دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

التزام به شریعت

آیا سالک الی الله و یا مدعیان نحله‌های عرفانی می‌‌توانند بگویند که عارف پس از وصول به مقامات عالیه و وصول به فیوضات ربانیه، تکلیف شرعی از آنان ساقط می‌‌گردد و دیگر نیازی به التزام به شریعت ندارند؟
التزام به شریعت
التزام به شریعت

پرسش:

آیا سالک الی الله و یا مدعیان نحله‌های عرفانی می‌‌توانند بگویند که عارف پس از وصول به مقامات عالیه و وصول به فیوضات ربانیه، تکلیف شرعی از آنان ساقط می‌‌گردد و دیگر نیازی به التزام به شریعت ندارند؟

پاسخ:

یکی از مهم ترین شاخص‌های انحراف در سیر و سلوک الی الله و نحله‌های مختلف عرفانی در شرایط کنونی جامعه، ادعای این نوع عرفان‌های کاذب، غیرحقیقی و اصیل است که مدعی‌اند التزام به احکام و دستورات شریعت برای افرادی است که هنوز به مرحله فعلیت تامه و مقامات بالای عرفانی نرسیده اند، که عبادات آنان طبق دستورات شارع مقدس برای حصول استکمال و دستیابی به آن مقامات عالیه عرفانی است. اما برای افرادی که این مراحل را گذرانده اند، دیگر التزام به شریعت برای تحصیل مقام قرب معنا و مفهومی ندارد.

مرحوم علامه طباطبایی(ره) که خود در سیر و سلوک عرفانی از جمله اوتاد و مرشدین صاحب نام بوده‌اند پاسخ این سوال و تبیین راه صحیح عرفان حقیقی و اصیل را در رساله لب‌اللباب خود صفحه58 به شرح زیر ارائه فرموده‌اند: «پوشیده نماند که از ابتدای سیر و سلوک تا آخرین مرحله از آن، سالک باید در تمام امور ملازم شرع انور باشد و به قدر سر سوزنی از ظاهر شریعت تجاوز ننماید. پس اگر کسی را ببینی که دعوی سلوک کند و ملازم تقوا و ورع نبوده و از جمیع احکام الهیه شرعیه متابعت ننماید و به قدر سر سوزنی از صراط مستقیم شریعت حقه انحراف نماید او را منافق بدان، مگر آنچه به عذر یا خطا یا نسیان از او سر زند. و اینکه از بعضی شنیده شده است که می‌گویند: سالک پس از وصول به مقامات عالیه و وصول به فیوضات ربانیه تکلیف از او ساقط می‌‌گردد، سخنی است کذب و افترایی است بس عظیم، زیرا رسول اکرم(ص) با اینکه اشرف موجودات و اکمل خلایق بودند، مع هذا تا آخرین درجات حیات تابع و ملازم احکام الهیه بوده‌اند. بنابراین سقوط تکلیف به این معنا دروغ و بهتان است. بلی، از برای آن می‌‌توان معنای دیگری نمود که قائلان، آن را قصد نمی‌نمایند و آن این است که اینان اعمال عبادیه باعث برای استکمال نفوس بشریه است و مراتب استعداد انسان به واسطه التزام بر سنن عبادیه از مراحل قوه به فعلیت می‌‌رسد. بنابراین، برای افرادی که هنوز به مرحله فعلیت تامه من جمیع الجهات نرسیده‌‌اند، عبادات آنان برای استکمال است، ولی برای افرادی که به مرحله فعلیت تامه رسیده‌اند دیگر عبادت به جهت حصول استکمال و تحصیل مقام قرب معنا ندارد، بلکه اتیان عبادات برای چنین شخصی به عنوان دیگری که همان مقتضای حصول کمال است خواهد بود.

لهذا عایشه از رسول اکرم(ص) پرسید: «پس از آنکه خداوند در شان شما فرمود: «لیغفر لک الله ما تقدم من ذ‌نبک و ما تاخر» (فتح-2) تا خداوند گناهان گذشته و آینده تو را بیامرزد. پس این اندازه رنج در تحمل عبادات برای چیست؟ فرمودند: «آیا مگر نمی‌خواهی من عبد شاکر خدای خود بوده باشم» از اینجا به خوبی معلوم می‌‌شود که اتیان اعمال عبادیه برای بعضی از نفوس بشریه استکمالاللنفس نبوده، بلکه محضاً برای اظهار امتنان و شکرالله العظیم بوده است.

    روزنامه کیهان، شماره 19765، 22/7/89، صفحه 6

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

نحوه تشکیل جو زمین از دیدگاه مولا علی (ع) در نهج البلاغه

و آبهای ساکن را به مواج سرکش برگردانید تا آنجا که آبها روی هم قرار گرفتند و چون قله های بلند کوهها بالا آمدند امواج تند کف های برآمده از آبها را در هوای باز و فضای گسترده بالا بردند تا جایی که از آن هفت آسمان پدید آمد.آسمان پایین را چون موج مهار شده و آسمان بالا را مانند سقف استوار قرار داد.
مباني فكري، انساني و اجتماعي در نهج البلاغه

مباني فكري، انساني و اجتماعي در نهج البلاغه

به عكس در جوامعي كه انسجام و هستي آنها را بايد پيوند دروني، بدون ارتباط با مبداء و مركز خارجي، تامين و تضمين كند، اولويت با نظام است . تازه آن نظام است كه جا و مكان و موقعيت فرد و جمع را در چهارچوب خود و در قلمرو خود مشخص مي كند . نظام حاكم بر فرد و جمع است و كيفيت و نوع حاكميت نظام بر فرد و بر جمع است كه سرنوشت مساله سابق الذكر، يعني اصالت فرد يا اصالت جمع را مشخص مي كند .
انسان شناسی

انسان شناسی

آنگاه از روحی که آفرید در آن دمید تا به صورت انسانی زنده درآمد، دارای نیروی اندیشه، که وی را به تلاش اندازد، و دارای افکاری که در دیگر موجودات، تصرّف نماید. به انسان اعضاء و جوار حی بخشید، که در خدمت او باشند، و ابزاری عطا فرمود، که آنها را در زندگی بکار گیرد،
انسان شناسی از منظر نهج البلاغه

انسان شناسی از منظر نهج البلاغه

نهج البلاغه یک شاهکار ادبی در تعلیمات اسلامی است که در آن توجه به عزّت و کرامت انسان و سلامت عقل و روان از اهمیت بسزایی برخوردار است. سخنان حکمت آمیز این کتاب که با عقل و اندیشه آدمی سروکار دارند حقایق بسیار متعالی و معانی بسیار ژرفی را در مورد شناخت خدا، انسان، و جهان با فصاحت و بلاغت تمام بیان می کنند و آگاهی های ارزشمندی را در هریک از این زمینه ها ارائه می دهند. خطابه ها احساسات راکد انسان را در جهت ستیز با فساد و تباهی و بی عدالتی بر میانگیزند، و موعظه ها انسان را از خواب غفلت بیدار و خطراتی را که می توانند دل و روان آدمی را ضعیف و بیمار کنند یادآور می شوند.

پر بازدیدترین ها

انسان شناسی از منظر نهج البلاغه

انسان شناسی از منظر نهج البلاغه

نهج البلاغه یک شاهکار ادبی در تعلیمات اسلامی است که در آن توجه به عزّت و کرامت انسان و سلامت عقل و روان از اهمیت بسزایی برخوردار است. سخنان حکمت آمیز این کتاب که با عقل و اندیشه آدمی سروکار دارند حقایق بسیار متعالی و معانی بسیار ژرفی را در مورد شناخت خدا، انسان، و جهان با فصاحت و بلاغت تمام بیان می کنند و آگاهی های ارزشمندی را در هریک از این زمینه ها ارائه می دهند. خطابه ها احساسات راکد انسان را در جهت ستیز با فساد و تباهی و بی عدالتی بر میانگیزند، و موعظه ها انسان را از خواب غفلت بیدار و خطراتی را که می توانند دل و روان آدمی را ضعیف و بیمار کنند یادآور می شوند.
اشاره حضرت علی(ع) به معلق بودن زمین در فضا

اشاره حضرت علی(ع) به معلق بودن زمین در فضا

امام على عليه السلام : [خداوند] زمين را ايجاد كرد و آن را نگه داشت، بى آن كه وى را مشغول سازد. و آن را بر جايى بدون قرار استوار كرد و بى هيچ پايه اى بر پايش داشت و بى هيچ ستونى برافراشتش و آن را از كجى و انحراف نگاه داشت و از افتادن و شكافتن آن جلوگيرى كرد .
No image

نحوه تشکیل جو زمین از دیدگاه مولا علی (ع) در نهج البلاغه

و آبهای ساکن را به مواج سرکش برگردانید تا آنجا که آبها روی هم قرار گرفتند و چون قله های بلند کوهها بالا آمدند امواج تند کف های برآمده از آبها را در هوای باز و فضای گسترده بالا بردند تا جایی که از آن هفت آسمان پدید آمد.آسمان پایین را چون موج مهار شده و آسمان بالا را مانند سقف استوار قرار داد.
مباني فكري، انساني و اجتماعي در نهج البلاغه

مباني فكري، انساني و اجتماعي در نهج البلاغه

به عكس در جوامعي كه انسجام و هستي آنها را بايد پيوند دروني، بدون ارتباط با مبداء و مركز خارجي، تامين و تضمين كند، اولويت با نظام است . تازه آن نظام است كه جا و مكان و موقعيت فرد و جمع را در چهارچوب خود و در قلمرو خود مشخص مي كند . نظام حاكم بر فرد و جمع است و كيفيت و نوع حاكميت نظام بر فرد و بر جمع است كه سرنوشت مساله سابق الذكر، يعني اصالت فرد يا اصالت جمع را مشخص مي كند .
Powered by TayaCMS