دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

ماهیت و حکم اخلاقی توریه

گاه در زندگی اجتماعی خود با دیگران، به خاطر کسب منافعی لازم است دروغ بگوییم.
ماهیت و حکم اخلاقی توریه
ماهیت و حکم اخلاقی توریه
نویسنده: حسین اترک

گاه در زندگی اجتماعی خود با دیگران، به خاطر کسب منافعی لازم است دروغ بگوییم. در این حالت، برخی دروغ می‌گویند و برخی که زندگی اخلاقی و ارزشی را دوست دارند، از خیر منفعت می‌گذرند و دروغ نمی گویند. اما ممکن است برخی نیز به دنبال مجوز شرعی و اخلاقی برای دروغ باشند. اگر مجوزی پیدا نشد، به دنبال راهی هستند که هم دروغ نگویند و هم به نفع خود برسند. گاه نیز ممکن است برخی از دوستان و آشنایان در زندگی خصوصی ما تجسس کنند و بخواهند از کارهای ما، که دوست نداریم دیگران از آن باخبر شوند، سر درآورند. از این رو، با سئوال‌های مکرر ما را اذیت می‌کنند. در این حالت، از طرفی نمی خواهیم در پاسخ آنان دروغ بگوییم و از طرفی، هم نمی خواهیم حقیقت را به ایشان بیان کنیم. از این رو، به دنبال راه فراری از این مخمصه هستیم. یکی از راه‌های فرار از این گونه محذورها، «توریه» است. در این مقاله، در صدد پاسخ به این پرسش‌ها هستیم که توریه چیست؟ آیا توریه، حکم دروغ را دارد؟ آیا توریه مطلقاً جایز است یا تنها در مواردی که مجبور به دروغ گفتن هستیم و به لحاظ اخلاقی و شرعی دروغ جایز است، باید توریه کرد؟ پس از بیان معنای توریه از نظر اهل لغت و فقها و علمای اخلاق، به بیان اقوال در باب حکم توریه می‌پردازیم. در نهایت، به تحلیل و جمع بندی و بیان نظر مختار خواهیم پرداخت.

1. معنای توریه

توریه، لغت عربی از ماده «وری»، مصدر باب تفعیل، در اصل به معنای «ستر» و «پوشاندن» است. وقتی در مورد «خبر» به کار می‌رود، به معنای «پوشاندن حقیقت خبری و اظهار غیر آن است. به طوری که، حقیقت را وراء و پشت خود قرار دهد تا آشکار نباشد»(1)، به عبارت دیگر، «توریه آن است که لفظی به کار ببری که ظاهر در معنایی است ولی خود، معنایی دیگر از آن اراده بکنی که آن لفظ شامل آن نیز می‌شود، لکن آن معنا خلاف ظاهر لفظ است»(2). معنای اصطلاحی آن در علم اخلاق و فقه با معنای لغوی اش تفاوتی ندارد. شیخ انصاری در تعریف آن گفته است: «الفاظی دو پهلو در کلام خود به کار ببری به نحوی که خود از آن معنایی مطابق واقع اراده کرده ای، ولی قصد داری که مخاطب معنایی خلاف واقع را از ظاهر کلام تو بفهمد»(3). مثال‌های متعددی برای توریه ذکر شده است. مثلاً وقتی کلامی گفته اید و می‌خواهید آن را انکار بکنید، در پاسخ سائلی که می‌پرسد «آیا شما این جمله را نگفته اید» می‌گویید: «علم الله ما قلته.» در حالی که، مراد شما از «ما» مای موصوله است؛ یعنی «خدا می‌داند من چه گفته ام». ولی مخاطب از آن، «مای نافیه» متوجه می‌شود؛ یعنی «خدا می‌داند من نگفته ام». یا وقتی طلبکار به در خانه می‌آید و از پشت در می‌پرسد، آیا صاحب خانه هست؟ مستخدم در جواب می‌گوید: اینجا نیست. در حالی که، صاحب خانه در خانه است. ظاهر کلام او این است که، او در خانه نیست، ولی خودش از کلمه «اینجا» پشت در را اراده کرده است.

2. شرایط توریه

برخی از فقها دو شرط برای توریه بودن یک کلام ذکر کرده اند: اول اینکه، لفظ به حسب فهم متعارف عرفی، ظاهر در معنایی غیر از آن باشد که مخاطب اراده کرده است؛ زیرا اگر لفظ ظاهر در معنی مراد متکلم باشد و مخاطب به خاطر قصور فهم خود، معنای ظاهری را متوجه نشود، به آن توریه نمی گویند. دوم اینکه، اراده آن معنا از آن لفظ برای متکلم جایز باشد؛ یعنی بینشان علقه و رابطه ای باشد. اگر استعمال آن لفظ در آن معنا صحیح نباشد، توریه نیست. مثل کسی که بگوید: پنجاه درهم به فلانی دادم و مرادش یک درهم باشد، این دروغ است نه توریه(4).‌

به نظر می‌رسد، باید شرط سومی نیز به آن دو اضافه کرد و آن اینکه، متکلم قصد پنهان داشتن حقیقت و مراد اصلی خود را دارد. همان طور که در تعریف بیان شد، توریه یعنی کلام را طوری بیان کنی که ظاهر در معنایی غیر از آنچه خود اراده کرده ای باشد. متکلم از این کار مقصودی دارد و آن پنهان داشتن مراد اصلی خویش از کلام است. از این رو، بر اساس این شرط اگر متکلم بدون قصد پنهان داشتن مراد اصلی خویش و بدون اینکه خود متوجه باشد، کلامی بیان کند که دارای وجوه مختلفی است و می‌توان ظاهر کلامش بر همه آنها حمل کرد و مخاطب آن را به معنایی خلاف مراد متکلم حمل کند، این توریه نیست، بلکه یک سوءتفاهم است.

مقاله

نویسنده حسین اترک

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

نحوه تشکیل جو زمین از دیدگاه مولا علی (ع) در نهج البلاغه

و آبهای ساکن را به مواج سرکش برگردانید تا آنجا که آبها روی هم قرار گرفتند و چون قله های بلند کوهها بالا آمدند امواج تند کف های برآمده از آبها را در هوای باز و فضای گسترده بالا بردند تا جایی که از آن هفت آسمان پدید آمد.آسمان پایین را چون موج مهار شده و آسمان بالا را مانند سقف استوار قرار داد.
مباني فكري، انساني و اجتماعي در نهج البلاغه

مباني فكري، انساني و اجتماعي در نهج البلاغه

به عكس در جوامعي كه انسجام و هستي آنها را بايد پيوند دروني، بدون ارتباط با مبداء و مركز خارجي، تامين و تضمين كند، اولويت با نظام است . تازه آن نظام است كه جا و مكان و موقعيت فرد و جمع را در چهارچوب خود و در قلمرو خود مشخص مي كند . نظام حاكم بر فرد و جمع است و كيفيت و نوع حاكميت نظام بر فرد و بر جمع است كه سرنوشت مساله سابق الذكر، يعني اصالت فرد يا اصالت جمع را مشخص مي كند .
انسان شناسی

انسان شناسی

آنگاه از روحی که آفرید در آن دمید تا به صورت انسانی زنده درآمد، دارای نیروی اندیشه، که وی را به تلاش اندازد، و دارای افکاری که در دیگر موجودات، تصرّف نماید. به انسان اعضاء و جوار حی بخشید، که در خدمت او باشند، و ابزاری عطا فرمود، که آنها را در زندگی بکار گیرد،
انسان شناسی از منظر نهج البلاغه

انسان شناسی از منظر نهج البلاغه

نهج البلاغه یک شاهکار ادبی در تعلیمات اسلامی است که در آن توجه به عزّت و کرامت انسان و سلامت عقل و روان از اهمیت بسزایی برخوردار است. سخنان حکمت آمیز این کتاب که با عقل و اندیشه آدمی سروکار دارند حقایق بسیار متعالی و معانی بسیار ژرفی را در مورد شناخت خدا، انسان، و جهان با فصاحت و بلاغت تمام بیان می کنند و آگاهی های ارزشمندی را در هریک از این زمینه ها ارائه می دهند. خطابه ها احساسات راکد انسان را در جهت ستیز با فساد و تباهی و بی عدالتی بر میانگیزند، و موعظه ها انسان را از خواب غفلت بیدار و خطراتی را که می توانند دل و روان آدمی را ضعیف و بیمار کنند یادآور می شوند.

پر بازدیدترین ها

انسان شناسی از منظر نهج البلاغه

انسان شناسی از منظر نهج البلاغه

نهج البلاغه یک شاهکار ادبی در تعلیمات اسلامی است که در آن توجه به عزّت و کرامت انسان و سلامت عقل و روان از اهمیت بسزایی برخوردار است. سخنان حکمت آمیز این کتاب که با عقل و اندیشه آدمی سروکار دارند حقایق بسیار متعالی و معانی بسیار ژرفی را در مورد شناخت خدا، انسان، و جهان با فصاحت و بلاغت تمام بیان می کنند و آگاهی های ارزشمندی را در هریک از این زمینه ها ارائه می دهند. خطابه ها احساسات راکد انسان را در جهت ستیز با فساد و تباهی و بی عدالتی بر میانگیزند، و موعظه ها انسان را از خواب غفلت بیدار و خطراتی را که می توانند دل و روان آدمی را ضعیف و بیمار کنند یادآور می شوند.
اشاره حضرت علی(ع) به معلق بودن زمین در فضا

اشاره حضرت علی(ع) به معلق بودن زمین در فضا

امام على عليه السلام : [خداوند] زمين را ايجاد كرد و آن را نگه داشت، بى آن كه وى را مشغول سازد. و آن را بر جايى بدون قرار استوار كرد و بى هيچ پايه اى بر پايش داشت و بى هيچ ستونى برافراشتش و آن را از كجى و انحراف نگاه داشت و از افتادن و شكافتن آن جلوگيرى كرد .
No image

نحوه تشکیل جو زمین از دیدگاه مولا علی (ع) در نهج البلاغه

و آبهای ساکن را به مواج سرکش برگردانید تا آنجا که آبها روی هم قرار گرفتند و چون قله های بلند کوهها بالا آمدند امواج تند کف های برآمده از آبها را در هوای باز و فضای گسترده بالا بردند تا جایی که از آن هفت آسمان پدید آمد.آسمان پایین را چون موج مهار شده و آسمان بالا را مانند سقف استوار قرار داد.
انسان شناسی

انسان شناسی

آنگاه از روحی که آفرید در آن دمید تا به صورت انسانی زنده درآمد، دارای نیروی اندیشه، که وی را به تلاش اندازد، و دارای افکاری که در دیگر موجودات، تصرّف نماید. به انسان اعضاء و جوار حی بخشید، که در خدمت او باشند، و ابزاری عطا فرمود، که آنها را در زندگی بکار گیرد،
Powered by TayaCMS