دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

نقش اميد در زندگي

نقش اميد در زندگي
نقش اميد در زندگي

يكي از ‌سازوكارهاي زندگي، اميدواري است. اگر روزي اميد از انسان گرفته شود، دوران خمودي و ايستايي او فرا مي‌رسد. اميدوار بودن، هنري است كه بايد همگان به ‌ويژه نسل پوياي جوان آن را فراگيرند.

اميدواري، نه خيال‌پردازي

انسان به اندازه‌اي مي‌تواند براي خود اميدسازي كند كه به مرز خيال‌پردازي نرسد. اميدسازي هميشه با در نظر گرفتن واقعيات، امكانات و توان و طاقت فردي صورت مي‌گيرد، در حالي كه خيال‌پردازي فاقد اين ويژگي هاست؛ پس بايد در اميدهايمان تجديد نظر كنيم. بايد مرز بين اميدواري و خوش‌خيالي را به خوبي دانست تا يكي در جاي ديگري قرار نگيرد.

راه‌هاي اميدواري

اميدواري مانند صفات پسنديده ديگر، اكتسابي است؛ يعني بايد با تلاش و تمرين آن را به دست آورد. راه‌هايي كه جوانه اميد را در دل آدمي مي‌كارد عبارت‌اند از:

تفكر مثبت

قدرت انديشه و تفكر، بر هيچ كس پوشيده نيست. انديشه نه تنها بر جسم انسان، بلكه بر آينده او نيز تأثير مي‌گذارد. تفكر مثبت، توليد انرژي، توانايي و دلگرمي مي‌كند و در عوض، تفكر منفي موجب اضطراب و تشويش افراد مي‌شود. اگر بخواهيم اميدوار زندگي كنيم بايد همواره نيمه پر ليوان را بنگريم نه نيمه خالي آن را و به آنچه مي توانيم كسب كنيم بينديشيم. زندگي بستري از تيغ و خار يا باغي از گل سرخ است، اما اينكه ما زندگي را از چه زاويه‌اي ببينيم مهم است. آيا هرگز متوجه شده‌ايد وقتي به شما شاخه گل سرخي هديه مي‌كنند كه ساقه‌اش خار دارد، اگر خارها را از آن جدا كنند، زود پژمرده مي‌شود؟ آيا هيچگاه به فردي كه شاخه گلي را به شما اهدا كرده مي‌گوييد كه چرا گلي با خار به شما مي دهد؟ شما از كنار خارها مي‌گذريد و از اهدا‌كننده گل تشكر مي‌كنيد. به راستي آنچه در زندگي به هر يك از ما داده شده كمتر از گل سرخي است كه دوستي به ما اهدا مي‌كند و ما به خار آن توجهي نداريم؟ پس از كنار خارهاي زندگي، بزرگوارانه بگذريم و نگاه اميدوار خود را متوجه گل‌ها كنيم.
بزرگ‌نمايي سختي‌ها و نظر افكندن در كاستي‌ها و كمبودها كه يك روي سكه زندگي است، باعث شده است كه از روي ديگر سكه كه خوشي‌ها و زيبايي‌ها و داشته‌هاست، غفلت شود. اين نگرش منفي، افرادي را در كام يأس و افسردگي فرو برده است. امام‌هادي (ع) ابوهاشم جعفري را كه در تنگناي شديدي قرار داشت، با ذكر نعمت‌هاي الهي اميدوار ساخت و پيش از آنكه او چيزي بگويد، حضرت (ع) فرمود: كدام يك از نعمت‌هاي خدا را مي‌خواهي شكرگزاري كني؟ وي كه شگفت زده شده بود، خود را جمع كرد و ندانست چه بگويد. امام (ع) يكي پس از ديگري نعمت‌هاي وي را بازگو كرد و فرمود: خداوند به تو ايمان داده و با اين نعمت، بدنت را بر آتش حرام كرده و به تو تندرستي عطا فرموده و با اين وسيله تو را بر انجام فرامين الهي ياري رسانده و به تو قناعت ارزاني داشته، پس تو را از بذل و بخشش بيهوده حفظ كرده است. حضرت با بيان نعمت‌ها، او را به آنچه در حال حاضر داشت آشنا كرد و به او فهماند آنچه دارد بيش از آن است كه ندارد، زيرا همواره در كنار هر نقمتي، نعمتي است. امام حسن عسكري(ع) مي‌فرمايد: هيچ بلايي نيست مگر آنكه خداوند در نهادش خيري نهفته كه آن را فرا مي‌گيرد.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

مشتركات قرآن و نهج البلاغهʁ)

مشتركات قرآن و نهج البلاغه(1)

«فترت»در لغت به معني انقطاع و سستي در كار است و در آية شريفه به اتّفاق جميع مفسّرين مراد انقطاع وحي و فاصله يي است كه بين آمدن پيغمبران حاصل مي شود و در اينجا مقصود فاصله يي است كه بين حضرت عيسي و پيغمبر خاتم (صلّي الله عليه و آله) رخ داد كه حدود 600 سال بوده است و ذكر اين مطلب در آيه براي امتنان و اتمام حجّت خداوند بر بندگان است تا نگويند چرا بعد از اين مدت طولاني براي ما راهنما و پيغمبري نفرستادي. چنانكه اين معني از ذيل آيه شريفه و خطبة مباركه نيز ظاهر مي گردد.
قرآن درآيينه نهج البلاغه

قرآن درآيينه نهج البلاغه

حضرت على(عليه السلام) در نهج البلاغه، بيش از بيست خطبه را به معرفى قرآن و جايگاه آن اختصاص داده است و گاه بيش از نصف خطبه به تبيين جايگاه قرآن و نقش آن در زندگى مسلمانان و وظيفه آنان در مقابل اين كتاب آسمانى اختصاص يافته كه پرداختن به همه آن ها مجالى ديگر مى طلبد.
قرآن در نهج البلاغه

قرآن در نهج البلاغه

امیرمؤمنان علی علیه السلام در خطبه ای از نهج البلاغه در توصیف این کتاب آسمانی چنین می فرماید: «قرآن نوری است که خاموشی ندارد، چراغی است که درخشندگی آن زوال نپذیرد، دریایی است که ژرفای آن درک نشود، راهی است که رونده آن گمراه نگردد.
قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

آنچه كه علي (ع) در توصيف جايگاه قرآن بيان داشته اند و تبيين و تفسيري كه از ابعاد كتاب آسماني به دست دادهاند؛ فراتر از آن است كه در اين سطور بگنجد. «تنها در نهج البلاغه آن حضرت (ع) 96 بار كلمة قرآن، كتاب الله، كتاب ربكم و امثال آن تكرار شده است»
جامعیت و جاودانگى قرآن كریم در نهج البلاغه

جامعیت و جاودانگى قرآن كریم در نهج البلاغه

بسیارى از مخالفان قرآن كوشیده اند چنین شبهه افكنى كنند كه این كتاب آسمانى با دنیاى امروز كه عصر پیشرفت علوم و تكنولوژى است، متناسب نیست ؛ بلكه فقط اعجاز عصر پیامبر ختمى مرتبت صلى الله علیه وآله است و صرفا براى زمان ایشان شمولیت داشته است و اكنون همانند كتاب مقدس انجیل صرفا براى استفاده فردى قابلیت دارد.

پر بازدیدترین ها

قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

آنچه كه علي (ع) در توصيف جايگاه قرآن بيان داشته اند و تبيين و تفسيري كه از ابعاد كتاب آسماني به دست دادهاند؛ فراتر از آن است كه در اين سطور بگنجد. «تنها در نهج البلاغه آن حضرت (ع) 96 بار كلمة قرآن، كتاب الله، كتاب ربكم و امثال آن تكرار شده است»
اهمیت تاریخ از دیدگاه قرآن و نهج‏ البلاغه

اهمیت تاریخ از دیدگاه قرآن و نهج‏ البلاغه

قرآن پيروان خود را به مطالعه تاريخ گذشتگان فرامى‏ خواند و با تكرار و تأكيد زياد به پيروانش دستورمى ‏دهد به سير و سفر بپردازند و از نزديك نشانه ‏هاى تاريخى را مشاهده نمايند تا انديشه آنها بارور شود و سطح فكر و فرهنگشان ارتقا يابد.
بررسي‌ نظام‌ فاعلي‌ قرآن‌ در نهج‌البلاغه‌

بررسي‌ نظام‌ فاعلي‌ قرآن‌ در نهج‌البلاغه‌

بهترين‌ وجه‌ معقول‌ آفرينش‌ جهان‌، همانا تجلّي‌ است‌؛ كه‌ از ظريف‌ترين‌ تعبيرهاي‌ قرآني‌ و روايي‌ است‌، چنان‌كه‌ در آية‌ «فلما تجلي‌ ربه‌ للجبل‌ جعله‌ دكّا وخرّ موسي‌ صعقا» آمده‌ است‌. و در جريان‌ معاد هم‌، تلويحاً به‌ آن‌ اشاره‌ شده‌است‌؛ زيرا، خداوند در آية‌ «قل‌ اءنما علمها عند ربّي‌ لايُجَليها لوقتها الا هو»، تجلية‌ساعت‌ و قيامت‌ را به‌ خود اِسناد داده‌ است‌ و چون‌ در قيامت‌ كبرا و حشر اكبر،تمام‌ اشخاص‌ و اشيا به‌ عنوان‌ مبدأ قابلي‌ حضور و ظهور دارند نه‌ به‌ عنوان‌مبدأ فاعلي‌ ـ زيرا همة‌ آن‌ها، تحت‌ قهر حاكم‌اند ـ بنابراين‌، تنها عامل‌ تجلّي‌قيامت‌، ظهور خود خداوندِ متجلّي‌ خواهد بود.
اثرپذيري نهج البلاغه از قرآن كريم ʃ)

اثرپذيري نهج البلاغه از قرآن كريم (3)

ايجاز "حذف" آن است كه كلماتي را در كلام به واسطة وجود قرينه حذف كنند؛ مثل: «جاهدوا في الله حقّ جهاده» (حج: 78)؛ يعني في سبيل الله. آنچه مطلوب نظر بلغا و ادباست، ايجاز قصر است كه به واسطة رعايت آن، مراتب بلاغت تفاوت مي كند، و هر كس بيشتر اين نوع ايجاز را رعايت كند، بليغ تر و عظمت كلام او بيشتر خواهد بود. در آيات قرآن، ايجاز قصر بسيار است؛ از جمله: «الا له الخلق و الامر» (اعراف: 54) - «و اعّدو لهم ما استطعتم من قوّه» (انفال: 60).
اقتباس های قرآنی در نهج البلاغه

اقتباس های قرآنی در نهج البلاغه

پيوند ناگسستني و همه سويه نهج البلاغه با قرآن کريم، از مسائل حائز اهميت است. يکي از مظاهر اين پيوند، اقتباس هاي قرآني نهج البلاغه است. اهميت بررسي اين اقتباس ها به چند امر باز می گردد: نخست، گونا‌گوني اقتباس هاي قرآني است. دوم، کارکردهاي متفاوت اين اقتباس ها.در اين نوشتار می ‌کوشيم با رويکردي تحليلي اين اقتباس ها را بررسي کنيم. گونه هاي اقتباس قرآني نهج البلاغه عبارت است از: اقتباس کامل، جزئي، متغير، اشاره اي و نهايتاً استنباطي.
Powered by TayaCMS