دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

معاد در بهائیت

No image
معاد در بهائیت

نویسنده : بابك شكورزاده

كلمات كليدي : بهائيت،معاد ، قيامت، نفخ صور،قرآن

بحث معاد و قیامت از اصول اعتقادی اسلام و تمامی ادیان آسمانی است. همه پیامبران الهی در کنار بحث توحید،یکی از مسائلی که به آن پرداخته­اند و مردم را به آن دعوت کرده اند ،موضوع معاد و قیامت است.

حسابرسی و رسیدگی به اعمال انسان در جهان پس از مرگ که همان قیامت

باشد، جزء عقاید مسلّم و قطعی در بین مسلمین است؛ و تمام کسانی که

ادعای پیروی هر یک از پیامبران الهی را دارند،به نوعی معتقد به این مسئله هستند؛ با این حال فرقه بهائیت -که خود را دین جدیدی میدانند-عقیده­ای متفاوت در مورد قیامت دارند و بطور عجیبی مسائل مربوط به آن را توجیه می­کنند و از جانب خودشان عقایدی بر خلاف عموم مسلمین را مطرح می­کنند.

از دقت در آیات قرآنی بدست می­آید که بخش عمده­ای از سخنان پیامبران و بحثهای ایشان با مردم اختصاص به موضوع معاد داشته و حتی می­توان گفت که تلاش آنها بیش از تلاشی بوده که برای اثبات توحید کرده­اند،زیرا اکثر مردم سرسختی بیشتری در این مورد نشان می­داده­اند.[1]

نکته قابل ذکر اینست که روح انسان بلافاصله بعد از مرگ وارد عالم برزخ می­شود که عالمی روحانی است و روح در بدن مثالی قرار می­گیرد و تا قیامت با او خواهد بود، ولی در قیامت،معاد جسمانی و معاد روحانی صورت می­گیرد.[2]

بهائیان موضوع قیامت را انکار نموده،آیات قرآن را در این­باره توجیه می­کنند؛ از نظر بهائیان قیامت به دو قسمت قیامت صغری و قیامت کبری تقسیم می­شود ؛در نظر آنان قیامت صغری همان عالم برزخ است که بلافاصله پس از مرگ آغاز می­شود ؛اما قیامت کبری عبارت است از انتهای دین سابق و ظهور پیامبر و تشریع شریعت دین جدید می­باشد.بنابر این نظر ، تاکنون قیامتهای متعددی بر پا شده است و در آینده نیز برپا خواهد شد؛ و قیام باب و بهاء در ادامه قیامتهای گذشته،مانند قیامتهای پیامبران سلف همچون حضرت موسی، عیسی و محمد (ص) بوده است.[3]

علامه مصطفوی از میرزا بهاء (مؤسس بهائیت) نقل می­کند که در الواح می­گوید: «ای کنیز من بشنو ندای مرا از جانب زندان که دشمنان مرا احاطه کرده­اند ،آن کسانیکه به قیامت و آثار آن و به ساعت و علامتهای آن منکر هستند و آنان از کسانی هستند به ذلت راضی شده­اند.»

منظورش از قیامت،قیام خودش برای مقام نبوت می­باشد؛ومنظورش از ساعت،زمان بعثتش است و طبق این عقیده آیات قرآن را به خودش تأویل می­کند. [4]

در ادامه می­گوید: روز قیامت آمد و قیوم بر اشخاص با سلطنتی که محیط بر آسمانها و زمینها است،قیام کرد؛ زمانیکه نفخ صور شد بعضی از مردم متحیّر شدند و برخی دیگر بیهوش و بی­خود شدند؛ برخی به خاطر اشتیاقی که به ربّ العالمین داشتند شروع به پروازکردند...

میرزا بهاء می­گوید: در هر بعثتی نفخ صور و حشر و نشر و عذاب و نعمت برپا می­شود و منظور او در این دو مورد نفخ خود او بود و به اعتقاد ایشان نفخ دیگری هم در قیام سید باب بر ممکنات دمیده شده است.[5]

عبدالبهاء در مکاتیب گفته است: متبارک است پروردگار اول و آخر، در مرتبه اول نفخ صور شد و مردم زمین و آسمانها مدهوش گشتند،سپس نفخه دوم زده شد که نفخه زندگی بود و این مرتبه مردگان از جای برخاستند و در این موقع صراط مستقیم در میان مخلوقات کشیده شد ،میزان نصب گردید و بهشت برای پرهیزکاران نزدیک گردید، و آتش سوزنده شعله ور شد و نفس به ناله در آمدند و فریاد زدند که قیامت کبری بر پا شد و طامّه عظمی ظاهر شد و مخلوقات محشور شدند و پروردگار جهان و صفوف ملائکه آمدند.[6]

همانطور که مشاهده می­شود بهائیان طوری از قیامت سخن می­گویند که گویا برپا شده است مثلاً افعال به کار برده شده ، به صورت ماضی و گذشته می­باشد.

میرزا حسینعلی نوری با تمسک به ظاهر آیات قرآن ، می­گوید : قیامت بر پاشده است و به علما اشکال می­گیرد که آنها آیات قرآن را اشتباه معنی می­کنند!

او می­گوید: علمای تفسیر، کلام الهی را درک نکرده­اند و برای همین جهت به قواعده نحو استدلال می­کنند که هر وقت «اذا» بر سر ماضی بیاید،معنی آینده می­دهد و اگر آیه­ای «اذا» نداشته باشد، یا کلمه اذا را در تقدیر می­گیرند و یا استدلال می­کنند که چون قیامت محقق­الوقوع است،برای همین ماضی آمده که گویا گذشته است مثل این آیه «و نفخ فی الصور ذلک یوم الوعید...»که معنای ظاهری آیه اینست: در صور دمیده شد که وعده آن روز ، داده شده بود...

وی در ادامه می­گوید: ملاحظه می­کنید که چقدر بی ادراک،نفخه محمدیه را که به این صریحی می­فرماید ادراک نمی­کنند و خود را از این فیض الهی محروم می­کنند و منتظر صور اسرافیل که یکی از عباد اوست می­شوند؛ بلکه مقصود از صور، صور محمدی است که بر همه ممکنات دمیده شد؛ و قیامت، قیام آن حضرت بود بر امر الهی و غافلینی که در قبور اجساد مرده بودند را خلعت ایمانی پوشاند و به حیات تازه زنده نمود .[7]

نقد ادله بهائیت

در جواب این مطالب و توجیهات باید گفت که اولاً- همانطورکه قبلا ذکر شد- بحث معاد و قیامت و کلیّت این مطلب که جهانی ،ورای عالم دنیا وجود دارد و در آنجا به حساب بندگان رسیدگی می­شود از بدیهیات هر دین آسمانی است که جزای نیکوکاران در قیامت ،بهشت و سزای بدکاران و کافران، دوزخ و جهنم است.

ثانیاً برای فهم یک مطلب دینی و اعتقادی نباید صرفاً به ظاهر بعضی از آیات قرآن استناد کرد؛ بلکه باید مجموع آیات را در کنار روایات پیامبر وائمه معصومین علیهم السلام بسنجیم و معنا کنیم. برای اینکه ، طبق حدیث معروف و متواتر ثقلین، فهم دقیق آیات قرآن، بدون بیان و توضیح پیامبر و ائمه معصومین (ع) امکانپذیر نمی­باشد و آنان در حقیقت مبیّن و مفسر واقعی قرآن می­باشند. خداوند در قرآن کریم می­فرماید:« و اَنزلنا الیک الذّکر لتبیّن للنّاس ما نُزّل الیهم»[8] در این آیه شریفه خداوند به پیامبر می­فرماید: ما قرآن (ذکر) را بر تو نازل کردیم تا آنچه که بر امت نازل شده است برای مردم بیان کنی. در این آیه شریفه ، خداوند متعال تبیین آیات را به عهده پیامبر اسلام ، گذاشته است و کسی حق ندارد آیات الهی را تفسیر به رأی نماید چون نتیجه­اش گمراهی و آتش دوزخ می­باشد لذا پیامبر اکرم (صلوات الله علیه وآله)در این­باره فرموده است: هر کس قرآن را به رأی خودش تفسیر کند،جایگاهش آتش جهنم می­شود.[9]

نکته دیگر اینکه «اذا» وقتی همراه فعل ماضی باشد ،معنای آینده می­دهد. که این مطلب مطابق با تصریح اهل لغت می­باشد و کلمه «اذا» هم کلمه­ایست که برای مستقبل بکار می­رود؛مثلاً در لسان العرب چنین آمده است : «اذا»اسمی است که دلالت بر زمان مستقبل می­کند.[10]و در آیاتی هم که فعل ماضی آمده، ولی اذا ندارد،به قرینه آیات دیگر مسلّم است که دلالت بر آینده دارد.

از طرف دیگر اینگونه نیست که تمام آیات مربوط به قیامت، با فعل ماضی بیان شده باشد،بلکه بعضی آیات مربوط به قیامت با فعل مضارع آمده که دلالت بر آینده می­کند؛مثلاً در سوره قارعه آمده است:«یوم یکون الناس کالفراش المبثوث و تکون الجبال کالعهن المنفوش»[11]شاهد در اینجا کلمه یکون و تکون است که ماضی نمی­باشد؛و یا این آیه «یوم ینفخ فی الصور و نحشر المجرمین یومئذ زُرقا»[12]در اینجا هم کلمه ینفخ و نحشر بصورت مضارع آمده است.موارد دیگری هم هست که در این رابطه می­توان به قرآن کریم مراجعه نمود .

در مورد معنای قیامت هم اگر نگاهی گذرا و سطحی فقط به آیات قرآن داشته باشیم- بدون در نظر گرفتن روایات - متوجه می­شویم که چقدر کلام بهائیت در این مورد سست و بی پایه و اساس است.

بیش از ثلث آیات قرآن،ارتباط با زندگی ابدی دارد:در یک دسته از آیات،بر لزوم ایمان به آخرت تأکید شده،در دسته دیگر ،پیامدهای انکار آن گوشزد شده،در دسته سوم نعمتهای ابدی، و در دسته چهارم، عذابهای جاودان بیان شده است.[13]

با ملاحظه برخی از آیات قرآن که ویژگیهای قیامت را بیان می­کند متوجه می­شویم که دیدگاه بهائیت چقدر متفاوت با قرآن است.اینک به ترجمه بعضی از آیات اشاره می­شود:هنگامیکه آسمان از هم شکافته شود و آن زمان که ستارگان پراکنده شوند و فرو ریزند و آن زمان که قبرها زیر و رو گردد...[14]

در آن هنگام که خورشید در هم پیچیده شود ...[15]در آن هنگام که کوهها به حرکت در آیند...[16]در آن هنگام که پرده از روی آسمان گرفته شود،در آن هنگام که دوزخ شعله ور گردد،در آن هنگام که بهشت نزدیک شود...[17]

همانطور که می بینیم تناسبی بین آیات قرآن و ادعای بهائیت وجود ندارد.

در مورد نفخ صور هم ادعای باطلی دارند؛ این مطلب که صور، توسط اسرافیل،فرشته مقرب الهی دمیده می­شود، امری واضح و روشن است و در روایات معصومین به آن اشاره شده است.

در روایتی از امام سجاد(علیه السلام)از نفخ صور سؤال شد؛ حضرت فرمود:در نفخه اولی خدا به اسرافیل امر می­کند،پس او به دنیا هبوط می­کند(فرود می­آید)و صوری همراه دارد...زمانیکه ملائکه اسرافیل را می­بینند که به دنیا هبوط کرده و صوری به همراه دارد،می­گویند که خداوند اذن داده تا تمام اهل زمین وآسمان بمیرند و...سپس اسرافیل در صور می­دمد و همه جانداران و صاحبان روح می­میرند،سپس خداوند اسرافیل را می­میراند،بعد از مدتی خود خداوند در صور می­دمد و به این واسطه همه زنده می­شوند.[18][که این همان نفخه دوم است].

مقاله

جایگاه در درختواره عقائد فرق - فرق و مذاهب شیعی - بهائیت

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

نحوه تشکیل جو زمین از دیدگاه مولا علی (ع) در نهج البلاغه

و آبهای ساکن را به مواج سرکش برگردانید تا آنجا که آبها روی هم قرار گرفتند و چون قله های بلند کوهها بالا آمدند امواج تند کف های برآمده از آبها را در هوای باز و فضای گسترده بالا بردند تا جایی که از آن هفت آسمان پدید آمد.آسمان پایین را چون موج مهار شده و آسمان بالا را مانند سقف استوار قرار داد.
مباني فكري، انساني و اجتماعي در نهج البلاغه

مباني فكري، انساني و اجتماعي در نهج البلاغه

به عكس در جوامعي كه انسجام و هستي آنها را بايد پيوند دروني، بدون ارتباط با مبداء و مركز خارجي، تامين و تضمين كند، اولويت با نظام است . تازه آن نظام است كه جا و مكان و موقعيت فرد و جمع را در چهارچوب خود و در قلمرو خود مشخص مي كند . نظام حاكم بر فرد و جمع است و كيفيت و نوع حاكميت نظام بر فرد و بر جمع است كه سرنوشت مساله سابق الذكر، يعني اصالت فرد يا اصالت جمع را مشخص مي كند .
انسان شناسی

انسان شناسی

آنگاه از روحی که آفرید در آن دمید تا به صورت انسانی زنده درآمد، دارای نیروی اندیشه، که وی را به تلاش اندازد، و دارای افکاری که در دیگر موجودات، تصرّف نماید. به انسان اعضاء و جوار حی بخشید، که در خدمت او باشند، و ابزاری عطا فرمود، که آنها را در زندگی بکار گیرد،
انسان شناسی از منظر نهج البلاغه

انسان شناسی از منظر نهج البلاغه

نهج البلاغه یک شاهکار ادبی در تعلیمات اسلامی است که در آن توجه به عزّت و کرامت انسان و سلامت عقل و روان از اهمیت بسزایی برخوردار است. سخنان حکمت آمیز این کتاب که با عقل و اندیشه آدمی سروکار دارند حقایق بسیار متعالی و معانی بسیار ژرفی را در مورد شناخت خدا، انسان، و جهان با فصاحت و بلاغت تمام بیان می کنند و آگاهی های ارزشمندی را در هریک از این زمینه ها ارائه می دهند. خطابه ها احساسات راکد انسان را در جهت ستیز با فساد و تباهی و بی عدالتی بر میانگیزند، و موعظه ها انسان را از خواب غفلت بیدار و خطراتی را که می توانند دل و روان آدمی را ضعیف و بیمار کنند یادآور می شوند.

پر بازدیدترین ها

انسان شناسی از منظر نهج البلاغه

انسان شناسی از منظر نهج البلاغه

نهج البلاغه یک شاهکار ادبی در تعلیمات اسلامی است که در آن توجه به عزّت و کرامت انسان و سلامت عقل و روان از اهمیت بسزایی برخوردار است. سخنان حکمت آمیز این کتاب که با عقل و اندیشه آدمی سروکار دارند حقایق بسیار متعالی و معانی بسیار ژرفی را در مورد شناخت خدا، انسان، و جهان با فصاحت و بلاغت تمام بیان می کنند و آگاهی های ارزشمندی را در هریک از این زمینه ها ارائه می دهند. خطابه ها احساسات راکد انسان را در جهت ستیز با فساد و تباهی و بی عدالتی بر میانگیزند، و موعظه ها انسان را از خواب غفلت بیدار و خطراتی را که می توانند دل و روان آدمی را ضعیف و بیمار کنند یادآور می شوند.
اشاره حضرت علی(ع) به معلق بودن زمین در فضا

اشاره حضرت علی(ع) به معلق بودن زمین در فضا

امام على عليه السلام : [خداوند] زمين را ايجاد كرد و آن را نگه داشت، بى آن كه وى را مشغول سازد. و آن را بر جايى بدون قرار استوار كرد و بى هيچ پايه اى بر پايش داشت و بى هيچ ستونى برافراشتش و آن را از كجى و انحراف نگاه داشت و از افتادن و شكافتن آن جلوگيرى كرد .
No image

نحوه تشکیل جو زمین از دیدگاه مولا علی (ع) در نهج البلاغه

و آبهای ساکن را به مواج سرکش برگردانید تا آنجا که آبها روی هم قرار گرفتند و چون قله های بلند کوهها بالا آمدند امواج تند کف های برآمده از آبها را در هوای باز و فضای گسترده بالا بردند تا جایی که از آن هفت آسمان پدید آمد.آسمان پایین را چون موج مهار شده و آسمان بالا را مانند سقف استوار قرار داد.
مباني فكري، انساني و اجتماعي در نهج البلاغه

مباني فكري، انساني و اجتماعي در نهج البلاغه

به عكس در جوامعي كه انسجام و هستي آنها را بايد پيوند دروني، بدون ارتباط با مبداء و مركز خارجي، تامين و تضمين كند، اولويت با نظام است . تازه آن نظام است كه جا و مكان و موقعيت فرد و جمع را در چهارچوب خود و در قلمرو خود مشخص مي كند . نظام حاكم بر فرد و جمع است و كيفيت و نوع حاكميت نظام بر فرد و بر جمع است كه سرنوشت مساله سابق الذكر، يعني اصالت فرد يا اصالت جمع را مشخص مي كند .
Powered by TayaCMS