دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

بعد ارزشی اخلاق

چه بسا دانایی که جهل ونادانی اش او را هلاک می کند و علم و دانشش به حال او سودی ندارد. (نقطه های آغاز در اخلاق عملی،آیت الله مهدوی کنی)
بعد ارزشی اخلاق
بعد ارزشی اخلاق

بعد ارزشی اخلاق[1]

قال علی (ع): رُبّ عالم قد قَتله جهله و عِلمه معه لاینفَعُه (نهج البلاغه، حکمت 104)

در علم اخلاق، ‌عمل از آن جهت که بار ارزش دارد و کاشف از یک خصیصه خلقی است مورد بررسی قرار می گیرد. به عبارت دیگر آداب و احکام در علم اخلاق از آن حیث که ارزش آفرین است، و نه از جهت حقوقی و تکلیفی، ‌ارزیابی می شود. مثلا اگر عملی به ندرت از شخصی صادر بشود که به صورت یک حرکت اتفاقی منتسب به وی گردد چنین عملی از محدوده علم اخلاق بیرون است، هر چند از نظر فقهی و تکلیفی الزاما محکوم به یکی از احکام پنجگانه،یعنی وجوب و حرمت و استحباب و کراهت و اباحه، خواهد بود؛ ولی اگر عمل مستند به خلق و خوی انسان باشد یا در خلق و خوی وی اثر گذارد چنین عملی موضوع بحث در علم اخلاق است . نکته قابل توجه آن است که بسیاری از آداب و سنن در فقه و اخلاق مشترکا مورد بحث واقع می‌شوند، ولی این گونه اشتراک دلیل بر تداخل و تکرار نیست زیرا حیثیت بحث در هر یک از این دوعلم تفاوت دارد، ‌چون موضوع بحث درفقه، افعال مکلفان از حیث تکلیف و تشخیص وظیفه و تحدید حدود و حقوق افراد است؛ ولی در علم اخلاق موضوع اصلی، ‌ارزشهای والای اخلاقی و فضایل انسانی است. در علم اخلاق عمل انسان از آن جهت که بار ارزشی دارد موضوع بحث است بطوریکه اگر این بار را نفیًا و اثباتًا از دوش آن برداریم از دایره علم اخلاق خارج شده و به وادی دیگر رفته‌ایم.

علم اخلاق حتی با برخی از علوم تجربی اشتراک دارد و فارق میان آنها همین حیثیت ارزشی و اخلاق بحث است. مثلا در علم اخلاق به تناسب نیاز، در مورد غرایز و کیفیت تأثیر و تأثر میان آنها بحثهای فراوانی وجود دارد. این بحثها از آن جهت که یک بحث روانی است مربوط به روان شناسی است، ‌لکن طرح آن در علم اخلاق از آن جهت که فعل و انفعالات غرایز در تشکیل شاکله انسان و شخصیت معنوی او مؤثر است جنبه ارزشی دارد. خلاصه در علم اخلاق جنبه ارزشی غرایز مطرح است نه بعد علمی و فلسفی آن.

آنچه به عمل، جنبه اخلاقی می‌بخشد بار ارزشی آن است نه حیثیت عینی و علمی آن و لذا ممکن است فردی دارای فضایل فراوانی باشد بی آنکه بتواند از نظر علمی برای فضیلت و کرامت تعریفی منطقی ارائه دهد،‌ و برعکس امکان دارد کسی اصطلاحات علمی را خوب بداند ولی از فضیلت و نورانیت بی‌بهره باشد.

امیرالمؤمنین علیه السلام می فرماید:

« رُبّ عالم قد قَتله جهله و عِلمه معه لاینفَعُه »[2]

چه بسا دانایی که جهل و نادانی‌اش او را هلاک می‌کند و علم و دانشش به حال او سودی ندارد.

این جهل همان کمبودهای اخلاقی و انسانی است که عالم را نابود می‌کند؛ بنابر این اخلاق محک فضیلت و رذیلت است. اگر عدالت درعلم اخلاق مورد بحث قرار گیرد از آن لحاظ که یک ارزش است درباره آن گفتگو می‌شود نه به لحاظ آنکه یک تکلیف است؛ یعنی عدالت به عنوان فضیلت و کرامت در علم اخلاق وارد می‌شود ولی در علم فقه و حقوق به عنوان یک تکلیف حقوقی و اجتماعی مورد توجه قرار می‌گیرد. پذیرش عدالت از دیدگاه اخلاق یک انتخاب و نوعی گزینش است، ولی در علم حقوق یک تکلیف و الزام محسوب می‌شود. بدیهی است که اگر کسی از روی ترس از کیفر، رعایت عدالت را بکند به وظیفه قانونی خود عمل کرده، ‌ولی از نظر اخلاقی کار مفید و مؤثری انجام نداده است، زیرا انتخاب عدالت تنها در صورتی که باانگیزه فضیلت خواهی و گذشت توأم باشد ارزشمند است.

    پی نوشت:
  • [1] . مهدوی کنی، محمدرضا، نقطه های آغاز در اخلاق عملی، تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، 1374، پنجم، ص 16
  • [2] . فیض الاسلام، نهج البلاغه ، حکمت 104

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

نحوه تشکیل جو زمین از دیدگاه مولا علی (ع) در نهج البلاغه

و آبهای ساکن را به مواج سرکش برگردانید تا آنجا که آبها روی هم قرار گرفتند و چون قله های بلند کوهها بالا آمدند امواج تند کف های برآمده از آبها را در هوای باز و فضای گسترده بالا بردند تا جایی که از آن هفت آسمان پدید آمد.آسمان پایین را چون موج مهار شده و آسمان بالا را مانند سقف استوار قرار داد.
مباني فكري، انساني و اجتماعي در نهج البلاغه

مباني فكري، انساني و اجتماعي در نهج البلاغه

به عكس در جوامعي كه انسجام و هستي آنها را بايد پيوند دروني، بدون ارتباط با مبداء و مركز خارجي، تامين و تضمين كند، اولويت با نظام است . تازه آن نظام است كه جا و مكان و موقعيت فرد و جمع را در چهارچوب خود و در قلمرو خود مشخص مي كند . نظام حاكم بر فرد و جمع است و كيفيت و نوع حاكميت نظام بر فرد و بر جمع است كه سرنوشت مساله سابق الذكر، يعني اصالت فرد يا اصالت جمع را مشخص مي كند .
انسان شناسی

انسان شناسی

آنگاه از روحی که آفرید در آن دمید تا به صورت انسانی زنده درآمد، دارای نیروی اندیشه، که وی را به تلاش اندازد، و دارای افکاری که در دیگر موجودات، تصرّف نماید. به انسان اعضاء و جوار حی بخشید، که در خدمت او باشند، و ابزاری عطا فرمود، که آنها را در زندگی بکار گیرد،
انسان شناسی از منظر نهج البلاغه

انسان شناسی از منظر نهج البلاغه

نهج البلاغه یک شاهکار ادبی در تعلیمات اسلامی است که در آن توجه به عزّت و کرامت انسان و سلامت عقل و روان از اهمیت بسزایی برخوردار است. سخنان حکمت آمیز این کتاب که با عقل و اندیشه آدمی سروکار دارند حقایق بسیار متعالی و معانی بسیار ژرفی را در مورد شناخت خدا، انسان، و جهان با فصاحت و بلاغت تمام بیان می کنند و آگاهی های ارزشمندی را در هریک از این زمینه ها ارائه می دهند. خطابه ها احساسات راکد انسان را در جهت ستیز با فساد و تباهی و بی عدالتی بر میانگیزند، و موعظه ها انسان را از خواب غفلت بیدار و خطراتی را که می توانند دل و روان آدمی را ضعیف و بیمار کنند یادآور می شوند.

پر بازدیدترین ها

انسان شناسی از منظر نهج البلاغه

انسان شناسی از منظر نهج البلاغه

نهج البلاغه یک شاهکار ادبی در تعلیمات اسلامی است که در آن توجه به عزّت و کرامت انسان و سلامت عقل و روان از اهمیت بسزایی برخوردار است. سخنان حکمت آمیز این کتاب که با عقل و اندیشه آدمی سروکار دارند حقایق بسیار متعالی و معانی بسیار ژرفی را در مورد شناخت خدا، انسان، و جهان با فصاحت و بلاغت تمام بیان می کنند و آگاهی های ارزشمندی را در هریک از این زمینه ها ارائه می دهند. خطابه ها احساسات راکد انسان را در جهت ستیز با فساد و تباهی و بی عدالتی بر میانگیزند، و موعظه ها انسان را از خواب غفلت بیدار و خطراتی را که می توانند دل و روان آدمی را ضعیف و بیمار کنند یادآور می شوند.
اشاره حضرت علی(ع) به معلق بودن زمین در فضا

اشاره حضرت علی(ع) به معلق بودن زمین در فضا

امام على عليه السلام : [خداوند] زمين را ايجاد كرد و آن را نگه داشت، بى آن كه وى را مشغول سازد. و آن را بر جايى بدون قرار استوار كرد و بى هيچ پايه اى بر پايش داشت و بى هيچ ستونى برافراشتش و آن را از كجى و انحراف نگاه داشت و از افتادن و شكافتن آن جلوگيرى كرد .
No image

نحوه تشکیل جو زمین از دیدگاه مولا علی (ع) در نهج البلاغه

و آبهای ساکن را به مواج سرکش برگردانید تا آنجا که آبها روی هم قرار گرفتند و چون قله های بلند کوهها بالا آمدند امواج تند کف های برآمده از آبها را در هوای باز و فضای گسترده بالا بردند تا جایی که از آن هفت آسمان پدید آمد.آسمان پایین را چون موج مهار شده و آسمان بالا را مانند سقف استوار قرار داد.
انسان شناسی

انسان شناسی

آنگاه از روحی که آفرید در آن دمید تا به صورت انسانی زنده درآمد، دارای نیروی اندیشه، که وی را به تلاش اندازد، و دارای افکاری که در دیگر موجودات، تصرّف نماید. به انسان اعضاء و جوار حی بخشید، که در خدمت او باشند، و ابزاری عطا فرمود، که آنها را در زندگی بکار گیرد،
Powered by TayaCMS