دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

پرسش و پاسخ تفاوت تفسیر و تأویل

تفسیر و تأویل قرآن کریم به چه معنا است و تفاوت آنها در چیست؟
پرسش و پاسخ تفاوت تفسیر و تأویل
پرسش و پاسخ تفاوت تفسیر و تأویل

پرسش:

تفسیر و تأویل قرآن کریم به چه معنا است و تفاوت آنها در چیست؟

پاسخ:

مفهوم لغوی و اصطلاحی تفسیر

تفسیر در لغت به معنای پرده‌برداری، کشف و آشکار کردن معنای چیزی می‌باشد. اما به لحاظ اصطلاحی منظور از تفسیر قرآن کریم این است که ما معانی آیات قرآن و مقاصد خدای متعال را متوجه بشویم و برای دیگران بیان کنیم.

علامه طباطبایی(ره) در این باره می‌نویسد: تفسیر به معنای بیان معانی آیات قرآن و کشف مقاصد و مدلول‌های آن است. بدین ترتیب در تفسیر قرآن چند عنصر اساسی وجود دارد:

1- متوجه شدن معانی کلمات و آیات.

2- بدانیم، هدف خدا از بیان این آیه چه بوده است.

3- اینکه آن مطلب را برای دیگران اظهار و بیان کنیم.

اگر این سه مرحله انجام شود، تفسیر قرآن کریم صورت گرفته است.

البته چنین تفسیری باید براساس قرائن و منابع معتبر باشد. یعنی اینکه از قرائن عقلی و قرائن نقلی مثل آیات دیگر قرآن و احادیث پیامبر اسلام(ص) و اهل بیت طاهرینش(ع) استفاده شود تا تفسیری معتبر و اصیل ارائه شود.

مفهوم لغوی و اصطلاحی تأویل

واژه تأویل در لغت به معنای ارجاع دادن چیزی به چیز دیگر است، مانند اینکه یک موضوعی را به یک معنایی ارجاع بدهیم، یا یک واقعه‌ای را به واقعه دیگر ارجاع بدهیم. پس تأویل ممکن است در اشیاء، به اشیاء باشد و ممکن است در معانی باشد. اما بحث ما درمورد معانی است. اما در اصطلاح تأویل به معنای برگرداندن یک معنای ظاهری به یک معنای باطنی و معقول برای جلوگیری از شائبه کفر و شرک است. چراکه اگر این تأویل صورت نگیرد و معنای ظاهری آیات ملاک تفسیر قرار گیرد، دچار انحراف فکری و شائبه‌های کفر و شرک می‌شویم. در قرآن کریم در آیات متعددی واژه تأویل آمده، ازجمله در آیه 7 سوره آل‌عمران می‌فرماید: و مایعلم تأویله الاالله والراسخون فی‌العلم» (آل‌عمران - 7) تأویل قرآن را جز خدا و کسانی که راسخ درعلم (عمیق و ژرف‌نگر) باشند، نمی‌دانند.

قدما و مفسرین واژه تأویل را به معنای تفسیر امروزی به کار می‌بردند ولی امروزه واژه تأویل به آن معنا به کار نمی‌رود، بلکه معنای جدیدی پیدا کرده، اکنون معنای مخالف ظاهر لفظ را تأویل می‌گویند. به عبارت دیگر برگرداندن ظاهر لفظ به معنای مرجوع و معقول.

به عنوان مثال قرآن می‌فرماید: «یدالله فوق‌ ایدیهم»دست خدا بالاتر است از دست‌های آنها(فتح-10) ظاهر این آیه شریفه این است که خدا دست دارد، ولی وقتی ما به آیات دیگر قرآن مثل آیه «لیس کمثله شئی» مراجعه می‌کنیم. با قرینه این‌گونه آیات، این آیه را تأویل می‌کنیم، یعنی آن را از ظاهرش به یک معنای دیگری برمی‌گردانیم و می‌گوییم مقصود دست نیست، بلکه مقصود قدرت خداست. یعنی قدرت خدا برتر است، و در ترجمه می‌نویسیم: دست (قدرت) خدا بالای دست آنها است. نه اینکه (معا‌ذالله) خدا دست داشته باشد، چون هیچ چیز مثل خدا نیست و دست ما هم مثل دست خدا نیست و اینجا چیز دیگری از دست، منظور است. و یا با قرینه عقلی می‌دانیم که، چون خدا جسم نیست، نمی‌تواند دست داشته باشد، زیرا اگر جسم باشد، لازمه‌اش محدودیت است و خدا محدود نیست. البته برای واژه تأویل، صاحب‌نظران علوم قرآنی و تفسیر، معانی دیگری هم ذکر کرده‌اند. ازجمله علامه طباطبایی(ره) و برخی از اهل سنت آن را به معنای «حقیقت عینی» معنا کرده‌اند. و یا برخی دیگر تأویل را به معنای «توجیه متشابهات» دانسته‌اند و آیه شریفه «و ما یعلم تأویله الاالله» را چنین معنا کرده‌اند. توجیه متشابهات را غیر از خدا کسی نمی‌داند و برخی دیگر گفته‌اند: تأویل در این آیه به معنی تفسیر می‌آید. بنابراین اگر در کلمات صاحب‌نظران علوم قرآن و تفسیر جستجو کنیم برای تأویل حدود 12 معنا ذکر شده است، ولی مشهورترین آنها همان دو معنای اول بود که یکی به معنای تفسیر درنظر قدما و یکی هم به معنای خلاف ظاهر در نظر مفسران معاصر است ولی در مجموع به نظر می‌رسد واژه تأویل یک مشترک لفظی است، یعنی می‌تواند در جاهای مختلف معانی متعددی داشته باشد.

تفاوت تأویل با تفسیر

دانشمندان علوم قرآن و تفسیر معتقدند: تفسیر آن معنای ظاهری الفاظ است ولی تأویل جایی است که معنای خلاف ظاهر را با کمک قرینه عقلی یا نقلیبیان کنیم. البته اگر تمام معانی تأویل را درنظر بگیریم که نزدیک به 12 معنا با کاربرد آن می‌شود، گاهی اوقات برخی از معانی تفسیر با تأویل یکی می‌شود، و در پاره‌ای معانی با هم متفاوت می‌شوند.

روزنامه کیهان

تاریخ انتشار: شنبه 12 خرداد ماه 1397

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

مشتركات قرآن و نهج البلاغهʁ)

مشتركات قرآن و نهج البلاغه(1)

«فترت»در لغت به معني انقطاع و سستي در كار است و در آية شريفه به اتّفاق جميع مفسّرين مراد انقطاع وحي و فاصله يي است كه بين آمدن پيغمبران حاصل مي شود و در اينجا مقصود فاصله يي است كه بين حضرت عيسي و پيغمبر خاتم (صلّي الله عليه و آله) رخ داد كه حدود 600 سال بوده است و ذكر اين مطلب در آيه براي امتنان و اتمام حجّت خداوند بر بندگان است تا نگويند چرا بعد از اين مدت طولاني براي ما راهنما و پيغمبري نفرستادي. چنانكه اين معني از ذيل آيه شريفه و خطبة مباركه نيز ظاهر مي گردد.
قرآن درآيينه نهج البلاغه

قرآن درآيينه نهج البلاغه

حضرت على(عليه السلام) در نهج البلاغه، بيش از بيست خطبه را به معرفى قرآن و جايگاه آن اختصاص داده است و گاه بيش از نصف خطبه به تبيين جايگاه قرآن و نقش آن در زندگى مسلمانان و وظيفه آنان در مقابل اين كتاب آسمانى اختصاص يافته كه پرداختن به همه آن ها مجالى ديگر مى طلبد.
قرآن در نهج البلاغه

قرآن در نهج البلاغه

امیرمؤمنان علی علیه السلام در خطبه ای از نهج البلاغه در توصیف این کتاب آسمانی چنین می فرماید: «قرآن نوری است که خاموشی ندارد، چراغی است که درخشندگی آن زوال نپذیرد، دریایی است که ژرفای آن درک نشود، راهی است که رونده آن گمراه نگردد.
قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

آنچه كه علي (ع) در توصيف جايگاه قرآن بيان داشته اند و تبيين و تفسيري كه از ابعاد كتاب آسماني به دست دادهاند؛ فراتر از آن است كه در اين سطور بگنجد. «تنها در نهج البلاغه آن حضرت (ع) 96 بار كلمة قرآن، كتاب الله، كتاب ربكم و امثال آن تكرار شده است»
جامعیت و جاودانگى قرآن كریم در نهج البلاغه

جامعیت و جاودانگى قرآن كریم در نهج البلاغه

بسیارى از مخالفان قرآن كوشیده اند چنین شبهه افكنى كنند كه این كتاب آسمانى با دنیاى امروز كه عصر پیشرفت علوم و تكنولوژى است، متناسب نیست ؛ بلكه فقط اعجاز عصر پیامبر ختمى مرتبت صلى الله علیه وآله است و صرفا براى زمان ایشان شمولیت داشته است و اكنون همانند كتاب مقدس انجیل صرفا براى استفاده فردى قابلیت دارد.

پر بازدیدترین ها

قرآن درآيينه نهج البلاغه

قرآن درآيينه نهج البلاغه

حضرت على(عليه السلام) در نهج البلاغه، بيش از بيست خطبه را به معرفى قرآن و جايگاه آن اختصاص داده است و گاه بيش از نصف خطبه به تبيين جايگاه قرآن و نقش آن در زندگى مسلمانان و وظيفه آنان در مقابل اين كتاب آسمانى اختصاص يافته كه پرداختن به همه آن ها مجالى ديگر مى طلبد.
قرآن در نهج البلاغه

قرآن در نهج البلاغه

امیرمؤمنان علی علیه السلام در خطبه ای از نهج البلاغه در توصیف این کتاب آسمانی چنین می فرماید: «قرآن نوری است که خاموشی ندارد، چراغی است که درخشندگی آن زوال نپذیرد، دریایی است که ژرفای آن درک نشود، راهی است که رونده آن گمراه نگردد.
اهمیت تاریخ از دیدگاه قرآن و نهج‏ البلاغه

اهمیت تاریخ از دیدگاه قرآن و نهج‏ البلاغه

قرآن پيروان خود را به مطالعه تاريخ گذشتگان فرامى‏ خواند و با تكرار و تأكيد زياد به پيروانش دستورمى ‏دهد به سير و سفر بپردازند و از نزديك نشانه ‏هاى تاريخى را مشاهده نمايند تا انديشه آنها بارور شود و سطح فكر و فرهنگشان ارتقا يابد.
قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

آنچه كه علي (ع) در توصيف جايگاه قرآن بيان داشته اند و تبيين و تفسيري كه از ابعاد كتاب آسماني به دست دادهاند؛ فراتر از آن است كه در اين سطور بگنجد. «تنها در نهج البلاغه آن حضرت (ع) 96 بار كلمة قرآن، كتاب الله، كتاب ربكم و امثال آن تكرار شده است»
مشتركات قرآن و نهج البلاغهʁ)

مشتركات قرآن و نهج البلاغه(1)

«فترت»در لغت به معني انقطاع و سستي در كار است و در آية شريفه به اتّفاق جميع مفسّرين مراد انقطاع وحي و فاصله يي است كه بين آمدن پيغمبران حاصل مي شود و در اينجا مقصود فاصله يي است كه بين حضرت عيسي و پيغمبر خاتم (صلّي الله عليه و آله) رخ داد كه حدود 600 سال بوده است و ذكر اين مطلب در آيه براي امتنان و اتمام حجّت خداوند بر بندگان است تا نگويند چرا بعد از اين مدت طولاني براي ما راهنما و پيغمبري نفرستادي. چنانكه اين معني از ذيل آيه شريفه و خطبة مباركه نيز ظاهر مي گردد.
Powered by TayaCMS