دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

پیامبر(ص) و مسافرت

No image
پیامبر(ص) و مسافرت

كلمات كليدي : تاريخ، پيامبر(ص)، دعا، همكاري، هديه، همراه در سفر

نویسنده : سيد جواد موسوي

در آیین اسلام سفارهای زیادی درباره سفر شده و فایده‌های زیادی را برای آن آمده است؛ از جمله فواید سفر این است که بدن انسان، صحیح و سالم می‌شود. یکی از علت‌های به دست آوردن سلامتی، آن است که چون مسافر، بسیار حرکت می‌کند، غذایش زودتر و بهتر تحلیل می‌رود و سریع‌تر هضم می‌شود و این امر، باعث دفع فساد و مرض‌های بسیاری می‌شود. نمونه‌ای که ذکر شد، یکی از منافع مسافرت است. اسلام، فواید زیاد دیگری را برای آن برشمرده است که انسان می‌تواند در سفر، این فایده‌ها و امتیازها را به‌دست آورد.[1]

اهمیت سفر در قرآن

در بعضی از آیات قرآن، اشاره‌هایی به سفر کردن شده است. خداوند متعال توصیه می‌کند که به مسافرت بروید تا پند و عبرتی عایدتان شود؛ از جمله:

1. «أفلم یسیروا فی الارض فینظروا کیف کان عاقبة الذّین من قبلهم کانوا هم اشدّ منهم قوّة و آثاراً فی الارض فأخذهم الله بذنوبهم و ما کان لهم من الله واق.»[2]

«آیا در زمین سیر و سفر نکرده‌اند که بنگرند، سرانجام کسانی که پیش از آنان بوده و از ایشان بر روی زمین پرتوان‌تر و پر اثرتر بوده‌اند، چگونه بوده است که خداوند آنان را به گناهانشان فرو گرفت و در برابر خدا محافظی نداشتند.»

همچنین در جایی دیگر می‌فرماید:

«اولم یسیروا فی الارض فینظروا کیف کان عاقبة الذّین من قبلهم و کانوا اشدّ منهم قوّة.»[3]

«آیا در زمین سیر و سفر نکردند که بنگرند سرانجام کسانی که پیش از آنان بوده‌اند و از ایشان نیرومندتر بوده‌اند، چگونه بوده است؟»

هنگامی که پیامبر(ص) مسافرت می‌رفت، یارانش پیشاپیش حضرت می‌رفتند و او در پی آنها می‌رفت. ایشان می‌فرمود: «پشت سرم را برای فرشتگان بگذارید»[4] و خوشش نمی‌آمد، دیگران پشت سرش حرکت کنند؛ اما دو طرف وی راه می‌رفتند.[5] وقتی راه می‌رفت، به این طرف و آن طرف نگاه نمی‌کرد[6] و گام‌هایش را محکم از زمین برمی‌داشت.[7] پیامبر (ص) با وقار گام برمی‌داشت و قدم‌هایش کشیده و سریع بود، بدون اینکه شتابی در رفتنش مشاهده شود. راه رفتنش چنان بود که هر کسی می‌دید، می‌فهمید که آن حضرت خسته و ناتوان نیست.[8] حضرت رسول(ص) سفر در پنج‌شنبه‌ها را مستحب اعلام کرد و خود نیز پنج‌شنبه را برای مسافرت برگزیده بود.[9] او دوست داشت در سفر بر الاغی سوار شود که فقط پالانی بر آن باشد.[10]

امام رضا(ع) فرمود: «ایشان صبحگاه از منی حرکت می‌کرد، از راه «ضبّ» می‌آمد و هنگام برگشتن، از راه میان مشعر و عرفه باز می‌گشت و همیشه از هر راهی که می‌رفت، از راه دیگر باز می‌گشت.»[11]

آن بزرگوار در مسافرت‌ها سریع راه می‌رفت و هرگاه به بیابانی می‌رسید، بر سرعت خود می‌افزود.[12] امیرمؤمنان(ع) فرمود: «پیامبر عصایی داشت که ته آن، آهن نوک تیزی بود و بر آن تکیه می‌کرد. وی در روزهای عید و هنگام سفرها زمانی که در حال نماز خواندن بود آن را جلوی خود قرار می‌داد تا حریم نمازش باشد.»[13] در حدیثی دیگر فرمود: «تکیه دادن به عصا از اخلاق انبیاست.»[14] ا

خاتم انبیا(ص) هرگاه در مسافرت در اول شب می‌خواست بخوابد روی ساق دستش می‌خوابید و در آخر شب، دست خود را بلند می‌کرد و سرش را روی کف دست می‌گذاشت[15] و می‌فرمود: «سنت است که صبح زود از منازل حرکت کنند و روز پنج‌شنبه، مسافرت را آغاز کنند.»[16]

وی مسافرت را در آغاز شب خوب نمی‌دانست؛ ولی سفر در پایان شب را مستحب ‌می‌شمرد[17] و فال بد زدن را در سفر، قبول نداشت. وی فرمود: «هرگاه فال بد زدی، حرکت کن[18] و جبران فال بد زدن، توکل بر خداوند نیرومند است.»[19]

وی با توجه به تأثیر مثبت سفر در شادابی روح و تجدید قوا می‌فرمود: «مسافرت کنید تا تندرست بمانید»[20] و «مسافرت کنید که اگر ثروتی به دست نیاورید، اندیشه و تجربه می‌اندوزید.»[21] رسول‌خدا(ص) وقتی از مسافرت برمی‌گشت، ابتدا به مسجد می‌رفت، دو رکعت نماز به جای می‌آورد، سپس به حضرت زهرا (س) سر می‌زد و آن گاه نزد همسرانش می‌رفت.[22]

دعای پیامبر هنگام سفر

هنگامی که مؤمنان می‌خواستند به سفر بروند، پیامبر در وداع با آنها می‌فرمود: «خدای متعال، تقوا را توشه شما کند و خیر را به سوی شما آورد و حاجتتان را برآورد و دین و دنیایتان را برایتان سالم نگه دارد و شما را سالم به من بازگرداند.»[23] امام صادق(ع) با مردی خداحافظی کرد، در حالی که برای او چنین دعا فرمود: «دین و امانت تو را به خدا سپردم و خدای متعال، تقوا را توشه تو کند و هر جا که رو کنی، خیر و خوبی را به سوی تو آورد.» سپس به ایشان رو کرد و فرمود: «این وداع پیامبر با امام علی (ع) بود که در هر زمانی او را به جایی روانه می‌ساخت، انجام می‌داد.»[24]

امیرمؤمنان (ع) فرمود: «پیامبر برای کسی که از مکه برمی‌گشت، چنین دعا می‌فرمود: «خدای متعال، اعمال حجت را قبول کند و گناهت را بیامرزد و آنچه که خرج کرده‌ای، به تو بازگرداند.»[25]

روزی عده‌ای که پیاده سفر می‌کردند، از حضرت خواستند برایشان دعا کند. پیامبر برایشان دعا کرد و سپس فرمود: «بر شما باد به‌سرعت حرکت‌کردن، سحرخیزی و ساعتی پیش از طلوع آفتاب به راه افتادن؛ زیرا عمر در شب کوتاه است.»[26]

انس بن مالک گفت: «پیامبر به سفر نمی‌رفت؛ مگر آنکه هنگام حرکت، این دعا را می‌خواند: ''بار الها! به یاری تو سفر می‌روم و به سوی تو توجه می‌کنم و به رحمت تو چنگ می‌زنم که تو امید و اطمینان من هستی. بار الها! آنچه که برایم مهم است و آنچه را که من مهم نمی‌دانم و آنچه که تو به آن داناتری برایم کفایت فرما. بار الها! تقوا را توشه من کن و گناهانم را ببخشای و به هر جا که رو کنم خیر را به من برسان. '' سپس برای مسافرت خارج می‌شد.»[27]

مسافرت رفتن با یکدیگر

از نظر اسلام، همان‌گونه که زن حق ندارد بدون اجازه شوهر از خانه بیرون رود، مرد نیز حق ندارد بیش از سه روز بدون دلیل غایب شود یا مسافرت کند؛ بلکه هر چهار شبانه‌روز، باید یک شب در خانه باشد. پس اگر به مسافرتی می‌رود که بیش از سه روز طول می‌کشد، باید در صورت امکان، همسر خود را همراه ببرد؛ چنان‌که پیامبر، این کار را هنگام رفتن به جنگ‌ها انجام می‌داد.[28] همان‌گونه که با قرعه در جنگ خیبر، عایشه و در جنگ بنی‌مصطلق، عایشه و ام‌سلمه را همراه خود برد.[29] از تنها سفر کردن خوشش نمی‌آمد و سه نفر بودن را برای مسافرت مناسب می‌دانست[30] و به علی(ع) می‌فرمود: «ای علی! به تنهایی مسافرت نرو. همانا شیطان با انسان تنهاست و از دو نفر دورتر»[31] و در حدیثی دیگر فرمود: «حق مسلمان بر مسلمان آن است که هرگاه آهنگ سفر دارد، دوستانش را از مسافرتش آگاه کند و حق او بر دوستانش آن است که وقتی برگشت، به دیدنش بیایند.»[32]

همکاری رسول خدا(ص) در سفر

حضرت در سفر، همانند دیگران کار می‌کرد. روزی در سفری به دوستانش فرمود: «گوسفندی را آب‌پز کنید.» کسی گفت: «من گوسفند را سر می‌برم.» دیگری گفت: « من پوستش را می‌کنم.» فرد سومی گفت: «پختن آن با من.» رسول الله(ص) فرمود: «هیزم به عهده من.» دوستان گفتند: «ای رسول‌خدا! تعداد ما برای کار کافی است.» پیامبر(ص) فرمود: «می‌دانم تعدادتان کافی است؛ اما خوشم نمی‌آید میان شما فردی متمایز باشم؛ همانا آفریدگار پاکیزه و والا خوش نمی‌دارد بنده‌اش را میان دوستانش یک سر و گردن فراتر ببنید.»[33]

روزی گروهی به سفر رفتند، وقتی برگشتند به پیامبر(ص) عرض کردند: «ای پیامبر خدا! کسی را برتر از فلانی ندیدیم. روزها روزه می‌گرفت و چون جایی فرود می‌آمدیم تا هنگام کوچ به نماز می‌ایستاد.» حضرت پرسید: «پس چه کسی کارهای او را سامان می‌داد؟» گفتند: «ما.» پیامبر(ص) فرمود: «همه شما از وی برترید»[34] و در حدیثی دیگر فرمود: «کسی که مسافر دینداری را یاری کند، آفریدگار، هفتاد و سه اندوه از وی می‌زداید و او را در این جهان و آن جهان از اندوه پناه می‌دهد و غم بزرگش را در روزی که مردمان، نفس در گلویشان حبس می‌شود، از او برطرف می‌کند.»[35]

روایت شده است که پیامبر(ص) می‌فرمود: «رنج‌ها همزاد سفرند و انسان‌ها در مسافرت، زمینه عصبانیت دارند؛ بنابراین شش چیز از جوانمردی است: سه تای آن در غیر سفر است و سه تا در مسافرت؛ اما آنهایی که در سفر است: خوراک، توشه‌بخشیدن، خوش خلقی و شوخی در غیر گناه است»[36] و نیز می‌فرمود: «سرور افراد در سفر، کسی است که به آنان خدمت می‌کند.»[37]

سوغات سفر

اسلام به مردان دستور داده است هرگاه از مسافرتی دور یا نزدیک به خانه وارد می‌شوند، سوغاتی همراه داشته باشند؛ زیرا همسر و فرزندان را خوشحال می‌سازد.[38] پیامبر(ص) فرمود: «هرگاه مردی به سفر رود، هنگامی که نزد خانواده‌اش می‌آید، باید هدیه و چیز تازه و نیکویی برای آنان بیاورد؛ اگرچه سنگی باشد.»[39]

مقاله

نویسنده سيد جواد موسوي

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

مشتركات قرآن و نهج البلاغهʁ)

مشتركات قرآن و نهج البلاغه(1)

«فترت»در لغت به معني انقطاع و سستي در كار است و در آية شريفه به اتّفاق جميع مفسّرين مراد انقطاع وحي و فاصله يي است كه بين آمدن پيغمبران حاصل مي شود و در اينجا مقصود فاصله يي است كه بين حضرت عيسي و پيغمبر خاتم (صلّي الله عليه و آله) رخ داد كه حدود 600 سال بوده است و ذكر اين مطلب در آيه براي امتنان و اتمام حجّت خداوند بر بندگان است تا نگويند چرا بعد از اين مدت طولاني براي ما راهنما و پيغمبري نفرستادي. چنانكه اين معني از ذيل آيه شريفه و خطبة مباركه نيز ظاهر مي گردد.
قرآن درآيينه نهج البلاغه

قرآن درآيينه نهج البلاغه

حضرت على(عليه السلام) در نهج البلاغه، بيش از بيست خطبه را به معرفى قرآن و جايگاه آن اختصاص داده است و گاه بيش از نصف خطبه به تبيين جايگاه قرآن و نقش آن در زندگى مسلمانان و وظيفه آنان در مقابل اين كتاب آسمانى اختصاص يافته كه پرداختن به همه آن ها مجالى ديگر مى طلبد.
قرآن در نهج البلاغه

قرآن در نهج البلاغه

امیرمؤمنان علی علیه السلام در خطبه ای از نهج البلاغه در توصیف این کتاب آسمانی چنین می فرماید: «قرآن نوری است که خاموشی ندارد، چراغی است که درخشندگی آن زوال نپذیرد، دریایی است که ژرفای آن درک نشود، راهی است که رونده آن گمراه نگردد.
قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

آنچه كه علي (ع) در توصيف جايگاه قرآن بيان داشته اند و تبيين و تفسيري كه از ابعاد كتاب آسماني به دست دادهاند؛ فراتر از آن است كه در اين سطور بگنجد. «تنها در نهج البلاغه آن حضرت (ع) 96 بار كلمة قرآن، كتاب الله، كتاب ربكم و امثال آن تكرار شده است»
جامعیت و جاودانگى قرآن كریم در نهج البلاغه

جامعیت و جاودانگى قرآن كریم در نهج البلاغه

بسیارى از مخالفان قرآن كوشیده اند چنین شبهه افكنى كنند كه این كتاب آسمانى با دنیاى امروز كه عصر پیشرفت علوم و تكنولوژى است، متناسب نیست ؛ بلكه فقط اعجاز عصر پیامبر ختمى مرتبت صلى الله علیه وآله است و صرفا براى زمان ایشان شمولیت داشته است و اكنون همانند كتاب مقدس انجیل صرفا براى استفاده فردى قابلیت دارد.

پر بازدیدترین ها

قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

آنچه كه علي (ع) در توصيف جايگاه قرآن بيان داشته اند و تبيين و تفسيري كه از ابعاد كتاب آسماني به دست دادهاند؛ فراتر از آن است كه در اين سطور بگنجد. «تنها در نهج البلاغه آن حضرت (ع) 96 بار كلمة قرآن، كتاب الله، كتاب ربكم و امثال آن تكرار شده است»
اهمیت تاریخ از دیدگاه قرآن و نهج‏ البلاغه

اهمیت تاریخ از دیدگاه قرآن و نهج‏ البلاغه

قرآن پيروان خود را به مطالعه تاريخ گذشتگان فرامى‏ خواند و با تكرار و تأكيد زياد به پيروانش دستورمى ‏دهد به سير و سفر بپردازند و از نزديك نشانه ‏هاى تاريخى را مشاهده نمايند تا انديشه آنها بارور شود و سطح فكر و فرهنگشان ارتقا يابد.
اثرپذيري نهج البلاغه از قرآن كريم ʁ)

اثرپذيري نهج البلاغه از قرآن كريم (1)

قرآن، يگانه معجزة ماندگار بشريت است كه بر زبان انسان عالم كون و مكان جاري گشت و قلبها را متحول و مجذوب خود ساخت و اعتراف دوست و دشمن را به اعجاز خود واداشت. پس از كلام وحي، تنها كلامي كه توانست مافوق كلام خلق و مادون كلام خالق قرار گيرد، كلام علي (ع) بود؛ كلامي كه اعجاب بزرگ ترين اديبان را برانگيخت و آنان را از همانند آوري عاجز و ناتوان ساخت، و اين به علّت اثرپذيري آن از وحي بود. هدف ما از اين بحث، آشنايي اجمالي با برخي از جنبه هاي اين اثرپذيري در كلام علي (ع) است و اينكه كلام او داراي چه خصوصياتي است كه ما آن را متاثّر از وحي مي دانيم.
اقتباس های قرآنی در نهج البلاغه

اقتباس های قرآنی در نهج البلاغه

پيوند ناگسستني و همه سويه نهج البلاغه با قرآن کريم، از مسائل حائز اهميت است. يکي از مظاهر اين پيوند، اقتباس هاي قرآني نهج البلاغه است. اهميت بررسي اين اقتباس ها به چند امر باز می گردد: نخست، گونا‌گوني اقتباس هاي قرآني است. دوم، کارکردهاي متفاوت اين اقتباس ها.در اين نوشتار می ‌کوشيم با رويکردي تحليلي اين اقتباس ها را بررسي کنيم. گونه هاي اقتباس قرآني نهج البلاغه عبارت است از: اقتباس کامل، جزئي، متغير، اشاره اي و نهايتاً استنباطي.
قرآن در نهج البلاغه

قرآن در نهج البلاغه

امیرمؤمنان علی علیه السلام در خطبه ای از نهج البلاغه در توصیف این کتاب آسمانی چنین می فرماید: «قرآن نوری است که خاموشی ندارد، چراغی است که درخشندگی آن زوال نپذیرد، دریایی است که ژرفای آن درک نشود، راهی است که رونده آن گمراه نگردد.
Powered by TayaCMS