دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

مراتب ذکر

No image
مراتب ذکر

بزرگان اخلاق براى ذکر، مراتب و مراحلى را شمرده‌اند:

1- «ذکر لفظى»: در این مرحله، انسان نام خدا و اوصاف جلال و جمال او و اسماء حسنایش را بر زبان جارى می‌کند، بى‌آن که توجهى به مفاهیم و محتواى آن داشته باشد، مانند بسیارى از نمازگزاران که بى‌توجه به معانى نماز، الفاظى را بر زبان جارى مى‌سازند. درست است که این گونه ذکر، بى‌اثر نیست، چرا که اولا مقدمه‌اى است‌براى رسیدن به مراحل بالاتر و ثانیا همیشه با یک مفهوم و توجه اجمالى آمیخته است، زیرا شخص نمازگزار اجمالا مى‌داند رو به خدا ایستاده و براى خدا نماز مى‌خواند، هرچند مفاهیم آن را به تفصیل نداند، ولى به یقین این ذکر کم ارزش است.

2- «ذکر معنوى»: در این مرتبه،انسان در حالى که مشغول ذکر لفظى است ‌به معانى آن نیز توجه می‌کند، بدیهى است که توجه به معانى و مفاهیم اذکار به‌ویژه، اگر متوجه تفاوت این مفاهیم و خصوصیت هر یک از آنها باشد، عمق بیشترى به ذکر مى‌بخشد و آثار فزون‌ترى در تربیت انسان دارد.

3- «ذکر قلبى»: ذکر قلبى آن است که توجه به پروردگار، نخست از دل بجوشد، و سپس بر زبان جارى گردد؛ برای مثال، هنگام دقت و مطالعه در آثار خداوند در جهان آفرینش و مشاهده نظم عجیب کائنات به یاد عظمت‌ خدا افتد و بگوید: «العظمة لله الواحد القهار، عظمت از آن خداوند یکتا و قاهر است! » این ذکرى است که از درون دل جوشیده و بیانگر حالتى در درون جان انسان است.

موانع ذکر

ذکر لفظى موانع مهمى برسر راه ندارد، چرا که هر وقت انسان بخواهد مى‌تواند اذکار مقدسى را بر زبان جارى سازد، مگر این‌که آن‌قدر غرق دنیا شود که حتى مجال براى ذکر لفظى، باقى نماند.

ذکر قلبى و معنوى موانع زیادى بر سر راه دارد، که مهم‌ترین آنها از سوى خود انسان است، با این‌که خداوند همه جا حاضر و ناظر است، و از ما به ما نزدیک‌تر مى‌باشد؛ ولى با این حال، بسیار مى‌شود که اعمال انسان و صفات شیطانى او، حجابى ضخیم در برابر چشمانش مى‌شود به گونه‌اى که هرگز حضور خود را در پیش‌گاه خدا احساس نمى‌کند، همان‌گونه که در دعاى معروف امام سجاد (علیه السلام) (دعاى ابوحمزه ثمالى) مى‌خوانیم:

«وانک لا تحتجب عن خلقک الا ان تحجبهم الاعمال دونک»

«تو هرگز از مخلوقات خود پنهان نیستى مگر این که اعمال آنها حجابى در برابر تو گردد!»

مهم‌ترین این حجاب‌ها، «خودپرستى‌» است که انسان را از «خداپرستى‌» باز مى‌دارد. پیامبر اکرم (صلى الله علیه و آله) در تفسیر آیه ‌شریفه:

«یا ایها الذین آمنوا لا تلهکـــم اموالکـــم و لا اولادکم عن ذکر الله» (منافقون/9)

اى کسانى که ایمان آورده‌اید! اموال و فرزندانتان شما را از ذکر خدا غافل نسازد!»

فرمود:

«هم عباد من امتى الصالحون منهم، لا تلهیهم تجارة و لا بیع عن ذکر الله و عن الصلوة المفروضة الخمس»[1]

این مؤمنان، بندگان صالحى از امت من هستند که هیچ تجارت و معامله‌اى، آنها را از یاد خدا و نمازهاى فریضه پنج‌گانه، غافل نمى‌کند!»

سررشته دولت اى برادر به کـــف آروین عمر گرامى به خسارت مگذار! دائم همه‌جا، با همه‌کس، در همه‌کار مى‌دار نهفته چشم دل جانـب یـار!

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

مشتركات قرآن و نهج البلاغهʁ)

مشتركات قرآن و نهج البلاغه(1)

«فترت»در لغت به معني انقطاع و سستي در كار است و در آية شريفه به اتّفاق جميع مفسّرين مراد انقطاع وحي و فاصله يي است كه بين آمدن پيغمبران حاصل مي شود و در اينجا مقصود فاصله يي است كه بين حضرت عيسي و پيغمبر خاتم (صلّي الله عليه و آله) رخ داد كه حدود 600 سال بوده است و ذكر اين مطلب در آيه براي امتنان و اتمام حجّت خداوند بر بندگان است تا نگويند چرا بعد از اين مدت طولاني براي ما راهنما و پيغمبري نفرستادي. چنانكه اين معني از ذيل آيه شريفه و خطبة مباركه نيز ظاهر مي گردد.
قرآن درآيينه نهج البلاغه

قرآن درآيينه نهج البلاغه

حضرت على(عليه السلام) در نهج البلاغه، بيش از بيست خطبه را به معرفى قرآن و جايگاه آن اختصاص داده است و گاه بيش از نصف خطبه به تبيين جايگاه قرآن و نقش آن در زندگى مسلمانان و وظيفه آنان در مقابل اين كتاب آسمانى اختصاص يافته كه پرداختن به همه آن ها مجالى ديگر مى طلبد.
قرآن در نهج البلاغه

قرآن در نهج البلاغه

امیرمؤمنان علی علیه السلام در خطبه ای از نهج البلاغه در توصیف این کتاب آسمانی چنین می فرماید: «قرآن نوری است که خاموشی ندارد، چراغی است که درخشندگی آن زوال نپذیرد، دریایی است که ژرفای آن درک نشود، راهی است که رونده آن گمراه نگردد.
قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

آنچه كه علي (ع) در توصيف جايگاه قرآن بيان داشته اند و تبيين و تفسيري كه از ابعاد كتاب آسماني به دست دادهاند؛ فراتر از آن است كه در اين سطور بگنجد. «تنها در نهج البلاغه آن حضرت (ع) 96 بار كلمة قرآن، كتاب الله، كتاب ربكم و امثال آن تكرار شده است»
جامعیت و جاودانگى قرآن كریم در نهج البلاغه

جامعیت و جاودانگى قرآن كریم در نهج البلاغه

بسیارى از مخالفان قرآن كوشیده اند چنین شبهه افكنى كنند كه این كتاب آسمانى با دنیاى امروز كه عصر پیشرفت علوم و تكنولوژى است، متناسب نیست ؛ بلكه فقط اعجاز عصر پیامبر ختمى مرتبت صلى الله علیه وآله است و صرفا براى زمان ایشان شمولیت داشته است و اكنون همانند كتاب مقدس انجیل صرفا براى استفاده فردى قابلیت دارد.

پر بازدیدترین ها

قرآن درآيينه نهج البلاغه

قرآن درآيينه نهج البلاغه

حضرت على(عليه السلام) در نهج البلاغه، بيش از بيست خطبه را به معرفى قرآن و جايگاه آن اختصاص داده است و گاه بيش از نصف خطبه به تبيين جايگاه قرآن و نقش آن در زندگى مسلمانان و وظيفه آنان در مقابل اين كتاب آسمانى اختصاص يافته كه پرداختن به همه آن ها مجالى ديگر مى طلبد.
قرآن در نهج البلاغه

قرآن در نهج البلاغه

امیرمؤمنان علی علیه السلام در خطبه ای از نهج البلاغه در توصیف این کتاب آسمانی چنین می فرماید: «قرآن نوری است که خاموشی ندارد، چراغی است که درخشندگی آن زوال نپذیرد، دریایی است که ژرفای آن درک نشود، راهی است که رونده آن گمراه نگردد.
اهمیت تاریخ از دیدگاه قرآن و نهج‏ البلاغه

اهمیت تاریخ از دیدگاه قرآن و نهج‏ البلاغه

قرآن پيروان خود را به مطالعه تاريخ گذشتگان فرامى‏ خواند و با تكرار و تأكيد زياد به پيروانش دستورمى ‏دهد به سير و سفر بپردازند و از نزديك نشانه ‏هاى تاريخى را مشاهده نمايند تا انديشه آنها بارور شود و سطح فكر و فرهنگشان ارتقا يابد.
قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

آنچه كه علي (ع) در توصيف جايگاه قرآن بيان داشته اند و تبيين و تفسيري كه از ابعاد كتاب آسماني به دست دادهاند؛ فراتر از آن است كه در اين سطور بگنجد. «تنها در نهج البلاغه آن حضرت (ع) 96 بار كلمة قرآن، كتاب الله، كتاب ربكم و امثال آن تكرار شده است»
مشتركات قرآن و نهج البلاغهʁ)

مشتركات قرآن و نهج البلاغه(1)

«فترت»در لغت به معني انقطاع و سستي در كار است و در آية شريفه به اتّفاق جميع مفسّرين مراد انقطاع وحي و فاصله يي است كه بين آمدن پيغمبران حاصل مي شود و در اينجا مقصود فاصله يي است كه بين حضرت عيسي و پيغمبر خاتم (صلّي الله عليه و آله) رخ داد كه حدود 600 سال بوده است و ذكر اين مطلب در آيه براي امتنان و اتمام حجّت خداوند بر بندگان است تا نگويند چرا بعد از اين مدت طولاني براي ما راهنما و پيغمبري نفرستادي. چنانكه اين معني از ذيل آيه شريفه و خطبة مباركه نيز ظاهر مي گردد.
Powered by TayaCMS