دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

احترام و بزرگ داشتن یکدیگر

No image
احترام و بزرگ داشتن یکدیگر

اگر انسان به دیگران احترام بگذارد دیگران نسبت به وی احترام خواهند گذاشت و اگر به آنها اهانت کند مورد اهانت آنان قرار خواهد گرفت. بعضی از افراد به هیچ کس اعتماد ندارند بلکه به همه بدبین و بدگمانند عده‌ای هم کاملاً بر عکس این دسته‌اند. کدام یک از این دو نگرش صحیح است؟ جواب این است که نه خوش‌گمانی مطلق، درست است و نه بد گمانی مطلق، بلکه شیوه درست آن است که در رفتار خود با مردم به آنان احترام بگذاریم. برای همکاری با هر انسانی پیش از هر چیز باید به او احترام بگذاریم. هیچ انسانی حاضر نمی‎شود برای دست یافتن به چیزی، از حیثیت و احترام خود مایه بگذارد. حتی کودکان برای خود احترام و کرامت قایلند و انتظار دارند که مردم به آنان با این دید بنگرند. برای به دست آوردن دل مردم باید از اعتقاد به بزرگی و برتری خود بر دیگران چشم بپوشیم و خود را یکی از آنان و همردیف ایشان بدانیم. مردم طبعاً کسی را که به آنان اعتماد به نفس بدهد دوست دارند و از کسی که این اعتماد را از آنها سلب کند متنفرند. بنابراین، آن دوستی که بر اساس احترام متقابل استوار نباشد دوستی پایان پذیر و ازهمان آغاز محکوم به شکست است. از امور قطعی که در خور شک و تردید نیست آن است که اگر انسان به دیگران احترام بگذارد دیگران نسبت به وی احترام خواهند گذاشت و اگر به آنها اهانت کند مورد اهانت آنان قرار خواهد گرفت. از این رو از پیامبر خدا(ص) و ائمه اهل بیت(ع) روایاتی در لزوم بزرگداشت دوست، اکرام و احترام او وارد شده است تا از این راه روابط آنها تحکیم و دلها تصفیه و بردوستی و برادری آنها افزوده گردد. پیامبر خدا(ص) می‎فرماید: هرکس برادر مؤمنش را احترام کند خداوند را احترام کرده و چه گمان دارید درباره کسی که خدا را احترام کرده خداوند با او چه کاری خواهد کرد. مردم با کسی که به آنان احترام بگذارند و نسبت به ایشان ابراز توجه و قدردانی کنند انس و الفت می‎گیرند، زیرا هر انسانی هراندازه هم مقام و موقعیت داشته باشد بازهم خود را دوست دارد و لذا در جستجوی کسی است که از او قدردانی کند و نسبت به وی اعتماد و اطمینان نشان دهد. بسیاری از مردم با استفاده از روش احترام نهادن به طرف مقابل به نتایج مثبتی رسیده‌اند و هر انسانی می‎تواند این موضوع را تجربه کند. ممکن است بپرسید که چگونه به مردم احترام گذاریم؟ و چگونه نشان دهیم که به آنان توجه و اهتمام داریم؟ در جواب باید گفت هر انسانی دارای خصلت یا رفتار و یا بعدی شایسته ستایش و تمجید است. وظیفه شما این است که این جنبه‌های خوب را بیابید و او را به سبب داشتن آنها تمجید کنید. در زمینه رفتار انسانی یک اصل مهم برای جلب مردم وجود دارد و آن این است که همیشه کاری کن تا اشخاص دیگر به اهمیت خود پی ببرند و خود را در نظر تو مهم احساس کنند. دستیابی به این اصل مهم هنگامی میسر است که به سطح سخن پیامبر خدا(ص) ارتقا یابیم که فرمود: آنچه برای خود دوست داری برای برادرت نیز دوست بدار برای او همان را بخواه که برای خود می‎خواهی. بهترین مردم کسی است که به دیگران بدون کمترین چشمداشتی احترام گذارد؛ درست مانند پیامبران که به مردم بی آن که انتظار احترامی از آنان داشته باشند احترام می‎گذارند و بی آنکه توقع پاداشی داشته باشند به آنان بذل و بخشش می‎کردند. شعار همه پیامبران این بوده است: بگو هیچ پاداشی از شما نمی‎خواهم (سوره انعام آیه 90). آیا کسی که به شما چیزی می‎دهد بی آن که به انتظار پاداشی داشته باشد دوستی خود را بر شما تحمیل نمی‎کند؟ به کسی که چنین کند علی رغم میل خود، به او عشق می‌ورزید و این نهایت نیکی در حق اوست. حدیث شریفی می‎فرماید به هر که می‎خواهی خوبی کن، در این صورت بر او فرمانروا خواهی شد. امام صادق(ع) نیز می‌فرماید: مؤمن با هر که روبه رو شود می‎گوید او بهتر و با تقواتر از من است. و می‎افزاید هرگاه با بهتر از خود مواجه شود در برابرش فروتنی می‎کند و هرگاه با بدتر و پایین‌تر از خود برخورد کند با خود می‎گوید شاید در ظاهر بد و در باطن خوب است. اگر چنین کند سرور مردم روزگار خویش می‎گردد. بعضی از مردم نه تنها به دیگران احترام نمی‎گذارند، بلکه آنها را تحقیر نیز می‎کنند در صورتی که اسلام تحقیر مردم و اهانت به آنان را حرام کرده و در حدیثی آمده کسی که دین خود را سبک شمارد همان است که برادرانش را تحقیر می‎کند، زیرا چنین شخصی در واقع مردم را تحقیر نمی‎کند بلکه دین خود را که مایه اتحاد و اجتماع مردم با اوست کوچک می‌شمارد. نتیجه آن که برای به دست آوردن دوستان زیاد باید بیاموزیم که چگونه خواه در مسائل بزرگ و پراهمیت یا در امور کوچک و کم اهمیت به مردم احترام بگذاریم. بنابراین می‎توان نتیجه گرفت که نخستین گام برای جلب مردم به خود و افزودن شمار دوستان احترام نهادن به همگان است. دومین گام فروتنی و دوری از تکبر است. چه بسیار انسان‌هایی که تکبر پیشه کردند و با تفاخر و غرور بر زمین گام برداشتند چنان که گویی زمین را خواهند شکافت یا سر برکوه‌ها خواهند سایید اما دست روزگار آنان را واژگون و نابود کرد. با چنین وضعی تکبر چه معنا دارد؟

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

نحوه تشکیل جو زمین از دیدگاه مولا علی (ع) در نهج البلاغه

و آبهای ساکن را به مواج سرکش برگردانید تا آنجا که آبها روی هم قرار گرفتند و چون قله های بلند کوهها بالا آمدند امواج تند کف های برآمده از آبها را در هوای باز و فضای گسترده بالا بردند تا جایی که از آن هفت آسمان پدید آمد.آسمان پایین را چون موج مهار شده و آسمان بالا را مانند سقف استوار قرار داد.
مباني فكري، انساني و اجتماعي در نهج البلاغه

مباني فكري، انساني و اجتماعي در نهج البلاغه

به عكس در جوامعي كه انسجام و هستي آنها را بايد پيوند دروني، بدون ارتباط با مبداء و مركز خارجي، تامين و تضمين كند، اولويت با نظام است . تازه آن نظام است كه جا و مكان و موقعيت فرد و جمع را در چهارچوب خود و در قلمرو خود مشخص مي كند . نظام حاكم بر فرد و جمع است و كيفيت و نوع حاكميت نظام بر فرد و بر جمع است كه سرنوشت مساله سابق الذكر، يعني اصالت فرد يا اصالت جمع را مشخص مي كند .
انسان شناسی

انسان شناسی

آنگاه از روحی که آفرید در آن دمید تا به صورت انسانی زنده درآمد، دارای نیروی اندیشه، که وی را به تلاش اندازد، و دارای افکاری که در دیگر موجودات، تصرّف نماید. به انسان اعضاء و جوار حی بخشید، که در خدمت او باشند، و ابزاری عطا فرمود، که آنها را در زندگی بکار گیرد،
انسان شناسی از منظر نهج البلاغه

انسان شناسی از منظر نهج البلاغه

نهج البلاغه یک شاهکار ادبی در تعلیمات اسلامی است که در آن توجه به عزّت و کرامت انسان و سلامت عقل و روان از اهمیت بسزایی برخوردار است. سخنان حکمت آمیز این کتاب که با عقل و اندیشه آدمی سروکار دارند حقایق بسیار متعالی و معانی بسیار ژرفی را در مورد شناخت خدا، انسان، و جهان با فصاحت و بلاغت تمام بیان می کنند و آگاهی های ارزشمندی را در هریک از این زمینه ها ارائه می دهند. خطابه ها احساسات راکد انسان را در جهت ستیز با فساد و تباهی و بی عدالتی بر میانگیزند، و موعظه ها انسان را از خواب غفلت بیدار و خطراتی را که می توانند دل و روان آدمی را ضعیف و بیمار کنند یادآور می شوند.

پر بازدیدترین ها

اشاره حضرت علی(ع) به معلق بودن زمین در فضا

اشاره حضرت علی(ع) به معلق بودن زمین در فضا

امام على عليه السلام : [خداوند] زمين را ايجاد كرد و آن را نگه داشت، بى آن كه وى را مشغول سازد. و آن را بر جايى بدون قرار استوار كرد و بى هيچ پايه اى بر پايش داشت و بى هيچ ستونى برافراشتش و آن را از كجى و انحراف نگاه داشت و از افتادن و شكافتن آن جلوگيرى كرد .
مباني فكري، انساني و اجتماعي در نهج البلاغه

مباني فكري، انساني و اجتماعي در نهج البلاغه

به عكس در جوامعي كه انسجام و هستي آنها را بايد پيوند دروني، بدون ارتباط با مبداء و مركز خارجي، تامين و تضمين كند، اولويت با نظام است . تازه آن نظام است كه جا و مكان و موقعيت فرد و جمع را در چهارچوب خود و در قلمرو خود مشخص مي كند . نظام حاكم بر فرد و جمع است و كيفيت و نوع حاكميت نظام بر فرد و بر جمع است كه سرنوشت مساله سابق الذكر، يعني اصالت فرد يا اصالت جمع را مشخص مي كند .
انسان شناسی

انسان شناسی

آنگاه از روحی که آفرید در آن دمید تا به صورت انسانی زنده درآمد، دارای نیروی اندیشه، که وی را به تلاش اندازد، و دارای افکاری که در دیگر موجودات، تصرّف نماید. به انسان اعضاء و جوار حی بخشید، که در خدمت او باشند، و ابزاری عطا فرمود، که آنها را در زندگی بکار گیرد،
No image

نحوه تشکیل جو زمین از دیدگاه مولا علی (ع) در نهج البلاغه

و آبهای ساکن را به مواج سرکش برگردانید تا آنجا که آبها روی هم قرار گرفتند و چون قله های بلند کوهها بالا آمدند امواج تند کف های برآمده از آبها را در هوای باز و فضای گسترده بالا بردند تا جایی که از آن هفت آسمان پدید آمد.آسمان پایین را چون موج مهار شده و آسمان بالا را مانند سقف استوار قرار داد.
Powered by TayaCMS