دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

کلیات خمس

No image
کلیات خمس

كلمات كليدي : كليات خمس، ذاتي، عرضي، نوع، جنس، فصل، خاصه، عرضي خاص، عرضي عام

نویسنده : مهدي افضلي

هرگاه مفاهیم کلی‌ای که دارای مصداق هستند ملاحظه شوند، از پنج نوع بیرون نخواهند بود. البته در اینکه جایگاه این مصادیق ذهن باشد یا خارج تفاوتی در بحث ندارد؛ بلکه مهم این است که کلی دارای مصداق باشد. دلیل انحصار در این پنج قسم نحوه ارتباط کلی با مصادیق آن است؛ زیرا وقتی نسبت این کلی به افرادش سنجیده شود، ارتباط کلی با افرادش متفاوت است؛ یا این کلی قوام‌بخش و تحقق دهنده حقیقت افراد خود است؛ بدین معنا که حقیقت افراد بدون حضور آن کلی تحقق نمی‌یابد، یا قوام بخش نیست؛ بدین معنا که وجود و عدم کلی مورد نظر، نقشی در تحقق ذات و حقیقت مصادیق ندارد. هرگاه ربط و نسبت کلی با فردش، قوام بخشیدن باشد آنرا ذاتی می‌نامند و هرگاه سخن از قوام بخشیدن در میان نباشد، بلکه خارج از ذات باشد که بر آن حمل می‌شود، آنرا عرضی می‌نامند. از باب نمونه وقتی انسان را نسبت به دو مفهوم حیوان و ناطق ملاحظه کنیم، این نتیجه حاصل می‌شود که بدون "حیوان" و "ناطق" چیزی به نام انسان تحقق نخواهد داشت، ولی اگر همین انسان با مفهوم "خندان" ملاحظه شود، ارتباطی از نوع ارتباط انسان با حیوان و ناطق میان‌شان برقرار نیست؛ زیرا می‌تواند انسان تحقق داشته باشد، ولی خندان نباشد. منطق‌دانان حیوان و ناطق را نسبت به انسان ذاتی و خندان بودن را عرضی نامیده‌اند.

در تعریف ذاتی و عرضی گفته‌اند: ذاتی عبارت است از کلی که قوام موضوع با آن است و عرضی چیزی است که بر موضوع عارض می‌شود،‌ اما تحقق موضوع بدان وابسته نیست.

بدین ترتیب کلیات، نخست به ذاتی و عرضی تقسیم می‌شوند. آنگاه خود ذاتی و عرضی هریک اقسامی دارند؛ زیرا کلیاتی که حقیقت افراد خود را تشکیل می‌دهند، یا عین حقیقت افراد خود می‌باشند یا جزء‌ حقیقت آن‌ها؛ در صورتی که عین ذات افراد باشند،‌ آن‌ها را نوع می‌نامند،‌ اگر جزء ذات باشند بسته به آنکه مختص به ذات باشند یا نه، به تناسب جنس یا فصل نامیده می‌شوند، جزء مختص را فصل و جزء‌ مشترک میان این فرد و افراد دیگر را جنس می‌نامند.[1] کلیاتی که خارج از ذات موضوع هستند نیز یا به افراد یک حقیقت اختصاص دارند یا چنین نیستند. کلی خارج از ذات را، که مختص به موضوع باشد، عرضی خاص یا خاصه و غیر مختص را عرضی عام می‌نامند.[2] در نتیجه کلیات دارای مصداق ـ خارجی یا ذهنی ـ منحصرا ذیل یکی از این اقسام می‌گنجند: نوع،‌ جنس، فصل، خاصه و عرضی عام.

نکته‌ای که توجه بدان لازم است این است که اولا ذاتی مورد نظر در اینجا ذاتی مربوط با باب کلیات خمس است، ذاتی اصطلاح دیگری نیز دارد که در باب برهان مورد بحث قرار می‌گیرد، ثانیا ذاتی و عرضی از مفاهیم نسبی‌اند؛ ممکن است مفهومی نسبت به یک موضوع عرضی باشد، ولی نسبت به موضوع دیگر از ذاتیات آن به شمار آید. از باب نمونه مفهوم خندان نسبت به انسان عرضی است، ولی نسبت به "این فرد خندان" یا "انسان خندان" از ذاتیات محسوب می‌شود. بنابراین ذاتی و عرضی بودن یک کلی صرفا در مقایسه با موضوعی که بر آن حمل می‌شود ملاحظه می‌شود، واین‌گونه نیست که اگر در جایی ذاتی بود، در همه موارد چنین باشد.

مقاله

نویسنده مهدي افضلي

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

مشتركات قرآن و نهج البلاغهʁ)

مشتركات قرآن و نهج البلاغه(1)

«فترت»در لغت به معني انقطاع و سستي در كار است و در آية شريفه به اتّفاق جميع مفسّرين مراد انقطاع وحي و فاصله يي است كه بين آمدن پيغمبران حاصل مي شود و در اينجا مقصود فاصله يي است كه بين حضرت عيسي و پيغمبر خاتم (صلّي الله عليه و آله) رخ داد كه حدود 600 سال بوده است و ذكر اين مطلب در آيه براي امتنان و اتمام حجّت خداوند بر بندگان است تا نگويند چرا بعد از اين مدت طولاني براي ما راهنما و پيغمبري نفرستادي. چنانكه اين معني از ذيل آيه شريفه و خطبة مباركه نيز ظاهر مي گردد.
قرآن درآيينه نهج البلاغه

قرآن درآيينه نهج البلاغه

حضرت على(عليه السلام) در نهج البلاغه، بيش از بيست خطبه را به معرفى قرآن و جايگاه آن اختصاص داده است و گاه بيش از نصف خطبه به تبيين جايگاه قرآن و نقش آن در زندگى مسلمانان و وظيفه آنان در مقابل اين كتاب آسمانى اختصاص يافته كه پرداختن به همه آن ها مجالى ديگر مى طلبد.
قرآن در نهج البلاغه

قرآن در نهج البلاغه

امیرمؤمنان علی علیه السلام در خطبه ای از نهج البلاغه در توصیف این کتاب آسمانی چنین می فرماید: «قرآن نوری است که خاموشی ندارد، چراغی است که درخشندگی آن زوال نپذیرد، دریایی است که ژرفای آن درک نشود، راهی است که رونده آن گمراه نگردد.
قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

آنچه كه علي (ع) در توصيف جايگاه قرآن بيان داشته اند و تبيين و تفسيري كه از ابعاد كتاب آسماني به دست دادهاند؛ فراتر از آن است كه در اين سطور بگنجد. «تنها در نهج البلاغه آن حضرت (ع) 96 بار كلمة قرآن، كتاب الله، كتاب ربكم و امثال آن تكرار شده است»
جامعیت و جاودانگى قرآن كریم در نهج البلاغه

جامعیت و جاودانگى قرآن كریم در نهج البلاغه

بسیارى از مخالفان قرآن كوشیده اند چنین شبهه افكنى كنند كه این كتاب آسمانى با دنیاى امروز كه عصر پیشرفت علوم و تكنولوژى است، متناسب نیست ؛ بلكه فقط اعجاز عصر پیامبر ختمى مرتبت صلى الله علیه وآله است و صرفا براى زمان ایشان شمولیت داشته است و اكنون همانند كتاب مقدس انجیل صرفا براى استفاده فردى قابلیت دارد.

پر بازدیدترین ها

قرآن درآيينه نهج البلاغه

قرآن درآيينه نهج البلاغه

حضرت على(عليه السلام) در نهج البلاغه، بيش از بيست خطبه را به معرفى قرآن و جايگاه آن اختصاص داده است و گاه بيش از نصف خطبه به تبيين جايگاه قرآن و نقش آن در زندگى مسلمانان و وظيفه آنان در مقابل اين كتاب آسمانى اختصاص يافته كه پرداختن به همه آن ها مجالى ديگر مى طلبد.
قرآن در نهج البلاغه

قرآن در نهج البلاغه

امیرمؤمنان علی علیه السلام در خطبه ای از نهج البلاغه در توصیف این کتاب آسمانی چنین می فرماید: «قرآن نوری است که خاموشی ندارد، چراغی است که درخشندگی آن زوال نپذیرد، دریایی است که ژرفای آن درک نشود، راهی است که رونده آن گمراه نگردد.
اهمیت تاریخ از دیدگاه قرآن و نهج‏ البلاغه

اهمیت تاریخ از دیدگاه قرآن و نهج‏ البلاغه

قرآن پيروان خود را به مطالعه تاريخ گذشتگان فرامى‏ خواند و با تكرار و تأكيد زياد به پيروانش دستورمى ‏دهد به سير و سفر بپردازند و از نزديك نشانه ‏هاى تاريخى را مشاهده نمايند تا انديشه آنها بارور شود و سطح فكر و فرهنگشان ارتقا يابد.
قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

آنچه كه علي (ع) در توصيف جايگاه قرآن بيان داشته اند و تبيين و تفسيري كه از ابعاد كتاب آسماني به دست دادهاند؛ فراتر از آن است كه در اين سطور بگنجد. «تنها در نهج البلاغه آن حضرت (ع) 96 بار كلمة قرآن، كتاب الله، كتاب ربكم و امثال آن تكرار شده است»
اثرپذيري نهج البلاغه از قرآن كريم ʃ)

اثرپذيري نهج البلاغه از قرآن كريم (3)

ايجاز "حذف" آن است كه كلماتي را در كلام به واسطة وجود قرينه حذف كنند؛ مثل: «جاهدوا في الله حقّ جهاده» (حج: 78)؛ يعني في سبيل الله. آنچه مطلوب نظر بلغا و ادباست، ايجاز قصر است كه به واسطة رعايت آن، مراتب بلاغت تفاوت مي كند، و هر كس بيشتر اين نوع ايجاز را رعايت كند، بليغ تر و عظمت كلام او بيشتر خواهد بود. در آيات قرآن، ايجاز قصر بسيار است؛ از جمله: «الا له الخلق و الامر» (اعراف: 54) - «و اعّدو لهم ما استطعتم من قوّه» (انفال: 60).
Powered by TayaCMS