دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

هوس و هوس‌رانی

در ترک کردن عادت ها بر خودتان غلبه کنید، تا بر آنها پیروز شوید و با هواهای نفسانی خودتان مبارزه کنید تا بر آنها مالک شوید.
هوس و هوس‌رانی
هوس و هوس‌رانی

هوس و هوس‌رانی

قال علیٌ(ع):«غَالبُوا أنفسَکُم علی ترکِ العَادات تَغلبُوها و جَاهدُوا أهوَاءَکُم تَملکُوها»(تصنیف غررالحکم و دررالکلم، حدیث4934، ص243)

پیروی از هوای نفس یکی از مسائلی است که در قرآن و روایات به‌شدّت مورد نکوهش واقع شده است. هوا، هوس و پیروی از خواهش‌های نفسانی اگرچه در چشم هوسرانان لذّت‌بخش است، ولی ننگ رسواییِ پیروی از هوای نفس، شیرینیِ گناه و پیروی از خواهش‌های نفسانی را از بین می‌برد. حضرت علی(ع) می‌فرمایند:

«عارُ الفَضِیحَهِ یُکَدَّرُ حَلاوَةَ اللَّذَّةِ»[1]

ننگ رسوایی، شیرینی لذّت را تیره و تار می‌سازد.

خداوند در قرآن کریم کسی را که به‌دنبال هوای نفس خویش است به سگی تشبیه کرده که در هرحالی دهانش باز است؛ گویا هواپرستان و هوس‌رانان هیچ گاه از خواهش‌های نفسانی و دنیاپرستی خود سیر شدنی نیست. خداوند در قرآن می‌فرماید:

«وَ لَوْ شِئْنا لَرَفَعْناهُ بِها وَ لکِنَّهُ أَخْلَدَ إِلَی الْأَرْضِ وَ اتَّبَعَ هَواهُ فَمَثَلُهُ کَمَثَلِ الْکَلْبِ إِنْ تَحْمِلْ عَلَیْهِ یَلْهَثْ أَوْ تَتْرُکْهُ یَلْهَثْ»[2]

و اگر می‌خواستیم (مقام) او را با این آیات (و علوم و دانش‌ها) بالا می‌بردیم (امّا اجبار، برخلاف سنّت ما است؛ پس او را به‌حال خود رها کردیم) و او به پستی گرایید و از هوای نفس پیروی کرد! مَثَل او همچون سگ (هار) است که اگر به او حمله کنی، دهانش را باز و زبانش را برون می‌آورد و اگر او را به‌حال خود واگذاری، باز همین کار را می‌کند (گویی چنان تشنه دنیاپرستی است که هرگز سیراب نمی‌شود!)

چنین شخصی بر اثر شدت هواپرستی و چسبیدن به لذّات جهان مادّه، یک حال عطش نامحدود و پایان‌ناپذیر به‌خود گرفته که همواره دنبال دنیاپرستی می‌رود؛ نه به‌خاطر نیاز و احتیاج بلکه به‌شکل بیمارگونه‌ای مانند یک سگ هار که بر اثر بیماری هاری حالت عطش کاذب به او دست می‌دهد و در هیچ حال سیراب نمی‌شود، این همان حالت دنیاپرستان و هواپرستان دون همّت است، که هر قدر بیندوزند بازهم احساس سیری نمی‌کنند.[3]

پیروی از هوای نفس، انسان را به سقوط و انحطاط اخلاقی خواهد کشید، انبیای الهی منشأ تمام آلودگی‌ها، علت همه مشکلات، منبع تمام ناپاکی‌ها و مایه همه گناهان و تجاوزهای انسان را آلودگی نفس می‌دانستند و عقیده داشتند که اعضا و جوارح انسان ابزار نفس او هستند؛ پاکی و ناپاکی آنها وابسته به نفس انسان است، اگر نفس در مملکت وجود انسان، تابع عقل و عقل تابع دستورات الهی باشد، چنین انسانی رستگار خواهد شد؛ ولی اگر انسان به‌دنبال هوای نفس خود باشد، به پست‌ترین و ننگین‌ترین اعمال دست خواهد زد و برای ارضای خود، از هیچ عمل شرم‌آوری چشم‌پوشی نخواهد کرد.[4]

روزی عده‌ای از جوانان، سرگرم زورآزمایی و مسابقه وزنه‌برداری بودند. سنگ بزرگی آنجا بود که مقیاس قوّت و مردانگی جوانان به‌شمار می‌رفت و هرکس آن‌را به اندازه توانایی خود حرکت می‌داد؛ در این هنگام رسول خدا(ص) رسید و پرسیدند: چه می‌کنید؟ آنها پاسخ دادند: داریم زورآزمایی می‌کنیم، می‌خواهیم ببینیم کدامیک از ما قوی‌تر و زورمندتر است. پیامبر(ص) فرمودند: می‌خواهید من به‌شما بگویم چه کسی از همه قوی‌تر و نیرومندتر است؟ آنها گفتند: البته چه از این بهتر که رسول خدا داور مسابقه باشد و نشان افتخار را او بدهد. آنها همه منتظر و مضطرب بودند که رسول خدا(ص) چه کسی را به‌عنوان قهرمان معرفی خواهد کرد؟ بعضی در این فکر بودند که رسول خدا(ص) الآن دست او را خواهد گرفت و به‌عنوان قهرمان مسابقه معرّفی خواهد کرد. رسول خدا(ص) فرمودند: از همه قوی‌تر و نیرومندتر کسی است که اگر از چیزی خوشش آمد و مجذوب آن شد، علاقه به آن چیز، او را از مدار حقّ و انسانیّت خارج نسازد و به زشتی آلوده نکند و اگر در موردی عصبانی شد و موجی از خشم در روحش پیدا شد، تسلّط بر خویشتن را حفظ کند و جز حقیقت نگوید و کلمه‌ای دروغ یا دشنام بر زبان نیاورد و اگر صاحب قدرت و نفوذ گشت و موانع از جلویش برداشته شد، زیادتر از مقداری که استحقاق آن‌را دارد، دست درازی نکند.[5] پیامبر اکرم(ص) با این درس می‌خواست به آنها و به دیگران، بفهماند که قدرت و زورآزمایی در بلند کردن یک سنگ نیست؛ بلکه قدرت و زورمندی در پیروی نکردن از هوای نفس و خواهش‌های نفسانی است.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

مشتركات قرآن و نهج البلاغهʁ)

مشتركات قرآن و نهج البلاغه(1)

«فترت»در لغت به معني انقطاع و سستي در كار است و در آية شريفه به اتّفاق جميع مفسّرين مراد انقطاع وحي و فاصله يي است كه بين آمدن پيغمبران حاصل مي شود و در اينجا مقصود فاصله يي است كه بين حضرت عيسي و پيغمبر خاتم (صلّي الله عليه و آله) رخ داد كه حدود 600 سال بوده است و ذكر اين مطلب در آيه براي امتنان و اتمام حجّت خداوند بر بندگان است تا نگويند چرا بعد از اين مدت طولاني براي ما راهنما و پيغمبري نفرستادي. چنانكه اين معني از ذيل آيه شريفه و خطبة مباركه نيز ظاهر مي گردد.
قرآن درآيينه نهج البلاغه

قرآن درآيينه نهج البلاغه

حضرت على(عليه السلام) در نهج البلاغه، بيش از بيست خطبه را به معرفى قرآن و جايگاه آن اختصاص داده است و گاه بيش از نصف خطبه به تبيين جايگاه قرآن و نقش آن در زندگى مسلمانان و وظيفه آنان در مقابل اين كتاب آسمانى اختصاص يافته كه پرداختن به همه آن ها مجالى ديگر مى طلبد.
قرآن در نهج البلاغه

قرآن در نهج البلاغه

امیرمؤمنان علی علیه السلام در خطبه ای از نهج البلاغه در توصیف این کتاب آسمانی چنین می فرماید: «قرآن نوری است که خاموشی ندارد، چراغی است که درخشندگی آن زوال نپذیرد، دریایی است که ژرفای آن درک نشود، راهی است که رونده آن گمراه نگردد.
قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

آنچه كه علي (ع) در توصيف جايگاه قرآن بيان داشته اند و تبيين و تفسيري كه از ابعاد كتاب آسماني به دست دادهاند؛ فراتر از آن است كه در اين سطور بگنجد. «تنها در نهج البلاغه آن حضرت (ع) 96 بار كلمة قرآن، كتاب الله، كتاب ربكم و امثال آن تكرار شده است»
جامعیت و جاودانگى قرآن كریم در نهج البلاغه

جامعیت و جاودانگى قرآن كریم در نهج البلاغه

بسیارى از مخالفان قرآن كوشیده اند چنین شبهه افكنى كنند كه این كتاب آسمانى با دنیاى امروز كه عصر پیشرفت علوم و تكنولوژى است، متناسب نیست ؛ بلكه فقط اعجاز عصر پیامبر ختمى مرتبت صلى الله علیه وآله است و صرفا براى زمان ایشان شمولیت داشته است و اكنون همانند كتاب مقدس انجیل صرفا براى استفاده فردى قابلیت دارد.

پر بازدیدترین ها

اهمیت تاریخ از دیدگاه قرآن و نهج‏ البلاغه

اهمیت تاریخ از دیدگاه قرآن و نهج‏ البلاغه

قرآن پيروان خود را به مطالعه تاريخ گذشتگان فرامى‏ خواند و با تكرار و تأكيد زياد به پيروانش دستورمى ‏دهد به سير و سفر بپردازند و از نزديك نشانه ‏هاى تاريخى را مشاهده نمايند تا انديشه آنها بارور شود و سطح فكر و فرهنگشان ارتقا يابد.
اقتباس های قرآنی در نهج البلاغه

اقتباس های قرآنی در نهج البلاغه

پيوند ناگسستني و همه سويه نهج البلاغه با قرآن کريم، از مسائل حائز اهميت است. يکي از مظاهر اين پيوند، اقتباس هاي قرآني نهج البلاغه است. اهميت بررسي اين اقتباس ها به چند امر باز می گردد: نخست، گونا‌گوني اقتباس هاي قرآني است. دوم، کارکردهاي متفاوت اين اقتباس ها.در اين نوشتار می ‌کوشيم با رويکردي تحليلي اين اقتباس ها را بررسي کنيم. گونه هاي اقتباس قرآني نهج البلاغه عبارت است از: اقتباس کامل، جزئي، متغير، اشاره اي و نهايتاً استنباطي.
قرآن در نهج البلاغه

قرآن در نهج البلاغه

امیرمؤمنان علی علیه السلام در خطبه ای از نهج البلاغه در توصیف این کتاب آسمانی چنین می فرماید: «قرآن نوری است که خاموشی ندارد، چراغی است که درخشندگی آن زوال نپذیرد، دریایی است که ژرفای آن درک نشود، راهی است که رونده آن گمراه نگردد.
مشتركات قرآن و نهج البلاغهʁ)

مشتركات قرآن و نهج البلاغه(1)

«فترت»در لغت به معني انقطاع و سستي در كار است و در آية شريفه به اتّفاق جميع مفسّرين مراد انقطاع وحي و فاصله يي است كه بين آمدن پيغمبران حاصل مي شود و در اينجا مقصود فاصله يي است كه بين حضرت عيسي و پيغمبر خاتم (صلّي الله عليه و آله) رخ داد كه حدود 600 سال بوده است و ذكر اين مطلب در آيه براي امتنان و اتمام حجّت خداوند بر بندگان است تا نگويند چرا بعد از اين مدت طولاني براي ما راهنما و پيغمبري نفرستادي. چنانكه اين معني از ذيل آيه شريفه و خطبة مباركه نيز ظاهر مي گردد.
قرآن درآيينه نهج البلاغه

قرآن درآيينه نهج البلاغه

حضرت على(عليه السلام) در نهج البلاغه، بيش از بيست خطبه را به معرفى قرآن و جايگاه آن اختصاص داده است و گاه بيش از نصف خطبه به تبيين جايگاه قرآن و نقش آن در زندگى مسلمانان و وظيفه آنان در مقابل اين كتاب آسمانى اختصاص يافته كه پرداختن به همه آن ها مجالى ديگر مى طلبد.
Powered by TayaCMS