دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

کاست caste

نابرابری‌ها در همه جوامع انسانی وجود دارند. حتی در فرهنگ‌هایی که اختلاف در ثروت و دارایی وجود نداشته باشد
No image
کاست caste

نابرابری‌ها در همه جوامع انسانی وجود دارند. حتی در فرهنگ‌هایی که اختلاف در ثروت و دارایی وجود نداشته باشد نابرابری میان افراد به لحاظ مرد یا زن بودن یا پیر و جوان بودن وجود دارد. جامعه‌شناسان برای توصیف نابرابری‌ها از واژه‌ قشربندی اجتماعی استفاده می‌کنند. قشربندی را می‌توان به عنوان نابرابری‌های ساختارمند میان گروه‌بندی‌های مختلف مردم تعریف کرد. جوامع را می‌توان متشکل از قشرهایی به صورت سلسله مراتب در نظر گرفت که قشرهای ممتاز در بالا و قشرهای کمتر ممتاز نزدیک به پایین قرار گرفته‌اند.

چهار نظام اساسی قشربندی وجود دارد:

1) بردگی.

2) کاستی.

3) رسته‌ای.

4) طبقه‌ای.

گاه دو نوع قشر همزمان در یک جامعه به وجود می‌آید.

کاست بیش از همه با فرهنگ‌های شبه قاره هند در ارتباط است گرچه خود یک واژه هندی نبوده اما از واژه کاستا (casta) در زبان پرتغالی به معنای نژاد (race) یا گوهر پاک (pure stock) گرفته شده است. یک کاست در کل جامعه عبارت از گروه‌ اجتماعی بسته‌ای است که درون همسری در آن معمول می‌شود. یعنی افراد تنها از گروه خود و از بین خویشاوندان همسر انتخاب کرده و ازدواج می‌کنند. افراد یک کاست مشاغل، اعتقادات و آداب و مناسک و سنتی ویژه دارند. هیچ‌کس نمی‌تواند از کاستی به کاست دیگر راه یابد، انسان‌ها در یک کاست متولد می‌شوند و تا پایان حیات در آن می‌مانند.

اصطلاح کاست مخصوصاً در مورد نظام سنتی قشربندی اجتماعی در هند به کار می‌رود، لیکن در همین واژه دو واقعیت مهم به طور پیوسته و ضمناً مشخص در هم ادغام گردیده‌اند: «وارنا» به معنی رنگ که طبقه و مسلک را در جامعه می‌رساند و «جاتی» به معنای تولد که دقیقاً معنای کاست از آن برمی‌آید. هر کاست با اعمال قواعدی که در آن وجود دارد به شدت از درون همسری حراست می‌کند.

چهار گروه بزرگ «وارنا» وجود دارند که خود به هزاران «جاتی» تقسیم می‌شوند. چهار گروه وارنا بر حسب احترام اجتماعی دارای مرتبه متفاوتی هستند. در پایین این چهار گروه‌بندی نجس‌ها هستند، یعنی افرادی که در موقعیتی پست‌تر از همه قرار دارند. بالاترین این گروه‌بندی‌ها کاست بزرگ برهمن‌ها هستند که مذهبی هستند. پس از آن کاست «کشاتریا» یا کاست جنگ‌جویان قرار گرفته‌اند. سومین کاست «ویشیاها» یا کشاورزان و بازرگانان هستند. بعضی قائل به دسته چهارم، «شودراهایا»، یا پیشه‌وران و مستخدمین هستند. و آنانی که بی‌کاست هستند را «برون‌کاست» می‌خوانند که همان نجس‌ها هستند. نجسها یا «پاریاها» گروه محرومین از حقوق اجتماعی را تشکیل می‌دهند که نوازندگان طبل در مراسم تشییع هستند. نظام کاستی به منظور توزیع مردم و گروه‌ها در برخی از جوامع ماقبل صنعت پدید آمد و با نظام مبتنی بر طبقات اجتماعی در جامعه صنعتی مشابهت اندکی دارد.

کاست‌ها نباید را با کلان‌ها، سلک‌ها، و گروه‌های نیمه بسته قبل از انقلاب صنعتی یکسان شمرد.

منابع:
  • 1) بیروت، آلن؛ فرهنگ علوم اجتماعی، ترجمه دکتر باقر ساروخانی، تهران، انتشارات کیهان، چاپ اول، 1366.
  • 2) گیدت، آنتونی؛ جامعه‌شناسی، ترجمه منوچهر صبوری، تهران، نشر نی، چاپ پنجم، 1378.
  • 3) ساروخانی، باقر؛ درآمدی بر دائرةالمعارف علوم اجتماعی، تهران، انتشارات کیهان، 1370.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

مشتركات قرآن و نهج البلاغهʁ)

مشتركات قرآن و نهج البلاغه(1)

«فترت»در لغت به معني انقطاع و سستي در كار است و در آية شريفه به اتّفاق جميع مفسّرين مراد انقطاع وحي و فاصله يي است كه بين آمدن پيغمبران حاصل مي شود و در اينجا مقصود فاصله يي است كه بين حضرت عيسي و پيغمبر خاتم (صلّي الله عليه و آله) رخ داد كه حدود 600 سال بوده است و ذكر اين مطلب در آيه براي امتنان و اتمام حجّت خداوند بر بندگان است تا نگويند چرا بعد از اين مدت طولاني براي ما راهنما و پيغمبري نفرستادي. چنانكه اين معني از ذيل آيه شريفه و خطبة مباركه نيز ظاهر مي گردد.
قرآن درآيينه نهج البلاغه

قرآن درآيينه نهج البلاغه

حضرت على(عليه السلام) در نهج البلاغه، بيش از بيست خطبه را به معرفى قرآن و جايگاه آن اختصاص داده است و گاه بيش از نصف خطبه به تبيين جايگاه قرآن و نقش آن در زندگى مسلمانان و وظيفه آنان در مقابل اين كتاب آسمانى اختصاص يافته كه پرداختن به همه آن ها مجالى ديگر مى طلبد.
قرآن در نهج البلاغه

قرآن در نهج البلاغه

امیرمؤمنان علی علیه السلام در خطبه ای از نهج البلاغه در توصیف این کتاب آسمانی چنین می فرماید: «قرآن نوری است که خاموشی ندارد، چراغی است که درخشندگی آن زوال نپذیرد، دریایی است که ژرفای آن درک نشود، راهی است که رونده آن گمراه نگردد.
قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

آنچه كه علي (ع) در توصيف جايگاه قرآن بيان داشته اند و تبيين و تفسيري كه از ابعاد كتاب آسماني به دست دادهاند؛ فراتر از آن است كه در اين سطور بگنجد. «تنها در نهج البلاغه آن حضرت (ع) 96 بار كلمة قرآن، كتاب الله، كتاب ربكم و امثال آن تكرار شده است»
جامعیت و جاودانگى قرآن كریم در نهج البلاغه

جامعیت و جاودانگى قرآن كریم در نهج البلاغه

بسیارى از مخالفان قرآن كوشیده اند چنین شبهه افكنى كنند كه این كتاب آسمانى با دنیاى امروز كه عصر پیشرفت علوم و تكنولوژى است، متناسب نیست ؛ بلكه فقط اعجاز عصر پیامبر ختمى مرتبت صلى الله علیه وآله است و صرفا براى زمان ایشان شمولیت داشته است و اكنون همانند كتاب مقدس انجیل صرفا براى استفاده فردى قابلیت دارد.

پر بازدیدترین ها

قرآن درآيينه نهج البلاغه

قرآن درآيينه نهج البلاغه

حضرت على(عليه السلام) در نهج البلاغه، بيش از بيست خطبه را به معرفى قرآن و جايگاه آن اختصاص داده است و گاه بيش از نصف خطبه به تبيين جايگاه قرآن و نقش آن در زندگى مسلمانان و وظيفه آنان در مقابل اين كتاب آسمانى اختصاص يافته كه پرداختن به همه آن ها مجالى ديگر مى طلبد.
قرآن در نهج البلاغه

قرآن در نهج البلاغه

امیرمؤمنان علی علیه السلام در خطبه ای از نهج البلاغه در توصیف این کتاب آسمانی چنین می فرماید: «قرآن نوری است که خاموشی ندارد، چراغی است که درخشندگی آن زوال نپذیرد، دریایی است که ژرفای آن درک نشود، راهی است که رونده آن گمراه نگردد.
اهمیت تاریخ از دیدگاه قرآن و نهج‏ البلاغه

اهمیت تاریخ از دیدگاه قرآن و نهج‏ البلاغه

قرآن پيروان خود را به مطالعه تاريخ گذشتگان فرامى‏ خواند و با تكرار و تأكيد زياد به پيروانش دستورمى ‏دهد به سير و سفر بپردازند و از نزديك نشانه ‏هاى تاريخى را مشاهده نمايند تا انديشه آنها بارور شود و سطح فكر و فرهنگشان ارتقا يابد.
قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

آنچه كه علي (ع) در توصيف جايگاه قرآن بيان داشته اند و تبيين و تفسيري كه از ابعاد كتاب آسماني به دست دادهاند؛ فراتر از آن است كه در اين سطور بگنجد. «تنها در نهج البلاغه آن حضرت (ع) 96 بار كلمة قرآن، كتاب الله، كتاب ربكم و امثال آن تكرار شده است»
اثرپذيري نهج البلاغه از قرآن كريم ʃ)

اثرپذيري نهج البلاغه از قرآن كريم (3)

ايجاز "حذف" آن است كه كلماتي را در كلام به واسطة وجود قرينه حذف كنند؛ مثل: «جاهدوا في الله حقّ جهاده» (حج: 78)؛ يعني في سبيل الله. آنچه مطلوب نظر بلغا و ادباست، ايجاز قصر است كه به واسطة رعايت آن، مراتب بلاغت تفاوت مي كند، و هر كس بيشتر اين نوع ايجاز را رعايت كند، بليغ تر و عظمت كلام او بيشتر خواهد بود. در آيات قرآن، ايجاز قصر بسيار است؛ از جمله: «الا له الخلق و الامر» (اعراف: 54) - «و اعّدو لهم ما استطعتم من قوّه» (انفال: 60).
Powered by TayaCMS