دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

الهیات Theology

No image
الهیات Theology

كلمات كليدي : الهيات، تئولوژي، مسيحيت، كلام

نویسنده : مهدي عبداللهي

واژه Theology (الهیات) ترکیبی است از دو واژه یونانی Theos (به معنای خدا) و logos (به معنای کلمه)، از این رو، «الهیات» به معنای سخن گفتن درباره خداست.[1] اما باید دید کدام خدا مراد است؟ افلاطون در [رساله] جمهوری،[2] theology را به شعرا نسبت می‌دهد، و مرادش از آن، داستان‌های راجع به خدایان و نسب نامه آنها بود. ارسطو[3] کسانی را که به theology می‌پردازند و تبیین‌های اساطیری از عالم ارائه می‌دهند، در مقابل فلاسفه قرار می‌دهد که به دنبال تبیین اشیاء از درون خود اشیاء هستند. وی فلسفه نظری را به سه بخش: ریاضی، طبیعی و علم الهی(theology) تقسیم می‌کند.

این واژه در میان مسحیان، به معنای شناخت خدای مورد اعتقادشان، اولین بار در نوشته‌های اُریگن(متوفای 254م) به کار رفت.[4]

حال با توجه به ورود این واژه به قلمرو مسیحیت، می‌توان آن را این گونه تعریف نمود: «الهیات، عبارت است از تأمل درباره خدایی که مسیحیان او را می‌پرستند.» تحولاتی که جهان مسیحیت در طول تاریخ به خود دیده است، سبب گردیند تا این واژه از معنای نخستین خود، یعنی «آموزه خدا» به معانی دیگری هم چون «رشته آموزش‌های مقدس» و «تحلیل باورهای دینی» تحول یابد. با این حال الهیات مسیحی عبارت است از مطالعه نظام‌مند اندیشه‌های اساسی ایمان مسیحی و به گفته کارل رانر «الهیات، دانش دین و تبیین و شرح آگاهانه و روش‌مند مکاشفه الوهی است که به وسیله ایمان درک شده و به کف آمده است.»[5]

علم الهیات نزد مسیحیان به تمامی مظاهر تلاش آنان برای فهم ایمان مسیحی اطلاق می‌گردد. علمای الهی بنیادگرا بر این مسأله تأکید می‌کنند که ما نمی‌توانیم شناختی از خدا داشته باشیم، مگر آن چه را که خود او بر ما مکشوف سازد، بر این اساس، علم الهیات به معنای دقیق آن، «علم وحی» است. برخی از موضوعات مورد بحث در الهیات عبارتند از: مطالعه در باب تعالیم کتاب مقدس، تلاش برای فهم حقایق در پرتو تعالیم میسحی، تحولات تاریخی ایمان مسیحی، توضیح اموری درباره خدا که تنها با عقل می‌توان آنها را دانست و . . . .[6]

با این که بسیاری از نویسندگان واژه کلام را به عنوان معادل «Theology» به کار گرفته‌اند، واژه «Theology» با توجه به معنای مرسوم آن، دقیقاً مترادف هیچ یک از علوم اسلامی نیست.[7] شاید بتوان گفت بین دو اصطلاح «الهیات» در فرهنگ مسیحی و «کلام» در فرهنگ اسلامی، به لحاظ قلمرو معنایی، نسبت عموم و خصوص من وجه برقرار است؛ الهیات مسیحی، همه ابعاد عقیدتی و عملی مسیحیت را دربرمی‌گیرد به گونه‌ای که هیچ شأنی از شؤون دین‌داری مسیحی از آن خارج نمی‌ماند، در حالی که کلام در فرهنگ اسلامی، تنها ناظر به ابعاد عقیدتی است و به ابعاد عملی نمی‌پردازد.[8]

البته یکی از مسائل اصلی تئولوژی در صدر دوره مسیحیت، دفاع از اصول مسیحیت در برابر مخالفان و بدعت‌گزاران[9] بود، و بخش «Apologetics»، بخشی از الهیات جزمی ـ‌یکی از شاخه‌های الهیات‌ـ بود که متکفل دفاعیات دینی در مقابل شبهات منکران بود، از این رو، علم کلام در حوزه علوم اسلامی، متناظر این بخش از الهیات مسیحی است، نه خود الهیات.[10]

بنا بر آنچه گذشت، ترجمه «تئولوژی» به «کلام» توسط مترجمان اخیر، تعریف عام به خاص است، یکی دانستن آن با علم فقه اسلامی - توسط نویسنده کتاب کلام مسیحی[11]- نیز خطاست.

مقاله

نویسنده مهدي عبداللهي

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

نحوه تشکیل جو زمین از دیدگاه مولا علی (ع) در نهج البلاغه

و آبهای ساکن را به مواج سرکش برگردانید تا آنجا که آبها روی هم قرار گرفتند و چون قله های بلند کوهها بالا آمدند امواج تند کف های برآمده از آبها را در هوای باز و فضای گسترده بالا بردند تا جایی که از آن هفت آسمان پدید آمد.آسمان پایین را چون موج مهار شده و آسمان بالا را مانند سقف استوار قرار داد.
مباني فكري، انساني و اجتماعي در نهج البلاغه

مباني فكري، انساني و اجتماعي در نهج البلاغه

به عكس در جوامعي كه انسجام و هستي آنها را بايد پيوند دروني، بدون ارتباط با مبداء و مركز خارجي، تامين و تضمين كند، اولويت با نظام است . تازه آن نظام است كه جا و مكان و موقعيت فرد و جمع را در چهارچوب خود و در قلمرو خود مشخص مي كند . نظام حاكم بر فرد و جمع است و كيفيت و نوع حاكميت نظام بر فرد و بر جمع است كه سرنوشت مساله سابق الذكر، يعني اصالت فرد يا اصالت جمع را مشخص مي كند .
انسان شناسی

انسان شناسی

آنگاه از روحی که آفرید در آن دمید تا به صورت انسانی زنده درآمد، دارای نیروی اندیشه، که وی را به تلاش اندازد، و دارای افکاری که در دیگر موجودات، تصرّف نماید. به انسان اعضاء و جوار حی بخشید، که در خدمت او باشند، و ابزاری عطا فرمود، که آنها را در زندگی بکار گیرد،
انسان شناسی از منظر نهج البلاغه

انسان شناسی از منظر نهج البلاغه

نهج البلاغه یک شاهکار ادبی در تعلیمات اسلامی است که در آن توجه به عزّت و کرامت انسان و سلامت عقل و روان از اهمیت بسزایی برخوردار است. سخنان حکمت آمیز این کتاب که با عقل و اندیشه آدمی سروکار دارند حقایق بسیار متعالی و معانی بسیار ژرفی را در مورد شناخت خدا، انسان، و جهان با فصاحت و بلاغت تمام بیان می کنند و آگاهی های ارزشمندی را در هریک از این زمینه ها ارائه می دهند. خطابه ها احساسات راکد انسان را در جهت ستیز با فساد و تباهی و بی عدالتی بر میانگیزند، و موعظه ها انسان را از خواب غفلت بیدار و خطراتی را که می توانند دل و روان آدمی را ضعیف و بیمار کنند یادآور می شوند.

پر بازدیدترین ها

انسان شناسی از منظر نهج البلاغه

انسان شناسی از منظر نهج البلاغه

نهج البلاغه یک شاهکار ادبی در تعلیمات اسلامی است که در آن توجه به عزّت و کرامت انسان و سلامت عقل و روان از اهمیت بسزایی برخوردار است. سخنان حکمت آمیز این کتاب که با عقل و اندیشه آدمی سروکار دارند حقایق بسیار متعالی و معانی بسیار ژرفی را در مورد شناخت خدا، انسان، و جهان با فصاحت و بلاغت تمام بیان می کنند و آگاهی های ارزشمندی را در هریک از این زمینه ها ارائه می دهند. خطابه ها احساسات راکد انسان را در جهت ستیز با فساد و تباهی و بی عدالتی بر میانگیزند، و موعظه ها انسان را از خواب غفلت بیدار و خطراتی را که می توانند دل و روان آدمی را ضعیف و بیمار کنند یادآور می شوند.
اشاره حضرت علی(ع) به معلق بودن زمین در فضا

اشاره حضرت علی(ع) به معلق بودن زمین در فضا

امام على عليه السلام : [خداوند] زمين را ايجاد كرد و آن را نگه داشت، بى آن كه وى را مشغول سازد. و آن را بر جايى بدون قرار استوار كرد و بى هيچ پايه اى بر پايش داشت و بى هيچ ستونى برافراشتش و آن را از كجى و انحراف نگاه داشت و از افتادن و شكافتن آن جلوگيرى كرد .
No image

نحوه تشکیل جو زمین از دیدگاه مولا علی (ع) در نهج البلاغه

و آبهای ساکن را به مواج سرکش برگردانید تا آنجا که آبها روی هم قرار گرفتند و چون قله های بلند کوهها بالا آمدند امواج تند کف های برآمده از آبها را در هوای باز و فضای گسترده بالا بردند تا جایی که از آن هفت آسمان پدید آمد.آسمان پایین را چون موج مهار شده و آسمان بالا را مانند سقف استوار قرار داد.
مباني فكري، انساني و اجتماعي در نهج البلاغه

مباني فكري، انساني و اجتماعي در نهج البلاغه

به عكس در جوامعي كه انسجام و هستي آنها را بايد پيوند دروني، بدون ارتباط با مبداء و مركز خارجي، تامين و تضمين كند، اولويت با نظام است . تازه آن نظام است كه جا و مكان و موقعيت فرد و جمع را در چهارچوب خود و در قلمرو خود مشخص مي كند . نظام حاكم بر فرد و جمع است و كيفيت و نوع حاكميت نظام بر فرد و بر جمع است كه سرنوشت مساله سابق الذكر، يعني اصالت فرد يا اصالت جمع را مشخص مي كند .
Powered by TayaCMS