دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

چه کنیم حسود نباشیم؟

No image
چه کنیم حسود نباشیم؟

همه مي‌دانند كه حسادت صفتي ناپسند است. با اين حال همه ما در ميان اطرافيان و آشنايان افرادي را سراغ داريم كه به حسادت شهره‌اند و خودمان هم در برخي امور زندگي از حسادت در امان نمي‌مانيم. البته حساب حسادت را بايد با آنچه در ادبيات، رشك ناميده مي‌شود از هم جدا كرد. رشك به معني حسرت بردن نسبت به ديگري است و در پي آن تلاش و ايجاد انگيزه براي ارتقاي خود و دستيابي به آنچه نداريم و ديگري دارد. در حقيقت رشك مانند حسادت جنبه تخريبي ندارد و به كسي كه نسبت به او رشك برده مي‌شود آسيبي نمي‌رساند. از اين منظر رشك مي‌تواند براي پيشرفت در زندگي خصوصيتي مفيد و كاربردي باشد. حتماً شنيده‌ايد كه برخي مي‌گويند بدون حسادت كردن به جايي نمي‌رسيدند و درجا مي‌زدند. منظور اين افراد رشك بردن است و به اشتباه به جاي آن واژه حسادت را به كار مي‌برند. حال براي فرونشاندن آتش حسادت در خود و جلوگيري از تبديل آن به يك عادت و رذيله اخلاقي چه بايد كرد؟ تنگ‌نظري ريشه حسادت است. اينكه فردي از پيشرفت مادي و معنوي ديگري و برخورداري وي از نعمات زندگي ناراحت و آزرده شود چه معنايي جز تنگ‌نظري مي‌تواند داشته باشد. ديگران ممكن است بنا به قضاوت ما به حق يا ناحق از ثروت و دارايي، ارزش‌هاي اجتماعي و... نظير خوش‌نامي و شهرت برخوردار باشند. حال بايد انديشيد تغيير وضعيت آنان يا احتمالاً تلاش براي خدشه‌دار كردن شرايط آنان يا بدگويي پشت‌سرشان چه سودي به حال ما دارد و چه منفعتي برايمان به ارمغان مي‌آورد. حسودها گمان مي‌كنند اگر ديگران پيشرفت نكنند يا از نعمات برخوردار نباشند آنان زندگي بهتري خواهند داشت! پيشرفت ديگران بايد بيش از آنكه مايه بي‌اعتنايي يا حسادت ما باشد باعث خوشحالي‌مان شود. براي مثال اگر در ميان افراد فاميل فردي از نظر اقتصادي و شغلي موفق باشد اين امكان را براي ساير آشنايان پديد مي‌آورد كه آنان نيز پيشرفت كنند. يك كارخانه‌دار يا كارآفرين مي‌تواند جوانان فاميل را از بيكاري نجات دهد و يك مدير موفق و خوشنام مي‌تواند به آشنايانش براي پيمودن مسير پيشرفت كمك كند. اگر خانداني موفق داشته باشيد كه دستشان به دهانشان مي‌رسد و مي‌توانند زير بال و پر شما را هم بگيرند باعث خوشحالي‌تان است. از قديم گفته‌‌اند دست بالاي دست بسيار است. آنكه به او حسادت مي‌كنيم خود نسبت به ديگران حسادت‌‌هاي رنگارنگي دارد و شرايط امروز ما نيز براي بسياري مايه حسادت و حسرت است. اگر قرار باشد شرايط خود را با ديگري كه از ما بالاتر است، مقايسه كنيم و حسرت خوردن و حسادت ورزيدن در اين باره را روا بدانيم بايد كار و زندگي را تعطيل كنيم و بنشينيم صبح تا شب غصه بخوريم و بدگويي كنيم. البته اگر كارمان به جاهاي باريك نكشد. عزت‌نفس در مقابل حقارت قرار مي‌گيرد كه ريشه اغلب حسادت‌هاست. افراد ضعيف كه براي شخصيت خود و موجوديتشان ارزشي قائل نيستند تا اين درجه پايين مي‌آيند كه به خاطر چيزي به ديگري حسادت كنند. صاحبان اعتماد به نفس به جاي حسادت بيهوده شرايط خود را مي‌پذيرند، براي ارتقاي خود تلاش مي‌كنند و با صبوري مسير ترقي را مي‌پيمايند. ديگران حسادت را مي‌شناسند و آن را در ميان رفتار و گفتار شما تشخيص مي‌دهند. همان‌طور كه شما اين توانايي را داريد كه حسادت ديگران را تشخيص بدهيد. درك حسادت شما شخصيت‌تان را نزد ديگران خرد مي‌كند و قضاوت منفي آنان را برمي‌انگيزد. حسادت مانند هر رذيله اخلاقي ديگري فرصت‌هاي ناشي از اعتماد ديگران نسبت به شما را از بين مي‌برد. حتي ممكن است افرادي كه سوءنيت دارند با شناخت اين صفت يا احتمال بروز آن و در حقيقت شناسايي اين نقطه ضعف شما را براي مقاصد خود به كار گيرند. حسادت همان‌قدر مايه پليدي و فساد است كه دروغ، غيبت و ساير رذايل اخلاقي. از قديم گفته‌اند حسود نياسود! حسودان به بيماري روحي مزمني گرفتارند كه آرامش دروني آنان را ذره‌ذره مي‌خورد و آنان را مضطرب مي‌كند. استرس دروني ناشي از حسادت به تدريج زمينه ساير انحرافات روحي و رواني را پديد مي‌آورد. كساني كه بر حسادت غلبه نكنند و تسليم آن شوند در بلندمدت با انواع عقده‌هاي رواني مواجه مي‌شوند كه براي فرار از آنها راهي نمي‌يابند. حسودها در معرض لغزش‌ها هستند و چه‌بسا آرامش و سعادت خود را به پاي حسادتشان بريزند.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

مشتركات قرآن و نهج البلاغهʁ)

مشتركات قرآن و نهج البلاغه(1)

«فترت»در لغت به معني انقطاع و سستي در كار است و در آية شريفه به اتّفاق جميع مفسّرين مراد انقطاع وحي و فاصله يي است كه بين آمدن پيغمبران حاصل مي شود و در اينجا مقصود فاصله يي است كه بين حضرت عيسي و پيغمبر خاتم (صلّي الله عليه و آله) رخ داد كه حدود 600 سال بوده است و ذكر اين مطلب در آيه براي امتنان و اتمام حجّت خداوند بر بندگان است تا نگويند چرا بعد از اين مدت طولاني براي ما راهنما و پيغمبري نفرستادي. چنانكه اين معني از ذيل آيه شريفه و خطبة مباركه نيز ظاهر مي گردد.
قرآن درآيينه نهج البلاغه

قرآن درآيينه نهج البلاغه

حضرت على(عليه السلام) در نهج البلاغه، بيش از بيست خطبه را به معرفى قرآن و جايگاه آن اختصاص داده است و گاه بيش از نصف خطبه به تبيين جايگاه قرآن و نقش آن در زندگى مسلمانان و وظيفه آنان در مقابل اين كتاب آسمانى اختصاص يافته كه پرداختن به همه آن ها مجالى ديگر مى طلبد.
قرآن در نهج البلاغه

قرآن در نهج البلاغه

امیرمؤمنان علی علیه السلام در خطبه ای از نهج البلاغه در توصیف این کتاب آسمانی چنین می فرماید: «قرآن نوری است که خاموشی ندارد، چراغی است که درخشندگی آن زوال نپذیرد، دریایی است که ژرفای آن درک نشود، راهی است که رونده آن گمراه نگردد.
قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

آنچه كه علي (ع) در توصيف جايگاه قرآن بيان داشته اند و تبيين و تفسيري كه از ابعاد كتاب آسماني به دست دادهاند؛ فراتر از آن است كه در اين سطور بگنجد. «تنها در نهج البلاغه آن حضرت (ع) 96 بار كلمة قرآن، كتاب الله، كتاب ربكم و امثال آن تكرار شده است»
جامعیت و جاودانگى قرآن كریم در نهج البلاغه

جامعیت و جاودانگى قرآن كریم در نهج البلاغه

بسیارى از مخالفان قرآن كوشیده اند چنین شبهه افكنى كنند كه این كتاب آسمانى با دنیاى امروز كه عصر پیشرفت علوم و تكنولوژى است، متناسب نیست ؛ بلكه فقط اعجاز عصر پیامبر ختمى مرتبت صلى الله علیه وآله است و صرفا براى زمان ایشان شمولیت داشته است و اكنون همانند كتاب مقدس انجیل صرفا براى استفاده فردى قابلیت دارد.

پر بازدیدترین ها

قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

آنچه كه علي (ع) در توصيف جايگاه قرآن بيان داشته اند و تبيين و تفسيري كه از ابعاد كتاب آسماني به دست دادهاند؛ فراتر از آن است كه در اين سطور بگنجد. «تنها در نهج البلاغه آن حضرت (ع) 96 بار كلمة قرآن، كتاب الله، كتاب ربكم و امثال آن تكرار شده است»
اهمیت تاریخ از دیدگاه قرآن و نهج‏ البلاغه

اهمیت تاریخ از دیدگاه قرآن و نهج‏ البلاغه

قرآن پيروان خود را به مطالعه تاريخ گذشتگان فرامى‏ خواند و با تكرار و تأكيد زياد به پيروانش دستورمى ‏دهد به سير و سفر بپردازند و از نزديك نشانه ‏هاى تاريخى را مشاهده نمايند تا انديشه آنها بارور شود و سطح فكر و فرهنگشان ارتقا يابد.
بررسي‌ نظام‌ فاعلي‌ قرآن‌ در نهج‌البلاغه‌

بررسي‌ نظام‌ فاعلي‌ قرآن‌ در نهج‌البلاغه‌

بهترين‌ وجه‌ معقول‌ آفرينش‌ جهان‌، همانا تجلّي‌ است‌؛ كه‌ از ظريف‌ترين‌ تعبيرهاي‌ قرآني‌ و روايي‌ است‌، چنان‌كه‌ در آية‌ «فلما تجلي‌ ربه‌ للجبل‌ جعله‌ دكّا وخرّ موسي‌ صعقا» آمده‌ است‌. و در جريان‌ معاد هم‌، تلويحاً به‌ آن‌ اشاره‌ شده‌است‌؛ زيرا، خداوند در آية‌ «قل‌ اءنما علمها عند ربّي‌ لايُجَليها لوقتها الا هو»، تجلية‌ساعت‌ و قيامت‌ را به‌ خود اِسناد داده‌ است‌ و چون‌ در قيامت‌ كبرا و حشر اكبر،تمام‌ اشخاص‌ و اشيا به‌ عنوان‌ مبدأ قابلي‌ حضور و ظهور دارند نه‌ به‌ عنوان‌مبدأ فاعلي‌ ـ زيرا همة‌ آن‌ها، تحت‌ قهر حاكم‌اند ـ بنابراين‌، تنها عامل‌ تجلّي‌قيامت‌، ظهور خود خداوندِ متجلّي‌ خواهد بود.
اثرپذيري نهج البلاغه از قرآن كريم ʃ)

اثرپذيري نهج البلاغه از قرآن كريم (3)

ايجاز "حذف" آن است كه كلماتي را در كلام به واسطة وجود قرينه حذف كنند؛ مثل: «جاهدوا في الله حقّ جهاده» (حج: 78)؛ يعني في سبيل الله. آنچه مطلوب نظر بلغا و ادباست، ايجاز قصر است كه به واسطة رعايت آن، مراتب بلاغت تفاوت مي كند، و هر كس بيشتر اين نوع ايجاز را رعايت كند، بليغ تر و عظمت كلام او بيشتر خواهد بود. در آيات قرآن، ايجاز قصر بسيار است؛ از جمله: «الا له الخلق و الامر» (اعراف: 54) - «و اعّدو لهم ما استطعتم من قوّه» (انفال: 60).
اقتباس های قرآنی در نهج البلاغه

اقتباس های قرآنی در نهج البلاغه

پيوند ناگسستني و همه سويه نهج البلاغه با قرآن کريم، از مسائل حائز اهميت است. يکي از مظاهر اين پيوند، اقتباس هاي قرآني نهج البلاغه است. اهميت بررسي اين اقتباس ها به چند امر باز می گردد: نخست، گونا‌گوني اقتباس هاي قرآني است. دوم، کارکردهاي متفاوت اين اقتباس ها.در اين نوشتار می ‌کوشيم با رويکردي تحليلي اين اقتباس ها را بررسي کنيم. گونه هاي اقتباس قرآني نهج البلاغه عبارت است از: اقتباس کامل، جزئي، متغير، اشاره اي و نهايتاً استنباطي.
Powered by TayaCMS