دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

تابو TABOO

تابو در لغت به معنای تحریم، منع شده، نهی شده و حرام است این لغت در زبان فارسی معادل نداشته طبق لفظ انگلیسی آن استعمال می‌شود.
No image
تابو TABOO

تابو در لغت به معنای تحریم، منع شده، نهی شده و حرام است این لغت در زبان فارسی معادل نداشته طبق لفظ انگلیسی آن استعمال می‌شود.

این واژه از ریشه taboo که در زبان مردم پولیتری معنای مقدس از آن بر می‌آید گرفته شده است. تابو حاکی از خصلتی است که برای یک شخص یا یک چیز پذیرفته شده است و تماس با آن یا استفاده از آن را برای دیگر مردم ممنوع می‌سازد. تابو ممنوعیتی است که شامل انسان، حیوان یا گیاه می‌شود و این از آن رو است که این موجود از نیرویی برتر و یا مانا برخوردار است که سبب می‌شود انسان یا حیوان یا گیاه را در تصرف نیروی درونی نگه دارد. بدین جهت هر تماس با آن خطرناک بوده و باید از نزدیک شدن به آن پرهیز نمود. تخلف کننده از این امر که با این موجود تماس پیدا کند به نیرویی مبتلا می‌شود که برای سایر مردم خطرناک و مضر می‌شود. تابو براساس موقعیت زمانی، مکانی، فرهنگی و اجتماعی متفاوت است و بیشتر تابع عرف است تا خردمندی.

فروید معتقد است که تابو مفهومی است که اعتقادی حرام و لازم الاجتناب از آن استنباط می‌شود. رومیان قدیم به آن «ساسرد» و یهودیان «کادوش» می‌گفتند. به زعم وی تابو یا محرمات قدیمی‌ترین مجموعه قوانین غیر مدون بشری است.

آنچه از این تعاریف می‌توان استنباط کرد این است که در جوامع بدوی و ابتدایی و قبیله‌ای یکسری نهی‌ها و تحریم‌های غیر مدونی وجود داشته که صرفاً مذهبی یا اخلاقی هم نبوده دلایل عقلی و منطقی‌اشان مجهول و نامعلوم است. این نهی‌ها از نظر کسانی که زیر سیطره این تابوها نیستند غیر منطقی به نظر می‌رسد در حالی که از نظر افراد قبیله این موارد امری طبیعی و مسلم پذیرفته شده که حتی دنبال یافتن دلایل منطقی و عقلانی آن هم نیستند. این افراد معتقدند که نقض این تابوها منجر به کیفر مستقیم و طبیعی مثل مرگ، بیماری و سایر بلایا می‌شود و در صورت نقض کردن تابو برای جلوگیری از بلایا باید طی تشریفاتی کفاره خاصی داده شود که گاهی کفاره آن سنگسار شدن یا تحمل سایر طرف مرگ شکنجه‌آمیز است. تابو را ناشی از نیروی مرموزی به نام «مانا» می‌دانند که در اشیاء یا اشخاص خاص باعث تقدس «sacredness» و یا نحوست و پلیدی «profane» آن می‌شود که در اثر تماس با آن از یک شیء یا شخص به سایرین منتقل می‌شود.

چنانچه «نوبا »های آفریقای شرقی معتقدند اگر وارد خانۀ سلطان که در عین حال مقامی مذهبی است بشوند، قطعاً خواهند مرد،و بر آنند که اگر به هنگام ورود شانۀ چپ خود را عریان کنند و این توفیق شامل حالشان شود که پادشاه دست خود را بر آن بگذارد، می‌توانند از خطر مرگ برهند»

در قرن بیست و یکم هم آثاری ازاین دست بسیارند گر چه محتوای تابوها تغییر کرده است. فروید می‌گوید:

«به طور مبهم این احساس در ما وجود دارد که تابوی بدویان پولیتری به آن حد هم که در بدو امر ممکن است جلوه کند برای ما غریب و بیگانه نیست و نیز منع‌هایی که به حکم عرف و اخلاق به وجود آمده است و ما به آن گردن می‌گذاریم در خصوصیات اصلی به تابوی بدوی نزدیک است و توضیح ماهیت خاص تابو می‌تواند بر اصل و منشأ «مبهم» احکام قطعی خودمان پرتویی بیفکند».

منابع:
  • 1)صالحی، محسن؛ تابو و عقلانیت مدرن، نشریه آفتاب، شماره 15، ص 58.
  • 2)فروید، زیگموند؛ توتم و تابو، ترجمه دکتر ایرج پورباقر، تهران، انتشارت آسیا، مرداد 1362.
  • 3)شایان مهر، علیرضا؛ دائرة المعارف تطبیقی علوم اجتماعی، تهران، انتشارت کرمان، 1377.
  • 4)بیرو، آلن؛ فرهنگ علوم اجتماعی، ترجمه باقر روحانی، تهران، انتشارات کرمان، زمستان 1366.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

نحوه تشکیل جو زمین از دیدگاه مولا علی (ع) در نهج البلاغه

و آبهای ساکن را به مواج سرکش برگردانید تا آنجا که آبها روی هم قرار گرفتند و چون قله های بلند کوهها بالا آمدند امواج تند کف های برآمده از آبها را در هوای باز و فضای گسترده بالا بردند تا جایی که از آن هفت آسمان پدید آمد.آسمان پایین را چون موج مهار شده و آسمان بالا را مانند سقف استوار قرار داد.
مباني فكري، انساني و اجتماعي در نهج البلاغه

مباني فكري، انساني و اجتماعي در نهج البلاغه

به عكس در جوامعي كه انسجام و هستي آنها را بايد پيوند دروني، بدون ارتباط با مبداء و مركز خارجي، تامين و تضمين كند، اولويت با نظام است . تازه آن نظام است كه جا و مكان و موقعيت فرد و جمع را در چهارچوب خود و در قلمرو خود مشخص مي كند . نظام حاكم بر فرد و جمع است و كيفيت و نوع حاكميت نظام بر فرد و بر جمع است كه سرنوشت مساله سابق الذكر، يعني اصالت فرد يا اصالت جمع را مشخص مي كند .
انسان شناسی

انسان شناسی

آنگاه از روحی که آفرید در آن دمید تا به صورت انسانی زنده درآمد، دارای نیروی اندیشه، که وی را به تلاش اندازد، و دارای افکاری که در دیگر موجودات، تصرّف نماید. به انسان اعضاء و جوار حی بخشید، که در خدمت او باشند، و ابزاری عطا فرمود، که آنها را در زندگی بکار گیرد،
انسان شناسی از منظر نهج البلاغه

انسان شناسی از منظر نهج البلاغه

نهج البلاغه یک شاهکار ادبی در تعلیمات اسلامی است که در آن توجه به عزّت و کرامت انسان و سلامت عقل و روان از اهمیت بسزایی برخوردار است. سخنان حکمت آمیز این کتاب که با عقل و اندیشه آدمی سروکار دارند حقایق بسیار متعالی و معانی بسیار ژرفی را در مورد شناخت خدا، انسان، و جهان با فصاحت و بلاغت تمام بیان می کنند و آگاهی های ارزشمندی را در هریک از این زمینه ها ارائه می دهند. خطابه ها احساسات راکد انسان را در جهت ستیز با فساد و تباهی و بی عدالتی بر میانگیزند، و موعظه ها انسان را از خواب غفلت بیدار و خطراتی را که می توانند دل و روان آدمی را ضعیف و بیمار کنند یادآور می شوند.

پر بازدیدترین ها

انسان شناسی از منظر نهج البلاغه

انسان شناسی از منظر نهج البلاغه

نهج البلاغه یک شاهکار ادبی در تعلیمات اسلامی است که در آن توجه به عزّت و کرامت انسان و سلامت عقل و روان از اهمیت بسزایی برخوردار است. سخنان حکمت آمیز این کتاب که با عقل و اندیشه آدمی سروکار دارند حقایق بسیار متعالی و معانی بسیار ژرفی را در مورد شناخت خدا، انسان، و جهان با فصاحت و بلاغت تمام بیان می کنند و آگاهی های ارزشمندی را در هریک از این زمینه ها ارائه می دهند. خطابه ها احساسات راکد انسان را در جهت ستیز با فساد و تباهی و بی عدالتی بر میانگیزند، و موعظه ها انسان را از خواب غفلت بیدار و خطراتی را که می توانند دل و روان آدمی را ضعیف و بیمار کنند یادآور می شوند.
اشاره حضرت علی(ع) به معلق بودن زمین در فضا

اشاره حضرت علی(ع) به معلق بودن زمین در فضا

امام على عليه السلام : [خداوند] زمين را ايجاد كرد و آن را نگه داشت، بى آن كه وى را مشغول سازد. و آن را بر جايى بدون قرار استوار كرد و بى هيچ پايه اى بر پايش داشت و بى هيچ ستونى برافراشتش و آن را از كجى و انحراف نگاه داشت و از افتادن و شكافتن آن جلوگيرى كرد .
No image

نحوه تشکیل جو زمین از دیدگاه مولا علی (ع) در نهج البلاغه

و آبهای ساکن را به مواج سرکش برگردانید تا آنجا که آبها روی هم قرار گرفتند و چون قله های بلند کوهها بالا آمدند امواج تند کف های برآمده از آبها را در هوای باز و فضای گسترده بالا بردند تا جایی که از آن هفت آسمان پدید آمد.آسمان پایین را چون موج مهار شده و آسمان بالا را مانند سقف استوار قرار داد.
مباني فكري، انساني و اجتماعي در نهج البلاغه

مباني فكري، انساني و اجتماعي در نهج البلاغه

به عكس در جوامعي كه انسجام و هستي آنها را بايد پيوند دروني، بدون ارتباط با مبداء و مركز خارجي، تامين و تضمين كند، اولويت با نظام است . تازه آن نظام است كه جا و مكان و موقعيت فرد و جمع را در چهارچوب خود و در قلمرو خود مشخص مي كند . نظام حاكم بر فرد و جمع است و كيفيت و نوع حاكميت نظام بر فرد و بر جمع است كه سرنوشت مساله سابق الذكر، يعني اصالت فرد يا اصالت جمع را مشخص مي كند .
Powered by TayaCMS