دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

مرگ

No image
مرگ

كلمات كليدي : قرآن، مرگ، موت، مردن

نویسنده : روح‌الله رضائی

مرگ به معنای مردن است و لسان العرب آن را به "ضد حیات" معنا کرده است.[1] برخی مرگ را به معنای "سکون" گرفته‌اند.[2] التحقیق درباره معنای موت می‌گوید: مرگ نفی حیات است و حیات در هر چیز به مقتضای خصوصیات وجودیش است.[3] راغب در مفردات مرگ را پنج نوع می‌شمارد.[4]

مرگ در قرآن

معنای مرگ در قرآن کریم در قالب لفظ های گوناگونی آمده است که از جمله آنها می‌توان به موارد ذیل اشاره کرد:

1. ماده (م و ت) بیشترین کاربرد معنای مرگ در قرآن کریم را به خود اختصاص داده، ماده موت 165 بار در قرآن به کار رفته است.

2. ماده (ق ت ل) مانند:

«قُتِلَ الْإِنْسانُ ما أَکْفَرَهُ »[5]

«مرگ بر این انسان، چقدر کافر و ناسپاس است!»

این ماده در قرآن کریم به معنای مرگ حدودا150ً بار به کار رفته است؛ البته این ماده در قرآن کریم 170 بار به کار رفته است که برخی از موارد آن به معنای جهاد و... می‌باشد، نه به معنای مرگ.

3. ماده (ه ل ک) این ماده در قرآن کریم 68 بار به کار رفته است، و در بیشترموارد به معنای مرگ است؛ مانند:

«وَ لَقَدْ جاءَکُمْ یُوسُفُ مِنْ قَبْلُ بِالْبَیِّناتِ فَما زِلْتُمْ فی‌ شَکٍّ مِمَّا جاءَکُمْ بِهِ حَتَّى إِذا هَلَکَ »[6]

«پیش از این یوسف دلایل روشن براى شما آورد، ولى شما هم چنان در آنچه او براى شما آورده بود تردید داشتید تا زمانى که از دنیا رفت.»

نکته: در چند قرن اخیر (ه ل ک) برای مرگِ با حقارت به کار می‌رفت اما در عصر نزول قرآن چنین نبوده و خود قرآن نیز "هلک" را در مطلق مرگ به کار برده است نه مرگ با حقارت.[7]

4. ماده (و ف ی) این ماده در 14 آیه برای مردن به کار رفته است، مانند آیه: «قُلْ یَتَوَفَّاکُمْ مَلَکُ الْمَوْت‌ »[8]

«بگو: فرشته مرگ که بر شما مأمور شده، (روح) شما را مى‌گیرد.»

"وفی" در اصل به معنای گرفتن به طور کامل است و به کار رفتن آن درباره مرگ می‌تواند به این دلیل باشد که مرگ نیستى و نابودى و فنا نیست، بلکه انتقال از عالمى به عالم دیگر است.[9]

5. ماده (ص ع ق) برخی برای "صعق" همراه با معانی دیگری که در نظر گرفته‌اند، معنای مرگ را نیز بیان کرده‌اند. راغب در مفردات از قول برخی واژه شناسان می‌نویسد: واژه (صَاعِقَة) سه وجه دارد: (مرگ، عذاب، آتش )

اما خود راغب در پاسخ آن می‌نویسد: آنچه که ذکر شد در واقع نتایجى است که از صاعقه حاصل مى‌شود؛ زیرا صاعقه صداى سهمگین و شدید از آسمان است و نتیجه آن آتش، عذاب یا مرگ است پس در واقع صعق یک معنا دارد و این ها نتایج آن است.[10]

نکات قرآنی درباره مرگ

در فرهنگ قرآن حقیقت مرگ یک امر وجودی است نه عدمی. بر خلاف آنچه که از مرگ در اذهان است که می‌گویند مرگ امری عدمی و نبودن چیزی است.[11]

یکی دیگر از مسائل مرگ که قرآن کریم بسیار بر روی آن تأکید دارد، حقانیت مرگ است. در قرآن کریم از مرگ به یقین و حق یاد شده است تا دائما به انسان متذکر شود که مرگ حتما به سراغ او می‌آید و او باید درباره زندگی بعد از مرگ خویش تفکر کند.[12]

قرآن به برخی از الفاظ یا معانی، جلوه‌ای تازه می‌بخشد معنایی جدا از آنچه که در زمان نزول داشته‌اند، یکی از این الفاظ، مرگ است، مرگ در نگاه مادی به معنای از کار افتادن حرکات اساسی بدن انسان، مثل حرکت قلب و تنفس و ... می‌باشد اما قرآن در فرهنگ خود گاهی برخی را مرده می‌نامد که از نظر فیزیولوژیکى زنده هستند مانند:

«إِنَّکَ لا تُسْمِعُ الْمَوْتى »[13]

«مسلّماً تو نمى‌توانى سخنت را به گوش مردگان برسانى.»

و گاه برخی را زنده می‌نامد که از نظر فیزیولوژیکى مرده می‌باشند مانند شهیدان که آنان را زنده می‌شمارد.[14]

همه موجودات مرگ و نابودی دارند و تنها خداوند باقی و همیشگی است، در قرآن می‌فرماید:

«کُلُّ شَیْ‌ءٍ هالِکٌ إِلَّا وَجْهَهُ »[15]

«همه چیز جز ذات (پاک) او فانى مى‌شود!»

"وجه" از نظر لغت به صورت و قسمتى از بدن که روبروى انسان قرار دارد گفته مى‌شود، اما هنگامى که در مورد پروردگار به کار رود به معنى ذات پاک او است و واژه "هالک" از ماده "هلاک" به معنى مرگ و نابودى است؛ بنابراین آیه اشاره به فناى همه موجودات جز ذات پاک او مى‌کند، تنها ذاتى که تغییر و فنا در آن راه ندارد و استقلال محض است ذات مقدس او است.[16]

بهترین مرگ قتل فی سبیل الله است.

«وَ لَئِنْ قُتِلْتُمْ فی‌ سَبیلِ اللَّهِ أَوْ مُتُّمْ لَمَغْفِرَةٌ مِنَ اللَّهِ وَ رَحْمَةٌ خَیْرٌ مِمَّا یَجْمَعُونَ * وَ لَئِنْ مُتُّمْ أَوْ قُتِلْتُمْ لَإِلَى اللَّهِ تُحْشَرُونَ»[17]

«اگر هم در راه خدا کشته شوید یا بمیرید، آمرزش و رحمت خدا، از تمام آنچه آنها جمع آورى میکنند، بهتر است! * و اگر بمیرید یا کشته شوید، به سوى خدا محشور مى‌شوید.»

در این آیه می‌گوید مرگ براى همه حتمى است و حشرِ همه در محضر خداوند نیز حتمى است، پس چرا بهترین نوع رفتن را با رضایت پذیرا نباشیم؟ امام حسین علیه السلام مى‌فرمایند:

فان تکن الأبدان للموت انشئت فقتل امرء فى اللَّه بالسّیف افضل‌

اگر بدنها براى مرگ آماده شده‌اند، پس شهادتِ مرد در راه خدا با شمشیر بهترین مرگ است.[18]

مقاله

نویسنده روح‌الله رضائی
جایگاه در درختواره علوم قرآن و حدیث - قرآن‌پژوهی - معادشناسی

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

نحوه تشکیل جو زمین از دیدگاه مولا علی (ع) در نهج البلاغه

و آبهای ساکن را به مواج سرکش برگردانید تا آنجا که آبها روی هم قرار گرفتند و چون قله های بلند کوهها بالا آمدند امواج تند کف های برآمده از آبها را در هوای باز و فضای گسترده بالا بردند تا جایی که از آن هفت آسمان پدید آمد.آسمان پایین را چون موج مهار شده و آسمان بالا را مانند سقف استوار قرار داد.
مباني فكري، انساني و اجتماعي در نهج البلاغه

مباني فكري، انساني و اجتماعي در نهج البلاغه

به عكس در جوامعي كه انسجام و هستي آنها را بايد پيوند دروني، بدون ارتباط با مبداء و مركز خارجي، تامين و تضمين كند، اولويت با نظام است . تازه آن نظام است كه جا و مكان و موقعيت فرد و جمع را در چهارچوب خود و در قلمرو خود مشخص مي كند . نظام حاكم بر فرد و جمع است و كيفيت و نوع حاكميت نظام بر فرد و بر جمع است كه سرنوشت مساله سابق الذكر، يعني اصالت فرد يا اصالت جمع را مشخص مي كند .
انسان شناسی

انسان شناسی

آنگاه از روحی که آفرید در آن دمید تا به صورت انسانی زنده درآمد، دارای نیروی اندیشه، که وی را به تلاش اندازد، و دارای افکاری که در دیگر موجودات، تصرّف نماید. به انسان اعضاء و جوار حی بخشید، که در خدمت او باشند، و ابزاری عطا فرمود، که آنها را در زندگی بکار گیرد،
انسان شناسی از منظر نهج البلاغه

انسان شناسی از منظر نهج البلاغه

نهج البلاغه یک شاهکار ادبی در تعلیمات اسلامی است که در آن توجه به عزّت و کرامت انسان و سلامت عقل و روان از اهمیت بسزایی برخوردار است. سخنان حکمت آمیز این کتاب که با عقل و اندیشه آدمی سروکار دارند حقایق بسیار متعالی و معانی بسیار ژرفی را در مورد شناخت خدا، انسان، و جهان با فصاحت و بلاغت تمام بیان می کنند و آگاهی های ارزشمندی را در هریک از این زمینه ها ارائه می دهند. خطابه ها احساسات راکد انسان را در جهت ستیز با فساد و تباهی و بی عدالتی بر میانگیزند، و موعظه ها انسان را از خواب غفلت بیدار و خطراتی را که می توانند دل و روان آدمی را ضعیف و بیمار کنند یادآور می شوند.

پر بازدیدترین ها

انسان شناسی از منظر نهج البلاغه

انسان شناسی از منظر نهج البلاغه

نهج البلاغه یک شاهکار ادبی در تعلیمات اسلامی است که در آن توجه به عزّت و کرامت انسان و سلامت عقل و روان از اهمیت بسزایی برخوردار است. سخنان حکمت آمیز این کتاب که با عقل و اندیشه آدمی سروکار دارند حقایق بسیار متعالی و معانی بسیار ژرفی را در مورد شناخت خدا، انسان، و جهان با فصاحت و بلاغت تمام بیان می کنند و آگاهی های ارزشمندی را در هریک از این زمینه ها ارائه می دهند. خطابه ها احساسات راکد انسان را در جهت ستیز با فساد و تباهی و بی عدالتی بر میانگیزند، و موعظه ها انسان را از خواب غفلت بیدار و خطراتی را که می توانند دل و روان آدمی را ضعیف و بیمار کنند یادآور می شوند.
اشاره حضرت علی(ع) به معلق بودن زمین در فضا

اشاره حضرت علی(ع) به معلق بودن زمین در فضا

امام على عليه السلام : [خداوند] زمين را ايجاد كرد و آن را نگه داشت، بى آن كه وى را مشغول سازد. و آن را بر جايى بدون قرار استوار كرد و بى هيچ پايه اى بر پايش داشت و بى هيچ ستونى برافراشتش و آن را از كجى و انحراف نگاه داشت و از افتادن و شكافتن آن جلوگيرى كرد .
No image

نحوه تشکیل جو زمین از دیدگاه مولا علی (ع) در نهج البلاغه

و آبهای ساکن را به مواج سرکش برگردانید تا آنجا که آبها روی هم قرار گرفتند و چون قله های بلند کوهها بالا آمدند امواج تند کف های برآمده از آبها را در هوای باز و فضای گسترده بالا بردند تا جایی که از آن هفت آسمان پدید آمد.آسمان پایین را چون موج مهار شده و آسمان بالا را مانند سقف استوار قرار داد.
مباني فكري، انساني و اجتماعي در نهج البلاغه

مباني فكري، انساني و اجتماعي در نهج البلاغه

به عكس در جوامعي كه انسجام و هستي آنها را بايد پيوند دروني، بدون ارتباط با مبداء و مركز خارجي، تامين و تضمين كند، اولويت با نظام است . تازه آن نظام است كه جا و مكان و موقعيت فرد و جمع را در چهارچوب خود و در قلمرو خود مشخص مي كند . نظام حاكم بر فرد و جمع است و كيفيت و نوع حاكميت نظام بر فرد و بر جمع است كه سرنوشت مساله سابق الذكر، يعني اصالت فرد يا اصالت جمع را مشخص مي كند .
Powered by TayaCMS