11 آبان 1396, 16:22
قال الله تعالی :
…وَلأزیّننّ لَهُم فی الأرض ولأُغوینّهم أجمعین
(سوره حجر/ آیه 39)
من نعمتهای (مادی را)در زمین در نظر آنها جلوه می دهم، وبه یقین همگی را گمراه خواهم ساخت
یکی از پیچیده ترین مسائل اخلاقی این است که بدانیم آیا به گونه اسیری خدمتگزار، لذّت می بریم یا مانند فرمانروایی حاکم؟ تهذیب اخلاق آن است که انسان لذّت فرمانده و امیر را ببرد؛ نه لذّت فرمانبر و اسیر را. چون لذّتِ اسیر، لذّت دروغین و درد راستین، و لذّت امیر، لذّتی راستین است و اگر رنجی هم داشته باشد، ثواب دارد، چون مقدّمه گنج است.
تعبیرات دینی، نشانه این تحلیل است:
الف ـ اگر کسی به مقام شجاعت نفسانی برسد، بر دشمن درون خود پیروز می شود: "أشجعُ النّاس مَن غَلَبَ هَواه"[1]: شجاعترین انسانها کسی است که در نبردبا هوا و هوس فاتح باشد. یعنی شهوت یا غضب او چیز باطل طلب می کند، ولی او بر شهوت و غضب خود مسلّط می شود. گاهی شهوت، شهوت حلال است، انسان، عمر خود را در این کار مباح و حلال صرف می کند و از کار مهمّ یا اهمّ، باز می ماند یا غذایی مباح و خوردن آن حلال است، ولی اگر انسان کمتر غذا بخورد، بهتر درک می کند و اگر سیر شود، ناچار است بیشتر بخوابد و کمتر بفهمد.
دشمن درون، انسان را در اثر تحریک شهوت غذا، وادار می کند که منفعلانه لذّت ببرد. چنین شخص پرخوری در کنار سفره، به حسب ظاهر لذّت می برد، ولی لذّت او لذّت انفعالی است، نه فعلی؛ ولی اگر کمتر غذا بخورد و بهتر بفهمد، لذّت عاقله او لذّت فاعلی است؛ نه انفعالی.
ب ـ کسانی که نه بر اساس عقل و وحی که بر طبق دستور شهوت و غضب حرکت می کنند؛ در قیامت به انفعال خویشتن اعتراف دارند؛ زیرا روز قیامت، روز ظهور حقیقت است. تبهکاران، در قیامت تصریح می کنند و می گویند: خدایا! ما مغلوب بودیم: "ربّنا غَلَبت عَلَینا شِقوتُنا"[2] شقاوت ما بر ما غالب شد و ما اسیر و فرمانبر شقاوت بودیم. پس، در موارد شهوت و غضب، شیطان مسلّط است و لذّت فاعلی می برد و انسان که اسیر اوست، لذّت انفعالی دارد.
خدای سبحان در قرآن کریم، دسیسه شیطان را تشریح می کند و می فرماید:
وَلأزیّننّ لَهُم فی الأرض ولأُغوینّهم أجمعین[3]
من آدمیان را در اثر آمال و آرزوها و نشان دادن زر و زیور و زرق و برق فریب می دهم. مضمون آن به همین امر بر می گردد؛ زیرا فریب خورده اگر هم لذّت ببرد، لذّت انفعالی دارد و شیطان، لذّت فعلی می برد، گرچه او هم گرفتار دشمن دیگری است.
در بخشهای علمی نیز چنین است، گاهی انسان گرفتار مغالطه ای فکری است و در بحث و جدال، رقیب را از پا در می آورد و لذّت علمی می برد؛ در حالی که این لذّت، لذّت انفعالی است، نه لذّت فعلی. اگر انسان با برهان سخن بگوید، لذّت فاعلی و اگر با مغالطه سخن بگوید، لذّت انفعالی دارد.
بنابراین، لذّت فعلی و انفعالی در هر دو بخش اندیشه و کار راه دارد؛ امّا قسمت مهمّ بحثهای اخلاقی، در بخش کار است؛ زیرا اگر کسی واقعاً از قید هوی و هوس برهد و به عقل عملی که همان اخلاص و محبّت تامّ حق باشد، راه یابد، می تواند بخشهای عقل نظریِ خود را هم کنترل کند. گرچه زیربنای مسائل عملی، همان مسائل نظری است، ولی طهارت روح، مسائل علمی را هم کاملاً تنظیم و تعدیل می کند.
برای رهایی از این مشکلات اخلاق یا کم کردن آن راههایی ارائه شده است که یکی از بهترین آنها "اربعین گیری" است که در جای مناسب تبیین خواهد شد.
کتابخانه هادی
پژوهه تبلیغ
ارتباطات دینی
اطلاع رسانی
فرهیختگان