دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

وضعیت اجتماعی در عصر جاهلیت

No image
وضعیت اجتماعی در عصر جاهلیت

كلمات كليدي : تاريخ، عصر جاهليت، قبيله، قوم عرب

نویسنده : سعيده سلطاني مقدم

دوران جاهلیت:

منظور از نامگذاری عصر جاهلیت که غالباً به روزگار جهل و وحشیگری اطلاق می‌شود، به این علت بود که در سرزمین عربستان هیچ قانون اجتماعی و یا پیغمبری که وحی به آنان برساند وجود نداشت.

تاریخ عرب بدوی غالباً گزارش جنگهای آنان می‌باشد که نزد عربان به ایام العرب معروف است که به علت اختلاف درباره چهارپایان و چراگاهها میان قبایل رخ می‌داد و برای غارتگری و پهلوانی سران قبایل فرصت مناسبی بود.[1]

نظام قبیله مهمترین رکن زندگی اجتماعی عصر جاهلیت بود که خود جامعه قبیله‌ای به سه طبقه اجتماعی تقسیم می‌شد، طبقۀ اصیل که شامل همۀ فرزندان اصلی قبیله بودند، طبقۀ موالی که از طریق پیمان یا همسایگی به قبیله می‌پیوستند و طبقه بندگان و بردگان که برخی سفید پوست و برخی سیاه پوست بودند و اغلب آنها از بازارها خریداری می‌شدند، در عصر جاهلی بردگان از هرگونه امتیازی محروم بودند.

وضعیت معیشتی مردم عرب:

مردم به دو گروه توانگر و تهیدست تقسیم می‌شدند که گروه توانگران به کار تجارت و زراعت مشغول بودند[2] و قریش یکی از این قبایل ثروتمند به شمار می‌رفت که در میان سایر قبایل به نژاد خویش و مقام و مرتبۀ بلندی که داشتند فخر و مباهات می‌کردند، اما عامه مردم عرب نیازمند و فقیر بودند که عیاران، جزئی از این مردم بشمار می‌رفتند و از طریق ماجراجویی و حمله و هجوم در پی رسیدن به ثروت بودند.[3]

خصوصیات اعراب:

اولین خصوصیت بارز آنها، سخاوت می‌باشد، در زمان صلح و آرامش، عرب بخشنده و جوانمرد بود در بخشش مبالغه می‌کرد و در این راه مال و ثروت را خوار و بی اعتبار می‌شمرد و بخشش و کرم را یکی از مظاهر سیادت و سروری می‌دانست، قمار بازی آنان نیز از سخاوت و کرم ریشه می‌گرفت. ثروتمندان در اوج سختی‌های روزگار بر سر گوسفندان و شتر به قمار می‌پرداختند و چون یکی می‌برد گوشت قربانی را میان نیازمندان و فقیران تقسیم می‌کردند. بخشش عرب در پذیرایی از مهمان و فراهم کردن آسایش او تجلی می‌یافت و آنان به زیادی مهمان مباهات می‌کردند و در شبهای سرد می‌کوشیدند با روشن کردن آتش، همگان را به سوی خود بکشانند.[4]

شجاعت:

اعراب در دفاع از قبیله یا زنان خود و صیانت آنان از خواری و ذلت اسارت، شجاع و دلیر بودند و در این راه از مرگ باکی نداشتند. عرب بادیه نشین از ساکنان شهرها شجاعتر بودند، علت این امر شاید به دلیل راحت طلبی و در ناز و نعمت به سر بردن شهرنشینان نشأت گرفته باشد، آنان دفاع از جان و مال خود را به حکمران خود واگذار می‌کردند.[5]

عفت و پاکدامنی:

گر چه در میان اعراب عصر جاهلیت کسانی وجود داشتند که در لذت غوطه‌ور بودند و دربارۀ‌ زنان به لذتهای مغایر با عفت و پاکدامنی می‌پرداختند، اما در عین حال کسانی نیز بودند که به پاکدامنی و چشم پوشی از زنان و لذتهای دیگر شهرت داشتند. پاکدامنی نیز مانند شجاعت و بخشندگی از لوازم و شرایط سروری تلقی می‌شد و از دیگر خصوصیات عرب دوره جاهلی، وفاداری و وفای به عهد می‌باشد که از هرگونه پیمان شکنی و نیرنگ بیزار بود.

خانواده در عصر جاهلیت:

عرب عصر جاهلی به یک همسر بسنده نمی‌کرد و تعدد زوجات یا به منظور تأمین معاش زن انجام می‌گرفت یا هدف سیاسی از آن مدنظر بود. اعراب پسران را بر دختران ترجیح می‌دادند و این در جامعه قبیله‌ای که مبتنی بر عصبیت و نسب بود، امر طبیعی به شمار می‌آمد، زن عرب نقش مهمی در حیات اجتماعی عصر جاهلی در جنگ و صلح ایفا می‌کرد.

جنگهای دوران جاهلیت:

منشأ جنگهای عرب در آن عصر عموما عوامل سیاسی اقتصادی، اجتماعی و روانی بود و جنگ را وسیله طبیعی برای رسیدن به قدرت و ریاست می‌دانستند، از مهمترین جنگها می‌توان به جنگ بسوس و جنگ دامس اشاره کرد.[6]

زبان قوم عرب:

مورخین عربی زبان قوم عرب را به سه دسته تقسیم می‌کردند، عرب بائده، عرب مستعربه و عرب عاربه که همان اعراب اصیل هستند.[7]

دین عرب:

اعراب دربارۀ تندیس‌هایی که در عصر جاهلیت می‌پرستیدند دو اصطلاح اصنام و اوثان را به کار می‌برند که به معنی مجسمه و تندیس است و بتهای عرب اشکال گوناگون و متنوعی داشت برخی به صورت انسان وبرخی به صورت حیوان بود.

مقاله

نویسنده سعيده سلطاني مقدم

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

مشتركات قرآن و نهج البلاغهʁ)

مشتركات قرآن و نهج البلاغه(1)

«فترت»در لغت به معني انقطاع و سستي در كار است و در آية شريفه به اتّفاق جميع مفسّرين مراد انقطاع وحي و فاصله يي است كه بين آمدن پيغمبران حاصل مي شود و در اينجا مقصود فاصله يي است كه بين حضرت عيسي و پيغمبر خاتم (صلّي الله عليه و آله) رخ داد كه حدود 600 سال بوده است و ذكر اين مطلب در آيه براي امتنان و اتمام حجّت خداوند بر بندگان است تا نگويند چرا بعد از اين مدت طولاني براي ما راهنما و پيغمبري نفرستادي. چنانكه اين معني از ذيل آيه شريفه و خطبة مباركه نيز ظاهر مي گردد.
قرآن درآيينه نهج البلاغه

قرآن درآيينه نهج البلاغه

حضرت على(عليه السلام) در نهج البلاغه، بيش از بيست خطبه را به معرفى قرآن و جايگاه آن اختصاص داده است و گاه بيش از نصف خطبه به تبيين جايگاه قرآن و نقش آن در زندگى مسلمانان و وظيفه آنان در مقابل اين كتاب آسمانى اختصاص يافته كه پرداختن به همه آن ها مجالى ديگر مى طلبد.
قرآن در نهج البلاغه

قرآن در نهج البلاغه

امیرمؤمنان علی علیه السلام در خطبه ای از نهج البلاغه در توصیف این کتاب آسمانی چنین می فرماید: «قرآن نوری است که خاموشی ندارد، چراغی است که درخشندگی آن زوال نپذیرد، دریایی است که ژرفای آن درک نشود، راهی است که رونده آن گمراه نگردد.
قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

آنچه كه علي (ع) در توصيف جايگاه قرآن بيان داشته اند و تبيين و تفسيري كه از ابعاد كتاب آسماني به دست دادهاند؛ فراتر از آن است كه در اين سطور بگنجد. «تنها در نهج البلاغه آن حضرت (ع) 96 بار كلمة قرآن، كتاب الله، كتاب ربكم و امثال آن تكرار شده است»
جامعیت و جاودانگى قرآن كریم در نهج البلاغه

جامعیت و جاودانگى قرآن كریم در نهج البلاغه

بسیارى از مخالفان قرآن كوشیده اند چنین شبهه افكنى كنند كه این كتاب آسمانى با دنیاى امروز كه عصر پیشرفت علوم و تكنولوژى است، متناسب نیست ؛ بلكه فقط اعجاز عصر پیامبر ختمى مرتبت صلى الله علیه وآله است و صرفا براى زمان ایشان شمولیت داشته است و اكنون همانند كتاب مقدس انجیل صرفا براى استفاده فردى قابلیت دارد.

پر بازدیدترین ها

قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

آنچه كه علي (ع) در توصيف جايگاه قرآن بيان داشته اند و تبيين و تفسيري كه از ابعاد كتاب آسماني به دست دادهاند؛ فراتر از آن است كه در اين سطور بگنجد. «تنها در نهج البلاغه آن حضرت (ع) 96 بار كلمة قرآن، كتاب الله، كتاب ربكم و امثال آن تكرار شده است»
اهمیت تاریخ از دیدگاه قرآن و نهج‏ البلاغه

اهمیت تاریخ از دیدگاه قرآن و نهج‏ البلاغه

قرآن پيروان خود را به مطالعه تاريخ گذشتگان فرامى‏ خواند و با تكرار و تأكيد زياد به پيروانش دستورمى ‏دهد به سير و سفر بپردازند و از نزديك نشانه ‏هاى تاريخى را مشاهده نمايند تا انديشه آنها بارور شود و سطح فكر و فرهنگشان ارتقا يابد.
اثرپذيري نهج البلاغه از قرآن كريم ʁ)

اثرپذيري نهج البلاغه از قرآن كريم (1)

قرآن، يگانه معجزة ماندگار بشريت است كه بر زبان انسان عالم كون و مكان جاري گشت و قلبها را متحول و مجذوب خود ساخت و اعتراف دوست و دشمن را به اعجاز خود واداشت. پس از كلام وحي، تنها كلامي كه توانست مافوق كلام خلق و مادون كلام خالق قرار گيرد، كلام علي (ع) بود؛ كلامي كه اعجاب بزرگ ترين اديبان را برانگيخت و آنان را از همانند آوري عاجز و ناتوان ساخت، و اين به علّت اثرپذيري آن از وحي بود. هدف ما از اين بحث، آشنايي اجمالي با برخي از جنبه هاي اين اثرپذيري در كلام علي (ع) است و اينكه كلام او داراي چه خصوصياتي است كه ما آن را متاثّر از وحي مي دانيم.
اقتباس های قرآنی در نهج البلاغه

اقتباس های قرآنی در نهج البلاغه

پيوند ناگسستني و همه سويه نهج البلاغه با قرآن کريم، از مسائل حائز اهميت است. يکي از مظاهر اين پيوند، اقتباس هاي قرآني نهج البلاغه است. اهميت بررسي اين اقتباس ها به چند امر باز می گردد: نخست، گونا‌گوني اقتباس هاي قرآني است. دوم، کارکردهاي متفاوت اين اقتباس ها.در اين نوشتار می ‌کوشيم با رويکردي تحليلي اين اقتباس ها را بررسي کنيم. گونه هاي اقتباس قرآني نهج البلاغه عبارت است از: اقتباس کامل، جزئي، متغير، اشاره اي و نهايتاً استنباطي.
قرآن در نهج البلاغه

قرآن در نهج البلاغه

امیرمؤمنان علی علیه السلام در خطبه ای از نهج البلاغه در توصیف این کتاب آسمانی چنین می فرماید: «قرآن نوری است که خاموشی ندارد، چراغی است که درخشندگی آن زوال نپذیرد، دریایی است که ژرفای آن درک نشود، راهی است که رونده آن گمراه نگردد.
Powered by TayaCMS