دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

خشوع راهزن و راهگشا

آیا وقت آن نرسیده است که دلهای کسانی که ایمان آورده اند ، در برابر ذکر خدا وآنچه از حق نازل شده است خاشع گردد. (برگرفته ازمبادی اخلاق در قرآن: آیت الله جوادی آملی)
خشوع راهزن و راهگشا
خشوع راهزن و راهگشا

خشوع راهزن و راهگشا

انسان در نهان و نهاد خود از بعضی قدرتها می ترسد و به آن با عظمت می نگرد و این خوف آمیخته با تعظیم «خشوع» نامیده می‌شود و از مقامات سالکان و سائران به سوی خداست. خشوع در برابر قدرت باطل زیانبار و در برابر قدرت حق سودمند است. ترس از قدرت باطل در حقیقت، ترس از ستم او و ترس از قدرت حق در حقیقت ترس از عدل اوست. پس، ترس از ظلم، رهزن و ترس از عدل، رهگشاست. نباید از ظلم و ظالم ترسید، زیرا قدرت او باطل است، بلکه باید در برابرش ایستاد تا از پای درآید. قرآن کریم می فرماید: ﴿ بَل نَقذفُ بالحقّ علی الباطل فَیَدْمَغُهُ فَإذا هُوَ زاهق ﴾[1]؛ ولی ترس از مقتدر حق، سودمند است؛ زیرا در حقیقت از عدل او می ترسد. چون او عادل است و براساس عدل، داوری و قضا دارد، شخص سالک می کوشد کاری نکند تا مشمول قهر عادلانه آن مقتدر شود. از این رودر تعدیل خود، تلاش و کوشش می کند.

اصولاً، آنچه در طول راه سالک است، به سود او و آنچه که در عرض آن است، رهزن است. آنچه که از عرض جادّه عبور می کند، مزاحم کسی است که می خواهد در طول آن حرکت کند. به این گونه از حرکتها که در عرض مسیر و مسلک است «عوارض» می گویند؛ ولی آنچه که در طول راه حرکت می کند اگر جلوتر باشد «قائد» و راهنما و اگر پشت سر باشد «سائق» و معین اوست. انسان، نیازمند است که کسانی در پیشاپیش او حرکت کرده به آنان اقتدا کند و قائدان صراط مستقیم «امام» انسانند. برخی پشت سر امام حرکت کرده مایه شیوع فکر وی هستند آنها« شیعیان» ائمّه اند. به شیعه از این جهت شیعه گفته اند که پشت سر امامانشان حرکت می کنند و مایه شیوع عقاید، افکار، اخلاق، اعمال و سنّت و سیرت آنان می شوند.

خشوع از این قبیل است: نسبت به خدای سبحان، در طول مسیر مستقیم قرار دارد و سودمند است و نسبت به غیر خدا، در عرض مسیر قرار گرفته و رهزن و راه بند است. کسی که دریابد قدرت خدا حق و در قبال آن هرچیزی فرض شود باطل است: ﴿ فماذا بعد الحقّ إلّا الضّلال ﴾[2] و بفهمد که عاجز است، چون مقهور خدای قهار است: ﴿ وَهُوَ القاهر فوق عباده ﴾[3] در برابر غیرخدا خشوع، یعنی ترس آمیخته با تعظیم ندارد. از این رو در خشوع و نیز در خشیت خود، موحّد است؛ به این معنا که، فقط از خدا می ترسد و خدا را گرامی می دارد.

از این رو قرآن می کوشد این فضیلت را نصیب نمازگزاران کند: ﴿ قَدْ أفلَحَ المؤمنون ٭ الّذین هم فی صلوتهم خاشعون ﴾[4]. اگر قرآن بگوید باید در همه حالات خاشع باشید، دشوار است و باطریقه سهل این سازگار نیست؛ چون دین، سهل و آسان است؛ چنانکه شریعتی که رسول اکرم ‌(صلّی الله علیه وآله وسلّم) حامل آن است، شریعت «سمحه سهله» است: «بعثنی بالحنیفیّة السهلة السمحة»[5]؛ امّا اگر به انسان دستور داده شود در نماز خاشع باشد سخت نیست؛ چون نماز بیش از چند دقیقه طول نمی کشد؛ مانند طهارت و حضور قلب که از حالات سودمند سالک است و در طول مسیر مستقیم قرار داشته و در نماز به آنها توصیه شده است.

قرآن کریم می فرماید: ﴿ حافظوا عَلی الصَّلوات والصَّلوة الوُسطی ﴾[6]. موءمنانی که مخاطب این خطاب و مأمور به این امرند وقتی امر خدا را امتثال کردند، خدا از آنها چنین یاد می کند: ﴿ والّذین هم عَلی صلواتهم یحافظون ﴾[7]؛ آنها محافظ نمازها هستند. چون در هر نماز خشوع هست و آنها نیز مواظب همه نمازها هستند در همه نمازها خشوع دارند، بنابراین، خشوع آنان از مقطعی بودن صرف، بیرون می آید و دوام نسبی پیدا می کند.

در همین مورد قرآن کریم می فرماید: ﴿ الّذین هم عَلی صلاتهم دائمون ﴾[8]: مردان الهی دائماً در نمازند. چون مدام در طهارت، حضور قلب و ذکرند و یا بسیاری از اوقات را به نمازهای واجب و مستحب می گذرانند. اگر کسی طهارت و یاد حق را در دل و نام حق را بر لب داشته باشد، مانند آن است که به نماز اشتغال داشته باشد: «خوشا آنان که دائم در نمازند».

در چنین فضایی است که قرآن می فرماید: ﴿ ألَم یأن للّذین امَنوا أنْ تَخشع قلوبهم لذکر اللّه ﴾[9] و این، اختصاصی به حالت نماز ندارد؛ زیرا می فرماید: موءمن باید همیشه خاشع و به یاد و نام حق باشد؛ یعنی، همان گونه که نام حق را تسبیح می کند: ﴿ سبّح اسم ربّک الأعلی ﴾[10]، برای نام حق هم خاشع باشد[11].

    منبع :
  • برگرفته از تفسیرموضوعی قرآن کریم – مبادی اخلاق در قرآن –تالیف : آیت الله جوادی آملی ج11/صص 295-296
    پی نوشت:
  • [1] . سوره انبیاء، آیه 18.
  • [2] . سوره یونس، آیه 32.
  • [3] . سوره انعام، آیه 18.
  • [4] . سوره مؤمنون، آیات 1 ـ 2.
  • [5] . بحار، ج 22، ص 264.
  • [6] . سوره بقره، آیه 238.
  • [7] . سوره مؤمنون، آیه 9.
  • [8] . سوره معارج، آیه 23.
  • [9] . سوره حدید، آیه 16.
  • [10] . سوره اعلی، آیه 1.
  • [11] . اسم خداوند در اصطلاحِ اهل معرفت امری تکوینی است نه اعتباری، و آن «ذات حق با تعین خاص» است و الفاظی که بر این «اسم تکوینی» دلالت دارد، «اسم الإسم»، بلکه «اسم اسم الإسم» است؛ زیرا الفاظ بر معانی و مفاهیم دلالت دارد و از این رو اسم آنهاست و معانی و مفاهیم نیز منطبق بر اعیان تکوینی است و اسم آنهاست و اعیان تکوینی اسمای حقیقی پروردگار است و اساس حرمت از آنِ اسم تکوینی است و همان گونه که اسم تکوینی حق، را باید تسیح کرد، اسم مفهومی و لفظی او را نیز باید با خشوع گرامی داشت.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

نحوه تشکیل جو زمین از دیدگاه مولا علی (ع) در نهج البلاغه

و آبهای ساکن را به مواج سرکش برگردانید تا آنجا که آبها روی هم قرار گرفتند و چون قله های بلند کوهها بالا آمدند امواج تند کف های برآمده از آبها را در هوای باز و فضای گسترده بالا بردند تا جایی که از آن هفت آسمان پدید آمد.آسمان پایین را چون موج مهار شده و آسمان بالا را مانند سقف استوار قرار داد.
مباني فكري، انساني و اجتماعي در نهج البلاغه

مباني فكري، انساني و اجتماعي در نهج البلاغه

به عكس در جوامعي كه انسجام و هستي آنها را بايد پيوند دروني، بدون ارتباط با مبداء و مركز خارجي، تامين و تضمين كند، اولويت با نظام است . تازه آن نظام است كه جا و مكان و موقعيت فرد و جمع را در چهارچوب خود و در قلمرو خود مشخص مي كند . نظام حاكم بر فرد و جمع است و كيفيت و نوع حاكميت نظام بر فرد و بر جمع است كه سرنوشت مساله سابق الذكر، يعني اصالت فرد يا اصالت جمع را مشخص مي كند .
انسان شناسی

انسان شناسی

آنگاه از روحی که آفرید در آن دمید تا به صورت انسانی زنده درآمد، دارای نیروی اندیشه، که وی را به تلاش اندازد، و دارای افکاری که در دیگر موجودات، تصرّف نماید. به انسان اعضاء و جوار حی بخشید، که در خدمت او باشند، و ابزاری عطا فرمود، که آنها را در زندگی بکار گیرد،
انسان شناسی از منظر نهج البلاغه

انسان شناسی از منظر نهج البلاغه

نهج البلاغه یک شاهکار ادبی در تعلیمات اسلامی است که در آن توجه به عزّت و کرامت انسان و سلامت عقل و روان از اهمیت بسزایی برخوردار است. سخنان حکمت آمیز این کتاب که با عقل و اندیشه آدمی سروکار دارند حقایق بسیار متعالی و معانی بسیار ژرفی را در مورد شناخت خدا، انسان، و جهان با فصاحت و بلاغت تمام بیان می کنند و آگاهی های ارزشمندی را در هریک از این زمینه ها ارائه می دهند. خطابه ها احساسات راکد انسان را در جهت ستیز با فساد و تباهی و بی عدالتی بر میانگیزند، و موعظه ها انسان را از خواب غفلت بیدار و خطراتی را که می توانند دل و روان آدمی را ضعیف و بیمار کنند یادآور می شوند.

پر بازدیدترین ها

انسان شناسی از منظر نهج البلاغه

انسان شناسی از منظر نهج البلاغه

نهج البلاغه یک شاهکار ادبی در تعلیمات اسلامی است که در آن توجه به عزّت و کرامت انسان و سلامت عقل و روان از اهمیت بسزایی برخوردار است. سخنان حکمت آمیز این کتاب که با عقل و اندیشه آدمی سروکار دارند حقایق بسیار متعالی و معانی بسیار ژرفی را در مورد شناخت خدا، انسان، و جهان با فصاحت و بلاغت تمام بیان می کنند و آگاهی های ارزشمندی را در هریک از این زمینه ها ارائه می دهند. خطابه ها احساسات راکد انسان را در جهت ستیز با فساد و تباهی و بی عدالتی بر میانگیزند، و موعظه ها انسان را از خواب غفلت بیدار و خطراتی را که می توانند دل و روان آدمی را ضعیف و بیمار کنند یادآور می شوند.
اشاره حضرت علی(ع) به معلق بودن زمین در فضا

اشاره حضرت علی(ع) به معلق بودن زمین در فضا

امام على عليه السلام : [خداوند] زمين را ايجاد كرد و آن را نگه داشت، بى آن كه وى را مشغول سازد. و آن را بر جايى بدون قرار استوار كرد و بى هيچ پايه اى بر پايش داشت و بى هيچ ستونى برافراشتش و آن را از كجى و انحراف نگاه داشت و از افتادن و شكافتن آن جلوگيرى كرد .
No image

نحوه تشکیل جو زمین از دیدگاه مولا علی (ع) در نهج البلاغه

و آبهای ساکن را به مواج سرکش برگردانید تا آنجا که آبها روی هم قرار گرفتند و چون قله های بلند کوهها بالا آمدند امواج تند کف های برآمده از آبها را در هوای باز و فضای گسترده بالا بردند تا جایی که از آن هفت آسمان پدید آمد.آسمان پایین را چون موج مهار شده و آسمان بالا را مانند سقف استوار قرار داد.
انسان شناسی

انسان شناسی

آنگاه از روحی که آفرید در آن دمید تا به صورت انسانی زنده درآمد، دارای نیروی اندیشه، که وی را به تلاش اندازد، و دارای افکاری که در دیگر موجودات، تصرّف نماید. به انسان اعضاء و جوار حی بخشید، که در خدمت او باشند، و ابزاری عطا فرمود، که آنها را در زندگی بکار گیرد،
Powered by TayaCMS