دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

آمادگی برای سفر آخرت

برای سفر آخرت آماده حرکت شوید، خدا شما را بیامرزد، که بانگ کوچ را سردادند، وابستگی به زندگی دنیارا کم کنید…
آمادگی برای سفر آخرت
آمادگی برای سفر آخرت

قال امیرالمؤمنین علیه السلام:

تجهَّزُوا رَحِمکمُ الله فقد نودی فیکُم بالرّحیل وأقِلّوا العُرجة علی الدّنیا وانقلبوا بصالح ما بحَضرتکم من الزّاد…

ترجمه:

برای سفر آخرت آماده حرکت شوید، خدا شما را بیامرزد، که بانگ کوچ را سردادند، وابستگی به زندگی دنیارا کم کنید…

توضیح:

آمادگی برای سفر آخرت

هر گرفتاری که بر خود تحمیل کرده‌ایم از طریق نیرنگ دنیاست و چون این خطر زیاد است، امیرالمؤمنین (علیه السّلام) آن را بیش از خطرهای دیگر یادآور شده است، چنانکه می‌فرماید: حریم قلب خود را از غبار دنیاگرایی پاک کنید و شیفته زندگی جاوید اخروی باشید: «کونوا عن الدّنیا نُزّاهاَ وإلی الآخرة وُلاّهاً»[1]. همچنین آن حضرت، هر شب پس از نماز عشاء و پیش از آن که نمازگزاران پراکنده شوند با صدای رسا می‌فرمود: «تجهَّزُوا رَحِمکمُ الله فقد نودی فیکُم بالرّحیل وأقِلّوا العُرجة علی الدّنیا وانقلبوا بصالح ما بحَضرتکم من الزّاد»[2]؛ آماده مسافرت باشید؛ زیرا ندای مرگ برای شما سرداده شده است. امّا این منادی کیست و چرا ما ندای رحیل را نمی‌شنویم؟ آیا ندای رحیل،همان کلمات طیبه تکبیر و تهلیل است که در تشییع جنازه گفته می‌شود؟ و آیا این ندا به لسان مقال مردم است یا به لسان حال خود انسان و یا به لسان مقال ملائکه موکّل قبض ارواح؟ به هر تقدیر، فرمودند: کم معطّل شوید و خود را سرگرم نکنید؛ بالاخره چیزی باید پشتیبان و پشتوانه شما در این سفر باشد. آن زاد و توشه را به عنوان پشتیبان، حمل کرده همراه ببرید؛ زیرا احدی به کمک شما نمی‌آید. البتّه درک این معنا بسیار سخت است.

ما می‌پنداریم همان گونه که در دنیا به فرزندانمان علاقمندیم و آنها دشواریهای ما را برطرف می‌کنند، پس از مرگ نیز این علاقه‌هست و آنان هم مشکل ما را حلّ می‌کنند؛ در حالی که چنین نیست. عدّه ناشناسی را فرض کنید که از شرق و غرب و شمال و جنوب زمین به مکّه مشرّف شده‌اند و هر یک به زبان خاصی سخن می‌گوید. اینها که از چهار اقلیم با چهار فرهنگ و زبان آمده‌اند در اتاقی، دوستانه با هم در دوران حج، به سر می‌برند، و با پایان یافتن مناسک و مراسم حج هر کس به دیار خود می‌رود و شاید در همه عمر نیز یکدیگر را نبینند.

سرنوشت کسانی هم که در خانه‌ای به عنوان پدر، مادر، برادر و خواهر جمعند چنین است. خانه دنیا، مسافرخانه‌ای بیش نیست.

مسافرخانه را «خان » می‌گفتند و خان که در روایات و کلمات عرب آمده، همان خانه یا مسافرخانه است. در این مسافرخانه، چند نفر کنار هم جمع شده،‌موقتاً زندگی می‌کنند و بعد هم که مرگ آنان فرا می‌رسد از یکدیگر جدا می‌شوند و هیچ کس به فکر دیگری نیست. از این رو هر شب حضرت علی (علیه السلام) می‌فرمود: بارها را ببندید و آماده مسافرت باشید. هم‌اکنون نیز مناسب است در هر مسجدی بعد از نماز عشاء، هنگام تفرّق نمازگزاران از مسجد، جمله «تجهّزوا رحمَکُم الله» یا ترجمه آن به گوش آنان برسد.

    منبع :
  • برگرفته از تفسیرموضوعی قرآن کریم – مبادی اخلاق در قرآن –تالیف : آیت الله جوادی آملی ج11/صص126-127
    پی نوشت:
  • [1] ـ شرح غررالحکم، ج 4، ص 614.
  • [2] -نهج‌البلاغه، خطبه 204.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

نحوه تشکیل جو زمین از دیدگاه مولا علی (ع) در نهج البلاغه

و آبهای ساکن را به مواج سرکش برگردانید تا آنجا که آبها روی هم قرار گرفتند و چون قله های بلند کوهها بالا آمدند امواج تند کف های برآمده از آبها را در هوای باز و فضای گسترده بالا بردند تا جایی که از آن هفت آسمان پدید آمد.آسمان پایین را چون موج مهار شده و آسمان بالا را مانند سقف استوار قرار داد.
مباني فكري، انساني و اجتماعي در نهج البلاغه

مباني فكري، انساني و اجتماعي در نهج البلاغه

به عكس در جوامعي كه انسجام و هستي آنها را بايد پيوند دروني، بدون ارتباط با مبداء و مركز خارجي، تامين و تضمين كند، اولويت با نظام است . تازه آن نظام است كه جا و مكان و موقعيت فرد و جمع را در چهارچوب خود و در قلمرو خود مشخص مي كند . نظام حاكم بر فرد و جمع است و كيفيت و نوع حاكميت نظام بر فرد و بر جمع است كه سرنوشت مساله سابق الذكر، يعني اصالت فرد يا اصالت جمع را مشخص مي كند .
انسان شناسی

انسان شناسی

آنگاه از روحی که آفرید در آن دمید تا به صورت انسانی زنده درآمد، دارای نیروی اندیشه، که وی را به تلاش اندازد، و دارای افکاری که در دیگر موجودات، تصرّف نماید. به انسان اعضاء و جوار حی بخشید، که در خدمت او باشند، و ابزاری عطا فرمود، که آنها را در زندگی بکار گیرد،
انسان شناسی از منظر نهج البلاغه

انسان شناسی از منظر نهج البلاغه

نهج البلاغه یک شاهکار ادبی در تعلیمات اسلامی است که در آن توجه به عزّت و کرامت انسان و سلامت عقل و روان از اهمیت بسزایی برخوردار است. سخنان حکمت آمیز این کتاب که با عقل و اندیشه آدمی سروکار دارند حقایق بسیار متعالی و معانی بسیار ژرفی را در مورد شناخت خدا، انسان، و جهان با فصاحت و بلاغت تمام بیان می کنند و آگاهی های ارزشمندی را در هریک از این زمینه ها ارائه می دهند. خطابه ها احساسات راکد انسان را در جهت ستیز با فساد و تباهی و بی عدالتی بر میانگیزند، و موعظه ها انسان را از خواب غفلت بیدار و خطراتی را که می توانند دل و روان آدمی را ضعیف و بیمار کنند یادآور می شوند.

پر بازدیدترین ها

انسان شناسی از منظر نهج البلاغه

انسان شناسی از منظر نهج البلاغه

نهج البلاغه یک شاهکار ادبی در تعلیمات اسلامی است که در آن توجه به عزّت و کرامت انسان و سلامت عقل و روان از اهمیت بسزایی برخوردار است. سخنان حکمت آمیز این کتاب که با عقل و اندیشه آدمی سروکار دارند حقایق بسیار متعالی و معانی بسیار ژرفی را در مورد شناخت خدا، انسان، و جهان با فصاحت و بلاغت تمام بیان می کنند و آگاهی های ارزشمندی را در هریک از این زمینه ها ارائه می دهند. خطابه ها احساسات راکد انسان را در جهت ستیز با فساد و تباهی و بی عدالتی بر میانگیزند، و موعظه ها انسان را از خواب غفلت بیدار و خطراتی را که می توانند دل و روان آدمی را ضعیف و بیمار کنند یادآور می شوند.
اشاره حضرت علی(ع) به معلق بودن زمین در فضا

اشاره حضرت علی(ع) به معلق بودن زمین در فضا

امام على عليه السلام : [خداوند] زمين را ايجاد كرد و آن را نگه داشت، بى آن كه وى را مشغول سازد. و آن را بر جايى بدون قرار استوار كرد و بى هيچ پايه اى بر پايش داشت و بى هيچ ستونى برافراشتش و آن را از كجى و انحراف نگاه داشت و از افتادن و شكافتن آن جلوگيرى كرد .
No image

نحوه تشکیل جو زمین از دیدگاه مولا علی (ع) در نهج البلاغه

و آبهای ساکن را به مواج سرکش برگردانید تا آنجا که آبها روی هم قرار گرفتند و چون قله های بلند کوهها بالا آمدند امواج تند کف های برآمده از آبها را در هوای باز و فضای گسترده بالا بردند تا جایی که از آن هفت آسمان پدید آمد.آسمان پایین را چون موج مهار شده و آسمان بالا را مانند سقف استوار قرار داد.
مباني فكري، انساني و اجتماعي در نهج البلاغه

مباني فكري، انساني و اجتماعي در نهج البلاغه

به عكس در جوامعي كه انسجام و هستي آنها را بايد پيوند دروني، بدون ارتباط با مبداء و مركز خارجي، تامين و تضمين كند، اولويت با نظام است . تازه آن نظام است كه جا و مكان و موقعيت فرد و جمع را در چهارچوب خود و در قلمرو خود مشخص مي كند . نظام حاكم بر فرد و جمع است و كيفيت و نوع حاكميت نظام بر فرد و بر جمع است كه سرنوشت مساله سابق الذكر، يعني اصالت فرد يا اصالت جمع را مشخص مي كند .
Powered by TayaCMS