دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

آثار تفاوت و گسست نسلی

No image
آثار تفاوت و گسست نسلی

پرسش:

تفاوت نسلی و يا گسست نسلی چيست و چه آثار و پيامدهايی را برای جامعه به همراه دارد؟

پاسخ:

به طور کلی اختلافات فکری و تفاوت در نوع نگرش ميان نسل جوان و ساير نسل ها، به ويژه در ميان خانواده ها امری طبيعی است و در هر جامعه ای وجود دارد. اما آنچه که حائز اهميت است، اينکه ميان تفاوت نسلی و يا گسست نسلی چه وجوه تمايزی وجود دارد و آثار و پيامدهای هر يک برای جامعه چگونه است؟

تعريف نسل

واژه «نسل» در دائرة المعارف علوم اجتماعی، اين گونه تعريف شده است؛ «نسل در جمعيت‌شناسی به گروهی از افراد اطلاق می شود که مرحله ای از حيات را با يکديگر آغاز کرده يا پايان داده باشند.» (باقر ساروخانی، ص 107)

تفاوت و گسست نسلی؛ مفهوم تفاوت نسلی

به طور کلی هيچ جامعه ای را نمی توان فاقد تفاوت نسلی يافت، زيرا در هر جامعه ای به طور طبيعی مقتضيات نسل قبلی با شرايط و مقتضيات نسل بعدی متفاوت است. همان گونه که علی(ع) می فرمايد: فرزندان خود را نسبت به پذيرش آداب و رسوم خود مجبور نکنيد. چرا که آنان در زمانه ای غير از زمان شما خلق شده اند (و به طور طبيعی مقتضيات و شرايط آنان با نسل گذشته تفاوت دارد.) (شرح نهج البلاغه ابن ابی الحديد، ج20، ص 267) مجموعه تفاوت‌هايی که ميان دو نسل می تواند وجود داشته باشد عبارتند از؛

1- تفاوت درآرمان ها و اهداف دو نسل.

2- تفاوت در الگويابی و گروه های مرجع.

3- تفاوت در مفاهيم و اصطلاحات روزمره دو نسل.

4- تفاوت در ظاهر، پوشش و نوع سخن گفتن در ميان دو نسل.

5- تفاوت در سبک زندگی.

نکته کليدی در اينجا اين است که اگر اين تفاوت ها به حد آسيب و بحران برسد که موجب گسست نسلی و انفکاک ارزشی و فرهنگی شود، خطرناک است و موجب مسخ هويت ارزشی و هنجاری نسل گذشته خواهد شد. بنابراين در اينجا ديگر تفاوت نسلی نداريم بلکه گسست نسلی داريم.

مفهوم گسست نسلی

اما در تعريف شکاف يا گسست ميان نسل ها گفته اند؛ شکاف نسل ها مفهومی است که اختلاف فاحش روانی، اجتماعی، فرهنگی و تفاوت معنا دار در بينش و آگاهی، باورها، تصورات، انتظارات، جهت گيری های ارزشی و الگوهای رفتاری ميان دو نسل همزمان در يک جامعه را مورد توجه قرار دهد. به عبارت ديگر، فاصله نسلی به اقتضائات مهم و شکاف در تجربه، ارزش‌ها و هنجارهای بين دو نسل، يعنی والدين و فرزندان آنها و يا به طور کلی، به اختلاف و شکاف فرهنگی قابل توجه بين دو نسل تفسير می شود. هرچه شکاف و يا فاصله عميق تر و وسيع‌تر باشد، امکان فهم و درک هر نسل از نسل ديگر مشکل تر و بيگانگی آنها نسبت به هم بيشتر می‌گردد. بنابراين دور شدن تدريجی دو يا سه نسل پياپی از يکديگر از حيث جغرافيايی، عاطفی، فکری و ارزشی، وضعيت جديدی را ايجاد می کند که اصطلاحاً «گسست نسل ها» ناميده می‌شود. در اين وضعيت، غالباً نوجوانان و جوانان می کوشند تا آخرين پيوندهای وابستگی خود را از والدين و نسل قبلی خود بگسلند و اغلب در اين راه به هويت های جديد ارزشی و هنجاری روی می آورند. نکته کليدی در اينجا اين است که هر چقدر در يک جامعه، تغييرات اجتماعی سريع تر، وسيع تر و عميق تر روی دهد، فاصله ميان دو نسل (والدين و فرزندان) بيشتر شده و اختلافات و مسايل متضاد ارزشی و هنجاری بيشتری ميان آنان شکل خواهد گرفت. در اين شرايط نسل جديد برای تأمين نيازهای گوناگون خود، از جمله به دست آوردن دانش، اطلاعات، سبک زندگی، طرز تفکر و بينش، به راحتی نمی تواند نسل قبل خود را الگو قرار دهد، و از آنان در زمينه های فوق تبعيت کند و نياز به الگوهای جديدی خارج از خانواده دارد. اين مهم در شرايط کنونی که تحولات و سرعت رشد اطلاعات و تکنولوژی ها آنقدر زياد شده که حتی دو فرزند با فاصله سنی کم نيز کاملاً با يکديگر متفاوت هستند به وضوح ديده می شود. صاحب نظران معتقدند که قبل از عصر تکنولوژی ارتباطات و اطلاعات و گردش سريع علمی معمولاً به طور ميانگين فاصله يک نسل 25 تا 30 سال بود اما امروزه با توجه به شرايط و مقتضيات موجود فاصله نسل ها به کمتر از 5 سال کاهش پيدا کرده است. زمانی تفاوت نسل ها به گسست نسل ها تبديل نمی شود که جامعه انسجام ارزشی و هنجاری خود را حفظ کرده و بزرگ تر ها بتوانند روابط خود را با آموزش، تربيت و هدايت صحيح به کوچک ترها تعميق بخشند و هويت ارزشی و هنجاری خود را به نسل بعدی منتقل نمايند.

روزنامه كيهان، شماره 21581 به تاريخ 19/12/95، صفحه 6 (معارف)

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

نحوه تشکیل جو زمین از دیدگاه مولا علی (ع) در نهج البلاغه

و آبهای ساکن را به مواج سرکش برگردانید تا آنجا که آبها روی هم قرار گرفتند و چون قله های بلند کوهها بالا آمدند امواج تند کف های برآمده از آبها را در هوای باز و فضای گسترده بالا بردند تا جایی که از آن هفت آسمان پدید آمد.آسمان پایین را چون موج مهار شده و آسمان بالا را مانند سقف استوار قرار داد.
مباني فكري، انساني و اجتماعي در نهج البلاغه

مباني فكري، انساني و اجتماعي در نهج البلاغه

به عكس در جوامعي كه انسجام و هستي آنها را بايد پيوند دروني، بدون ارتباط با مبداء و مركز خارجي، تامين و تضمين كند، اولويت با نظام است . تازه آن نظام است كه جا و مكان و موقعيت فرد و جمع را در چهارچوب خود و در قلمرو خود مشخص مي كند . نظام حاكم بر فرد و جمع است و كيفيت و نوع حاكميت نظام بر فرد و بر جمع است كه سرنوشت مساله سابق الذكر، يعني اصالت فرد يا اصالت جمع را مشخص مي كند .
انسان شناسی

انسان شناسی

آنگاه از روحی که آفرید در آن دمید تا به صورت انسانی زنده درآمد، دارای نیروی اندیشه، که وی را به تلاش اندازد، و دارای افکاری که در دیگر موجودات، تصرّف نماید. به انسان اعضاء و جوار حی بخشید، که در خدمت او باشند، و ابزاری عطا فرمود، که آنها را در زندگی بکار گیرد،
انسان شناسی از منظر نهج البلاغه

انسان شناسی از منظر نهج البلاغه

نهج البلاغه یک شاهکار ادبی در تعلیمات اسلامی است که در آن توجه به عزّت و کرامت انسان و سلامت عقل و روان از اهمیت بسزایی برخوردار است. سخنان حکمت آمیز این کتاب که با عقل و اندیشه آدمی سروکار دارند حقایق بسیار متعالی و معانی بسیار ژرفی را در مورد شناخت خدا، انسان، و جهان با فصاحت و بلاغت تمام بیان می کنند و آگاهی های ارزشمندی را در هریک از این زمینه ها ارائه می دهند. خطابه ها احساسات راکد انسان را در جهت ستیز با فساد و تباهی و بی عدالتی بر میانگیزند، و موعظه ها انسان را از خواب غفلت بیدار و خطراتی را که می توانند دل و روان آدمی را ضعیف و بیمار کنند یادآور می شوند.

پر بازدیدترین ها

انسان شناسی از منظر نهج البلاغه

انسان شناسی از منظر نهج البلاغه

نهج البلاغه یک شاهکار ادبی در تعلیمات اسلامی است که در آن توجه به عزّت و کرامت انسان و سلامت عقل و روان از اهمیت بسزایی برخوردار است. سخنان حکمت آمیز این کتاب که با عقل و اندیشه آدمی سروکار دارند حقایق بسیار متعالی و معانی بسیار ژرفی را در مورد شناخت خدا، انسان، و جهان با فصاحت و بلاغت تمام بیان می کنند و آگاهی های ارزشمندی را در هریک از این زمینه ها ارائه می دهند. خطابه ها احساسات راکد انسان را در جهت ستیز با فساد و تباهی و بی عدالتی بر میانگیزند، و موعظه ها انسان را از خواب غفلت بیدار و خطراتی را که می توانند دل و روان آدمی را ضعیف و بیمار کنند یادآور می شوند.
اشاره حضرت علی(ع) به معلق بودن زمین در فضا

اشاره حضرت علی(ع) به معلق بودن زمین در فضا

امام على عليه السلام : [خداوند] زمين را ايجاد كرد و آن را نگه داشت، بى آن كه وى را مشغول سازد. و آن را بر جايى بدون قرار استوار كرد و بى هيچ پايه اى بر پايش داشت و بى هيچ ستونى برافراشتش و آن را از كجى و انحراف نگاه داشت و از افتادن و شكافتن آن جلوگيرى كرد .
No image

نحوه تشکیل جو زمین از دیدگاه مولا علی (ع) در نهج البلاغه

و آبهای ساکن را به مواج سرکش برگردانید تا آنجا که آبها روی هم قرار گرفتند و چون قله های بلند کوهها بالا آمدند امواج تند کف های برآمده از آبها را در هوای باز و فضای گسترده بالا بردند تا جایی که از آن هفت آسمان پدید آمد.آسمان پایین را چون موج مهار شده و آسمان بالا را مانند سقف استوار قرار داد.
انسان شناسی

انسان شناسی

آنگاه از روحی که آفرید در آن دمید تا به صورت انسانی زنده درآمد، دارای نیروی اندیشه، که وی را به تلاش اندازد، و دارای افکاری که در دیگر موجودات، تصرّف نماید. به انسان اعضاء و جوار حی بخشید، که در خدمت او باشند، و ابزاری عطا فرمود، که آنها را در زندگی بکار گیرد،
Powered by TayaCMS