندارد، چراغی است که درخشندگی آن زوال نپذیرد، دریایی است که ژرفای آن درک نشود، راهی است که رونده آن گمراه نگردد.
اهمیت تاریخ از دیدگاه قرآن و نهج‏ البلاغه

اهمیت تاریخ از دیدگاه قرآن و نهج‏ البلاغه

قرآن پيروان خود را به مطالعه تاريخ گذشتگان فرامى‏ خواند و با تكرار و تأكيد زياد به پيروانش دستورمى ‏دهد به سير و سفر بپردازند و از نزديك نشانه ‏هاى تاريخى را مشاهده نمايند تا انديشه آنها بارور شود و سطح فكر و فرهنگشان ارتقا يابد.
قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

آنچه كه علي (ع) در توصيف جايگاه قرآن بيان داشته اند و تبيين و تفسيري كه از ابعاد كتاب آسماني به دست دادهاند؛ فراتر از آن است كه در اين سطور بگنجد. «تنها در نهج البلاغه آن حضرت (ع) 96 بار كلمة قرآن، كتاب الله، كتاب ربكم و امثال آن تكرار شده است»
اثرپذيري نهج البلاغه از قرآن كريم ʃ)

اثرپذيري نهج البلاغه از قرآن كريم (3)

ايجاز "حذف" آن است كه كلماتي را در كلام به واسطة وجود قرينه حذف كنند؛ مثل: «جاهدوا في الله حقّ جهاده» (حج: 78)؛ يعني في سبيل الله. آنچه مطلوب نظر بلغا و ادباست، ايجاز قصر است كه به واسطة رعايت آن، مراتب بلاغت تفاوت مي كند، و هر كس بيشتر اين نوع ايجاز را رعايت كند، بليغ تر و عظمت كلام او بيشتر خواهد بود. در آيات قرآن، ايجاز قصر بسيار است؛ از جمله: «الا له الخلق و الامر» (اعراف: 54) - «و اعّدو لهم ما استطعتم من قوّه» (انفال: 60).
Powered by TayaCMS