دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

سریه عُکاّشَة بن مِحصَن به غَمر مَرزوق

No image
سریه عُکاّشَة بن مِحصَن به غَمر مَرزوق

كلمات كليدي : تاريخ، سريه، پيامبر(ص)، عُكاّشَة بن مِحصَن، غَمر مَرزوق

نویسنده : هادي اكبري

«سریة» از ماده «سرو» و به قطعه‌ای از سپاه گفته می‌شود، که به دستور رسول‌خدا(ص) به سوی مکانی و برای انجام مأموریتی اعزام می‌شدند، بدون آنکه پیامبر(ص) همراه آنان خارج شود.[1]

اعزام عُکاّشَة بن مِحصِن ‌

رسول‌خدا(ص) "عکاّشَة بن مِحصَن" را به همراه چهل تن که از جمله "انان ثابت بن أقرم" و "شََجاع بن وَهب" و "یزید بن رقیش" بودند، به این سریه اعزام فرمود.[2]

حرکت به سوی غَمر

عُکاّشَة شتابان از مدینه بیرون آمده و به سرعت به سوی «غَمر مَرزوق»[3] حرکت می‌کرد.[4] دشمنان که از این خبر مطلع شده بودند، از کنار آب‌هاى خود گریختند و به ارتفاعات منطقه خود پناه بردند. عُکاّشة بن مِحصَن به کنار چاه آبِ آنان رسید و متوجه شد که آنان محل خود را ترک کرده‌اند؛ لذا افرادی را به منظور کسب خبر و یا یافتن نشانی از آنان اعزام کرد. "شجاع بن وَهب" بازگشت و به عُکاّشَة بن مِحصَن خبر داد که در همان نزدیکى ردّ پاى شتران آنها را دیده است. مسلمانان حرکت کردند و توانستند یکى از جاسوسان و دیده‌بانان دشمن را که از شب تا صبح بیدار بوده و آنگاه به خواب رفته بود، در خواب دستگیر کنند. آنان از دیده‌بان دشمن خواستند که بگوید دشمن به کدام سو گریخته است؟ دیده‌بان خبر داد که آنان به نقاط مرتفع سرزمین‌هاى خود رفته‌اند. مسلمانان از او خواستند تا مکان شتران آنها را به آنان نشان دهد، جاسوس به آنان خبر داد که آنان شتران خویش را به همراه خود برده‌اند.[5]

در این حال یکی از مسلمانان با تازیانه‌اى که در دست داشت، ضربه‌ای به دیده‌بان زد. او که اوضاع را اینگونه دید گفت: اگر به من امان دهید که جانم حفظ شود، شما را به مکان نگهداری شتران پسر عموهایشان که از حضور شما در این منطقه آگاهی ندارند، راهنمایی می‌کنم.[6] مسلمانان نیز سخن او را پذیرفته و به همراه او به راه افتادند. هنگامی که مسلمانان به همراه دیده‌بان دشمن به راه افتاده و مقدار زیادی از راه را پیمودند، از ترس اینکه حیله‌ای در کار باشد، به دیده‌بان بدگمان شده و از او خواستند حقیقت را بگوید و در غیر این صورت جان خویش را از دست خواهد داد. دیده‌بان نیز گفت: از همین تپه که بالا بروید آنان را خواهید دید.[7]

غنائم

هنگامی که مسلمانان از تپه‌ها بالا رفتند، شتران را مشاهده کردند. صاحبان آنها نیز که حضور سپاه مسلمانان را دیدند، از هر سو رو به فرار نهادند. عُکاّشَة بن مِحصَن مسلمانان را از تعقیب آنان منع کرد و شتران آنها را که تعدادشان به دویست می‌رسید را ضبط کرده و به سوی مدینه به راه افتاد و دیده‌بان را نیز آزاد نمود.[8] در این سریه برای هیچ‌ یک از مسلمانان اتفاقی نیفتاده و کسی از آنان کشته نشد.[9]

مقاله

نویسنده هادي اكبري

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

منازل سلوک در قرآن و تفاسیر اهل بیت(علیم السلام)

در این متن به منازل سلوک در قرآن و تفاسیر اهل بیت(علیم السلام) با موضوع مباحث تفسیری پرداخته شده است.
No image

رؤیای صادقة پیامبران و ائمه(علیهم السلام)

در این بخش متن سخنرانی با عنوان رؤیای صادقة پیامبران و ائمه(علیهم السلام) در موضوع مباحث تفسیری آورده شده است.
No image

منازل دهگانه اسلام ، در بیان نورانی قرآن

متن سخنرانی منازل دهگانه اسلام ، در بیان نورانی قرآن در موضوع مباحث تفسیری در این بخش قرار دارد.
No image

روز ی های معنوی اعضای انسان در قرآن وروایات

در این متن به روز ی های معنوی اعضای انسان در قرآن وروایات با موضوع مباحث تفسیری پرداخته شده است.
No image

داستان یوسف(ع) وتبیین بیماری های روحی

در این متن به داستان یوسف(ع) وتبیین بیماری های روحی با موضوع مباحث تفسیری پرداخته شده است.

پر بازدیدترین ها

No image

اساس حیات وممات روح وبدن

متن سخنرانی اساس حیات وممات روح وبدن در موضوع مباحث تفسیری در این بخش قرار دارد.
No image

الطاف خداوندی به حضرت یوسف(ع)

متن سخنرانی الطاف خداوندی به حضرت یوسف(ع) در موضوع مباحث تفسیری در این بخش قرار دارد.
No image

منازل سلوک در قرآن و تفاسیر اهل بیت(علیم السلام)

در این متن به منازل سلوک در قرآن و تفاسیر اهل بیت(علیم السلام) با موضوع مباحث تفسیری پرداخته شده است.
No image

خصوصیات و ویژگی های انبیا در قرآن

متن سخنرانی خصوصیات و ویژگی های انبیا در قرآن در موضوع مباحث تفسیری در این بخش قرار دارد.
No image

داستان حضرت یوسف و پنج نکته اعتقادی ، تربیتی ، عرفانی

در این بخش متن سخنرانی با عنوان داستان حضرت یوسف و پنج نکته اعتقادی ، تربیتی ، عرفانی در موضوع مباحث تفسیری آورده شده است.
Powered by TayaCMS