دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

نیت

No image
نیت

انسان ثابت قدم هم، ممکن است کار را بدون «نیت» انجام دهد. نیت به منزله روح است، و عمل به مانند تن و عمل بى‌روح، جسد مرده است که کارى از آن ساخته نیست. از این رو رسول اکرم (صلى‌الله‌علیه‌و‌آله) فرمودند:

«فإنما لکل امرء ما نوى»[1]

«هر کس به اندازه نیتش طرفى مى‌بندد.»

در‌باره مجاهدان و مهاجران الى‌الله وارد شده است: اگر کسى براى خدا هجرت کند، پاداشش لقاى حق و ثواب اوست؛ ولى کسى که جهاد کند، تا غنیمتى ببرد، جهاد او به اندازه همان غنیمت مى‌ارزد، و بیانگر ارزش همان شخص است؛ چون قیمت هر شخص به معرفت اوست و معرفت او را در هدفدارى او باید جستجو کرد.

از این رو یکى از بهترین امور براى سالکان نیت است و از میان نیت و عمل، نیت بى‌عمل از عمل بى‌نیت، بهتر است؛ مثلا، اگر کسى کارى را بدون قصد قربت انجام ‌دهد، اگر آن کار «توصلى» باشد از عقوبت ترک واجب مصون است و اگر «عبادى» باشد، به عذاب ترک واجب گرفتار مى‌شود؛ ولى اگر کسى به انجام کارى مصمم شود و نیت کند کار خیرى را انجام دهد؛ ولی امکانات او را همراهى نکند، به یقین پاداش دارد؛ چون خود نیت، فعل عبادى قلبى است.

روزى معنوى

نیت از روزی‌هاى معنوى انسان است. از آنجا که برخى انسان‌ها بسیارى از امور ماوراى طبیعى را روزى نمى‌شمرند، از این رو از ائمه (علیهم السلام) مى‌پرسیدند:

چرا خردمندان و فرزانگان تهى‌دستند؟

آنها هم در جواب مى‌فرمودند:

مگر فرزانگى، عقل و دانش، روزى نیست؟ خدا روزی‌ها را تقسیم مى‌کند.

امام صادق (علیه السلام) نیز مى‌فرماید:

«عقل، زیبایى و فصاحت روزی‌هایى است که مایه کمال آدمى است.»[2]

لذت دانش به مراتب بیش از لذت امکانات رفاهى مادى است؛ زیرا چیزى که جداى از جان انسان است، براى او گوارا نیست و فقط «خیال لذت» است، حتى لذت غذا و میوه شیرینى که انسان مى‌خورد، تنها در محدوده کام او و بسیار زودگذر است و همین که از دهان، فرو رفت دیگر هیچ لذتى براى او ندارد؛ اما علم و دانش چنین نیست؛ زیرا شنیدن، گفتن، دانستن، نشر آن و عمل به آن لذیذ است. بنابراین، گذشته از رزق ظاهرى رزق معنوى را که علم و فرزانگى است باید به حساب آورد. نیت مثل خرد و فرزانگى جزو روزی‌ها و اعمال باطنى است و عمل باطن از عمل ظاهر قوی‌تر است.

ارزش نیت

امامان معصوم (علیهم‌السلام) فرموده‌اند:

«نیة المؤمن خیر من عمـله» [3]

«نیت مؤمن از کارش بهتـــر است.»

نیت روح عمل، و کار دشوارى است. چون اصل کار را بسیارى از انسان‌ها انجام مى‌دهند؛ اما همه قدرت نیت صحیح ندارند. اولا باید کار، «حسن فعلى» داشته باشد. کار ناپسند شایستگى نزدیک ساختن انسان به خدا را ندارد و ثانیا باید، از «حسن فاعلى» برخوردار باشد. یعنی با قصد قربت انجام دهد. در این صورت اگر این عمل از هر پیرایه‌اى منزه باشد، نیت آن بهتر از خود عمل است.

گاهى انسان ریا مى‌کند و نمى‌داند که ریا کار است، این ریاى مرموزى است و کمتر مورد توجه قرار مى‌گیرد. مانند کسى که علاقه دارد نامش برده نشود، تا دیگران بگویند: او بدان حد رسیده که حتى حاضر نشده مردم نامش را ببرند. برخى هم براى این که دیگران نگویند: فلان کس ریاکارى مى‌کند، کار خیر را انجام نمى‌دهند، و سخن مردم انگیزه ترک کار خیر او می‌شود.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

مشتركات قرآن و نهج البلاغهʁ)

مشتركات قرآن و نهج البلاغه(1)

«فترت»در لغت به معني انقطاع و سستي در كار است و در آية شريفه به اتّفاق جميع مفسّرين مراد انقطاع وحي و فاصله يي است كه بين آمدن پيغمبران حاصل مي شود و در اينجا مقصود فاصله يي است كه بين حضرت عيسي و پيغمبر خاتم (صلّي الله عليه و آله) رخ داد كه حدود 600 سال بوده است و ذكر اين مطلب در آيه براي امتنان و اتمام حجّت خداوند بر بندگان است تا نگويند چرا بعد از اين مدت طولاني براي ما راهنما و پيغمبري نفرستادي. چنانكه اين معني از ذيل آيه شريفه و خطبة مباركه نيز ظاهر مي گردد.
قرآن درآيينه نهج البلاغه

قرآن درآيينه نهج البلاغه

حضرت على(عليه السلام) در نهج البلاغه، بيش از بيست خطبه را به معرفى قرآن و جايگاه آن اختصاص داده است و گاه بيش از نصف خطبه به تبيين جايگاه قرآن و نقش آن در زندگى مسلمانان و وظيفه آنان در مقابل اين كتاب آسمانى اختصاص يافته كه پرداختن به همه آن ها مجالى ديگر مى طلبد.
قرآن در نهج البلاغه

قرآن در نهج البلاغه

امیرمؤمنان علی علیه السلام در خطبه ای از نهج البلاغه در توصیف این کتاب آسمانی چنین می فرماید: «قرآن نوری است که خاموشی ندارد، چراغی است که درخشندگی آن زوال نپذیرد، دریایی است که ژرفای آن درک نشود، راهی است که رونده آن گمراه نگردد.
قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

آنچه كه علي (ع) در توصيف جايگاه قرآن بيان داشته اند و تبيين و تفسيري كه از ابعاد كتاب آسماني به دست دادهاند؛ فراتر از آن است كه در اين سطور بگنجد. «تنها در نهج البلاغه آن حضرت (ع) 96 بار كلمة قرآن، كتاب الله، كتاب ربكم و امثال آن تكرار شده است»
جامعیت و جاودانگى قرآن كریم در نهج البلاغه

جامعیت و جاودانگى قرآن كریم در نهج البلاغه

بسیارى از مخالفان قرآن كوشیده اند چنین شبهه افكنى كنند كه این كتاب آسمانى با دنیاى امروز كه عصر پیشرفت علوم و تكنولوژى است، متناسب نیست ؛ بلكه فقط اعجاز عصر پیامبر ختمى مرتبت صلى الله علیه وآله است و صرفا براى زمان ایشان شمولیت داشته است و اكنون همانند كتاب مقدس انجیل صرفا براى استفاده فردى قابلیت دارد.

پر بازدیدترین ها

قرآن درآيينه نهج البلاغه

قرآن درآيينه نهج البلاغه

حضرت على(عليه السلام) در نهج البلاغه، بيش از بيست خطبه را به معرفى قرآن و جايگاه آن اختصاص داده است و گاه بيش از نصف خطبه به تبيين جايگاه قرآن و نقش آن در زندگى مسلمانان و وظيفه آنان در مقابل اين كتاب آسمانى اختصاص يافته كه پرداختن به همه آن ها مجالى ديگر مى طلبد.
قرآن در نهج البلاغه

قرآن در نهج البلاغه

امیرمؤمنان علی علیه السلام در خطبه ای از نهج البلاغه در توصیف این کتاب آسمانی چنین می فرماید: «قرآن نوری است که خاموشی ندارد، چراغی است که درخشندگی آن زوال نپذیرد، دریایی است که ژرفای آن درک نشود، راهی است که رونده آن گمراه نگردد.
اهمیت تاریخ از دیدگاه قرآن و نهج‏ البلاغه

اهمیت تاریخ از دیدگاه قرآن و نهج‏ البلاغه

قرآن پيروان خود را به مطالعه تاريخ گذشتگان فرامى‏ خواند و با تكرار و تأكيد زياد به پيروانش دستورمى ‏دهد به سير و سفر بپردازند و از نزديك نشانه ‏هاى تاريخى را مشاهده نمايند تا انديشه آنها بارور شود و سطح فكر و فرهنگشان ارتقا يابد.
قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

آنچه كه علي (ع) در توصيف جايگاه قرآن بيان داشته اند و تبيين و تفسيري كه از ابعاد كتاب آسماني به دست دادهاند؛ فراتر از آن است كه در اين سطور بگنجد. «تنها در نهج البلاغه آن حضرت (ع) 96 بار كلمة قرآن، كتاب الله، كتاب ربكم و امثال آن تكرار شده است»
مشتركات قرآن و نهج البلاغهʁ)

مشتركات قرآن و نهج البلاغه(1)

«فترت»در لغت به معني انقطاع و سستي در كار است و در آية شريفه به اتّفاق جميع مفسّرين مراد انقطاع وحي و فاصله يي است كه بين آمدن پيغمبران حاصل مي شود و در اينجا مقصود فاصله يي است كه بين حضرت عيسي و پيغمبر خاتم (صلّي الله عليه و آله) رخ داد كه حدود 600 سال بوده است و ذكر اين مطلب در آيه براي امتنان و اتمام حجّت خداوند بر بندگان است تا نگويند چرا بعد از اين مدت طولاني براي ما راهنما و پيغمبري نفرستادي. چنانكه اين معني از ذيل آيه شريفه و خطبة مباركه نيز ظاهر مي گردد.
Powered by TayaCMS