دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

چكار كنيم عاقبت بخير شويم؟

No image
چكار كنيم عاقبت بخير شويم؟

آدم‌هاي قديمی ‌اگركسي براي آنها كار قابل ملاحظه‌اي انجام مي‌داد از اعماق وجودشان دعا مي‌كردند؛ خدا عاقبتت را بخير كند. شايد خوب به مضمون دعا دقت نكرده باشيم. عاقبت بخيري يعني چه؟ چه بايد كرد تا عاقبت بخير شد؟ و نتيجه عاقبت بخيري چيست؟ امام علي (ع) در خطبه ۶۹ نهج البلاغه مي‌فرمايند: و اكظم الغيظ و تجاوز عنه المقدره و احلم عند الغضب... حضرت مي‌فرمايد چهار نكته را رعايت كن تا تضمين كنم عاقبت بخير شوي! حال موشكافانه به كلام ايشان دقت مي‌كنيم، به واژه‌ها، كلمات و عباراتي كه زبان در بيانش الكن است. معناي كظم: در قديم چون ليوان نبود با مشك آب مي‌نوشيدند. هنگام آب خوردن گلوي مشك را سفت مي‌كردند كه آب يك‌باره بيرون نريزد. به اين گرفتن گلوي مشك عرب زبانان «كظم»مي‌گويند. چرا امام(ع) اين لفظ را انتخاب كرده اند؟ (حتماً منظوري در اينجا نهفته است خوب بينديشيم) يعني بايد ما هم گلوي نفس خود را محكم بگيريم و خوب كنترل كنيم تا از دستمان خارج نشود و خرابي و خفگي ايجاد نكند، زيرا همانطور كه رها شدن دهانه مشك، هدر دادن آب را به دنبال دارد (كه آن آب مايع حيات است و از طرفي بسيار با ارزش)، رها شدن نفس نيز رفتارهاي ناشايست به همراه مي‌آورد. و تجاوز عنه: حواست باشد زماني كه مي‌تواني ببخشي انتقام مگير. الان كه در نهايت توانايي هستي از حد خودت تجاوز مكن و انتقام نگير، زيرا لذتي كه در عفو هست در انتقام نيست. از مرتبه پايين و كوچك قضيه نگاه كنيم؛ آيا زماني كه فرزند بر اساس كم تجربه بودن يا نداشتن اطلاعات كافي دچار خبط و اشتباهي گرديد و ما احساس كنيم او از كرده خود نادم است، چشم اغماض بر او نمي‌بنديم؟ باز يك مرحله بالاتر، اگر او براي عذرخواهي بيايد و سر كج نموده و از كرده خودش پشيمان باشد ما در جواب چه خواهيم كرد؟ و يا... در اين صورت كه قدرت عمل داريم و فرد خاطي منتظر عقوبت خود است يك لبخند رضايت يا رفتاري كه نشان‌دهنده رفع كدورت باشد اوضاع في مابين را به كلي تغيير مي‌دهد. پس، پرده تيره و آسمان غمبار افكارمان رو به باز شدن نموده و چشم‌ها را منتظر تلألو پرتو نور و روشنايي مي‌كند. و احلم عند الغضب: حلم داشته باش زماني كه غضبي بر تو عارض شود. هر كس كه داراي قواي عقلاني است بايد خشم و غضب‌اش را كنترل كند. حضرت خطاب به كوته نظران مي‌فرمايد: مغزهايتان، به اندازه اطفال است كسي كه دين داشته باشد اما عقل نداشته باشد خيري در دين او نيست. چرا خشم و غضب را حضرت نكوهش مي‌كند؟ چون پاي منيت به ميان آمده و او خود را به ديگري ترجيح مي‌دهد و حاضر نيست از موضع خود كوتاه بيايد. و اصفح...: تمام وجود خود را از كينه خالي كن. زماني كه در نهايت قدرتي آن زمان «و اصفح». چرا حضرت مي‌فرمايد كينه نداشته باش؟ زيرا وجود كينه باز فضاي دل را كدر و مخدوش مي‌كند و باعث زنگار و غبار بر دل مي‌شود كه امان از تيرگي دل و غفلت انسان ناآگاه و مغرور! اگر اين چهار ويژگي يا به عبارتي چهار دستور درست رعايت شود به شهادت خود حضرت عاقبت بخيري در انتظار فرد عامل است. آيا دقت كرده‌ايد كه چهار نيروي اصلي در وجودمان نهادمان نهفته شده است؛ دو تا خير و دو تا شر. اين نيروها دائماً سعي مي‌كنند كه ساير نيروها را تحت تسلط خودشان درآورند و خداوند نيز جهت قوت بخشيدن به نيروها دو حجت در اختيار ما قرار داده. حجت ظاهري وجود پيامبران و حجت باطني كه همان عقل است. عقل نماينده خدا در درون ماست كه مي‌خواهد تمام اعضا و جوارح ما را تحت تسلط خود گرفته و هدف غايي و نهايي را به دنبال دارد. اگر اين حجت خدايي با دستورات پاك انبيا كه آنان نيز نمايندگان و خلفاي خدا روي زمين هستند همراه و قرين شود در آن صورت هيچ حكم و عملي خارج از فرامين الهي انجام نمي‌پذيرد و هيچ حكمي‌نيست مگر حكم خدا. در مقابل نيز نيروي وهم و خيال در درونمان غوغا مي‌كند كه برگرفته از وسوسه‌هاي شيطاني است. به عبارتي اين قوا، نماينده شيطان در وجود ماست. كساني كه تمام زندگي خود را در اختيار وهم و خيال قرار مي‌دهند زندگي شان در معرض فنا و نابودي است زيرا كار شيطان پاتك زدن است و نيروهاي شيطاني انسان را از تعالي بازمي‌دارد. اما قوه عقل كه يك نيروي رحماني است با خشم و غضب، كينه و انتقام هم‌خواني ندارد اما اگر براي خدا باشد و در راه خدا باشد خشم و غضب معنا پيدا مي‌كند چرا كه پيامبر به مشركان سخت مي‌گرفت و بر آنان غضب مي‌نمود (مانند آيه آخر سوره فتح). زدودن افعال بد (كه داراي نتايج ناگواري نيز هستند) كار راحت و آساني نيست ولي با تمرين و ممارست مي‌توان ملكه وجودي خود نمود. پس كوشا باشيم تا طعم شيرين عاقبت بخيری را بچشيم.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

نحوه تشکیل جو زمین از دیدگاه مولا علی (ع) در نهج البلاغه

و آبهای ساکن را به مواج سرکش برگردانید تا آنجا که آبها روی هم قرار گرفتند و چون قله های بلند کوهها بالا آمدند امواج تند کف های برآمده از آبها را در هوای باز و فضای گسترده بالا بردند تا جایی که از آن هفت آسمان پدید آمد.آسمان پایین را چون موج مهار شده و آسمان بالا را مانند سقف استوار قرار داد.
مباني فكري، انساني و اجتماعي در نهج البلاغه

مباني فكري، انساني و اجتماعي در نهج البلاغه

به عكس در جوامعي كه انسجام و هستي آنها را بايد پيوند دروني، بدون ارتباط با مبداء و مركز خارجي، تامين و تضمين كند، اولويت با نظام است . تازه آن نظام است كه جا و مكان و موقعيت فرد و جمع را در چهارچوب خود و در قلمرو خود مشخص مي كند . نظام حاكم بر فرد و جمع است و كيفيت و نوع حاكميت نظام بر فرد و بر جمع است كه سرنوشت مساله سابق الذكر، يعني اصالت فرد يا اصالت جمع را مشخص مي كند .
انسان شناسی

انسان شناسی

آنگاه از روحی که آفرید در آن دمید تا به صورت انسانی زنده درآمد، دارای نیروی اندیشه، که وی را به تلاش اندازد، و دارای افکاری که در دیگر موجودات، تصرّف نماید. به انسان اعضاء و جوار حی بخشید، که در خدمت او باشند، و ابزاری عطا فرمود، که آنها را در زندگی بکار گیرد،
انسان شناسی از منظر نهج البلاغه

انسان شناسی از منظر نهج البلاغه

نهج البلاغه یک شاهکار ادبی در تعلیمات اسلامی است که در آن توجه به عزّت و کرامت انسان و سلامت عقل و روان از اهمیت بسزایی برخوردار است. سخنان حکمت آمیز این کتاب که با عقل و اندیشه آدمی سروکار دارند حقایق بسیار متعالی و معانی بسیار ژرفی را در مورد شناخت خدا، انسان، و جهان با فصاحت و بلاغت تمام بیان می کنند و آگاهی های ارزشمندی را در هریک از این زمینه ها ارائه می دهند. خطابه ها احساسات راکد انسان را در جهت ستیز با فساد و تباهی و بی عدالتی بر میانگیزند، و موعظه ها انسان را از خواب غفلت بیدار و خطراتی را که می توانند دل و روان آدمی را ضعیف و بیمار کنند یادآور می شوند.

پر بازدیدترین ها

انسان شناسی از منظر نهج البلاغه

انسان شناسی از منظر نهج البلاغه

نهج البلاغه یک شاهکار ادبی در تعلیمات اسلامی است که در آن توجه به عزّت و کرامت انسان و سلامت عقل و روان از اهمیت بسزایی برخوردار است. سخنان حکمت آمیز این کتاب که با عقل و اندیشه آدمی سروکار دارند حقایق بسیار متعالی و معانی بسیار ژرفی را در مورد شناخت خدا، انسان، و جهان با فصاحت و بلاغت تمام بیان می کنند و آگاهی های ارزشمندی را در هریک از این زمینه ها ارائه می دهند. خطابه ها احساسات راکد انسان را در جهت ستیز با فساد و تباهی و بی عدالتی بر میانگیزند، و موعظه ها انسان را از خواب غفلت بیدار و خطراتی را که می توانند دل و روان آدمی را ضعیف و بیمار کنند یادآور می شوند.
اشاره حضرت علی(ع) به معلق بودن زمین در فضا

اشاره حضرت علی(ع) به معلق بودن زمین در فضا

امام على عليه السلام : [خداوند] زمين را ايجاد كرد و آن را نگه داشت، بى آن كه وى را مشغول سازد. و آن را بر جايى بدون قرار استوار كرد و بى هيچ پايه اى بر پايش داشت و بى هيچ ستونى برافراشتش و آن را از كجى و انحراف نگاه داشت و از افتادن و شكافتن آن جلوگيرى كرد .
No image

نحوه تشکیل جو زمین از دیدگاه مولا علی (ع) در نهج البلاغه

و آبهای ساکن را به مواج سرکش برگردانید تا آنجا که آبها روی هم قرار گرفتند و چون قله های بلند کوهها بالا آمدند امواج تند کف های برآمده از آبها را در هوای باز و فضای گسترده بالا بردند تا جایی که از آن هفت آسمان پدید آمد.آسمان پایین را چون موج مهار شده و آسمان بالا را مانند سقف استوار قرار داد.
انسان شناسی

انسان شناسی

آنگاه از روحی که آفرید در آن دمید تا به صورت انسانی زنده درآمد، دارای نیروی اندیشه، که وی را به تلاش اندازد، و دارای افکاری که در دیگر موجودات، تصرّف نماید. به انسان اعضاء و جوار حی بخشید، که در خدمت او باشند، و ابزاری عطا فرمود، که آنها را در زندگی بکار گیرد،
Powered by TayaCMS