دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

تزکیه؛ عامل تعالی

حضرت علی علیه السلام می‌فرمایند: «کسی که نفس خویش را در عرصه لذاتش آزاد بگذارد و به صلاح و فسادش توجّه ننماید بدبخت و دور افتاده از فیض الهی خواهد شد»(غررالحکم، ص 644).‌
تزکیه؛ عامل تعالی
تزکیه؛ عامل تعالی
نویسنده: علی مهدوی

حضرت علی علیه السلام می‌فرمایند: «کسی که نفس خویش را در عرصه لذاتش آزاد بگذارد و به صلاح و فسادش توجّه ننماید بدبخت و دور افتاده از فیض الهی خواهد شد»(غررالحکم، ص 644).‌

در قرآن کریم هدف از بعثت انبیا، به خصوص پیامبر

اسلام (ص) تعلیم و تزکیه بیان شده است همچنانکه در آیه 164 سوره آل عمران می‌فرماید: «لقد منّ الله علی المومنین اذ بعث فیهم رسولامن انفسهم یتلوا علیهم آیاته و یزکیهم و یعلمهم الکتاب و الحکمه و ان کانوا من قبل لفی ضلال مبین؛ خداوند بر مومنان منت نهاد [نعمت بزرگی بخشید] هنگامی که در میان آنها، پیامبری از خودشان برانگیخت که آیات او را بر آنها بخواند، و آنها را پاک کند و کتاب و حکمت بیاموزد هر چند پیش از آن، در گمراهی آشکاری بودند». تزکیه نفس یعنی مراقب آفت‌های نفس بودن. نفس به مانند نهالی است که وقتی باغبان آن را غرس کرد، شب و روز از آن مراقبت می‌کند. مواظب است کرمها، حشرات و سایر آفت‌ها این نهال را فاسد نکنند و از بین نبرند. نفس نیز همین گونه است. انسان باید از نفس خویش آفت زدایی کند. علمای اخلاق به این کار «تخلیه» می‌گویند؛ یعنی انسان باید خود را از آفات تخلیه کند و آنها را از صفحه ضمیر و نفس خود بیرون بریزد. در مرحله بعد و پس از تخلیه، انسان باید مراقب باشد آنچه را برای سلامت نفس و رشد آن مفید است جذب کند. در این مرحله است که باید نیرو و انرژی لازم را برای پرواز نفس تحصیل نماید. امیرالمومنین (ع) به همه انسانها توصیه می‌فرمایند: «نفس هایتان را از شهوات و آلودگی خواسته‌های نفسانی پاک کنید تا پلّه‌های بلند مراتب والای منزلت انسانی را دریابید». این کلام حضرت مبین آن است که تا انسان نفس خویش را از آفات و پلیدی‌ها تخلیه نکند به مراتب کمال انسانی نایل نمی‌شود. ‌

آفت نفس «گناه» و مایه حیات و رشد و تغذیه آن «یاد خدا» و توجه به معنویات است. قرآن می‌فرماید خدا و پیامبر شما را به چیزی می‌خوانند که حیات شما در آن است: «استحبوا لله و للرسول اذا دعاکم لما یحییکم»(انفال: 24). انذار پیامبر برای کسی مفید است که قلب و دلش حیات داشته باشد؛ چرا که فرمود: «لینذر من کان حیاً؛ تا بیم دهد آن که را زنده است»(یس: 70). و در آیه دیگر فرمود: «انما تنذر من اتبع الذکر و خشی الرحمن بالغیب؛ تو فقط کسی را بیم می‌دهی که در نهان از خدا خوف دارد»(یس: 11). این آیه در واقع تفسیر حیاً در آیه قبل است. در آن آیه فرمود انذار برای کسی است که زنده باشد، نه زنده جسم که زنده روح و جان. در این آیه انذار را مختص کسانی می‌داند که خشیت الهی در دل و جان دارند؛ یعنی آنچه جان و دل را حیات می‌بخشد، خشیت الهی و یاد خدا در نهان و آشکار است. دل بی خشیت دل مرده است و حیات ندارد و داروی انذار پیامبر در آن اثری نمی کند. ‌تزکیه نفس که موجب حیات نفس و صفای باطن می‌گردد به اندازه ای اهمیت دارد که خداوند قبل از بیان آن، یازده قسم یاد می‌کند. در هیچ کجای قرآن نداریم که برای بیان مطلبی یازده قسم خورده باشد. تنها در همین یک مورد است که یازده قسم می‌خورد؛ و این نشان از اهمیت بالای این مسئله دارد(شمس: 1-9). قرآن می‌فرماید: «ای انسان؛ اگر طالب رستگاری و نجاتی، بدان که راه آن تزکیه نفس است». تزکیه نفس به چه حاصل می‌شود؟ به اینکه آفت‌ها را از آن جدا کنی، وسایل تغذیه اش را فراهم سازی و با تمرین و تکرار، آن را قوی و توانا نمایی. تمرین نفس چیست؟ ذکر خدا، که فرمود: «اذکروا الله ذکرا کثیرا و سبحوه بکره و عشیاً؛ خدا را یاد کنید یادی بسیار؛ و صبح و شام او را به پاکی بستایید»(احزاب: 42-41).

این قاعده‌ای کلی است که هر کس در هر کار و زمینه ای بخواهد به جایی برسد و مهارت و مقامی کسب کند باید تمرین و تکرار داشته باشد. اگر کسی بخواهد در یک رشته ورزشی قهرمان شود، باید به تمرینهای سخت و فشرده بپردازد. هر قدر آرزوی مقامی بالاتر را داشته باشد به همان میزان باید بر تلاش و تمرین خود بیفزاید. تزکیه نفس و نیل به کمالات انسانی نیز از این قاعده مستثنی نیست. هر چه کسی نفسی پاک تر، روحی باطراوت تر و قلبی مصفاتر خواسته باشد، باید بیشتر ذکر و یاد خدا را در دلش زنده نگاه دارد و سر تسلیم و بندگی بر درگاه ذات اقدس احدیت بساید. تمرین هم باید تمرین قلب و دل باشد نه عبادت خشک و بی روح ظاهری.

مقاله

نویسنده علی مهدوی

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

نحوه تشکیل جو زمین از دیدگاه مولا علی (ع) در نهج البلاغه

و آبهای ساکن را به مواج سرکش برگردانید تا آنجا که آبها روی هم قرار گرفتند و چون قله های بلند کوهها بالا آمدند امواج تند کف های برآمده از آبها را در هوای باز و فضای گسترده بالا بردند تا جایی که از آن هفت آسمان پدید آمد.آسمان پایین را چون موج مهار شده و آسمان بالا را مانند سقف استوار قرار داد.
مباني فكري، انساني و اجتماعي در نهج البلاغه

مباني فكري، انساني و اجتماعي در نهج البلاغه

به عكس در جوامعي كه انسجام و هستي آنها را بايد پيوند دروني، بدون ارتباط با مبداء و مركز خارجي، تامين و تضمين كند، اولويت با نظام است . تازه آن نظام است كه جا و مكان و موقعيت فرد و جمع را در چهارچوب خود و در قلمرو خود مشخص مي كند . نظام حاكم بر فرد و جمع است و كيفيت و نوع حاكميت نظام بر فرد و بر جمع است كه سرنوشت مساله سابق الذكر، يعني اصالت فرد يا اصالت جمع را مشخص مي كند .
انسان شناسی

انسان شناسی

آنگاه از روحی که آفرید در آن دمید تا به صورت انسانی زنده درآمد، دارای نیروی اندیشه، که وی را به تلاش اندازد، و دارای افکاری که در دیگر موجودات، تصرّف نماید. به انسان اعضاء و جوار حی بخشید، که در خدمت او باشند، و ابزاری عطا فرمود، که آنها را در زندگی بکار گیرد،
انسان شناسی از منظر نهج البلاغه

انسان شناسی از منظر نهج البلاغه

نهج البلاغه یک شاهکار ادبی در تعلیمات اسلامی است که در آن توجه به عزّت و کرامت انسان و سلامت عقل و روان از اهمیت بسزایی برخوردار است. سخنان حکمت آمیز این کتاب که با عقل و اندیشه آدمی سروکار دارند حقایق بسیار متعالی و معانی بسیار ژرفی را در مورد شناخت خدا، انسان، و جهان با فصاحت و بلاغت تمام بیان می کنند و آگاهی های ارزشمندی را در هریک از این زمینه ها ارائه می دهند. خطابه ها احساسات راکد انسان را در جهت ستیز با فساد و تباهی و بی عدالتی بر میانگیزند، و موعظه ها انسان را از خواب غفلت بیدار و خطراتی را که می توانند دل و روان آدمی را ضعیف و بیمار کنند یادآور می شوند.

پر بازدیدترین ها

انسان شناسی از منظر نهج البلاغه

انسان شناسی از منظر نهج البلاغه

نهج البلاغه یک شاهکار ادبی در تعلیمات اسلامی است که در آن توجه به عزّت و کرامت انسان و سلامت عقل و روان از اهمیت بسزایی برخوردار است. سخنان حکمت آمیز این کتاب که با عقل و اندیشه آدمی سروکار دارند حقایق بسیار متعالی و معانی بسیار ژرفی را در مورد شناخت خدا، انسان، و جهان با فصاحت و بلاغت تمام بیان می کنند و آگاهی های ارزشمندی را در هریک از این زمینه ها ارائه می دهند. خطابه ها احساسات راکد انسان را در جهت ستیز با فساد و تباهی و بی عدالتی بر میانگیزند، و موعظه ها انسان را از خواب غفلت بیدار و خطراتی را که می توانند دل و روان آدمی را ضعیف و بیمار کنند یادآور می شوند.
اشاره حضرت علی(ع) به معلق بودن زمین در فضا

اشاره حضرت علی(ع) به معلق بودن زمین در فضا

امام على عليه السلام : [خداوند] زمين را ايجاد كرد و آن را نگه داشت، بى آن كه وى را مشغول سازد. و آن را بر جايى بدون قرار استوار كرد و بى هيچ پايه اى بر پايش داشت و بى هيچ ستونى برافراشتش و آن را از كجى و انحراف نگاه داشت و از افتادن و شكافتن آن جلوگيرى كرد .
No image

نحوه تشکیل جو زمین از دیدگاه مولا علی (ع) در نهج البلاغه

و آبهای ساکن را به مواج سرکش برگردانید تا آنجا که آبها روی هم قرار گرفتند و چون قله های بلند کوهها بالا آمدند امواج تند کف های برآمده از آبها را در هوای باز و فضای گسترده بالا بردند تا جایی که از آن هفت آسمان پدید آمد.آسمان پایین را چون موج مهار شده و آسمان بالا را مانند سقف استوار قرار داد.
مباني فكري، انساني و اجتماعي در نهج البلاغه

مباني فكري، انساني و اجتماعي در نهج البلاغه

به عكس در جوامعي كه انسجام و هستي آنها را بايد پيوند دروني، بدون ارتباط با مبداء و مركز خارجي، تامين و تضمين كند، اولويت با نظام است . تازه آن نظام است كه جا و مكان و موقعيت فرد و جمع را در چهارچوب خود و در قلمرو خود مشخص مي كند . نظام حاكم بر فرد و جمع است و كيفيت و نوع حاكميت نظام بر فرد و بر جمع است كه سرنوشت مساله سابق الذكر، يعني اصالت فرد يا اصالت جمع را مشخص مي كند .
Powered by TayaCMS