دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

چرا علمای شیعه و سنی«اباصلت» را ستوده اند؟

در میان اصحاب امام رضا(ع)، اباصلت هَرَوی از شهرت به سزایی برخوردار است؛ دلیل این شهرت را، افزون بر ویژگی‌های علمی و ایمانی شخصیت وی، باید در نقل روایت مشهور چگونگی به شهادت رسیدن امام هشتم شیعیان جست‌وجو کرد.
چرا علمای شیعه و سنی«اباصلت» را ستوده اند؟
چرا علمای شیعه و سنی«اباصلت» را ستوده اند؟

بازخوانی مناقب یار صادق امام رضا(ع)

در میان اصحاب امام رضا(ع)، اباصلت هَرَوی از شهرت به سزایی برخوردار است؛ دلیل این شهرت را، افزون بر ویژگی‌های علمی و ایمانی شخصیت وی، باید در نقل روایت مشهور چگونگی به شهادت رسیدن امام هشتم شیعیان جست‌وجو کرد. اباصلت در زمره اصحاب خاص امام رضا(ع) قرار داشت. او چنان‌ که مشهور است، به عنوان خادم آن امام همام، بیش از دیگر اصحاب، از رویدادهای سال‌های پایانی حیات آن حضرت آگاه بود. ویژگی دیگری که باعث جذابیت شخصیت اباصلت شده است و عموماً مورد توجه اهل علم و به ویژه محدثان قرار می‌گیرد، دانش روایی وی و تسلطش بر مجموعه‌ای گران بها از احادیث است. او در میان علمای اهل سنت نیز به عنوان فردی امین و ثقه شناخته می‌شود و در کتاب‌های رجالی عامه، از او به نیکی یاد شده است. همین ویژگی‌ها باعث توجه مردم به بارگاه وی که در چند کیلومتری شهر مشهد قرار دارد، شده است.

زمان ولادت و رحلت اباصلت

«احمد بن علی خطیب بغدادی» در کتاب «تاریخ بغداد»، نام اباصلت و نَسَب وی را این‌گونه ثبت کرده است: «عبدالسلام بن صالح بن سلیمان بن ایوب بن مَیسَره؛ مشهور به ابوصَّلْت الهَرَوی»(تاریخ بغداد؛ ج11؛ ص 47). در دیگر کتاب‌های تاریخی و رجالی نیز، نَسَب اباصلت همین‌گونه ضبط شده است. «خطیب بغدادی» سپس به نقل از «احمد بن سیار مروزی»، اباصلت را از موالیان «عبدالرحمن بن سمره قریشی» می‌داند. ظاهراً، اجداد وی، پس از فتح خراسان و سیستان، در زمره موالیان «عبدالرحمن» قرار گرفته‌اند؛ چرا که طبق نوشته «ذهبی»، در جلد دوم «سیر اعلام النُبَلاء»، «عبدالرحمن بن سَمره قریشی»، از افرادی بود که در فتح مکه اسلام آورد و بعدها، هنگام فتح سیستان توسط اعراب مسلمان، یکی از فرماندهان سپاه بود.(سیراعلام النبلاء؛ ج2؛ ص571) برخی مورخان، «هرات» را زادگاه اجداد خادم امام رضا(ع) دانسته‌ و لقب «هَرَوی» را که بیشتر محدثان برای اباصلت ذکر کرده‌اند، دلیل این مدعا می‌دانند. معروف است که اباصلت در مدینه به دنیا آمد(جایگاه روایی اباصلت ...؛ فصلنامه طلوع؛ شماره 30)، هرچند این قول چندان قابل اعتماد نیست. در واقع، ما درباره تاریخ و مکان ولادت اباصلت، اطلاعات چندانی نداریم؛ اما درباره زمان وفات او، گزارشی وجود دارد که توسط «خطیب بغدادی»، در «تاریخ بغداد»(ج11؛ ص46) و «ذهبی» در «سیر اعلام النبلاء»(ج11؛ ص 448) ضبط شده است. بر اساس این گزارش، اباصلت در ماه شوال سال 236 هـ.ق، بدرود حیات گفت.

محدث امین

همان‌طور که اشاره کردیم، اباصلت یکی از محدثان امین محسوب می‌شود. او اهتمام فراوانی به شنیدن و ضبط روایات داشت. «خطیب بغدادی» به این ویژگی اباصلت اشاره کرده و نوشته است: «برای شنیدن حدیث به بصره، کوفه، حجاز و یمن سفر کرد و از حماد بن زید، مالک بن انس، عبدالوارث بن سعید، شریک بن عبدا... و ... حدیث نقل کرده است.»(همان؛ ص47) ظاهراً این تلاش‌ها برای گردآوری احادیث نبوی، پیش از آن بوده است که اباصلت در زمره اصحاب خاص امام رضا(ع) قرار گیرد. با این حال، آن‌چه مُسَلَّم به نظر می‌رسد، این است که وی، بخش مهمی از عُمر خود را به عنوان خادم در محضر ثامن‌الحجج(ع) گذرانده است. ثمره این هم‌نشینی با امام(ع)، احادیث متعددی است که اباصلت از امام رضا(ع) روایت کرده و «شیخ صدوق»، تعداد متنابهی از آن ها را در «عیون اخبار الرضا(ع)» آورده است. یکی از ویژگی‌های مهم روایاتی که اباصلت آن ها را نقل می‌کند، تأکید بر فضایل امیرمؤمنان، علی(ع) در آن هاست. وی حدیث مشهور «أنا مدینة العلم» را از محدثان اهل‌سنت نقل کرده‌ است. «خطیب بغدادی» روایتی را به نقل از اباصلت و او با واسطه از «حذیفه» نقل می‌کند که رسول‌خدا(ص) فرمود: «اگر علی رهبری شما را برعهده بگیرد، او را هدایت‌کننده‌ای خواهید یافت که با هدایتش، راه راست را می‌پیمایید.»(همان؛ ص47) تسلط اباصلت بر علوم اسلامی که بخش مهمی از آن ها نتیجه هم‌نشینی و فراگیری دانش در محضر امام رضا(ع) بود، باعث شد که در دوران حیاتش، آوازه دانش وی در سرزمین‌های اسلامی بپیچد. «ذهبی» در کتاب خود، از مناظره اباصلت با «بشیر بن عیاث» سخن گفته است که در مرو و به دعوت مأمون انجام گرفت و با پیروزی اباصلت به پایان رسید.(همان؛ ص447) با توجه به این روایت تاریخی، ظاهراً اباصلت با اجازت و اشارت امام رضا(ع) در چنین مناظره‌هایی شرکت می‌کرده و از چنان دانشی برخوردار بوده‌است که فقها و علمای بنام عامه، قادر به غلبه بر وی نبوده‌اند.

زهد و تهجد

اباصلت، افزون بر دانش و آگاهی مثال زدنی، اهتمام فراوانی به عبادت و تهجد داشت. این موضوع در میان علما و مورخان شیعه، شهرت فراوانی دارد. در میان نویسندگان و علمای اهل ‌سنت نیز، می‌توان به نوشته «محمد بن احمد ذهبی» در باره اباصلت اشاره کرد که می‌نویسد: «شیخ دانشمند، اهل عبادت، شیخ شیعه، ابوصلت ... فضایل فراوانی دارد و از افراد ثقه و راستگو محسوب می‌شود ... او بسیار زاهد و متعبّد بود، طوری که مأمون عباسی از مشاهده کثرت تهجد وی، شگفت زده شد.» اباصلت در آخرین روزهای حیات مبارک امام هشتم(ع)، از معدود همراهان آن حضرت بود. وی شاهد و ناظر وقایع غمباری بود که به شهادت امام(ع) انجامید. عمده روایات مربوط به شهادت امام رضا(ع) از اباصلت نقل شده است و حتی برخی از علمای شیعه، مانند «نجاشی» و «شیخ صدوق»، از کتابی سخن به میان آورده‌اند که اباصلت درباره چرایی و چگونگی شهادت امام رضا(ع) به رشته تحریر درآورد.

روایت اباصلت از چگونگی شهادت حضرت رضا(ع)

«شیخ صدوق» در کتاب ارزشمند «عیون اخبارالرضا(ع)» به نقل از «معول سجستانی» می‌نویسد: «زمانی که برای بردن امام‌رضا(ع)، پیکی از خراسان به مدینه آمد، من آن جا بودم. امام(ع) به منظور وداع با رسول‌خدا(ص) وارد حرم شدند. آن حضرت را دیدم که چندین بار از حرم بیرون آمد و دوباره به سوی مرقد پیامبر(ص) باز گشت و با صدای بلند‌ گریست. من به امام(ع) نزدیک شدم، سلام کردم و علت این مسئله را پرسیدم. امام(ع) در جواب فرمود: من از جوار جدم بیرون می‌روم و در غربت از دنیا خواهم رفت.» امام‌رضا(ع) می‌دانست هدف مأمون از این دعوت اجباری چیست. آن حضرت، در مسیر کاروان از مدینه تا خراسان، بارها درباره شهادت مظلومانه‌اش در غربت سخن گفته ‌بود. از «حسن بن علی وشاء» نقل شده ‌است که امام‌رضا(ع) به او فرمود: «موقعی که می خواستند مرا از مدینه بیرون ببرند، افراد خانواده‌ام را جمع کردم و گفتم برایم گریه کنند تا گریه آن ها را بشنوم. سپس پولی میان آن ها تقسیم کردم و گفتم که من دیگر به سوی شما باز نخواهم گشت.» مأمون با دعوت از امام‌رضا(ع) و پیشنهاد مقام ولایتعهدی به آن حضرت، در پی سوءاستفاده از موقعیت و جایگاه اجتماعی امام(ع) بود؛ اما فریب و نیرنگ مأمون با تدبیر امام(ع) بی اثر شد. مأمون که در رسیدن به اهدافش شکست خورده بود، تصمیم گرفت امام(ع) را به شهادت برساند. او در نظر داشت این تصمیم را در یکی از روزهای پایانی ماه صفر عملی کند. اباصلت می‌گوید: «علی‌بن‌موسی(ع) فرمود: ای اباصلت! فردا من بر این ستم‌پیشه(مأمون) وارد خواهم شد ... صبح روز بعد، امام(ع) لباسی پاکیزه به تن کرد و در محراب عبادت نشست. ساعتی بعد، غلام مأمون وارد شد و گفت: امیر شما را احضار کرده ‌است. علی‌بن‌موسی(ع) کفش‌هایش را پوشید، عبایش را بر دوش افکند و همراه غلام حرکت کرد. من نیز پشت سر آن حضرت حرکت کردم. بر مأمون وارد شدیم. مقابل او ظرف بزرگی پُر از میوه بود. مأمون خوشه انگوری که به دست داشت به امام(ع) داد و گفت: ای پسر رسول‌ خدا! من تاکنون انگوری بهتر از این ندیده‌ام! امام(ع) فرمود: چه بسا انگورهای بهشتی بهتر از این باشد. مأمون گفت: از این انگور میل کنید. امام(ع) فرمود: مرا معذور بدار. مأمون گفت: هیچ چاره‌ای ندارید. باید از این انگور بخورید. امام(ع) سه حبه از آن انگور را تناول فرمود و بقیه را زمین گذاشت و فوراً برخاست. مأمون پرسید: کجا می‌روید؟ امام(ع) فرمود: همان‌ جا ‌که مرا فرستادی. سپس عبایش را بر سر انداخت و به خانه رفت و به من فرمود: در را ببند. آن‌گاه در بستر افتاد.» مأمون، امام رضا(ع) را مسموم کرده بود. لحظاتی بعد حال آن حضرت تغییر کرد. اباصلت هروی روایت کرده ‌است که چگونه در آن لحظات، امام‌جواد(ع) بر بالین پدر بزرگوارش حاضر شد و پس از شهادت، پیکر مطهر آن حضرت را غسل داد و بر آن نماز گزارد.

منابع:

تاریخ بغداد أو مدینه الاسلام؛ احمد بن علی خطیب بغدادی؛ دارالکتب العلمیه؛ بیروت؛ 1417؛ جلد 11.

سیر اعلام النبلاء؛ محمد بن احمد ذهبی؛ الرساله؛ بیروت؛ 1414؛ جلد 11.

جایگاه روایی اباصلت هروی از دیدگاه فریقین؛ محمدمحسن طبسی؛ فصلنامه طلوع؛ مجتمع آموزش عالی امام خمینی(ره)؛ شماره 30؛ زمستان 1380.

رجال النجاشی؛ أبی العبّاس أحمد بن علی النجاشی؛ مؤسسه النشر الإسلامی.

عیون اخبار الرضا(ع)؛ محمد بن علی بن بابویه قمی(شیخ صدوق)؛ حیات؛ تهران.

نویسنده : جواد نوائیان رودسری

روزنامه خراسان

تاریخ: دوشنبه 22 آبان ماه 1396

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

مشتركات قرآن و نهج البلاغهʁ)

مشتركات قرآن و نهج البلاغه(1)

«فترت»در لغت به معني انقطاع و سستي در كار است و در آية شريفه به اتّفاق جميع مفسّرين مراد انقطاع وحي و فاصله يي است كه بين آمدن پيغمبران حاصل مي شود و در اينجا مقصود فاصله يي است كه بين حضرت عيسي و پيغمبر خاتم (صلّي الله عليه و آله) رخ داد كه حدود 600 سال بوده است و ذكر اين مطلب در آيه براي امتنان و اتمام حجّت خداوند بر بندگان است تا نگويند چرا بعد از اين مدت طولاني براي ما راهنما و پيغمبري نفرستادي. چنانكه اين معني از ذيل آيه شريفه و خطبة مباركه نيز ظاهر مي گردد.
قرآن درآيينه نهج البلاغه

قرآن درآيينه نهج البلاغه

حضرت على(عليه السلام) در نهج البلاغه، بيش از بيست خطبه را به معرفى قرآن و جايگاه آن اختصاص داده است و گاه بيش از نصف خطبه به تبيين جايگاه قرآن و نقش آن در زندگى مسلمانان و وظيفه آنان در مقابل اين كتاب آسمانى اختصاص يافته كه پرداختن به همه آن ها مجالى ديگر مى طلبد.
قرآن در نهج البلاغه

قرآن در نهج البلاغه

امیرمؤمنان علی علیه السلام در خطبه ای از نهج البلاغه در توصیف این کتاب آسمانی چنین می فرماید: «قرآن نوری است که خاموشی ندارد، چراغی است که درخشندگی آن زوال نپذیرد، دریایی است که ژرفای آن درک نشود، راهی است که رونده آن گمراه نگردد.
قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

آنچه كه علي (ع) در توصيف جايگاه قرآن بيان داشته اند و تبيين و تفسيري كه از ابعاد كتاب آسماني به دست دادهاند؛ فراتر از آن است كه در اين سطور بگنجد. «تنها در نهج البلاغه آن حضرت (ع) 96 بار كلمة قرآن، كتاب الله، كتاب ربكم و امثال آن تكرار شده است»
جامعیت و جاودانگى قرآن كریم در نهج البلاغه

جامعیت و جاودانگى قرآن كریم در نهج البلاغه

بسیارى از مخالفان قرآن كوشیده اند چنین شبهه افكنى كنند كه این كتاب آسمانى با دنیاى امروز كه عصر پیشرفت علوم و تكنولوژى است، متناسب نیست ؛ بلكه فقط اعجاز عصر پیامبر ختمى مرتبت صلى الله علیه وآله است و صرفا براى زمان ایشان شمولیت داشته است و اكنون همانند كتاب مقدس انجیل صرفا براى استفاده فردى قابلیت دارد.

پر بازدیدترین ها

تجلی قرآن در نهج‏ البلاغه

تجلی قرآن در نهج‏ البلاغه

امام(ع) در توصيف پيامبر اكرم(ص) مي فرمايد: «… و دعا الي الحكمة و الموعظة الحسنة»3 كه اشاره است به آيه شريفه: «ادع الي سبيل ربك بالحكمة و الموعظة الحسنة (نحل، 16/125). با حكمت و اندرز نيكو به راه پروردگارت دعوت كن»
اجمال و تفصيل قرآن و نهج البلاغهʂ)

اجمال و تفصيل قرآن و نهج البلاغه(2)

علي (علیه السلام) در نامه يي به يكي از عمّالش مي نويسد: «فَكَأَنَّكَ قَدْ بَلَغْتَ الْمَدي وَ دُفِنْتَ تَحْتَ الثَّري وَ عُرِضَتْ عَلَيْكَ اَعْمالُكَ بِالمَحَلِّ الَّذي ينُارِي الظّالِمُ فيهِ بِالحَسْرَةِ وَ يَتَمَنَّي الْمُضَيِّعُ فيهِ الرَّجْعَةَ؛ (نامة 41) به آن ماند كه تو به آخرت رسيده يي و زير خاك پنهان گشته يي و كردارت به تو نمايانده شده است در جايي كه ستمگر به صداي بلند، دريغ مي گويد و تبهكار آرزوي برگشت به دنيا مي كند.»
قرآن درآيينه نهج البلاغه

قرآن درآيينه نهج البلاغه

حضرت على(عليه السلام) در نهج البلاغه، بيش از بيست خطبه را به معرفى قرآن و جايگاه آن اختصاص داده است و گاه بيش از نصف خطبه به تبيين جايگاه قرآن و نقش آن در زندگى مسلمانان و وظيفه آنان در مقابل اين كتاب آسمانى اختصاص يافته كه پرداختن به همه آن ها مجالى ديگر مى طلبد.
اجمال و تفصيل قرآن و نهج البلاغهʁ)

اجمال و تفصيل قرآن و نهج البلاغه(1)

واحدي كه مبدأ كثرت است و كم متصل و منفصل را به وسيلة آن تقسيم مي‌كنند و خلاصه آن يك كه بعدش دو، سه و چهار شمرده مي‌شود كه خداوند واحد به اين معني نيست زيرا اولاً: خدا يكي است كه ثاني و ثالث ندارد؛ ثانياً: از اوصاف اين معني قلت و كمي است يعني دو و سه و چهار بيشتر از آن است و خداوند موصوف به قلت نمي‌شود زيرا تمام اوصاف كماليه در ذات باري به نحو اتمّ و اكمل موجود است. علي (عليه السّلام)در عبارت اوّل و پنجم مذكور به اين معني اشاره فرموده و چنين وحدتي را از خداوند نفي نموده است.
اقتباس های قرآنی در نهج البلاغه

اقتباس های قرآنی در نهج البلاغه

پيوند ناگسستني و همه سويه نهج البلاغه با قرآن کريم، از مسائل حائز اهميت است. يکي از مظاهر اين پيوند، اقتباس هاي قرآني نهج البلاغه است. اهميت بررسي اين اقتباس ها به چند امر باز می گردد: نخست، گونا‌گوني اقتباس هاي قرآني است. دوم، کارکردهاي متفاوت اين اقتباس ها.در اين نوشتار می ‌کوشيم با رويکردي تحليلي اين اقتباس ها را بررسي کنيم. گونه هاي اقتباس قرآني نهج البلاغه عبارت است از: اقتباس کامل، جزئي، متغير، اشاره اي و نهايتاً استنباطي.
Powered by TayaCMS