دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

خشم

حضرت علی (ع) فرمودند: «عقلی که در زنجیر خشم و شهوت باشد، از حکمت سودی نمی‌برد.» (الحیاة، ترجمه احمد آرام، ج‌1، ص305)
خشم
خشم

خشم

قال علی(ع): «غیر منتفع بالحکمة، عقل مغلول بالغضب و الشّهوة»

منظور حدیث این است که عقل و خردی که بیمار به خشم و خواهش آن باشد، علم او سودی ندارد، بلکه ضرر و زیان دارد، چنان‌که مؤاخذه عالم بر گناه و عصیان بیشتر از مؤاخذه جاهل نادان است.

غضب حالتی در نفس است که کارهای معمولی یا غیر منتظره آن را به‌وجود می‌آورد و باعث می‌شود عقل از حالت تعادل خود بیرون آید. انسان خشمناک راه درست را نمی‌شناسد و بر فکر و اراده خود تسلط ندارد و در نتیجه، ذهن مختل می‌شود و اعضای بدن‌ برای خراب‌کاری و انتقام آماده می‌شود.[1]

بقراط که از پزشکان و فیلسوفان مشهور یونان باستان بود، در مورد خشم می‌‌گوید: "من از کشتی‌ای که دچار طوفان‌های سخت شده امیدوارترم تا شخص غضبناک؛ زیرا کشتی را ناخدایان با لطایف‌الحیل نجات می‌دهند، اما نفس وقتی غضبش شعله‌ور گردید، امید حیله بر او نیست."[2]

فواید خشم

حد اعتدال خشم مطلوب است، بلکه حقیقتاً غضب نیست؛ اگر این قوه در آدمی نبود، در برابر ناملایمات طبیعت دفاع نمی‌کرد و از بسیاری کمالات باز می‌ماند. بنابراین آن‌ها که گمان می کنند نابود کردن کلی قوه خشم و غضب از کمالات نفس است، این خود خطایی بزرگ است. جهاد با دشمنان دین و حفظ نظام و جان مال و ناموس و جهاد با نفس که بزرگ‌ترین دشمن انسان است، صورت نمی‌گیرد جز به‌واسطه قوه غضب.[3]

امام علی (ع) فرمودند:

«پیامبر اکرم به‌خاطر دنیا به خشم نمی‌آمد، اما هرگاه برای حق غضبناک می‌شد، احدی را نمی‌شناخت و غضب او تسکین نمی‌یافت تا یاری حق نمی‌کرد.»[4]

خشونت‌های مثبت‌[5]

در برابر ظلم‌، کفر، شرک‌، انحراف، بی‌تفاوتی و تن‌پروری، فساد و در برابر منافقین.

افراط در خشم

همان‌طور که بارها گفته شده، مرز صحیح در هر چیزی اعتدال و میانه‌روی در آن و دوری کردن از افراط و تفریط است، همان‌گونه که تفریط در قوه غضب منجر به آسیب است، افراط نیز آن را به نابودی سوق می‌دهد.

پیامبر اکرم در باب افراط در خشم می‌فرماید:

«الْغَضَبُ‌ یُفْسِدُ الْإِیمَانَ کَمَا یُفْسِدُ الْخَلُّ الْعَسَلَ»

خشم، ایمان را تباه می‌سازد، چنان که سرکه، عسل را تباه می‌گرداند.»[6]

          و لم ار فی الاعداء حین اختبرتهم‌            عدوّا لعقل المرء اعدی من الغضب[7]            

یعنی در میان دشمنان پس از امتحانی که کردم، دشمنی سرسخت‌تر از خشم ندیدم.

اسباب غضب

مهم‌ترین عوامل غضب وراثت و بیماری‌هاست، چیزهایی که زمینه آن را فراهم می‌کند، بسیار است؛ از جمله مزاج عصبی و حالت‌هایی که از خوردن غذاهای تند به‌وجود می‌آید، هم‌چنین محیط و تربیت تأثیر فراوانی در تشدید غضب دارد.[8] هم‌چنین حب نفس که از آن حب مال و جاه و شرف تولید می‌شود. این موارد چون در قلب فرد بزرگ است، اگر مانعی بر سر راه رسیدن به این‌ها ایجاد شود، فرد را خشمگین می‌کند.[9]

راه غلبه بر خشم

علمای اخلاق برای چاره غضب دو راه علمی و عملی ذکر کرده‌اند. راه علمی آن است که بنده خدا در آیات و اخباری که در مذمت غضب و خشم‌ و ستایش عفو و حلم و کظم غیظ وارد شده است تفکر کند و راه عملی آن است که چون خشمگین شود، «اعوذ باللَّه من الشیطان الرجیم» بگوید و با آب سرد وضو بگیرد یا غسل کند و اگر ایستاده است بنشیند و اگر نشسته دراز کشد.[10]

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

نحوه تشکیل جو زمین از دیدگاه مولا علی (ع) در نهج البلاغه

و آبهای ساکن را به مواج سرکش برگردانید تا آنجا که آبها روی هم قرار گرفتند و چون قله های بلند کوهها بالا آمدند امواج تند کف های برآمده از آبها را در هوای باز و فضای گسترده بالا بردند تا جایی که از آن هفت آسمان پدید آمد.آسمان پایین را چون موج مهار شده و آسمان بالا را مانند سقف استوار قرار داد.
مباني فكري، انساني و اجتماعي در نهج البلاغه

مباني فكري، انساني و اجتماعي در نهج البلاغه

به عكس در جوامعي كه انسجام و هستي آنها را بايد پيوند دروني، بدون ارتباط با مبداء و مركز خارجي، تامين و تضمين كند، اولويت با نظام است . تازه آن نظام است كه جا و مكان و موقعيت فرد و جمع را در چهارچوب خود و در قلمرو خود مشخص مي كند . نظام حاكم بر فرد و جمع است و كيفيت و نوع حاكميت نظام بر فرد و بر جمع است كه سرنوشت مساله سابق الذكر، يعني اصالت فرد يا اصالت جمع را مشخص مي كند .
انسان شناسی

انسان شناسی

آنگاه از روحی که آفرید در آن دمید تا به صورت انسانی زنده درآمد، دارای نیروی اندیشه، که وی را به تلاش اندازد، و دارای افکاری که در دیگر موجودات، تصرّف نماید. به انسان اعضاء و جوار حی بخشید، که در خدمت او باشند، و ابزاری عطا فرمود، که آنها را در زندگی بکار گیرد،
انسان شناسی از منظر نهج البلاغه

انسان شناسی از منظر نهج البلاغه

نهج البلاغه یک شاهکار ادبی در تعلیمات اسلامی است که در آن توجه به عزّت و کرامت انسان و سلامت عقل و روان از اهمیت بسزایی برخوردار است. سخنان حکمت آمیز این کتاب که با عقل و اندیشه آدمی سروکار دارند حقایق بسیار متعالی و معانی بسیار ژرفی را در مورد شناخت خدا، انسان، و جهان با فصاحت و بلاغت تمام بیان می کنند و آگاهی های ارزشمندی را در هریک از این زمینه ها ارائه می دهند. خطابه ها احساسات راکد انسان را در جهت ستیز با فساد و تباهی و بی عدالتی بر میانگیزند، و موعظه ها انسان را از خواب غفلت بیدار و خطراتی را که می توانند دل و روان آدمی را ضعیف و بیمار کنند یادآور می شوند.

پر بازدیدترین ها

انسان شناسی از منظر نهج البلاغه

انسان شناسی از منظر نهج البلاغه

نهج البلاغه یک شاهکار ادبی در تعلیمات اسلامی است که در آن توجه به عزّت و کرامت انسان و سلامت عقل و روان از اهمیت بسزایی برخوردار است. سخنان حکمت آمیز این کتاب که با عقل و اندیشه آدمی سروکار دارند حقایق بسیار متعالی و معانی بسیار ژرفی را در مورد شناخت خدا، انسان، و جهان با فصاحت و بلاغت تمام بیان می کنند و آگاهی های ارزشمندی را در هریک از این زمینه ها ارائه می دهند. خطابه ها احساسات راکد انسان را در جهت ستیز با فساد و تباهی و بی عدالتی بر میانگیزند، و موعظه ها انسان را از خواب غفلت بیدار و خطراتی را که می توانند دل و روان آدمی را ضعیف و بیمار کنند یادآور می شوند.
اشاره حضرت علی(ع) به معلق بودن زمین در فضا

اشاره حضرت علی(ع) به معلق بودن زمین در فضا

امام على عليه السلام : [خداوند] زمين را ايجاد كرد و آن را نگه داشت، بى آن كه وى را مشغول سازد. و آن را بر جايى بدون قرار استوار كرد و بى هيچ پايه اى بر پايش داشت و بى هيچ ستونى برافراشتش و آن را از كجى و انحراف نگاه داشت و از افتادن و شكافتن آن جلوگيرى كرد .
No image

نحوه تشکیل جو زمین از دیدگاه مولا علی (ع) در نهج البلاغه

و آبهای ساکن را به مواج سرکش برگردانید تا آنجا که آبها روی هم قرار گرفتند و چون قله های بلند کوهها بالا آمدند امواج تند کف های برآمده از آبها را در هوای باز و فضای گسترده بالا بردند تا جایی که از آن هفت آسمان پدید آمد.آسمان پایین را چون موج مهار شده و آسمان بالا را مانند سقف استوار قرار داد.
انسان شناسی

انسان شناسی

آنگاه از روحی که آفرید در آن دمید تا به صورت انسانی زنده درآمد، دارای نیروی اندیشه، که وی را به تلاش اندازد، و دارای افکاری که در دیگر موجودات، تصرّف نماید. به انسان اعضاء و جوار حی بخشید، که در خدمت او باشند، و ابزاری عطا فرمود، که آنها را در زندگی بکار گیرد،
Powered by TayaCMS