دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

بررسی ملاك حق و باطل

No image
بررسی ملاك حق و باطل

همواره در طول تاریخ بین حق و باطل نزاع و اختلاف وجود داشته است و این دو مساله هیچ گاه در یك جا جمع نمی‌شوند و پیوسته در مقابل و تضاد هم قرار می‌گیرند. حق یعنی حقوق همه مردم جهان در یك جامعه رعایت شده و همه آنها در برابر قوانین ومقررات برابر بوده و غنی را بر فقیر هیچ امتیازی نیست. اما باطل همواره در مسیر كج روی‌ها و انحراف‌ها رفته و سعی در اضلال و تباهی حقوق انسان‌ها داشته و در جهت منفعت‌طلبی و سودجویی‌های شخصی پیش می‌رود.‌ در علم منطق و فلسفه تعاریف گوناگونی یرای حق آورده شده است. واژه حق و باطل به گفته منطقیون مشترك معنوی است، یعنی حق و باطل هر كدام دارای معنایی واحد هستند كه می‌تواند بر مصادیق مختلف قابل حمل باشد. فارابی برای حق چند معنی ذكر كرده است. حاج ملاهادی سبزواری حق و باطل را چنین تعریف می‌كند: حق به موجودی كه راهی به بطلان آن نیست گفته می‌شود و خدای تعالی حق است و هر چیزی كه خالی از وجود خدا باشد باطل است. حق در فلسفه به چند معنی آمده است: هستی خارجی در مقابل هستی ذهنی، كه اولی حق و دومی به این معنی باطل است.فلاسفه الهی راجع به ملاك حقیقت مطابقت با واقع و یا نفس الامر را ذكر كرده اند. یعنی حقیقت چیزی است كه وجود خارجی و عینی داشته باشد و به منشا و مبدا اصلی خود یعنی بارگاه حق تعالی راه داشته باشد. نقطه مقابل آن باطل است. یعنی كج روی‌ها و انحراف‌ها از مسیر حق. در حق منطق، عقل و تفكر و اندیشه نهفته است. چرا كه در تعریف عقل آمده است: «العقل ما عبد به الرحمن واكتسب به الجنان»؛ عقل چیزی است كه انسان به واسطه آن خدا را پرستش كرده و به بهشت رهنمون می‌گردد. پیروی از احساسات زودگذر و غیر معقول باعث دوری انسان از مسیر درستی و قرار گرفتن در مسیر كج روی می‌گردد.‌ همواره در طول تاریخ انسان‌های عاقل و اندیشمندی بوده‌اند كه به مقام پیامبری و نبوت رسیده‌اند. زیرا این افراد نسبت به مردم و اقوام دیگر متمایز بوده‌اند. در امورات جهان و مسائل دنیوی و اخروی تعقل و اندیشه كرده و خود را با قرارگیری در مسیر حق به خدا نزدیك كرده بودند. به این خاطر است كه در قرآن به تفكر و تعقل در امورات سفارش زیادی شده است و بسیاری از آیات قرآن سنجش مسائل زندگی و روزمره را به عقل آدمی سپرده است. چرا كه همواره بین عقل و حق رابطه نزدیكی بوده است. عمل به حق باعث پیشرفت و رشد شخصیت روحانی و معنوی انسان می‌شود و او را در مسیر و راه و روش حقانیت و انسانیت سیر می‌دهد.‌ اگر انسان پیروی از حق و درستی و راستی را آغاز نماید، گرچه ابتدای كار سخت و نیازمند همتی سرسختانه است ولی بعد از مدتی قرار گیری در مسیر درستكاری و راستی، شخص را به مسیرهای بالاتر هدایت می‌كند. چرا كه مساله اصلی عمل كردن و پایبند بودن به حقیقت است و گرنه تا كردار نباشد گفتار نیز سودی نخواهد بخشید. در واقع این عمل انسان است كه مشخص كننده حق و باطل است. انجام واجباتی چون نماز و روزه، دستگیری از همنوعان، توكل به خدای یگانه، صبر و پایداری در مشكلات نمونه‌هایی از اعمال انسان درستكار است. اما بعضی از رفتارهای اجتماعی انسان مانند ظلم و دروغ گویی زشت و قبیح دانسته است و انجام این رفتارها انسان را در مسیر باطل قرار می‌دهد. هدف از انجام رفتارهای درست و حق در جامعه رشد و تعالی انسان‌ها و پیروی آنها از دستورات حضرت حق و زندگی شرافتمندانه تمام مردم و سعادت دنیوی و اخروی آنهاست.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

نحوه تشکیل جو زمین از دیدگاه مولا علی (ع) در نهج البلاغه

و آبهای ساکن را به مواج سرکش برگردانید تا آنجا که آبها روی هم قرار گرفتند و چون قله های بلند کوهها بالا آمدند امواج تند کف های برآمده از آبها را در هوای باز و فضای گسترده بالا بردند تا جایی که از آن هفت آسمان پدید آمد.آسمان پایین را چون موج مهار شده و آسمان بالا را مانند سقف استوار قرار داد.
مباني فكري، انساني و اجتماعي در نهج البلاغه

مباني فكري، انساني و اجتماعي در نهج البلاغه

به عكس در جوامعي كه انسجام و هستي آنها را بايد پيوند دروني، بدون ارتباط با مبداء و مركز خارجي، تامين و تضمين كند، اولويت با نظام است . تازه آن نظام است كه جا و مكان و موقعيت فرد و جمع را در چهارچوب خود و در قلمرو خود مشخص مي كند . نظام حاكم بر فرد و جمع است و كيفيت و نوع حاكميت نظام بر فرد و بر جمع است كه سرنوشت مساله سابق الذكر، يعني اصالت فرد يا اصالت جمع را مشخص مي كند .
انسان شناسی

انسان شناسی

آنگاه از روحی که آفرید در آن دمید تا به صورت انسانی زنده درآمد، دارای نیروی اندیشه، که وی را به تلاش اندازد، و دارای افکاری که در دیگر موجودات، تصرّف نماید. به انسان اعضاء و جوار حی بخشید، که در خدمت او باشند، و ابزاری عطا فرمود، که آنها را در زندگی بکار گیرد،
انسان شناسی از منظر نهج البلاغه

انسان شناسی از منظر نهج البلاغه

نهج البلاغه یک شاهکار ادبی در تعلیمات اسلامی است که در آن توجه به عزّت و کرامت انسان و سلامت عقل و روان از اهمیت بسزایی برخوردار است. سخنان حکمت آمیز این کتاب که با عقل و اندیشه آدمی سروکار دارند حقایق بسیار متعالی و معانی بسیار ژرفی را در مورد شناخت خدا، انسان، و جهان با فصاحت و بلاغت تمام بیان می کنند و آگاهی های ارزشمندی را در هریک از این زمینه ها ارائه می دهند. خطابه ها احساسات راکد انسان را در جهت ستیز با فساد و تباهی و بی عدالتی بر میانگیزند، و موعظه ها انسان را از خواب غفلت بیدار و خطراتی را که می توانند دل و روان آدمی را ضعیف و بیمار کنند یادآور می شوند.

پر بازدیدترین ها

انسان شناسی از منظر نهج البلاغه

انسان شناسی از منظر نهج البلاغه

نهج البلاغه یک شاهکار ادبی در تعلیمات اسلامی است که در آن توجه به عزّت و کرامت انسان و سلامت عقل و روان از اهمیت بسزایی برخوردار است. سخنان حکمت آمیز این کتاب که با عقل و اندیشه آدمی سروکار دارند حقایق بسیار متعالی و معانی بسیار ژرفی را در مورد شناخت خدا، انسان، و جهان با فصاحت و بلاغت تمام بیان می کنند و آگاهی های ارزشمندی را در هریک از این زمینه ها ارائه می دهند. خطابه ها احساسات راکد انسان را در جهت ستیز با فساد و تباهی و بی عدالتی بر میانگیزند، و موعظه ها انسان را از خواب غفلت بیدار و خطراتی را که می توانند دل و روان آدمی را ضعیف و بیمار کنند یادآور می شوند.
اشاره حضرت علی(ع) به معلق بودن زمین در فضا

اشاره حضرت علی(ع) به معلق بودن زمین در فضا

امام على عليه السلام : [خداوند] زمين را ايجاد كرد و آن را نگه داشت، بى آن كه وى را مشغول سازد. و آن را بر جايى بدون قرار استوار كرد و بى هيچ پايه اى بر پايش داشت و بى هيچ ستونى برافراشتش و آن را از كجى و انحراف نگاه داشت و از افتادن و شكافتن آن جلوگيرى كرد .
No image

نحوه تشکیل جو زمین از دیدگاه مولا علی (ع) در نهج البلاغه

و آبهای ساکن را به مواج سرکش برگردانید تا آنجا که آبها روی هم قرار گرفتند و چون قله های بلند کوهها بالا آمدند امواج تند کف های برآمده از آبها را در هوای باز و فضای گسترده بالا بردند تا جایی که از آن هفت آسمان پدید آمد.آسمان پایین را چون موج مهار شده و آسمان بالا را مانند سقف استوار قرار داد.
انسان شناسی

انسان شناسی

آنگاه از روحی که آفرید در آن دمید تا به صورت انسانی زنده درآمد، دارای نیروی اندیشه، که وی را به تلاش اندازد، و دارای افکاری که در دیگر موجودات، تصرّف نماید. به انسان اعضاء و جوار حی بخشید، که در خدمت او باشند، و ابزاری عطا فرمود، که آنها را در زندگی بکار گیرد،
Powered by TayaCMS