دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

پیمان عقبه دوم

No image
پیمان عقبه دوم

كلمات كليدي : تاريخ، حضرت محمد(ص)، انصار، پيمان عقبه دوم، بيعة الحرب، مكه، يثرب

نویسنده : منيره شريعت جو

اسلام آوردن تعدادی از یثربیان در موسم حج، تبلیغ اسلام و مسلمان شدن گروهی از مردم یثرب[1] که منجر به انعقاد پیمان عقبه اول در سال دوازدهم بعثت در مکه شد[2]، زمینه را برای فعالیت هرچه بیشتر پیامبر(ص) در یثرب فراهم ساخت. متعاقب این پیمان، ایشان "مصعب" را به عنوان نماینده خویش برای امر تبلیغ دین به همراه بیعت کنندگان عقبه اول به یثرب اعزام داشتند که اسلام آوردن اکثر مردم یثرب نشان دهنده موفقیت‌آمیز بودن دعوت در این سرزمین می‌باشد.[3]

پیمان عقبه دوم

با فرا رسیدن موسم حج در سال سیزدهم بعثت، مصعب به همراه تعدادی از اهل یثرب که گروهی از آن را مسلمانان که بزرگان قوم همچون "کعب" و "براء ابن معرور" نیز در بین آنها دیده می‌شدند، رهسپار سرزمین وحی شدند. پس از انجام ملاقات‌هایی با پیامبر(ص) و انجام مناسک حج، مقرر گردید، مسلمانان یثرب در روز میانی ایام تشریق،[4] ملاقاتی جمعی با رسول‌‌خدا(ص) در مکان عقبه برگزار نمایند. به منظور مخفی ماندن این دیدار از دید مشرکان، افراد به صورت جداگانه و شبانه خود را به میعادگاه رسانیدند.[5] نتیجه این گردهمایی، بیعت یثربیان با پیامبر(ص) بود که با نام بیعت عقبه دوم یا بیعة‌الحرب(از آن رو که مفاد بیعت بر دفاع از جان رسول‌خدا(ص) مبتنی بود)، مشهور گشت.[6] برخی مورخان با احتساب دیدار شش نفر از خزرجیان در سال یازدهم بعثت، این پیمان را بیعت عقبه سوم می‌داند.[7]

حاضرین در بیعت

اجتماع عقبه دوم بنابر مشهور با حضور هفتاد و سه نفر مرد از تیره‌های مختلف دو قبیله اوس و خزرج که یازده تن آنان از اوس و شصت و دو نفر از خزرج و دو زن از اهل یثرب تشکیل گردید.[8]

اوس: اسید ابن حضیر ، ابوالهیثم ابن تیهان(مالک)، سلمة ابن سلامه، ظهیر ابن رافع، ابوبرده(هانى)، نهیر ابن هیثم، سعد ابن خیثمه، رفاعة ابن عبدالمنذر، عبدالله ابن جبیر، معن ابن عدى، عویم ابن ساعده.[9]

خزرج: ابوایوب ابن زید، معاذ ابن حارث، عوف ابن حارث، معوذ ابن حارث، عمارة ابن حزم، اسعد ابن زراره، سهل ابن عتیک، اوس ابن ثابت، ابوطلحة ابن سهل، قیس ابن أبى‌صعصعه، عمرو ابن غزّیه، سعد ابن ربیع، خارجة ابن زید، عبد الله ابن رواحه، بشیر ابن سعد، عبد الله ابن زید، خلاد ابن سوید، عقبة ابن عمرو ابن ثعلبه، زیاد ابن لبید، فروة ابن عمرو، خالد ابن قیس، رافع ابن مالک، ذکوان ابن عبد قیس، عباد ابن قیس، حارث ابن قیس، براء ابن معرور، بشر ابن براء، سنان ابن صیفی، طفیل ابن نعمان، معقل ابن منذر، یزید ابن منذر، مسعود ابن یزید، ضحاک ابن حارثه، یزید ابن حرام، جبار ابن صخر، طفیل ابن مالک، کعب ابن مالک، سلیم ابن عمرو ، قطبة ابن عامر ، یزید ابن عامر ، ابوالیسر (کعب ابن عمرو)، صیفى ابن سواد ، ثعلبة ابن غنمه ، عمرو ابن غنمه ، عبس ابن عامر ، عبدالله ابن انیس ، خالد ابن عمرو ، عبدالله ابن عمرو ، جابر ابن عبدالله ، معاذ ابن عمرو، ثابت ابن جذع، عمیر ابن حارث، خدیج ابن سلامه، معاذ ابن جبل(یا اسد ابن سارده)، عبادة ابن صامت، عباس ابن عباده، ابو عبدالرحمن(یزید ابن ثعلبه)، عمرو ابن حارث، رفاعة ابن عمرو، عقبة ابن وهب، سعد ابن عباده، منذر ابن عمرو.[10]

زنان: نسیبه دختر کعب و اسماء دختر عمرو ابن عدى که هر دو از خزرج بودند.[11]

حضرت علی(ع) و "حمزه"[12] به عنوان نگهبان منطقه عقبه و "عباس ابن عبدالمطلب"[13] افرادی هستند که به همراه پیامبر(ص) در آن شب حضور داشتند.

اجتماع عقبه

پیش از بیعت، گفتگوهایی مبنی بر پایبندی به مفاد قرارداد بین دو گروه صورت گرفت که نشان دهنده اهمیت و عواقب خطرناکی بود که برای هر کدام از طرفین به همراه داشت.

عباس ابن عبدالمطلب عموی پیامبر(ص) که در آن زمان مسلمان نشده بود، چنین گفت: «اى قوم انصار! مى‌دانید که محمّد به نزد ما چه عزیز و مکرّم و محترم است و نمى‌خواهیم که یک لحظه از پیش وى خالى شویم و وى از پیش ما خالى شود و جانب وى از مکر دشمنان محفوظ و محروس مى‌داریم و مراقب أحوال وى باشیم، لیکن چون میل‌ وى چنان است که به جانب مدینه هجرت نماید و پیش شما مقام سازد، ما نیز رضاى وى مى‌خواهیم، پس اگر شما خواهید که وى را به مدینه برید و او را مقیم و ساکن آنجا گردانید، شما را با وى بیعت چنان باید کرد، همچنان که زن و فرزند خود از دشمنان نگاه دارید، او را نیز نگاه دارید، همچنان که ذبّ از حریم خود کنید از آن وى بکنید و به جان و مال از وى نگردید و با دوست وى دوست باشید و با دشمن وى دشمن باشید. پس اگر سر این دارید بیایید و بیعت کنید و اگر نه هم اکنون اولی‌تر که او را مشغول ندارید.»[14]

و همچنین از عباس ابن‌عباده نقل شده است که «اى قوم! مى‌دانید که با محمّد چه بیعت مى‌کنید؟ گفتند: بگوى. گفت: [إنّکم‌] تبایعونه على حرب الأحمر و الأسود من النّاس. گفت: این بیعت چنان است که از بهر وى با عرب و عجم جنگ کنید و سر و مال خود فدا سازید و در هیچ حال از نصرت دادن وى باز نایستید، پس اگر بدین شرط با وى وفا مى‌توانید کردن، بیعت بکنید که خیر دنیا و آخرت شما در آن باشد و اگر نه، چون فردا [از بهر وى در مال [شما را] زیانى رسد یا در تن شما [را] مصیبتى رسد، اقتداى وى فرو گذارید و از وى تبرّا نمائید، پس این ساعت اولی‌تر که ترک آن بیعت بکنید...»[15]

با وجود این، "علامه جعفر مرتضی"، انتساب این گفته های موحدانه به عباس ابن عبدالمطلب که در آن زمان مشرک بوده را زیر سوال برده است و گوینده این سخنان را به علت تشابه اسمی و نیز تشابه سخنان، همان "عباس ابن عباده" دانسته‌اند.[16]

به هر حال با موافقت حاضرین، بیعت منعقد گردید. درباره نخستین بیعت کننده، نام "اسعد ابن زراره"، "ابوالهیثم ابن تیهان" و "براء ابن معرور" به اختلاف ذکر شده‌ است.[17]

مفاد بیعت

مفاد بیعت، بیانگر نقش فعال مسلمانان یثرب و هماهنگی‌های از پیش صورت گرفته می‌باشد. پیامبر(ص) پس از تلاوت آیاتی از قرآن و دعوت حاضرین به خدا و ترغیب به اسلام مفاد پیمان را چنین اعلام نمودند:[18]

- اطاعت از پیامبر در راحتی و سختی؛

- انفاق در زمان تنگدستی و ثروت؛

- امر به معروف و نهی از منکر؛

- گفتار حق و نهراسیدن از سرزنش دیگران؛

- به هنگام هجرت حضرت محمد(ص) به یثرب از وی همچون دفاع از خود، زنان و فرزندانشان پشتیبانی و دفاع نمایند که در این صورت پاداش آنان بهشت می‌باشد.

از سوی دیگر مسلمانان یثرب نیز یادآور شدند که با این بیعت پیمان‌هایشان با یهود قطع خواهد شد و چنان نباشد که پیامبر(ص) پس از پیروزی آنها را رها کرده به سوى قوم خود باز گردند؟ رسول‌‌خدا(ص) فرمودند: خون من خون شما و حرمت من حرمت شماست.[19] من از شما هستم و شما از منید، مى‌جنگم با هر که شما بجنگید و صلح مى‌کنم با هر که شما صلح کنید.[20]

دستاوردهای اجتماع عقبه

1) انتخاب نقبا: پس از انجام بیعت بنا به درخواست پیامبر(ص) آنها از بین خود دوازده نفر را به عنوان نقیب که متکفل امور گردند، انتخاب نموده که نُه تن از خزرج و سه نفر از اوس بودند. نقباى خزرج عبارت بودند از: اسعد ابن زراره، سعد ابن ربیع، عبدالله ابن رواحه، رافع ابن مالک، براء ابن معرور، عبدالله ابن عمرو، عبادة ابن صامت، سعد ابن عباده، منذر ابن عمرو و نقباى اوس نیز اسید ابن حضیر، سعد ابن خیثمه، رفاعة ابن عبدالمنذر(یا ابوالهیثم ابن تیهان) بودند. آنگاه پیامبر(ص) خطاب به نقبا فرمودند: شما همانند حواریین عیسى ابن مریم عهده‌دار امور قوم خود و من نیز نسبت به قوم خود؛ یعنى مسلمانان کفیل هستم.[21]

2) سه تن از یثربیان با نام‌های ذکوان ابن عبد قیس، عباس ابن عباده و عقبة ابن وهب پس از جریان بیعت، در معیت رسول اکرم(ص) در مکه مانده و پس از مهاجرت پیامبر(ص) به مدینه مهاجرت نمودند. از این‌رو به این افراد مهاجری‌ـ‌انصاری گفته می‌شود.[22] شاید بتوان آنان را به نوعی رابط میان مسلمانان مکه و یثرب دانست.

3) مفاد بیعت، خود به خوبی بیانگر نقش مهم انصار در طراحی امر هجرت در برهه‌ای از زمان است که اقدامات مشرکین نه فقط جان مسلمانان، بلکه بقای اسلام را نیز به خطر انداخته بودند.[23] همچنین به دنبال تقویت جبهه مسلمین، آیات جهاد با کفار نیز پس از بیعت دوم عقبه مبنی بر اینکه «و با کافران جنگ کنید تا فتنه و فساد از روى زمین برداشته شود.» نازل گردید.[24]

عکس‌العمل مشرکان مکه

نقل شده است که پس از انعقاد پیمان، صدایی بلند از بالای کوه عقبه برخاست که خبر از این اجتماع و محتوای بیعت می‌داد که به فرموده پیامبر(ص) ندای شیطان بود؛ لذا افراد در حالی که آمادگی خویش را برای حمله اعلام می‌نمودند به دستور پیامبر(ص) بدون هیچ اقدامی به چادرهای خویش بازگشتند.[25]

مشرکان نیز که مشکوک شده بودند از فردای همان شب، با سؤالاتی چند از یثربیان در صدد کسب اطلاعات بر آمده و زمانی به یقین رسیدند که کاروان یثربیان از مکه خارج شده بودند. تنها طی تعقیب آنان توانستند سعد ابن عباده را دستگیر و شکنجه نمایند. وی سرانجام با جبیر ابن مطعم و حارث ابن حرب که روزگاری آنان را در یثرب پناه داده بود، رهایی یافته به مدینه بازگشت.[26]

مقاله

نویسنده منيره شريعت جو

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

مشتركات قرآن و نهج البلاغهʁ)

مشتركات قرآن و نهج البلاغه(1)

«فترت»در لغت به معني انقطاع و سستي در كار است و در آية شريفه به اتّفاق جميع مفسّرين مراد انقطاع وحي و فاصله يي است كه بين آمدن پيغمبران حاصل مي شود و در اينجا مقصود فاصله يي است كه بين حضرت عيسي و پيغمبر خاتم (صلّي الله عليه و آله) رخ داد كه حدود 600 سال بوده است و ذكر اين مطلب در آيه براي امتنان و اتمام حجّت خداوند بر بندگان است تا نگويند چرا بعد از اين مدت طولاني براي ما راهنما و پيغمبري نفرستادي. چنانكه اين معني از ذيل آيه شريفه و خطبة مباركه نيز ظاهر مي گردد.
قرآن درآيينه نهج البلاغه

قرآن درآيينه نهج البلاغه

حضرت على(عليه السلام) در نهج البلاغه، بيش از بيست خطبه را به معرفى قرآن و جايگاه آن اختصاص داده است و گاه بيش از نصف خطبه به تبيين جايگاه قرآن و نقش آن در زندگى مسلمانان و وظيفه آنان در مقابل اين كتاب آسمانى اختصاص يافته كه پرداختن به همه آن ها مجالى ديگر مى طلبد.
قرآن در نهج البلاغه

قرآن در نهج البلاغه

امیرمؤمنان علی علیه السلام در خطبه ای از نهج البلاغه در توصیف این کتاب آسمانی چنین می فرماید: «قرآن نوری است که خاموشی ندارد، چراغی است که درخشندگی آن زوال نپذیرد، دریایی است که ژرفای آن درک نشود، راهی است که رونده آن گمراه نگردد.
قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

آنچه كه علي (ع) در توصيف جايگاه قرآن بيان داشته اند و تبيين و تفسيري كه از ابعاد كتاب آسماني به دست دادهاند؛ فراتر از آن است كه در اين سطور بگنجد. «تنها در نهج البلاغه آن حضرت (ع) 96 بار كلمة قرآن، كتاب الله، كتاب ربكم و امثال آن تكرار شده است»
جامعیت و جاودانگى قرآن كریم در نهج البلاغه

جامعیت و جاودانگى قرآن كریم در نهج البلاغه

بسیارى از مخالفان قرآن كوشیده اند چنین شبهه افكنى كنند كه این كتاب آسمانى با دنیاى امروز كه عصر پیشرفت علوم و تكنولوژى است، متناسب نیست ؛ بلكه فقط اعجاز عصر پیامبر ختمى مرتبت صلى الله علیه وآله است و صرفا براى زمان ایشان شمولیت داشته است و اكنون همانند كتاب مقدس انجیل صرفا براى استفاده فردى قابلیت دارد.

پر بازدیدترین ها

تجلی قرآن در نهج‏ البلاغه

تجلی قرآن در نهج‏ البلاغه

امام(ع) در توصيف پيامبر اكرم(ص) مي فرمايد: «… و دعا الي الحكمة و الموعظة الحسنة»3 كه اشاره است به آيه شريفه: «ادع الي سبيل ربك بالحكمة و الموعظة الحسنة (نحل، 16/125). با حكمت و اندرز نيكو به راه پروردگارت دعوت كن»
اجمال و تفصيل قرآن و نهج البلاغهʂ)

اجمال و تفصيل قرآن و نهج البلاغه(2)

علي (علیه السلام) در نامه يي به يكي از عمّالش مي نويسد: «فَكَأَنَّكَ قَدْ بَلَغْتَ الْمَدي وَ دُفِنْتَ تَحْتَ الثَّري وَ عُرِضَتْ عَلَيْكَ اَعْمالُكَ بِالمَحَلِّ الَّذي ينُارِي الظّالِمُ فيهِ بِالحَسْرَةِ وَ يَتَمَنَّي الْمُضَيِّعُ فيهِ الرَّجْعَةَ؛ (نامة 41) به آن ماند كه تو به آخرت رسيده يي و زير خاك پنهان گشته يي و كردارت به تو نمايانده شده است در جايي كه ستمگر به صداي بلند، دريغ مي گويد و تبهكار آرزوي برگشت به دنيا مي كند.»
قرآن درآيينه نهج البلاغه

قرآن درآيينه نهج البلاغه

حضرت على(عليه السلام) در نهج البلاغه، بيش از بيست خطبه را به معرفى قرآن و جايگاه آن اختصاص داده است و گاه بيش از نصف خطبه به تبيين جايگاه قرآن و نقش آن در زندگى مسلمانان و وظيفه آنان در مقابل اين كتاب آسمانى اختصاص يافته كه پرداختن به همه آن ها مجالى ديگر مى طلبد.
اجمال و تفصيل قرآن و نهج البلاغهʁ)

اجمال و تفصيل قرآن و نهج البلاغه(1)

واحدي كه مبدأ كثرت است و كم متصل و منفصل را به وسيلة آن تقسيم مي‌كنند و خلاصه آن يك كه بعدش دو، سه و چهار شمرده مي‌شود كه خداوند واحد به اين معني نيست زيرا اولاً: خدا يكي است كه ثاني و ثالث ندارد؛ ثانياً: از اوصاف اين معني قلت و كمي است يعني دو و سه و چهار بيشتر از آن است و خداوند موصوف به قلت نمي‌شود زيرا تمام اوصاف كماليه در ذات باري به نحو اتمّ و اكمل موجود است. علي (عليه السّلام)در عبارت اوّل و پنجم مذكور به اين معني اشاره فرموده و چنين وحدتي را از خداوند نفي نموده است.
اقتباس های قرآنی در نهج البلاغه

اقتباس های قرآنی در نهج البلاغه

پيوند ناگسستني و همه سويه نهج البلاغه با قرآن کريم، از مسائل حائز اهميت است. يکي از مظاهر اين پيوند، اقتباس هاي قرآني نهج البلاغه است. اهميت بررسي اين اقتباس ها به چند امر باز می گردد: نخست، گونا‌گوني اقتباس هاي قرآني است. دوم، کارکردهاي متفاوت اين اقتباس ها.در اين نوشتار می ‌کوشيم با رويکردي تحليلي اين اقتباس ها را بررسي کنيم. گونه هاي اقتباس قرآني نهج البلاغه عبارت است از: اقتباس کامل، جزئي، متغير، اشاره اي و نهايتاً استنباطي.
Powered by TayaCMS