دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

عمود و اعوان

No image
عمود و اعوان

كلمات كليدي : عمود و اعوان، استدراجات، شهادت قولي، شهادت حالي

نویسنده : مهدي افضلي

در صناعت خطابه دو جزء عمده وجود دارد که عمود و اعوانش می‌نامند.

عمود

در لغت به چیزی‌ گفته می‌شود که چیزهای دیگر بر آن استوار می‌شود، لنگرگاه یک چیز است. با حفظ همین معنا در خطابه نیز مراد از آن چیزی است که قوام خطابه به آن است. چیزی‌ که قوام‌بخش خطابه است همان مواد قضایای خطابی یعنی مقبولات، مظنونات و مشهورات است که استدلال خطابی و اقناعی از آن‌ها تشکیل می‌شود و آنرا "تثبیت" نیز می‌نامند.

اعوان

در لغت به معنای اموری است که انسان را بر چیزی مدد می‌رسانند، در این‌جا نیز مراد از آن گفتار، رفتار، حالات چهره و مانند آن است که خطیب را بر اقناع مخاطبان یاری می‌رساند. لیک به دلیل آن‌که اعوان گاه همراه با شگرد و ترفند است و گاه بدون آن، اقسام مختلفی برای آن برشمرده شده است. اگر همراه با حیله و شگرد باشد "استداراجات" نامیده می‌شود که خود سه قسم دارد: استدراجات به حسب گوینده، استدراجات به حسب سخن و استدراجات بر حسب شنونده؛ اگر بدون حیله و شگرد خاصی باشد آنرا شهادت می‌نامند که خود به قولی و فعلی تقسیم می‌شود. هر یک به اختصار بیان می‌شود:

انواع استدراجات

1. استدراجات بر حسب گوینده

مراد این است که خطیب پیش از سخن گفتن در هیأت و وضعی ظاهر شود که زمینه پذیرش گفتار را فراهم سازد. با ظاهر آراسته و متناسب با جلسه حضور پیدا کند، خودش را برای دیگران معرفی کند. از باب نمونه در مجلس شادی اگر لباس عزا بر تن کند یا با چهره نشسته و موی ژولیده وارد شود زمینه تاثیر را نه تنها فراهم نمی‌کند، بلکه ممکن است کم کند. حرکات دست و سرش نیز باید متناسب باشد، چه بسا اندام و هیأت و پوشش او برای رساندن پیامش کفایت کند.

2. استدراجات بر حسب سخن

سخن متناسب با مخاطب و هدف خطیب باشد، مقتضای حال مخاطب را رعایت کند، شمرده شمرده و با متانت سخن بگوید، زیر و بمی مناسب در گفتارش ایجاد کند و مانند آن.

3. استدراجات بر حسب شنونده

خطیب تلاش کند که ایشان را با خویشتن همراه سازد، از اهانت و تحقیر و تمسخرشان احتراز کند، بلکه بالاتر از آن ستایش‌شان کند، گذشته نیک‌شان را یاد آوری کند و مانند آن. وقتی مخاطبان به لحاظ روانی علیه خطیب تحریک نشوند، طبعا با او همراه خواهند شد و در نتیجه گفتارش موثر خواهد افتاد.

شهادت قولی

شهادت قولی یا به وسیله گفته کسی‌ که برای مردم مرجعیت دارد حاصل می‌شود یا توسط تاییدات حاضران یا با ارائه‌ یک سند معتبر برای گفته‌هایش. وقتی سخنی از پیامبران و اولیای الاهی نقل می‌شود، همگان سراپا گوش می‌شوند، یا وقتی از حکیم یا شاعری سخنی نقل می‌شود برای مخاطبان قانع کننده خواهد بود. اگر حاضران با فریاد تکبیر و صلوات یا سوت و کف گفتار او را تایید می‌کنند تاثیر بسزایی در مقبول واقع شدن سخنان گوینده خواهد داشت.

شهادت حال

این شهادت گاه بر حسب گوینده است، بدین معنا که آوازه آراستگی‌اش به فضایل اخلاقی، یا موقعیت سیاسی، اجتماعی و فرهنگی زبانزد خاص و عام است یا این‌ که نشانه‌های صداقت در چهره‌اش هویدا باشد، و از سر صدق و اخلاص سخن بگوید، بر این اساس نیز سخن او به دلیل آن‌که از دل برون می‌آید لاجرم بر دل خواهد نشست. گاه شهادت حال برحسب قول است، از باب نمونه گوینده سخنش را با تحدی همراه کند یا بگوید خداوند گواه است و مانند آن.

مقاله

نویسنده مهدي افضلي

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

نحوه تشکیل جو زمین از دیدگاه مولا علی (ع) در نهج البلاغه

و آبهای ساکن را به مواج سرکش برگردانید تا آنجا که آبها روی هم قرار گرفتند و چون قله های بلند کوهها بالا آمدند امواج تند کف های برآمده از آبها را در هوای باز و فضای گسترده بالا بردند تا جایی که از آن هفت آسمان پدید آمد.آسمان پایین را چون موج مهار شده و آسمان بالا را مانند سقف استوار قرار داد.
مباني فكري، انساني و اجتماعي در نهج البلاغه

مباني فكري، انساني و اجتماعي در نهج البلاغه

به عكس در جوامعي كه انسجام و هستي آنها را بايد پيوند دروني، بدون ارتباط با مبداء و مركز خارجي، تامين و تضمين كند، اولويت با نظام است . تازه آن نظام است كه جا و مكان و موقعيت فرد و جمع را در چهارچوب خود و در قلمرو خود مشخص مي كند . نظام حاكم بر فرد و جمع است و كيفيت و نوع حاكميت نظام بر فرد و بر جمع است كه سرنوشت مساله سابق الذكر، يعني اصالت فرد يا اصالت جمع را مشخص مي كند .
انسان شناسی

انسان شناسی

آنگاه از روحی که آفرید در آن دمید تا به صورت انسانی زنده درآمد، دارای نیروی اندیشه، که وی را به تلاش اندازد، و دارای افکاری که در دیگر موجودات، تصرّف نماید. به انسان اعضاء و جوار حی بخشید، که در خدمت او باشند، و ابزاری عطا فرمود، که آنها را در زندگی بکار گیرد،
انسان شناسی از منظر نهج البلاغه

انسان شناسی از منظر نهج البلاغه

نهج البلاغه یک شاهکار ادبی در تعلیمات اسلامی است که در آن توجه به عزّت و کرامت انسان و سلامت عقل و روان از اهمیت بسزایی برخوردار است. سخنان حکمت آمیز این کتاب که با عقل و اندیشه آدمی سروکار دارند حقایق بسیار متعالی و معانی بسیار ژرفی را در مورد شناخت خدا، انسان، و جهان با فصاحت و بلاغت تمام بیان می کنند و آگاهی های ارزشمندی را در هریک از این زمینه ها ارائه می دهند. خطابه ها احساسات راکد انسان را در جهت ستیز با فساد و تباهی و بی عدالتی بر میانگیزند، و موعظه ها انسان را از خواب غفلت بیدار و خطراتی را که می توانند دل و روان آدمی را ضعیف و بیمار کنند یادآور می شوند.

پر بازدیدترین ها

انسان شناسی از منظر نهج البلاغه

انسان شناسی از منظر نهج البلاغه

نهج البلاغه یک شاهکار ادبی در تعلیمات اسلامی است که در آن توجه به عزّت و کرامت انسان و سلامت عقل و روان از اهمیت بسزایی برخوردار است. سخنان حکمت آمیز این کتاب که با عقل و اندیشه آدمی سروکار دارند حقایق بسیار متعالی و معانی بسیار ژرفی را در مورد شناخت خدا، انسان، و جهان با فصاحت و بلاغت تمام بیان می کنند و آگاهی های ارزشمندی را در هریک از این زمینه ها ارائه می دهند. خطابه ها احساسات راکد انسان را در جهت ستیز با فساد و تباهی و بی عدالتی بر میانگیزند، و موعظه ها انسان را از خواب غفلت بیدار و خطراتی را که می توانند دل و روان آدمی را ضعیف و بیمار کنند یادآور می شوند.
اشاره حضرت علی(ع) به معلق بودن زمین در فضا

اشاره حضرت علی(ع) به معلق بودن زمین در فضا

امام على عليه السلام : [خداوند] زمين را ايجاد كرد و آن را نگه داشت، بى آن كه وى را مشغول سازد. و آن را بر جايى بدون قرار استوار كرد و بى هيچ پايه اى بر پايش داشت و بى هيچ ستونى برافراشتش و آن را از كجى و انحراف نگاه داشت و از افتادن و شكافتن آن جلوگيرى كرد .
No image

نحوه تشکیل جو زمین از دیدگاه مولا علی (ع) در نهج البلاغه

و آبهای ساکن را به مواج سرکش برگردانید تا آنجا که آبها روی هم قرار گرفتند و چون قله های بلند کوهها بالا آمدند امواج تند کف های برآمده از آبها را در هوای باز و فضای گسترده بالا بردند تا جایی که از آن هفت آسمان پدید آمد.آسمان پایین را چون موج مهار شده و آسمان بالا را مانند سقف استوار قرار داد.
مباني فكري، انساني و اجتماعي در نهج البلاغه

مباني فكري، انساني و اجتماعي در نهج البلاغه

به عكس در جوامعي كه انسجام و هستي آنها را بايد پيوند دروني، بدون ارتباط با مبداء و مركز خارجي، تامين و تضمين كند، اولويت با نظام است . تازه آن نظام است كه جا و مكان و موقعيت فرد و جمع را در چهارچوب خود و در قلمرو خود مشخص مي كند . نظام حاكم بر فرد و جمع است و كيفيت و نوع حاكميت نظام بر فرد و بر جمع است كه سرنوشت مساله سابق الذكر، يعني اصالت فرد يا اصالت جمع را مشخص مي كند .
Powered by TayaCMS