دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

لوازم تمدن‌سازی در عصر غیبت

متن زیر گفتاری از آیت‌الله سیدمحمدمهدی میرباقری در مورد تمدن‌سازی در عصر غیبت است که می‌خوانید.
لوازم تمدن‌سازی در عصر غیبت
لوازم تمدن‌سازی در عصر غیبت

گفتاری از آیت‌الله میرباقری

متن زیر گفتاری از آیت‌الله سیدمحمدمهدی میرباقری در مورد تمدن‌سازی در عصر غیبت است که می‌خوانید.

۱- مکتب انتظار، نه مکتب احتراز است فقط (البته اگر احتراز و تبری نبود اختلاط حاصل می‌شد)؛ نه مکتب اعتراض و درگیری است فقط؛ و نه مکتب سازندگی است فقط؛ بلکه هر سه هست. این سه رکنِ انتظار، در عصر غیبت بر محور فق‌ها ادامه داشته است؛ هرچند جریان‌های دیگر هم بوده‌اند. من معتقدم این پیشروی، بر محور دستگاه فقاهت است نه بر محور دیگر. همچنین انتظارات اجتماعی جامعه شیعه، هم در مرحله تبری و هم در مرحله درگیری و هم در مرحله سازندگی، در حال رشد است. این همان تدبیرِ امام معصوم در عصر غیبت است.

۲- حادثه ظهور در عین اینکه در طول شش ماه دفعتاً اتفاق می‌افتد معتقد نیستیم که امری دفعی است، به معنی اینکه کار، تعطیل بوده است. عالم، بر مدار معصوم، تدریجاً به سمت ظهور حرکت کرده و حرکت می‌کند. امیرالمؤمنین (ع) از همان فردای سقیفه اقدام‌شان را برای تحقق حکومت شیعی شروع کردند، ولی این اقدام، معطوف به تاریخ است؛ دولت مستعجل نمی‌خواهند. نباید سیطره جریان سقیفه را به‌گونه‌ای معنا کنیم که امام، کأنه، دستشان در عالم تکلیف بسته است و نشسته‌اند تا ظهور واقع بشود! امام صادق (ع) کار کرده‌اند و واقعاً حرکت جامعه حق را پیش برده‌اند. یعنی یک حرکت که می‌خواهد پایدار بشود قیامی مثل عاشورا می‌خواهد که ارتقای وجدانی ایجاد کند؛ از طرفی، یک تثبیت فرهنگی می‌خواهد. عصر غیبت هم دوران تعطیل امامت نیست. حضرت در همین عالم هستند و مأموریت‌شان را انجام می‌دهند، و جامعه شیعه هم که به دستگاه فق‌ها واگذار شده، در مقابلِ سقیفه به حال خودش رها نشده است. امام این دستگاه را از پشت صحنه هدایت می‌کنند. امام ظاهر نیست ولی در پشت صحنه هست و مراقبت می‌کند. امام کارش را در عصر غیبت تعطیل نمی‌کند، منتها امامتِ در غیبت می‌کند. من می‌گویم: «امامتِ در غیبت» را با «تعطیل امامت» یکی نگیریم. امامتِ در غیبت، عامل پیشرفت تاریخی شیعه است. شیعه در عصر غیبت، عقبگرد نکرده و مقتدرتر شده است. ایدئولوژی شیعه در عصر غیبت، یعنی کلامش و فقهش و رجالش و...، معین می‌شود و قبض و بسط‌های فرهنگی پیدا می‌کند.

پس، تدبیر حاکمیت جبهه حق در دوره بعد از حکومت سقیفه، تعطیل نیست؛ بلکه بر محور ائمه (ع) رو به پیش است. در عصر غیبت هم همین‌طور است. امام، امامِ در عصر غیبت‌اند، نه اینکه امامت، تعطیل شده است. فرق «غیبت امام» با «تعطیل امامت» باید تبیین بشود. شیعه باید همین مسیرِ پیشروی را به سمت ظهور ادامه بدهد و در این مسیر، در یک موقفی، درگیری با نظام کفر جهانی پیدا می‌کند؛ یعنی موضوع درگیری از درگیری با دولت عثمانی یا دولت دیگر، به سطح درگیری با حکومت جهانی، و درگیری دو جبهه کفر و نفاق، ارتقا پیدا کند. امروز شیعه در این موقف قرار دارد و مبارزه می‌کند. این علامتِ پیشروی شیعه است.

۳- در عصر غیبت باید بر «حجیت» تکیه کنیم و به سمت حکومت هم برویم. حکومت دینی بر مدار حجیت است نه بر مدار واقعیت و حق مطلق. منظور از تمدن‌سازی در عصر غیبت هم، «تمدن بر مدار حجیت» و «به میزان میسور» است نه «تمدن بر مدار حقیقت». امروز ربا هست، ولی حکومت دینی، حجت است؛ چون اگر حکومت دینی را رها کنیم نه فقط ربا برقرار می‌ماند، اصل توحید هم زیر سؤال می‌رود. البته امروز نباید به مقیاس حجیت در عصر صفویه اکتفا کنیم. حکومت دینی در عصر غیبت، هم حجیت دارد و هم می‌تواند حجیت را به اندازه عصر غیبت تکمیل کند، و به میزانی که حجیت را تکمیل کند، رفتارش را اصلاح کند. اما اینکه کسی تصور کند یک حکومتِ کاملاً نورانی و متناسب با عصر ظهور تشکیل می‌شود که در آن حکومت، هیچ ظلمتی نفوذ نکند، ممکن نیست. آن حکومتِ کاملاً نورانی، برای عصر ظهور است که ظلمت جمع می‌شود. باید «حکومت در مدار حجیت» را از «حکومت بر مدار حقیقت مطلق» تفکیک کنیم. باید «حکومت در دوران غلبه ظلمت» را با «حکومت در دورانی که ظلمت محو می‌شود»، تفکیک کنیم؛ و رو به پیش بودنِ جامعه شیعه را هم تصویر کنیم.

روزنامه جوان

تاریخ انتشار: 12 تیر ماه 1397

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

مشتركات قرآن و نهج البلاغهʁ)

مشتركات قرآن و نهج البلاغه(1)

«فترت»در لغت به معني انقطاع و سستي در كار است و در آية شريفه به اتّفاق جميع مفسّرين مراد انقطاع وحي و فاصله يي است كه بين آمدن پيغمبران حاصل مي شود و در اينجا مقصود فاصله يي است كه بين حضرت عيسي و پيغمبر خاتم (صلّي الله عليه و آله) رخ داد كه حدود 600 سال بوده است و ذكر اين مطلب در آيه براي امتنان و اتمام حجّت خداوند بر بندگان است تا نگويند چرا بعد از اين مدت طولاني براي ما راهنما و پيغمبري نفرستادي. چنانكه اين معني از ذيل آيه شريفه و خطبة مباركه نيز ظاهر مي گردد.
قرآن درآيينه نهج البلاغه

قرآن درآيينه نهج البلاغه

حضرت على(عليه السلام) در نهج البلاغه، بيش از بيست خطبه را به معرفى قرآن و جايگاه آن اختصاص داده است و گاه بيش از نصف خطبه به تبيين جايگاه قرآن و نقش آن در زندگى مسلمانان و وظيفه آنان در مقابل اين كتاب آسمانى اختصاص يافته كه پرداختن به همه آن ها مجالى ديگر مى طلبد.
قرآن در نهج البلاغه

قرآن در نهج البلاغه

امیرمؤمنان علی علیه السلام در خطبه ای از نهج البلاغه در توصیف این کتاب آسمانی چنین می فرماید: «قرآن نوری است که خاموشی ندارد، چراغی است که درخشندگی آن زوال نپذیرد، دریایی است که ژرفای آن درک نشود، راهی است که رونده آن گمراه نگردد.
قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

آنچه كه علي (ع) در توصيف جايگاه قرآن بيان داشته اند و تبيين و تفسيري كه از ابعاد كتاب آسماني به دست دادهاند؛ فراتر از آن است كه در اين سطور بگنجد. «تنها در نهج البلاغه آن حضرت (ع) 96 بار كلمة قرآن، كتاب الله، كتاب ربكم و امثال آن تكرار شده است»
جامعیت و جاودانگى قرآن كریم در نهج البلاغه

جامعیت و جاودانگى قرآن كریم در نهج البلاغه

بسیارى از مخالفان قرآن كوشیده اند چنین شبهه افكنى كنند كه این كتاب آسمانى با دنیاى امروز كه عصر پیشرفت علوم و تكنولوژى است، متناسب نیست ؛ بلكه فقط اعجاز عصر پیامبر ختمى مرتبت صلى الله علیه وآله است و صرفا براى زمان ایشان شمولیت داشته است و اكنون همانند كتاب مقدس انجیل صرفا براى استفاده فردى قابلیت دارد.

پر بازدیدترین ها

قرآن درآيينه نهج البلاغه

قرآن درآيينه نهج البلاغه

حضرت على(عليه السلام) در نهج البلاغه، بيش از بيست خطبه را به معرفى قرآن و جايگاه آن اختصاص داده است و گاه بيش از نصف خطبه به تبيين جايگاه قرآن و نقش آن در زندگى مسلمانان و وظيفه آنان در مقابل اين كتاب آسمانى اختصاص يافته كه پرداختن به همه آن ها مجالى ديگر مى طلبد.
قرآن در نهج البلاغه

قرآن در نهج البلاغه

امیرمؤمنان علی علیه السلام در خطبه ای از نهج البلاغه در توصیف این کتاب آسمانی چنین می فرماید: «قرآن نوری است که خاموشی ندارد، چراغی است که درخشندگی آن زوال نپذیرد، دریایی است که ژرفای آن درک نشود، راهی است که رونده آن گمراه نگردد.
اهمیت تاریخ از دیدگاه قرآن و نهج‏ البلاغه

اهمیت تاریخ از دیدگاه قرآن و نهج‏ البلاغه

قرآن پيروان خود را به مطالعه تاريخ گذشتگان فرامى‏ خواند و با تكرار و تأكيد زياد به پيروانش دستورمى ‏دهد به سير و سفر بپردازند و از نزديك نشانه ‏هاى تاريخى را مشاهده نمايند تا انديشه آنها بارور شود و سطح فكر و فرهنگشان ارتقا يابد.
قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

آنچه كه علي (ع) در توصيف جايگاه قرآن بيان داشته اند و تبيين و تفسيري كه از ابعاد كتاب آسماني به دست دادهاند؛ فراتر از آن است كه در اين سطور بگنجد. «تنها در نهج البلاغه آن حضرت (ع) 96 بار كلمة قرآن، كتاب الله، كتاب ربكم و امثال آن تكرار شده است»
اثرپذيري نهج البلاغه از قرآن كريم ʃ)

اثرپذيري نهج البلاغه از قرآن كريم (3)

ايجاز "حذف" آن است كه كلماتي را در كلام به واسطة وجود قرينه حذف كنند؛ مثل: «جاهدوا في الله حقّ جهاده» (حج: 78)؛ يعني في سبيل الله. آنچه مطلوب نظر بلغا و ادباست، ايجاز قصر است كه به واسطة رعايت آن، مراتب بلاغت تفاوت مي كند، و هر كس بيشتر اين نوع ايجاز را رعايت كند، بليغ تر و عظمت كلام او بيشتر خواهد بود. در آيات قرآن، ايجاز قصر بسيار است؛ از جمله: «الا له الخلق و الامر» (اعراف: 54) - «و اعّدو لهم ما استطعتم من قوّه» (انفال: 60).
Powered by TayaCMS