دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

شهادت در راه خدا؛ آرزوی اولیا

«فرهنگ ایثار و شهادت»
شهادت در راه خدا؛ آرزوی اولیا
شهادت در راه خدا؛ آرزوی اولیا
نویسنده: علی خانی

در بیان ویژگی‌های اهل ایمان

«فرهنگ ایثار و شهادت»، از ویژگی‌های ادیان الهی، بویژه دین مبین اسلام است. از دیدگاه اسلام، فداکاری و از جان گذشتگی در راه احیای دین خدا و زنده کردن ارزشهای معنوی و اخلاقی و قیام برای اماته و اضمحلال ضد ارزشها، نهایت سعادت و رستگاری انسان مومن است. در فرهنگ قرآنی از «شهادت»، با تعبیر «قتل فی سبیل الله»، یاد شده است: «و لاتقولوا لمن یقتل فی سبیل الله اموات بل احیاء و لکن لاتشعرون»(بقره/154) و به مجاهدان و شهیدانِ راه خدا، بشارت بهشت و رضوان الهی داده شده است: « الذین آمنوا و هاجروا و جاهدوا فی سبیل الله باموالهم و انفسهم اعظم درجه عندالله و اولئک هم الفائزون یبشرهم ربهم برحمه منه و رضوان و جنات لهم فیها نعیم مقیم»(توبه/20-21)

درباره شهادت و جایگاه رفیع شهدا، روایات بسیاری نقل شده است. رسول خدا(ص) فرمودند: «در بالای هر نیکی، نیکی دیگری است تا آن گاه که انسان در راه خدا کشته شود، پس چون در راه خدا کشته شد، دیگر بالاتر از آن، نیکی و ارزشی وجود ندارد»(کافی2: 348). فیض شهادت آن چنان ارزشمند است که اولیای دین(ع) و شاگردان مکتب آنها، همواره از خداوند آن را مسئلت می‌نمودند. علاقه وافر رسول اکرم(ص) به شهادت، این چنین در بیان حضرت تبلور یافته است: «سوگند به آن که جانم در دست اوست، دوست دارم که در راه خدا کشته شوم و سپس زنده گردم و باز کشته شوم و بار دیگر زنده گردم و باز کشته شوم»(آیه‌های زندگی1: 309). حضرت علی(ع) نیز در دعای خویش از خداوند سبحان، منزلت شهیدان، زندگی با سعادتمندان و مرافقت با انبیاء را طلب نموده: «نسال الله منازل الشهداء و معایشه السعداء و مرافقه الانبیاء»(نهج البلاغه، خطبه 23)؛ می‌فرماید: «مرگ درجات و مراتبی دارد که گرامی‌ترین درجه و بالاترین مرتبه آن، کشته شدن در راه خداست. قسم به کسی که جان پسر ابوطالب در دست قدرت اوست، هزار ضربه شمشیر در راه خدا برایم آسان تر از مرگ در بستر است.»(بحارالانوار97: 40) در پایان عهدنامه آن حضرت به مالک اشتر نیز آمده است: «از خداوند می‌خواهم که عاقبت ما را به سعادت و شهادت ختم کند.»(نهج البلاغه، نامه 53) اولیای دین نه تنها خود عاشق شهادت در راه خدا بودند، بلکه دیگران را نیز بدین امر ترغیب می‌نمودند و حتی از حضور کسانی که علی رغم کهولت سنّ و یا ناتوانی جسمی، با عشق به شهادت پای به میدان جهاد می‌گذاردند، ممانعت نمی‌کردند. نقل شده: «در جنگ احد پیرمردی به نام عمرو بن جموح که لنگ بود و به سختی راه می‌رفت و از جنگ معاف بود، در حالی که چهار پسرش در رکاب پیامبر(ص) عازم میدان جنگ بودند، خود نیز عازم نبرد شد و هر چه تلاش کردند او را از جهاد باز دارند نپذیرفت و گفت: مگر ممکن است آنان به بهشت بروند و من در شهر نزد زنها و بچه ها بمانم؟ لباس رزم پوشید و سر به آسمان بلند کرد و گفت: خداوندا، مرا به خانواده ام بر مگردان. پیامبر(ص) نیز وقتی با اصرار او رو به رو شد از اقوام او خواست که مانع حضورش در میدان نبرد نشوند، شاید خداوند او را به آرزویش برساند و شهید بشود. با اجازه پیامبر، وی در جنگ حضور یافت و به شهادت رسید و پیکرش در سرزمین احد به خاک سپرده شد»(المغازی1: 264). 

یکی از ویژگی‌های بارز یاران با ایمان امام حسین(ع) «شهادت طلبی» آنان است. خود آن حضرت نیز پیشتاز و الگوی این میدان بود. وقتی امام حسین(ع) می‌خواست از مکه حرکت کند در خطبه‌ای، از زیبایی مرگ در راه خدا سخن گفت و از افراد خواست هر کس شهادت طلب است و آمادگی بذل جان در راه خدا دارد، همراه وی راهی مسلخ عشق «کربلا» شود: «هر کس آماده است خون خود را در راه ما نثار کند و خود را آماده لقای خداوند سازد، با ما رهسپار شود». در بخشی از این خطبه، حضرت با ترسیم حقیقت مرگ و جایگاه آن در زندگی انسان، فرمودند: «کسی گمان نکند که من نمی‌دانم سرگذشت من چیست. می‌دانم که قبری در کربلا برایم انتخاب و فراهم شده و آگاهانه به سمت آن می‌روم. گویا می‌بینم که قطعات بدن مرا گرگان گرسنه در سرزمین کربلا قطعه قطعه می‌کنند، اما آن طور که یعقوب مشتاق دیدن یوسف بود، من نیز مشتاق دیدار اجداد پاک خود هستم»(بحار44: 367). فراز پایانی این عبارت، گویای اشتیاق حضرت به شهادت و کشته شدن در راه خداست. سخنی که امام(ع) هنگام اعزام مسلم بن عقیل به وی فرمود: «ارجو ان اکون انا و انت فی درجه الشهداء»، گویای این حقیقت است که حضرت سیدالشهدا(ع) برای خود و یارانش راه شهادت را برگزیده است و همین را آرزو می‌کند.

یاران با ایمان امام حسین(ع) نیز مانند خود آن حضرت، دارای روحیه شهادت طلبی بودند. اگر در اظهارات یاران سید الشهدا(ع) در شب عاشورا دقت شود، روحیه شهادت طلبی در گفتارشان موج می‌زند. با آنکه حضرت بیعت خویش را از آنان برداشته بود، لکن آنها عشق خود را به کشته شدن در راه خدا و حمایت از فرزند پیامبر(ص) و مبارزه با ظالمان، ابراز کرده و گفتند: «الحمدلله الذی اکرمنا بنصرک و شرفنا بالقتل معک؛ سپاس خدایی را که با یاری کردن تو ما را گرامیداشت و با کشته شدن همراه تو، ما را شرافت بخشید»(موسوعه کلمات الامام الحسین: 402).

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

نحوه تشکیل جو زمین از دیدگاه مولا علی (ع) در نهج البلاغه

و آبهای ساکن را به مواج سرکش برگردانید تا آنجا که آبها روی هم قرار گرفتند و چون قله های بلند کوهها بالا آمدند امواج تند کف های برآمده از آبها را در هوای باز و فضای گسترده بالا بردند تا جایی که از آن هفت آسمان پدید آمد.آسمان پایین را چون موج مهار شده و آسمان بالا را مانند سقف استوار قرار داد.
مباني فكري، انساني و اجتماعي در نهج البلاغه

مباني فكري، انساني و اجتماعي در نهج البلاغه

به عكس در جوامعي كه انسجام و هستي آنها را بايد پيوند دروني، بدون ارتباط با مبداء و مركز خارجي، تامين و تضمين كند، اولويت با نظام است . تازه آن نظام است كه جا و مكان و موقعيت فرد و جمع را در چهارچوب خود و در قلمرو خود مشخص مي كند . نظام حاكم بر فرد و جمع است و كيفيت و نوع حاكميت نظام بر فرد و بر جمع است كه سرنوشت مساله سابق الذكر، يعني اصالت فرد يا اصالت جمع را مشخص مي كند .
انسان شناسی

انسان شناسی

آنگاه از روحی که آفرید در آن دمید تا به صورت انسانی زنده درآمد، دارای نیروی اندیشه، که وی را به تلاش اندازد، و دارای افکاری که در دیگر موجودات، تصرّف نماید. به انسان اعضاء و جوار حی بخشید، که در خدمت او باشند، و ابزاری عطا فرمود، که آنها را در زندگی بکار گیرد،
انسان شناسی از منظر نهج البلاغه

انسان شناسی از منظر نهج البلاغه

نهج البلاغه یک شاهکار ادبی در تعلیمات اسلامی است که در آن توجه به عزّت و کرامت انسان و سلامت عقل و روان از اهمیت بسزایی برخوردار است. سخنان حکمت آمیز این کتاب که با عقل و اندیشه آدمی سروکار دارند حقایق بسیار متعالی و معانی بسیار ژرفی را در مورد شناخت خدا، انسان، و جهان با فصاحت و بلاغت تمام بیان می کنند و آگاهی های ارزشمندی را در هریک از این زمینه ها ارائه می دهند. خطابه ها احساسات راکد انسان را در جهت ستیز با فساد و تباهی و بی عدالتی بر میانگیزند، و موعظه ها انسان را از خواب غفلت بیدار و خطراتی را که می توانند دل و روان آدمی را ضعیف و بیمار کنند یادآور می شوند.

پر بازدیدترین ها

انسان شناسی از منظر نهج البلاغه

انسان شناسی از منظر نهج البلاغه

نهج البلاغه یک شاهکار ادبی در تعلیمات اسلامی است که در آن توجه به عزّت و کرامت انسان و سلامت عقل و روان از اهمیت بسزایی برخوردار است. سخنان حکمت آمیز این کتاب که با عقل و اندیشه آدمی سروکار دارند حقایق بسیار متعالی و معانی بسیار ژرفی را در مورد شناخت خدا، انسان، و جهان با فصاحت و بلاغت تمام بیان می کنند و آگاهی های ارزشمندی را در هریک از این زمینه ها ارائه می دهند. خطابه ها احساسات راکد انسان را در جهت ستیز با فساد و تباهی و بی عدالتی بر میانگیزند، و موعظه ها انسان را از خواب غفلت بیدار و خطراتی را که می توانند دل و روان آدمی را ضعیف و بیمار کنند یادآور می شوند.
اشاره حضرت علی(ع) به معلق بودن زمین در فضا

اشاره حضرت علی(ع) به معلق بودن زمین در فضا

امام على عليه السلام : [خداوند] زمين را ايجاد كرد و آن را نگه داشت، بى آن كه وى را مشغول سازد. و آن را بر جايى بدون قرار استوار كرد و بى هيچ پايه اى بر پايش داشت و بى هيچ ستونى برافراشتش و آن را از كجى و انحراف نگاه داشت و از افتادن و شكافتن آن جلوگيرى كرد .
انسان شناسی

انسان شناسی

آنگاه از روحی که آفرید در آن دمید تا به صورت انسانی زنده درآمد، دارای نیروی اندیشه، که وی را به تلاش اندازد، و دارای افکاری که در دیگر موجودات، تصرّف نماید. به انسان اعضاء و جوار حی بخشید، که در خدمت او باشند، و ابزاری عطا فرمود، که آنها را در زندگی بکار گیرد،
No image

نحوه تشکیل جو زمین از دیدگاه مولا علی (ع) در نهج البلاغه

و آبهای ساکن را به مواج سرکش برگردانید تا آنجا که آبها روی هم قرار گرفتند و چون قله های بلند کوهها بالا آمدند امواج تند کف های برآمده از آبها را در هوای باز و فضای گسترده بالا بردند تا جایی که از آن هفت آسمان پدید آمد.آسمان پایین را چون موج مهار شده و آسمان بالا را مانند سقف استوار قرار داد.
Powered by TayaCMS