دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

چرا شكست پايان كار نيست

No image
چرا شكست پايان كار نيست

براي رسيدن به موفقيت نبايد از هيچ تلاشي دريغ كرد حتي اگر شده بارها شكست را تجربه كنيم و اين شكستها است كه ما را به موفقيت و اميد نزديكتر مي‌كند و به رشد و بالندگي مي‌رساند.  شكست به ما درس تواضع مي‌دهد و ما را با محدوديت‌ها و كاستي‌ها روبرو مي‌سازد و به ما مي‌آموزد كه در عمل خود تجديدنظر كنيم، ما را مجبور مي‌كند به كاري كه مي‌كنيم توجه داشته باشيم و به ما فرصتي مي‌دهد تا مسيرهاي جديد را بيازماييم. شكست به ما مي‌آموزد كه هميشه نمي‌توانيم آنچه را مي‌خواهيم داشته باشيم. ما از شكست مي‌آموزيم كه بايد پشتكار بيشتري داشته باشيم و حتي وقتي ناكام مي‌شويم مي‌توانيم به موجوديت خود ادامه بدهيم. شكست خوردن خجالت ندارد فقط ترسيدن و از جاي بر نخاستن است كه خجالت دارد. شكست مي‌تواند ما را قوي‌تر كند. اغلب مردم به اين نكته توجه ندارند كه در پس پرده شكست منابع رشد نهفته‌اند. در اغلب موارد متوجه نمي‌شويم كه شكست خوردن هم منافعي دارد به‌ويژه وقتي جوان هستيم. بايد بدانيم كه شكست خوردن خجالت ندارد و ما نه تنها مي‌توانيم ادمه بدهيم، بلكه مي‌توانيم رشد كنيم و شكست به ما امكان انتخاب مي‌دهد، مساله اين نيست كه آيا ما شكست مي‌خوريم زيرا همه شكست مي‌خورند مساله اين است كه چگونه شكست مي‌خوريم ما دو انتخاب داريم؛

راه اشتباه شكست خوردن

در زمينه شكست خوردن ممكن است مرتكب دو اشتباه بشويم: اول اينكه ممكن است بيش از اندازه بخواهيم از آن اجتناب كنيم به اين دليل كه از شكست مي‌ترسيم سعي مي‌كنيم كه اصولا خطر نكنيم و دست به كار نشويم و اين در حالي است كه خطر كردن شرط موفقيت و رشد كردن است. اشتباه دومي كه مي‌كنيم اين است كه به شكست اجازه بدهيم ما را شكست بدهد. بسياري از كساني كه شكست مي‌خورند دست از تلاش بر مي‌دارند. رنج بردن و ناراحت شدن از شكست خوردن اشكالي ندارد به شرط آنكه ما را نابود نكند. مهم نيست كه شكست بخوريم مهم اين است كه بعد از هر شكست دوباره به پا خيزيم و به تلاش و كوشش خود ادامه دهيم و از هيچ چيز در مسير هدف خود نهراسيم

راه درست شكست خوردن

موفقيت ما تا حدود زياد بستگي به اين دارد كه بعد از شكست چه مي‌كنيم مثلا مي‌توان از دوست يا نزديكترين افراد در زندگي خود درباره شكست سوال كنيد متوجه مي‌شويد كه دوست شما از شكست چه آموخته است، متوجه خواهيد شد كه شما تنها نيستيد و در اين زمينه براي رسيدن به موفقيت درباره برخي از بزرگ‌ترين شكستهاي تاريخ مطالعه كنيد. سرگذشت اشخاص بزرگي را مي‌توان يافت كه از شكست‌ها به موفقيت‌هاي بسيار بزرگ و ماندگار دست يافته‌اند و همه مي‌توانند از زندگي آنها پند بگيرند. از شكست نهراسيد و نخواهيد كه وقت زيادي را صرف توجيه آن كنيد. ازشكست‌هاي خود درس بگيريد و به سر وقت چالش بعدي برويد. شكست خوردن اشكالي ندارد اگر شكست نخوريد رشد هم نمي‌كنيد. از جمله كساني كه قبل از موفقيت بارها شكست خوردند مي‌توان به آلبرت انیشتين و تامس اديسون اشاره كرد. اين دو از بزرگ‌ترين رياضيدانان و بزرگ‌ترين مخترعان هستند. اين دو قبل از آنكه به موفقيت برسند سال‌ها طعم شكست را چشيدند. وقتي اديسون مي‌خواست لامپ روشنايي را اختراع كند بيش از ده هزار تركيب مختلف را آزمايش كرد و شكست خورد. وقتي كسي از او پرسيد چگونه بعد از اين همه شكست مي‌تواند به تجربيات خود ادامه دهد او گفت كه ناكامي‌هاي گذشته را شكست ارزيابي نمي‌كند، او گفت با هر ناكامي قدمي به موفقيت نزديكتر شده است. انسان 99 بار اشتباه مي‌كند تا در نوبت صدم موفق شود. موفقيت با صرف زمان و به كمك عزم و تصميم و تلاش ادامه دارحاصل مي‌شود و در اين ميان در حوزه علم انیشتين و اديسون دو نمونه بارزي هستند كه مي‌توان به آنها اشاره كرد. هر دو اين اشخاص نابغه هستند. اديسون مي‌گفت: موفقيت يعني يك درصد نبوغ و نودونه درصد تلاش. براي رسيدن به موفقيت نبايد از هيچ تلاشي دريغ كرد حتي اگر شده بارها شكست را تجربه كنيم و اين شكستها است كه ما را به موفقيت و اميد نزديكتر مي‌كند و به رشد و بالندگي مي‌رساند و اگر حاضر باشيد شكست را بپذيريد و از آن نكته‌اي بياموزيد و اگر مايل باشيد كه شكست را يك نعمت بدانيد مي‌توانيد قدرتمندترين نيروهاي موفقيت را در خدمت بگيريد. در نتيجه مي‌توان گفت كه شكست مقدمه پيروزي است.

آراستگی به ادب

يكى از عوامل موثر در تربيت و رشد اخلاقى انسان، پایبندى به ارزش‌هاى اخلاقى در گفتار و رفتار است. در حقيقت، ارزش‌هاى اخلاقى نشان‌دهنده شخصيت آدمى است و نقش اخلاق در ايجاد زندگى سالم در ساحت فردى و اجتماعى، امرى حتمى است. رعايت ارزش‌هاى اخلاقى براى جوان، دستور ائمه معصومين (ع) است. حضرت على (ع) در رهنمودى گرانبها به جوانان مى‌فرمايد:. اى جوانان! شخصيت و آبروى خود را به وسيله ادب حفظ كنيد. سعادت و خوشبختى جوان، در سايه دورى از رذيلت‌ها و كسب فضيلت‌هاى انسانى به دست مى‌آيد. دورى از پستى‌ها و زشتى‌ها، فطرت او را پاك مى‌دارد. جوانان از دوران كودكى گذر كرد به سن استدلال و انديشه پا گذاشته‌اند. ازاين رو، به خوبى مى‌توانند با انديشه پاك و با بهره‌گيرى از زلال فطرت و در سايه آموزه‌هاى قرآن و سنت، بسيارى از ارزش‌ها را شناسايى و خود را از پندار ناصواب برهانند. آموزش آداب، از ضرورت هاى زندگى انسان مومن و تعالى‌خواه است. پس از شناخت آداب نيكو، بايد خود را به زيور آن آراست. امام صادق (ع) در سفارشى نيكو و گرانبها مى فرمايد: اگر در زندگى دو روز مهلت داده شدى، يك روز را براى آموزش «ادب» قرار ده تا در روز مرگ از آن يارى بگيرى. در تمام جوامع بشرى متانت و وقار، فضيلت به شمار مى‌آيد و اين ويژگى براى جوانان، يك زيبايى معنوى و نشانه رشد عقلى و شخصيتى است. پيامبر رحمت (ص) چه خوب آراستگى به متانت را ستوده و فرموده است: بهترين جوانانتان كسانى هستند كه خود را مانند كهنسالان، باوقار قرار مى‌دهند و بدترين پيرانتان كسانى هستند كه خود را شبيه جوانان مى‌كنند.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

مشتركات قرآن و نهج البلاغهʁ)

مشتركات قرآن و نهج البلاغه(1)

«فترت»در لغت به معني انقطاع و سستي در كار است و در آية شريفه به اتّفاق جميع مفسّرين مراد انقطاع وحي و فاصله يي است كه بين آمدن پيغمبران حاصل مي شود و در اينجا مقصود فاصله يي است كه بين حضرت عيسي و پيغمبر خاتم (صلّي الله عليه و آله) رخ داد كه حدود 600 سال بوده است و ذكر اين مطلب در آيه براي امتنان و اتمام حجّت خداوند بر بندگان است تا نگويند چرا بعد از اين مدت طولاني براي ما راهنما و پيغمبري نفرستادي. چنانكه اين معني از ذيل آيه شريفه و خطبة مباركه نيز ظاهر مي گردد.
قرآن درآيينه نهج البلاغه

قرآن درآيينه نهج البلاغه

حضرت على(عليه السلام) در نهج البلاغه، بيش از بيست خطبه را به معرفى قرآن و جايگاه آن اختصاص داده است و گاه بيش از نصف خطبه به تبيين جايگاه قرآن و نقش آن در زندگى مسلمانان و وظيفه آنان در مقابل اين كتاب آسمانى اختصاص يافته كه پرداختن به همه آن ها مجالى ديگر مى طلبد.
قرآن در نهج البلاغه

قرآن در نهج البلاغه

امیرمؤمنان علی علیه السلام در خطبه ای از نهج البلاغه در توصیف این کتاب آسمانی چنین می فرماید: «قرآن نوری است که خاموشی ندارد، چراغی است که درخشندگی آن زوال نپذیرد، دریایی است که ژرفای آن درک نشود، راهی است که رونده آن گمراه نگردد.
قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

آنچه كه علي (ع) در توصيف جايگاه قرآن بيان داشته اند و تبيين و تفسيري كه از ابعاد كتاب آسماني به دست دادهاند؛ فراتر از آن است كه در اين سطور بگنجد. «تنها در نهج البلاغه آن حضرت (ع) 96 بار كلمة قرآن، كتاب الله، كتاب ربكم و امثال آن تكرار شده است»
جامعیت و جاودانگى قرآن كریم در نهج البلاغه

جامعیت و جاودانگى قرآن كریم در نهج البلاغه

بسیارى از مخالفان قرآن كوشیده اند چنین شبهه افكنى كنند كه این كتاب آسمانى با دنیاى امروز كه عصر پیشرفت علوم و تكنولوژى است، متناسب نیست ؛ بلكه فقط اعجاز عصر پیامبر ختمى مرتبت صلى الله علیه وآله است و صرفا براى زمان ایشان شمولیت داشته است و اكنون همانند كتاب مقدس انجیل صرفا براى استفاده فردى قابلیت دارد.

پر بازدیدترین ها

قرآن درآيينه نهج البلاغه

قرآن درآيينه نهج البلاغه

حضرت على(عليه السلام) در نهج البلاغه، بيش از بيست خطبه را به معرفى قرآن و جايگاه آن اختصاص داده است و گاه بيش از نصف خطبه به تبيين جايگاه قرآن و نقش آن در زندگى مسلمانان و وظيفه آنان در مقابل اين كتاب آسمانى اختصاص يافته كه پرداختن به همه آن ها مجالى ديگر مى طلبد.
قرآن در نهج البلاغه

قرآن در نهج البلاغه

امیرمؤمنان علی علیه السلام در خطبه ای از نهج البلاغه در توصیف این کتاب آسمانی چنین می فرماید: «قرآن نوری است که خاموشی ندارد، چراغی است که درخشندگی آن زوال نپذیرد، دریایی است که ژرفای آن درک نشود، راهی است که رونده آن گمراه نگردد.
اهمیت تاریخ از دیدگاه قرآن و نهج‏ البلاغه

اهمیت تاریخ از دیدگاه قرآن و نهج‏ البلاغه

قرآن پيروان خود را به مطالعه تاريخ گذشتگان فرامى‏ خواند و با تكرار و تأكيد زياد به پيروانش دستورمى ‏دهد به سير و سفر بپردازند و از نزديك نشانه ‏هاى تاريخى را مشاهده نمايند تا انديشه آنها بارور شود و سطح فكر و فرهنگشان ارتقا يابد.
قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

آنچه كه علي (ع) در توصيف جايگاه قرآن بيان داشته اند و تبيين و تفسيري كه از ابعاد كتاب آسماني به دست دادهاند؛ فراتر از آن است كه در اين سطور بگنجد. «تنها در نهج البلاغه آن حضرت (ع) 96 بار كلمة قرآن، كتاب الله، كتاب ربكم و امثال آن تكرار شده است»
اثرپذيري نهج البلاغه از قرآن كريم ʃ)

اثرپذيري نهج البلاغه از قرآن كريم (3)

ايجاز "حذف" آن است كه كلماتي را در كلام به واسطة وجود قرينه حذف كنند؛ مثل: «جاهدوا في الله حقّ جهاده» (حج: 78)؛ يعني في سبيل الله. آنچه مطلوب نظر بلغا و ادباست، ايجاز قصر است كه به واسطة رعايت آن، مراتب بلاغت تفاوت مي كند، و هر كس بيشتر اين نوع ايجاز را رعايت كند، بليغ تر و عظمت كلام او بيشتر خواهد بود. در آيات قرآن، ايجاز قصر بسيار است؛ از جمله: «الا له الخلق و الامر» (اعراف: 54) - «و اعّدو لهم ما استطعتم من قوّه» (انفال: 60).
Powered by TayaCMS