دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

هماهنگی عقل و نقل یا عقل و شرع؟

هماهنگی عقل و نقل یا عقل و شرع؟
هماهنگی عقل و نقل یا عقل و شرع؟

هماهنگی عقل و نقل یا عقل و شرع؟

روزنامه کیهان

تاریخ انتشار: 15 اردیبهشت ماه 1397

امام کاظم(ع) در آن وصايايی که مرحوم کلينی نقل کرد و ديگران هم نقل کردند، به هشام فرمود: هشام! «إِنَّ للهِ عَلَي النَّاسِ حُجَّتَيْنِ»؛[1] خدا دو حجّت و دو برهان برای هدايت مردم نصب کرد: يکی انبيا و مرسلين و ائمه و معصومين(ع) از بيرون، يکی هم عقل و خردمندی از درون. يک چراغی در درون روشن کرد به نام عقل، يک چراغی هم از بيرون روشن کرد به نام وحی. انسان با هماهنگی اين عقل و شرع بايد هم راه را خوش تشخيص بدهد، هم خوب طی کند. اينکه می‌گويند: «كُلُّ ما حَكَمَ بِهِ الشَّرْعُ حَكَمَ بِهِ الْعَقْلُ»؛[2] معنای آن اين است هر چه را که عقل استدلالی فهميد، نقل هم آن را تأييد می‌کند؛ منتها اين قاعده چون در روايات نيست و در کلمات معصومين(ع) نيست و جزء مصطلحات فنی است بدون نقص نيست، چون عقل در مقابل شرع نيست، شرع، مقابل ندارد؛ شرع فقط حکم خداست و لاغير. اراده ازلی تنظيم می‌کند جهان را که خلق کرد، با اين جهان چگونه بايد رفتار کرد؟ انسان را که خلق کرد، انسان چگونه با خودش رفتار کند؟ چگونه با جهان رفتار بکند؟ تنها عامل تنظيم قواعد شرع، اراده ازلی خداست و لاغير.بايد گفت آنچه را که دليل عقلی به آن رسيد، دليل نقلی هم آن را تأييد می‌کند و آنچه را که دليل نقلی فتوا داد، دليل عقلی اگر برسد همان را تأييد می‌کند. عقل و نقل هماهنگ‌ هستند، نه عقل و شرع! چون شرع قانون‌گذار است و عقل قانون‌شناس، هرگز عقلی نيست که عقل قانون وضع کند؛ زيرا همه قوانين قبل از پيدايش عقل حکيمان موجود بود، بعد از مرگ آنها هم هست. هيچ عقلی قانون وضع نمی‌کند، هيچ چراغی حرف نمی‌زند. شرع صراط است و عقل سراج، بين چراغ و راه خيلی فرق است. راه را مهندس احداث می‌کند و تنظيم می‌کند، چراغ، اين صراط را می‌فهمد. به نحو سالبه کليه، ما هيچ قانون عقلی نداريم که عقل قانون‌گذار باشد. عقل يک چراغ قوی است که قانون‌شناس است. آنچه در جهان هست، يا با تجربه حسّی يا با نيمه تجريد رياضی يا با تجريد کلامی يا بالاتر با تجريد فلسفی يا برتر با تجريد عرفان نظری، اين می‌فهمد. کار چراغ، فهميدن و کشف کردن است، نه قانون‌گذاری! اين قوانين قبلاً بود، بعد از مرگ حکيمان و متکلمان و حکماء هم هست. اينکه وجود مبارک امام کاظم فرمود: خدا دو حجّت دارد، يعنی يکی از بيرون به نام انبيا و اوليا که حرف خدا را می‌رسانند و يکی هم از درون که عقل باشد، عقل هم حرف انبيا و اوليا را می‌فهمد.

اين بيان نورانی امام کاظم (ع) با سه چهار بخشی تشريح شده است. فرمود اگر کسی اهل گرايش‌های باطل باشد، او فتيله چراغ عقل را پايين کشيده است. برخی از افرادند که عقلشان خاموش است، با چراغ خاموش حرکت می‌کنند، خودشان اين چراغ را پايين کشيدند. اگر کسی گرايش به شهوات داشت، «فَقَد اطفَاَ نورُ عَقلِهِ»؛ اين چراغ را يا خاموش کرد، يا پايين آورد و مانند آن.

يک بيانی مرحوم طُريحی صاحب مجمع البحرين، در مجمع البحرين ذيل لغت «عَقَلَ» دارد، آنجا اين حديث مرسل هست؛ می‌گويد عقل، شرع درونی است و شرع عقل بيرونی است.[3] منظور او از شرع، همان دليل نقلی است.

آيت‌الله جوادی آملی؛ درس اخلاق مورخه 23/1/97.

ــــــــــــــــــــــــــــــ

مرکز اطلاع‌رسانی اسرا

[1]. الكافی(ط ـ الاسلاميه)، ج1، ص16.

[2]. اصول الفقه(مظفر)، ج1، ص208.

[3]. مجمع البحرين، ج5، ص425.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

مشتركات قرآن و نهج البلاغهʁ)

مشتركات قرآن و نهج البلاغه(1)

«فترت»در لغت به معني انقطاع و سستي در كار است و در آية شريفه به اتّفاق جميع مفسّرين مراد انقطاع وحي و فاصله يي است كه بين آمدن پيغمبران حاصل مي شود و در اينجا مقصود فاصله يي است كه بين حضرت عيسي و پيغمبر خاتم (صلّي الله عليه و آله) رخ داد كه حدود 600 سال بوده است و ذكر اين مطلب در آيه براي امتنان و اتمام حجّت خداوند بر بندگان است تا نگويند چرا بعد از اين مدت طولاني براي ما راهنما و پيغمبري نفرستادي. چنانكه اين معني از ذيل آيه شريفه و خطبة مباركه نيز ظاهر مي گردد.
قرآن درآيينه نهج البلاغه

قرآن درآيينه نهج البلاغه

حضرت على(عليه السلام) در نهج البلاغه، بيش از بيست خطبه را به معرفى قرآن و جايگاه آن اختصاص داده است و گاه بيش از نصف خطبه به تبيين جايگاه قرآن و نقش آن در زندگى مسلمانان و وظيفه آنان در مقابل اين كتاب آسمانى اختصاص يافته كه پرداختن به همه آن ها مجالى ديگر مى طلبد.
قرآن در نهج البلاغه

قرآن در نهج البلاغه

امیرمؤمنان علی علیه السلام در خطبه ای از نهج البلاغه در توصیف این کتاب آسمانی چنین می فرماید: «قرآن نوری است که خاموشی ندارد، چراغی است که درخشندگی آن زوال نپذیرد، دریایی است که ژرفای آن درک نشود، راهی است که رونده آن گمراه نگردد.
قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

آنچه كه علي (ع) در توصيف جايگاه قرآن بيان داشته اند و تبيين و تفسيري كه از ابعاد كتاب آسماني به دست دادهاند؛ فراتر از آن است كه در اين سطور بگنجد. «تنها در نهج البلاغه آن حضرت (ع) 96 بار كلمة قرآن، كتاب الله، كتاب ربكم و امثال آن تكرار شده است»
جامعیت و جاودانگى قرآن كریم در نهج البلاغه

جامعیت و جاودانگى قرآن كریم در نهج البلاغه

بسیارى از مخالفان قرآن كوشیده اند چنین شبهه افكنى كنند كه این كتاب آسمانى با دنیاى امروز كه عصر پیشرفت علوم و تكنولوژى است، متناسب نیست ؛ بلكه فقط اعجاز عصر پیامبر ختمى مرتبت صلى الله علیه وآله است و صرفا براى زمان ایشان شمولیت داشته است و اكنون همانند كتاب مقدس انجیل صرفا براى استفاده فردى قابلیت دارد.

پر بازدیدترین ها

قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

آنچه كه علي (ع) در توصيف جايگاه قرآن بيان داشته اند و تبيين و تفسيري كه از ابعاد كتاب آسماني به دست دادهاند؛ فراتر از آن است كه در اين سطور بگنجد. «تنها در نهج البلاغه آن حضرت (ع) 96 بار كلمة قرآن، كتاب الله، كتاب ربكم و امثال آن تكرار شده است»
اهمیت تاریخ از دیدگاه قرآن و نهج‏ البلاغه

اهمیت تاریخ از دیدگاه قرآن و نهج‏ البلاغه

قرآن پيروان خود را به مطالعه تاريخ گذشتگان فرامى‏ خواند و با تكرار و تأكيد زياد به پيروانش دستورمى ‏دهد به سير و سفر بپردازند و از نزديك نشانه ‏هاى تاريخى را مشاهده نمايند تا انديشه آنها بارور شود و سطح فكر و فرهنگشان ارتقا يابد.
اثرپذيري نهج البلاغه از قرآن كريم ʁ)

اثرپذيري نهج البلاغه از قرآن كريم (1)

قرآن، يگانه معجزة ماندگار بشريت است كه بر زبان انسان عالم كون و مكان جاري گشت و قلبها را متحول و مجذوب خود ساخت و اعتراف دوست و دشمن را به اعجاز خود واداشت. پس از كلام وحي، تنها كلامي كه توانست مافوق كلام خلق و مادون كلام خالق قرار گيرد، كلام علي (ع) بود؛ كلامي كه اعجاب بزرگ ترين اديبان را برانگيخت و آنان را از همانند آوري عاجز و ناتوان ساخت، و اين به علّت اثرپذيري آن از وحي بود. هدف ما از اين بحث، آشنايي اجمالي با برخي از جنبه هاي اين اثرپذيري در كلام علي (ع) است و اينكه كلام او داراي چه خصوصياتي است كه ما آن را متاثّر از وحي مي دانيم.
اقتباس های قرآنی در نهج البلاغه

اقتباس های قرآنی در نهج البلاغه

پيوند ناگسستني و همه سويه نهج البلاغه با قرآن کريم، از مسائل حائز اهميت است. يکي از مظاهر اين پيوند، اقتباس هاي قرآني نهج البلاغه است. اهميت بررسي اين اقتباس ها به چند امر باز می گردد: نخست، گونا‌گوني اقتباس هاي قرآني است. دوم، کارکردهاي متفاوت اين اقتباس ها.در اين نوشتار می ‌کوشيم با رويکردي تحليلي اين اقتباس ها را بررسي کنيم. گونه هاي اقتباس قرآني نهج البلاغه عبارت است از: اقتباس کامل، جزئي، متغير، اشاره اي و نهايتاً استنباطي.
قرآن در نهج البلاغه

قرآن در نهج البلاغه

امیرمؤمنان علی علیه السلام در خطبه ای از نهج البلاغه در توصیف این کتاب آسمانی چنین می فرماید: «قرآن نوری است که خاموشی ندارد، چراغی است که درخشندگی آن زوال نپذیرد، دریایی است که ژرفای آن درک نشود، راهی است که رونده آن گمراه نگردد.
Powered by TayaCMS