دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

گریه بر سیدالشهداء

امام رضا(ع): گریه کنندگان باید بر کسی همچون حسین علیه السلام گریه کنند، چرا که گریستن برای او، گناهان بزرگ را فرو میریزد
گریه بر سیدالشهداء
گریه بر سیدالشهداء

قال الرضا(ع): «فعلی مثل الخستین فلیک الباگون فان البکاء علیه یخط الذنوب العظام: گریه کنندگان باید بر کسی همچون حسین علیه السلام گریه کنند، چرا که گریستن برای او، گناهان بزرگ را فرو میریزد.»

گریه بر سیدالشهدا(ع)
ذات گریه کردن نشانه لطافت روح و بودن در جرگه خوبان عالم است، همین که با هر مناسبتی در عزاداری ها و سوگواری ها با یاد ائمه و مظلومیت ایشان گوشه ی چشمان نمناک می شود، بیانگر نزدیکی دل و پیوند خوردن آن با ولایت است، یا اگر به سبب خوف از خداوند متعال اشکی جاری می شود خود برگرفته از لطف و مرحمت الهی به بنده است، و یا اگر یاد گناه و لغزشهای گذشته اشک را بر چشمان جاری می کند، نباید بی توجه از کنار آن رد شد، بلکه تمام اینها خبر از اسراری در عالم دارند، بلکه اگر مظلومیت ائمه و خوف خدا و ... برای انسان نرمی دل و روان شدن اشک حاصل نکرد، فرد باید در ایمان خویش شک نماید؛ امام صادق(ع) در این باره می فرمایند: «اريع من علامات النفاق. قساوة القلب و جُمُوذ العين و الاصرارُ عَلَی الذاتب و الحرص غلی الدینیا، چهار چیز از نشانه های نفاق است: سنگدلی، گریه نکردن،اصرار بر گناه و آزمندی نسبت به دنیا.»


هر یک از امور چهارگانه فوق، به نحوی کم شدن معنویت و دوری از خدا را نشان می دهد، همان گونه که دل لرزان، چشم گریان، فرار از گناه و بی رغبتی به دنیا نشانگر ارتباط خاضعانه و بندگی مخلصانه در درگاه ربوبی است که در مؤمنان واقعی وجود دارد.
همانطور که بیان شد گریه بر اهل بیت موجب آمرزش گناهان می شود؛ در مورد چرایی این امر به روایتی از امام صادق(ع) دقت نمایید، ایشان می فرمایند: «نفس المهمة ملظلمنا تشبیخ و همهٔ لنا عبادهٔ: نفس کسی که به خاطر مظلومیت ما اندوهگین شود، تسبیح است و اندوهش برای ما، عبادت است.» وقتی غم انسان برای اهل بیت عبادت است و نفسش عجین با تسبیح خداوند، چه توقعی جز بخشیده شدن گناهان بزرگ می توان داشت؟
اگر اشکال شود که فرد مسلمانی که معتقد به اصول عقاید و عامل به دستورات شرعیه باشد، خود اهل نجات است، پس گریه برای او چه نتیجه ای دارد؟ باید در جواب گفت بدیهی است که مسلمان هرچه هم کامل باشد معصوم نیست، بالاخره بشر است و جائز الخطا، اگر لغزش و خطایی از او سر زده و خود غافل بوده، حضرت باری تعالی با مهربانی و لطفی که نسبت به بندگان خود دارد، از روی فضل و کرم عمیم به وسائل و اسباب هایی آنها را عفو می کند. گاهی علی بن ابیطالب را وسیله ای قرار می دهد، گاهی به گریه بر مظلومیت حضرت سیدالشهداء و خاندان رسالت و زیارت آن حضرت توجه می فرماید و اشک چشم آنها را به منزله آب توبه قرار میدهد و از گناهان آنان میگذرد.

از سوی دیگر گریه برابی عبدالله یعنی یکی بودن مسیر و پیروی از روش ایشان؛ مسلکی نمیتوان یزیدی مسلک بود، ولی بر حسین گریه کرد، نمی توان کوفی منشی بود، ولی بر حسین گریه کرد. به هرحال این گریه نوعی اعلام وفاداری به امام و اهدافش میباشد.
گریه برای اهل بیت به خودی خود نوعی ابراز محبت و مودت است. ما با سوگواری و ریختن اشکمان برای اهل بیت علیهم السلام عشق و محبت قلبی خود را بیان می کنیم و به خواسته خداوند متعال جامه عمل می پوشانیم؛ در قرآن آمده: «قل لا علیہ و تک آشألگم علیه اجرا بالا الموگهٔ فی القربی: بگو من هیچ پاداشی از شما بر رسالتم درخواست نمی کنم، دوست داشتن اهل بیت.»

علامه ی مجلسی، محمدباقر؛ بحارالانوار، بیروت، الوفاء، ۱۴۰۴ ه.ق، ج ۷۲، ص ۱۷۶.
مفید، محمد بن محمد؛ الامالی، بیروت، دارالمفید، ۱۴۱۴ق، ص ۳۳۸.
سلطان الواعظین شیرازی، محمد؛ شب های پیشاور، تهران، دارالکتب الاسلامیه، چاپ چهل و چهارم، ص ۵۳۰. . سوره شوری، آیه ۲۳.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

مشتركات قرآن و نهج البلاغهʁ)

مشتركات قرآن و نهج البلاغه(1)

«فترت»در لغت به معني انقطاع و سستي در كار است و در آية شريفه به اتّفاق جميع مفسّرين مراد انقطاع وحي و فاصله يي است كه بين آمدن پيغمبران حاصل مي شود و در اينجا مقصود فاصله يي است كه بين حضرت عيسي و پيغمبر خاتم (صلّي الله عليه و آله) رخ داد كه حدود 600 سال بوده است و ذكر اين مطلب در آيه براي امتنان و اتمام حجّت خداوند بر بندگان است تا نگويند چرا بعد از اين مدت طولاني براي ما راهنما و پيغمبري نفرستادي. چنانكه اين معني از ذيل آيه شريفه و خطبة مباركه نيز ظاهر مي گردد.
قرآن درآيينه نهج البلاغه

قرآن درآيينه نهج البلاغه

حضرت على(عليه السلام) در نهج البلاغه، بيش از بيست خطبه را به معرفى قرآن و جايگاه آن اختصاص داده است و گاه بيش از نصف خطبه به تبيين جايگاه قرآن و نقش آن در زندگى مسلمانان و وظيفه آنان در مقابل اين كتاب آسمانى اختصاص يافته كه پرداختن به همه آن ها مجالى ديگر مى طلبد.
قرآن در نهج البلاغه

قرآن در نهج البلاغه

امیرمؤمنان علی علیه السلام در خطبه ای از نهج البلاغه در توصیف این کتاب آسمانی چنین می فرماید: «قرآن نوری است که خاموشی ندارد، چراغی است که درخشندگی آن زوال نپذیرد، دریایی است که ژرفای آن درک نشود، راهی است که رونده آن گمراه نگردد.
قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

آنچه كه علي (ع) در توصيف جايگاه قرآن بيان داشته اند و تبيين و تفسيري كه از ابعاد كتاب آسماني به دست دادهاند؛ فراتر از آن است كه در اين سطور بگنجد. «تنها در نهج البلاغه آن حضرت (ع) 96 بار كلمة قرآن، كتاب الله، كتاب ربكم و امثال آن تكرار شده است»
جامعیت و جاودانگى قرآن كریم در نهج البلاغه

جامعیت و جاودانگى قرآن كریم در نهج البلاغه

بسیارى از مخالفان قرآن كوشیده اند چنین شبهه افكنى كنند كه این كتاب آسمانى با دنیاى امروز كه عصر پیشرفت علوم و تكنولوژى است، متناسب نیست ؛ بلكه فقط اعجاز عصر پیامبر ختمى مرتبت صلى الله علیه وآله است و صرفا براى زمان ایشان شمولیت داشته است و اكنون همانند كتاب مقدس انجیل صرفا براى استفاده فردى قابلیت دارد.

پر بازدیدترین ها

قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

آنچه كه علي (ع) در توصيف جايگاه قرآن بيان داشته اند و تبيين و تفسيري كه از ابعاد كتاب آسماني به دست دادهاند؛ فراتر از آن است كه در اين سطور بگنجد. «تنها در نهج البلاغه آن حضرت (ع) 96 بار كلمة قرآن، كتاب الله، كتاب ربكم و امثال آن تكرار شده است»
اهمیت تاریخ از دیدگاه قرآن و نهج‏ البلاغه

اهمیت تاریخ از دیدگاه قرآن و نهج‏ البلاغه

قرآن پيروان خود را به مطالعه تاريخ گذشتگان فرامى‏ خواند و با تكرار و تأكيد زياد به پيروانش دستورمى ‏دهد به سير و سفر بپردازند و از نزديك نشانه ‏هاى تاريخى را مشاهده نمايند تا انديشه آنها بارور شود و سطح فكر و فرهنگشان ارتقا يابد.
بررسي‌ نظام‌ فاعلي‌ قرآن‌ در نهج‌البلاغه‌

بررسي‌ نظام‌ فاعلي‌ قرآن‌ در نهج‌البلاغه‌

بهترين‌ وجه‌ معقول‌ آفرينش‌ جهان‌، همانا تجلّي‌ است‌؛ كه‌ از ظريف‌ترين‌ تعبيرهاي‌ قرآني‌ و روايي‌ است‌، چنان‌كه‌ در آية‌ «فلما تجلي‌ ربه‌ للجبل‌ جعله‌ دكّا وخرّ موسي‌ صعقا» آمده‌ است‌. و در جريان‌ معاد هم‌، تلويحاً به‌ آن‌ اشاره‌ شده‌است‌؛ زيرا، خداوند در آية‌ «قل‌ اءنما علمها عند ربّي‌ لايُجَليها لوقتها الا هو»، تجلية‌ساعت‌ و قيامت‌ را به‌ خود اِسناد داده‌ است‌ و چون‌ در قيامت‌ كبرا و حشر اكبر،تمام‌ اشخاص‌ و اشيا به‌ عنوان‌ مبدأ قابلي‌ حضور و ظهور دارند نه‌ به‌ عنوان‌مبدأ فاعلي‌ ـ زيرا همة‌ آن‌ها، تحت‌ قهر حاكم‌اند ـ بنابراين‌، تنها عامل‌ تجلّي‌قيامت‌، ظهور خود خداوندِ متجلّي‌ خواهد بود.
اثرپذيري نهج البلاغه از قرآن كريم ʃ)

اثرپذيري نهج البلاغه از قرآن كريم (3)

ايجاز "حذف" آن است كه كلماتي را در كلام به واسطة وجود قرينه حذف كنند؛ مثل: «جاهدوا في الله حقّ جهاده» (حج: 78)؛ يعني في سبيل الله. آنچه مطلوب نظر بلغا و ادباست، ايجاز قصر است كه به واسطة رعايت آن، مراتب بلاغت تفاوت مي كند، و هر كس بيشتر اين نوع ايجاز را رعايت كند، بليغ تر و عظمت كلام او بيشتر خواهد بود. در آيات قرآن، ايجاز قصر بسيار است؛ از جمله: «الا له الخلق و الامر» (اعراف: 54) - «و اعّدو لهم ما استطعتم من قوّه» (انفال: 60).
اقتباس های قرآنی در نهج البلاغه

اقتباس های قرآنی در نهج البلاغه

پيوند ناگسستني و همه سويه نهج البلاغه با قرآن کريم، از مسائل حائز اهميت است. يکي از مظاهر اين پيوند، اقتباس هاي قرآني نهج البلاغه است. اهميت بررسي اين اقتباس ها به چند امر باز می گردد: نخست، گونا‌گوني اقتباس هاي قرآني است. دوم، کارکردهاي متفاوت اين اقتباس ها.در اين نوشتار می ‌کوشيم با رويکردي تحليلي اين اقتباس ها را بررسي کنيم. گونه هاي اقتباس قرآني نهج البلاغه عبارت است از: اقتباس کامل، جزئي، متغير، اشاره اي و نهايتاً استنباطي.
Powered by TayaCMS