دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

نگاه شیعه و سنی به رجعت

No image
نگاه شیعه و سنی به رجعت

رجعتی ها هسته مرکزی حکومت امام عصر(عج) را تشکیل می دهند

حوزه/ اهمیت مسئلۀ رجعت باعث شده که تاکنون تضارب علمی بسیاری در میان عالمان و پژوهشگران فریقَین به وجود آید. برآیند این تعاملات و داد و ستدهای علمی، تألیف بیش از یکصد کتاب دربارۀ رجعت است.

به گزارش سرویس علمی فرهنگی خبرگزاری «حوزه» حجت الاسلام والمسلمین نجم الدین طبسی در مناظره ای علمی با موضوع جایگاه رجعت در نظام معرفتی اسلام گفته است دربارۀ اهمیت و جایگاه مسئلۀ رجعت در نظام معرفتی اسلام همین بس که نزدیک به 600 روایت در کتاب ها و آثار روایی پیرامون آن بیان شده است.

این مسئله که از اختصاصات مهم شیعیان و از مسلّمات اعتقادی و کلامی آنان به شمار می‌آید، در واقع نوعی مرز اعتقادی میان تشیع و تسنن نیز تلقی می شود. برای همین است که علمای اهل سنت بر انکار این مسئله اصرار دارند.

در مقابل، عالمان و اندیشمندان شیعه نیز به دفاع از حدود و ثغور این باور خود برخاسته و به قوام و قوت آن پرداخته اند.

اهل تسنن به سبب اعتقادات پیشین علما و بزرگان خود، مسئلۀ رجعت را رد می کنند و به همین دلیل بسیاری از روایات و راویان شیعه را به سبب اعتقاد به مسئلۀ رجعت، از میان رُوات و احادیث قابل اعتنا کنار گذاشته اند.

مصادیق و نمونه های بسیاری از مسئلۀ مهم رجعت در کتب اهل سنت وجود دارد که آنان به طور کلی، هم راویان و هم روایت های موجود در این زمینه را رد کرده اند.

این در حالی است که بین صحابه و تابعین افرادی دیده می شود که به مسئلۀ رجعت معتقد بودند؛ از جمله در این میان می توان به آخرین آن ها، یعنی عامر بن واثله اشاره کرد.

شیعیان برای اثبات این اعتقاد اصیل خود به روایات بسیار و برخی آیات قرآن استناد کرده اند؛ از جمله علامه مجلسی (ره) 200 روایت را در مسئلۀ رجعت نقل کرده و گفته است: کسی که در مسئلۀ رجعت شک کند، در مسئلۀ امامت نیز شک کرده است.

*رجعت یک دورۀ زمانی بسیار روشن و تابناک است

افزون بر این، به اعتقاد شیعیان، مسئلۀ رجعت از درون برخی آیات قرآن نیز قابل اثبات است. بنابراین بر اساس این آیات و روایات، رجعت یک دورۀ زمانی بسیار روشن و تابناک است؛ هر چند که مخالفان سعی کرده اند این دوران حساس را به شکلی تاریک و ناپیدا نشان دهند.

اهمیت مسئلۀ رجعت باعث شده که تاکنون تضارب علمی بسیاری در میان عالمان و پژوهشگران فریقَین به وجود آید. برآیند این تعاملات و داد و ستدهای علمی، تألیف بیش از یکصد کتاب دربارۀ رجعت است. این آثار به طور کامل، روایت های رجعت را بررسی کرده و منبع تألیف و پژوهش های بعدی در این حوزه شده اند. تفصیلات متعدد رجعت و فراوانی روایات مرتبط با رجعت را نیز می توان از دیگر منابع این مسئله به شمار آورد.

یادآوری این نکته بایستنی است که مسئلۀ رجعت از مسئلۀ مهدویت و قیام امام زمان (عج) جدا است؛ به همین دلیل مهدویت را نباید مقدمه ساز رجعت دانست؛ زیرا حاکمیت حضرت ولیّ عصر (عج) بر جهان و عصر ظهور آن حضرت، وعدۀ تمام پیامبران بزرگ الهی است. بنابراین نباید آن را تنها تا زمینه سازی برای رجعت پایین آورد.

* امام علی (ع) قهرمان رجعت و ظهور است

استاد محمد سند ازحوزه علمیه نجف نیز دراین مناظره علمی تصریح کرده است، علمای بزرگ تشیع عمدتاً به مسئلۀ رجعت اعتقاد دارند. در این بین برخی از آن ها این مسئله را در میان اعتقادات اولیۀ اسلامی و در حد شهادتین بیان کرده اند. برخی دیگر از علما نیز جایگاه رجعت را در تقسیم بندی های خاص اعتقادی، تا ردۀ سوم یا چهارم مسلّمات دینی بالا برده‌اند.

پرداختن به مسئلۀ رجعت چنان اهمیتی دارد که از سوی علما در رده سوم و چهارم ضروریات و بدیهیات دینی برشمرده شده است. بنابراین می توان مسئلۀ رجعت را بدون شک از مسلّمات اسلام اصیل و مذهب شیعه به شمار آورد.

در این باره می شود ادعا کرد که امام علی (ع) قهرمان رجعت و ظهور و مقدمه ساز رجعت است. نکتۀ اصلی در این جا آن است که رجعتی ها حتی در ظهور حضرت ولیّ عصر (عج) هستۀ مرکزی حکومت آن حضرت را تشکیل می دهند.

طبق این دو دیدگاه این قسم از ضرورت دینی به گونه ای است که اگر کسی آن را نپذیرد، داخل در دین نخواهد شد. این در حالی است که بسیاری از علما برای داخل شدن در دین، فقط شهادتین را قائل شده اند.

در مقابل، بخشی دیگری از علما برای این قسم موارد دیگری از جمله اصول دین را هم قائل شده اند؛ اما از آن جا که اصول دین باید بعد از ورود به اسلام قبول شود، نمی توان آن را در این قسم یاد کرد؛ در حالی که شهادتین، دروازۀ ورود به دین اسلام است.

بخش دوم از تقسیم بندی ضروریات دین، ضرورتی است که اگر کسی که آن را منکر شود از دین خارج شده است. میان علمای شیعه، چه آن افرادی که رجعت را قبول کرده و چه آنان که قائل به تقسیم بندی ضرورت شده اند، رجعت را در این دو قسم از تقسیم بندی ضرورت ها قرار نداده اند.

برخی مباحث وجود دارد که انسان، نه با انکار آن از دین اسلام خارج خواهد شد و نه از ضرورت هایی است که به عنوان دروازه اسلام محسوب می شود. برخی از علما رجعت را در همین قسم قرار داده اند؛ البته اگر کسی بداند و مطمئن باشد که پیامبر اکرم (ص) در این زمینه چه فرموده اند و باز هم آن را منکر شود از دین خارج خواهد شد.

بخش چهارم شبیه به بخش سوم است و تنها در مورد انکار، صدق می کند. در این بخش اگر کسی به انکار موضوعی که مرتبط با این بخش است، بپردازد از دین خارج نخواهد شد. بسیاری از علما در این زمینه می گویند که رجعت در این بخش قرار دارد. به اعتقاد ایشان، اگر کسی رجعت را قبول نکرد به منزلۀ خروج وی از دین خدا نیست.

*منبع: نمایه، چکیده نشست های علمی حوزوی، دفتر چهارم. حجت الاسلام والمسلمین نجم الدین طبسی و استاد محمد سند از حوزه علمیه نجف.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

مشتركات قرآن و نهج البلاغهʁ)

مشتركات قرآن و نهج البلاغه(1)

«فترت»در لغت به معني انقطاع و سستي در كار است و در آية شريفه به اتّفاق جميع مفسّرين مراد انقطاع وحي و فاصله يي است كه بين آمدن پيغمبران حاصل مي شود و در اينجا مقصود فاصله يي است كه بين حضرت عيسي و پيغمبر خاتم (صلّي الله عليه و آله) رخ داد كه حدود 600 سال بوده است و ذكر اين مطلب در آيه براي امتنان و اتمام حجّت خداوند بر بندگان است تا نگويند چرا بعد از اين مدت طولاني براي ما راهنما و پيغمبري نفرستادي. چنانكه اين معني از ذيل آيه شريفه و خطبة مباركه نيز ظاهر مي گردد.
قرآن درآيينه نهج البلاغه

قرآن درآيينه نهج البلاغه

حضرت على(عليه السلام) در نهج البلاغه، بيش از بيست خطبه را به معرفى قرآن و جايگاه آن اختصاص داده است و گاه بيش از نصف خطبه به تبيين جايگاه قرآن و نقش آن در زندگى مسلمانان و وظيفه آنان در مقابل اين كتاب آسمانى اختصاص يافته كه پرداختن به همه آن ها مجالى ديگر مى طلبد.
قرآن در نهج البلاغه

قرآن در نهج البلاغه

امیرمؤمنان علی علیه السلام در خطبه ای از نهج البلاغه در توصیف این کتاب آسمانی چنین می فرماید: «قرآن نوری است که خاموشی ندارد، چراغی است که درخشندگی آن زوال نپذیرد، دریایی است که ژرفای آن درک نشود، راهی است که رونده آن گمراه نگردد.
قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

آنچه كه علي (ع) در توصيف جايگاه قرآن بيان داشته اند و تبيين و تفسيري كه از ابعاد كتاب آسماني به دست دادهاند؛ فراتر از آن است كه در اين سطور بگنجد. «تنها در نهج البلاغه آن حضرت (ع) 96 بار كلمة قرآن، كتاب الله، كتاب ربكم و امثال آن تكرار شده است»
جامعیت و جاودانگى قرآن كریم در نهج البلاغه

جامعیت و جاودانگى قرآن كریم در نهج البلاغه

بسیارى از مخالفان قرآن كوشیده اند چنین شبهه افكنى كنند كه این كتاب آسمانى با دنیاى امروز كه عصر پیشرفت علوم و تكنولوژى است، متناسب نیست ؛ بلكه فقط اعجاز عصر پیامبر ختمى مرتبت صلى الله علیه وآله است و صرفا براى زمان ایشان شمولیت داشته است و اكنون همانند كتاب مقدس انجیل صرفا براى استفاده فردى قابلیت دارد.

پر بازدیدترین ها

قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

آنچه كه علي (ع) در توصيف جايگاه قرآن بيان داشته اند و تبيين و تفسيري كه از ابعاد كتاب آسماني به دست دادهاند؛ فراتر از آن است كه در اين سطور بگنجد. «تنها در نهج البلاغه آن حضرت (ع) 96 بار كلمة قرآن، كتاب الله، كتاب ربكم و امثال آن تكرار شده است»
اهمیت تاریخ از دیدگاه قرآن و نهج‏ البلاغه

اهمیت تاریخ از دیدگاه قرآن و نهج‏ البلاغه

قرآن پيروان خود را به مطالعه تاريخ گذشتگان فرامى‏ خواند و با تكرار و تأكيد زياد به پيروانش دستورمى ‏دهد به سير و سفر بپردازند و از نزديك نشانه ‏هاى تاريخى را مشاهده نمايند تا انديشه آنها بارور شود و سطح فكر و فرهنگشان ارتقا يابد.
بررسي‌ نظام‌ فاعلي‌ قرآن‌ در نهج‌البلاغه‌

بررسي‌ نظام‌ فاعلي‌ قرآن‌ در نهج‌البلاغه‌

بهترين‌ وجه‌ معقول‌ آفرينش‌ جهان‌، همانا تجلّي‌ است‌؛ كه‌ از ظريف‌ترين‌ تعبيرهاي‌ قرآني‌ و روايي‌ است‌، چنان‌كه‌ در آية‌ «فلما تجلي‌ ربه‌ للجبل‌ جعله‌ دكّا وخرّ موسي‌ صعقا» آمده‌ است‌. و در جريان‌ معاد هم‌، تلويحاً به‌ آن‌ اشاره‌ شده‌است‌؛ زيرا، خداوند در آية‌ «قل‌ اءنما علمها عند ربّي‌ لايُجَليها لوقتها الا هو»، تجلية‌ساعت‌ و قيامت‌ را به‌ خود اِسناد داده‌ است‌ و چون‌ در قيامت‌ كبرا و حشر اكبر،تمام‌ اشخاص‌ و اشيا به‌ عنوان‌ مبدأ قابلي‌ حضور و ظهور دارند نه‌ به‌ عنوان‌مبدأ فاعلي‌ ـ زيرا همة‌ آن‌ها، تحت‌ قهر حاكم‌اند ـ بنابراين‌، تنها عامل‌ تجلّي‌قيامت‌، ظهور خود خداوندِ متجلّي‌ خواهد بود.
اثرپذيري نهج البلاغه از قرآن كريم ʃ)

اثرپذيري نهج البلاغه از قرآن كريم (3)

ايجاز "حذف" آن است كه كلماتي را در كلام به واسطة وجود قرينه حذف كنند؛ مثل: «جاهدوا في الله حقّ جهاده» (حج: 78)؛ يعني في سبيل الله. آنچه مطلوب نظر بلغا و ادباست، ايجاز قصر است كه به واسطة رعايت آن، مراتب بلاغت تفاوت مي كند، و هر كس بيشتر اين نوع ايجاز را رعايت كند، بليغ تر و عظمت كلام او بيشتر خواهد بود. در آيات قرآن، ايجاز قصر بسيار است؛ از جمله: «الا له الخلق و الامر» (اعراف: 54) - «و اعّدو لهم ما استطعتم من قوّه» (انفال: 60).
اقتباس های قرآنی در نهج البلاغه

اقتباس های قرآنی در نهج البلاغه

پيوند ناگسستني و همه سويه نهج البلاغه با قرآن کريم، از مسائل حائز اهميت است. يکي از مظاهر اين پيوند، اقتباس هاي قرآني نهج البلاغه است. اهميت بررسي اين اقتباس ها به چند امر باز می گردد: نخست، گونا‌گوني اقتباس هاي قرآني است. دوم، کارکردهاي متفاوت اين اقتباس ها.در اين نوشتار می ‌کوشيم با رويکردي تحليلي اين اقتباس ها را بررسي کنيم. گونه هاي اقتباس قرآني نهج البلاغه عبارت است از: اقتباس کامل، جزئي، متغير، اشاره اي و نهايتاً استنباطي.
Powered by TayaCMS