دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

بنی نضیر

No image
بنی نضیر

كلمات كليدي : علوم قرآن، قرآن پژوهي، يهود،بني نضير، پيمان شكني

نویسنده : علی محمودی

"بنی‌نضیر" از دو کلمه تشکیل شده است:

1- بنی (بنین): جمع "اِبن" که در لغت به معنی "پسر" است[1] و از ریشه بُنی به معنی ساختن عمارت و بناست، نامیدن فرزند به "ابن" از این جهت است که پدرش او را ساخته است.[2]

2- نضیر: مشتق از النضر والنضارة به معنی طراوات و زیبایی[3] یا طلا[4] می‌باشد.

"بنی‌نضیر" طایفه‌ای از یهودیان ساکن در مدینه بودند که در روند حوادث صدر اسلام نقش داشتند، روابط قبیلگی، توان بالای نظامی و اقتصادی و دامنه نفوذ فرهنگی آنان، باعث چنین جایگاهی شده بود.[5]

نَسَب بنی‌نضیر:

در نسب یهودیان بنی‌نضیر میان مفسران اختلاف است برخی، آنان را طایفه‌ای از قبیله‌ جذام بن عدی می‌دانند که یهودی شدند و در کوه نضیر اقامت یافتند و از آن پس به نام این کوه خوانده شدند.[6] یا اینکه نضیر نام جد این قبیله است[7]، برخی دیگر آنان را اصالتاً از اهل حجاز نمی‌دانند و چون در کتب مذهبی خود، خوانده بودند که پیامبری از سرزمین مدینه ظهور خواهد کرد به آنجا کوچ کردند[8] و در این نظر، نسب بنی‌نضیر را از نسل هارون بن عمران و از بنی‌اسرائیل می‌دانند که بعد از جنگ رومیان به یثرب گریختند.[9]

بنی‌نضیر در محله‌ای که دارای دیوار و نخلستان بود، سکونت داشتند، به دین خود سخت پایبند بودند و با طایفه‌ بزرگ خزرج همپیمان شدند، با پیامبر (ص) نیز پیمان بسته بودند که با مسلمانان جنگ نکنند[10] و در صورت حمله دشمنان مدینه، در کنار مسلمانان به دفاع بپردازند و از برقراری روابط اقتصادی با قریش خودداری کنند.[11]

یاد کرد قرآن از یهود بنی‌نضیر:

در قرآن به نام یهود بنی‌نضیر تصریح نشده است، اما آیاتی از قرآن در مورد ایشان، مخصوصاً به پیمان‌شکنی آنان پرداخته است.

بخش عمده‌ای از سوره شریفه "حشر" درباره این قوم می‌باشد به طوری که نام دیگر این سوره را بنی‌نضیر گفته‌اند؛ در پی حادثه‌ای در بئر معونه، چند تن از صحابه توسط عامر بن طفیل و گروهی دیگر به قتل رسیدند، یکی از ایشان که جان سالم به در برده بود در راه مدینه دو تن از بنی عامر را که در صلح با پیامبر (ص) بودند کشت، بنی‌عامر خواستار خونبها شدند، پیامبر (ص) برای پرداخت خونبها از بنی‌نضیر که همپیمان بنی‌عامر بودند یاری طلبید. یهودیان پذیرفتند و در حالی که در صلح با پیامبر (ص) بودند اما پنهانی تصمیم گرفتند پیامبر را به قتل برسانند، پیامبر (ص) توسط وحی از این توطئه آگاه شد و به مدینه برگشت[12]و همراه سپاهی به سوی بنی‌نضیر لشکرکشی کرد و این طایفه پیمان شکن را به مدت 6 تا 20 شب محاصره کردند.[13]

عبدالله بن ابی رئیس منافقان، بنی‌نضیر را از اطاعت پیامبر (ص) بازداشت و به ایشان وعده همراهی و دفاع داد[14] اما این وعده هرگز تحقق نیافت.[15]

« لَئِنْ أُخْرِجُوا لَا یَخْرُجُونَ مَعَهُمْ وَلَئِن قُوتِلُوا لَا یَنصُرُونَهُمْ وَلَئِن نَّصَرُوهُمْ لَیُوَلُّنَّ الْأَدْبَارَ ثُمَّ لَا یُنصَرُونَ »[16]

«اگر آنها را بیرون کنند با آنان بیرون نمی‌روند و اگر با آنها پیکار شود یاریشان نخواهند کرد و اگر یاریشان کنند پشت، به میدان کرده، فرار می‌کنند، سپس کسی آنان را یاری نمی‌کند »

در ادامه محاصره، پیامبر (ص) دستور می‌دهد، درختان نخل ایشان بریده شود، به دلیل این که یهودیان به اموال خود علاقه شدیدی داشتند و این کار باعث تحریک ایشان می‌شد دلیل دیگری که ذکر شده، اینکه آن نخل‌ها مانع مانور سریع مسلمین بود[17] و در اعتراض یهودیان به این امر آیه‌ای نازل شد که این کار به اذن خدا بوده است.[18]

به هر حال بنی‌نضیر سرانجام تسلیم شدند و به غیر از دو تن از ایشان که مسلمان شدند، بقیه مال و سلاحشان را رها کردند.[19]

برخی به اذرعات شام و تعداد کمی به خیبر و گروهی به حیره تبعید شدند.[20]قرآن داستان تخریب قلعه بنی‌نضیر و فرار آنها را چنین بیان می‌کند:

«... مَا ظَنَنتُمْ أَن یَخْرُجُوا وَظَنُّوا أَنَّهُم مَّانِعَتُهُمْ حُصُونُهُم مَََِّنَ اللَّهِ فَأَتَاهُمُ اللَّهُ مِنْ حَیْثُ لَمْ یَحْتَسِبُوا وَقَذَفَ فِی قُلُوبِهِمُ الرُّعْبَ یُخْرِبُونَ بُیُوتَهُم بِأَیْدِیهِمْ وَأَیْدِی الْمُؤْمِنِینَ »[21]

«....گمان نمی‌کردید آنان خارج شوند و خودشان نیز گمان می‌کردند که درهای محکمشان آنها را از عذاب الهی مانع می‌شود اما خداوند از آن‌جا که گمان نمی‌کردند به سراغشان آمد و در دلهایشان ترس و وحشت افکند به گونه‌ای که خانه‌های خود را با دست خویش و با دست مؤمنان ویران می‌کردند...»

غنائم بنی‌نضیر:

چون جنگی در بین آنها صورت نگرفت، تصرف اموال باقی مانده بر عهده پیامبر بود، حضرت با توافق انصار، اموال را در اختیار مهاجرین قرار داد[22] و عمده زمین‌ها نیز در اختیار خود پیامبر (ص) قرار داشت و ایشان خود در آن کشاورزی می‌کردند.[23]

مقاله

نویسنده علی محمودی
جایگاه در درختواره علوم قرآن و حدیث - قرآن پژوهی - علوم قرآنی - تاریخ قرآن - اعلام و اشخاص

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

پیشرفت علمی (Scientific progress)

کار نظریه پیشرفت علمی فقط این نیست که به تشریح و توصیف نمونه‌ها و الگوهایی بپردازد که علم به واقع از آنها پیروی کرده است، بلکه باید ارزش‌ها یا اهدافی را مشخص سازد که بتوانیم آنها را به عنوان شاخص‌هایی برای تعیین "علم خوب" به کار گیریم. علاوه بر این، به سبب همین پیشرفت علمی است که جامعه‌ی علمی به کار خویش افتخار می‌ورزد و خود را نمونه‌ی بی‌رقیب عقلانیت نهادینه شده می‌داند.
تقلید معقول با شعور شهروندی تعارضی ندارد-قسمت اول

تقلید معقول با شعور شهروندی تعارضی ندارد-قسمت اول

پرسش‌های بنیادین انسان درباره جهان هستی و چگونگی تفسیر آن، تاریخی به درازای اندیشه بشری دارد.
رابطه اخلاق و سیاست در نظریه ارسطو

رابطه اخلاق و سیاست در نظریه ارسطو

سیاست و اخلاق از جمله موضوعاتی است که فصل خاصی از تاملات فکری و پژوهشهای فلسفی ارسطو را به خود اختصاص داده است.
سیاست اخلاقی و اخلاق سیاسی

سیاست اخلاقی و اخلاق سیاسی

در اندیشه امام علی (ع)، «دولت» به معنای نهاد دارنده و اِعمال کننده قدرت برای تحقق غایت نهایی است و معاصی ای چون سلطه و برتری جویی در آن راه ندارد.
No image

فلسفه تاریخ نزد متفکران ایران و اسلام

از جمله دانش‌هایی که در پرتو ظهور اسلام نمو یافت و واجد شکوفایی افزون شد، دانش تاریخ و به تبع آن فن تاریخ نگاری بود. آنچه روشن است مورخان مسلمان که البته بیشترین آنان ایرانی بودند با وجود بهره گرفتن از فرهنگ‌های مختلف، در تاریخ نگاری به گونه‌ای بنیانگذار و پیشتاز بوده‌اند. اما براستی مسلمانان در تاریخ چه دیدند که چنین بدان روی آوردند؟

پر بازدیدترین ها

فلسفه چیست؟

فلسفه چیست؟

فلسفه حوزه‌ای از دانش بشری است که به پرسش و پاسخ درباره مسائل بسیار کلی و جایگاه انسان در آن می‌پردازد؛ مثلاً این که آیا جهان و ترکیب و فرآیندهای آن به طور کامل مادی است؟
No image

پیشرفت علمی (Scientific progress)

کار نظریه پیشرفت علمی فقط این نیست که به تشریح و توصیف نمونه‌ها و الگوهایی بپردازد که علم به واقع از آنها پیروی کرده است، بلکه باید ارزش‌ها یا اهدافی را مشخص سازد که بتوانیم آنها را به عنوان شاخص‌هایی برای تعیین "علم خوب" به کار گیریم. علاوه بر این، به سبب همین پیشرفت علمی است که جامعه‌ی علمی به کار خویش افتخار می‌ورزد و خود را نمونه‌ی بی‌رقیب عقلانیت نهادینه شده می‌داند.
فلسفه علم

فلسفه علم

فلسفه علم یا فلسفه علوم شاخه‌ای ست از فلسفه که به مطالعه تاریخ، ماهیّت، اصول و مبانی، شیوه‌ها، ابزارها، و طبیعتِ نتایجِ به دست آمده در علومِ گوناگون همّت می‌گمارد. فلسفه علم، از لحاظِ علمِ موردِ بررسی خود به زیرشاخه‌هایِ متعدّدی تقسیم می‌گردد.
فلسفه تاریخ از دیدگاه ابوالفضل بیهقی

فلسفه تاریخ از دیدگاه ابوالفضل بیهقی

تاریخ و نگارش آن در روزگار اسلامی، رشد فزاینده‌ای پیدا کرد و البته این امر جز با همت تاریخ نگارانی که بیشترین آنان ایرانی تبار بودند، میسر نشد. مورخان مسلمان رویدادهای تاریخی را مخلوق اراده و مشی پروردگار می‌دانستند.
فلسفه مارکسیسم

فلسفه مارکسیسم

فلسفه مارکسیسم، فلسفه معروفی در جهان امروز می‌باشد که تقریباً پرنفوذترین و بحث انگیزترین فلسفه‌هاست و پاسخ همه سوالها را به مردم می‌دهد و کاملترین توضیح را درباره دنیا و تاریخ و زندگی به طور کلی فراهم می‌کند و به هر چیز و هر کس مقصودی اختصاص می‌دهد.
Powered by TayaCMS