4 آذر 1396, 15:53
آنچه نسبت به «خود» گفته شد، نسبت به اعضای خاندان نیز باید رعایت کرد؛ مثلاً انسان باید، در محیط خانواده، به پدر و مادر محبّت کند؛ زیرا فرزندان از سویی نوجوان یا جوانند و سرگرم تشکیل زندگی هستند، هم طراوت دارند و هم توانایی و از سوی دیگر، پدر و مادر فرسوده اند و جاذبهای برای آنان ندارند. از این رو دستور اکید دینی است که به پدر و مادر، به ویژه در دوران سالمندی آنها، احترام بگذارید، ولی دین، به ما دستور نداده که به فرزندانتان مخصوصاً در دوران نوزادی آنها علاقهمند باشید؛ چون علاقه نسبت به آنها هست و اگر دستور مجدّد میآمد این علاقه، مضاعف و به جای این که راهگشا باشد راهزن میشد؛ ولی در باره پدر و مادر مخصوصاً در دوران سالمندی آنها چون جاذبه ای در آنها نیست به ما دستور دادهاند که آنان را رها نکنید: ﴿ وَإمّا یبلُغَنَّ عِندکَ الکِبَرَ أحدُهُما أو کلاهُما فَلا تَقُل لَهُما اُفٍ ﴾[1]؛ اگر پدر و یا مادر یا هر دو سالمند شدند، به آنها «اُفّ» نگویید. در باره دنیا هم چنین است. محبّت دنیا در کام همه ما چشانده شده است. از این رو به ما دستور ندادهاند که به دنیا علاقهمند باشید؛ بلکه فرمان دادهاند که علاقه به دنیا را تعدیل کنید.
در باره جامعه نیز به ما دستور دادهاند که ملّت را یک واحد بدانید و دیگران را هم مثل خود تلقّی کنید و در مسائل اجتماعی هیچ سهمی برای دیگران، کمتر از سهم خود قائل نباشید.
ساقی به جام عدل بده باده تا گدا غیرت نیاورد که جهان پر بلا کند این از دشوارترین کارها اخلاق اجتماعی است که ما برای دیگران همان سهمی را قائل باشیم که برای خود قائلیم.
در نصوص دینی ما چند چیز به عنوان «سیّد الاعمال»، یعنی سرآمد کارها، شناخته شده است مانند: رعایت انصاف در رفتار و معاشرت با دیگران، برادری و برابری با دیگران و یاد مستمرّ خدا، چنانکه پیامبر اکرم(صلّی الله علیه وآله وسلّم) به امیرالمؤمنین (علیه السلام) میفرماید: «یا علی سیّد الأعمال ثلاث خصال: إنصافک النّاس من نفسک، ومواساة الأخ فی الله عزّوجل وذکرک الله تبارک وتعالی علی کلّ حال[2]». جامعه با این اعمالی که سیّد سایر کارهاست شکل میگیرد و اسلام برای این که ما را به «سیّد الاعمال» برساند دستورهای رسمی داده است؛ اوّلاً تا چهل خانه را، همسایه یکدیگر قرار داده و رعایت حقوق همسایگی را لازم شمرده است که البتّه این چهل خانه، چهل خانه هندسه فضایی است نه هندسه مسطّح؛ بنابراین، کسانی که در آپارتمانها و برجها زندگی میکنند همان طور که چهل خانه در چهار جهت، همسایه دارند، چهل خانه در طبقات پائین و بالا نیز همسایه دارند. در این فضای وسیع، انسان موظّف است شهری را زیر پوشش حقوق مجاورت خود بگیرد.
در همین فضا همسایه مسجد بودن نیز مطرح است که: «لا صَلاةَ لِجارِ المسجِد اِلاّ فی المَسجد[3]» همسایههای مسجد باید نماز را در آن بخوانند و اگر به جماعت در مسجد موفّق نشوند، لا اقل به صورت «فُرادا» نماز را در مسجد بخوانند تا یکدیگر را در آن جا ببینید و با این کار، محبّت و صفای متقابلی ایجاد شود. بعداز این که مردم، عادت کردند نماز پنجگانه را به جماعت بخوانند هفتهای یک بار، مردم یک منطقه در یک جا برای نماز جمعه حضور پیدا کنند و سپس به آنها دستورداده شده است سالی دو بار نماز عید فطر و قربان را با هم بخوانند.
این اجتماعات شبانه روز در نماز جماعتها و اجتماع هفتگی نماز جمعه، و اجتماع عمومیتر نماز عید فطر و عید قربان، سالی دو بار، زمینه را فراهم میکند تا کنگره عظیم حج، سالی یک بار انجام شود که در آن نه تنها مردم یک کشور، بلکه مردم کشورهای گوناگون در کنار هم جمع میشوند. به این ترتیب، این دین، ستون و همچنین پایههای اصیل خود را بر اساس اُنس و محبّت با دیگران و تفکّر اجتماعی تدوین و تنظیم کرده است و چنین جامعهای هرگز نسبت به دیگران خیانت نمیکند. در حقیقت خیانت به دیگری فرع بر غِشّ و خیانت به خود است. کسی که خود را شناخت هرگز به جامعه خیانت نمیکند و خیانت به مردم، یعنی خیانتهای اجتماعی از خیانتهای فردی به مراتب بدتر است.
کتابخانه هادی
پژوهه تبلیغ
ارتباطات دینی
اطلاع رسانی
فرهیختگان