دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

حب خدا و حب دنیا

حضرت رسول اکرم (ص) فرمودند: «دوست داشتن دنیا، اصل هر معصیتی، و اول هر گناهی است.» (میزان الحکمه، ج4، ص 79)
حب خدا و حب دنیا
حب خدا و حب دنیا

قال رسول الله(ص): «حُبُّ الدُّنیا اَصلُ کُلِّ مَعصِیَةٍ وَ اَوَّلُ کَلِّ ذَنبٍ»

 

حب دنیا

 حب خدا و حب دنیا با هم جمع نمی شوند و پیروى از خدا و پیروی از هوى و هوس در یک دل نمی گنجند. باید به این نکته توجه داشت که انسان دارای دو دل نیست که با یکى خداى تعالى را پرستش کند و با آن کار خدائى انجام دهد  و با دیگرى دنیا خواهی و شهوت پرستی کند. چنانچه خداوند سبحان در قرآن می فرماید: ما جَعَلَ اللَّهُ لِرَجُلٍ مِنْ قَلْبَیْنِ فی‌ جَوْفِه‌ (سوره الاحزاب/ آیه 4) خدا براى کسى در درونش دو قلب و دل قرار نداده است.

مولای متقیان علی(علیه السلام) نیز در مورد رسوخ محبت دنیا در دل مومنین این گونه سفارش می کنند که:

 أَیُّهَا النَّاسُ إِیَّاکُمْ وَ حُبَّ الدُّنْیَا فَإِنَّهَا رَأْسُ کُلِّ خَطِیئَةٍ وَ بَابُ کُلِّ بَلِیَّةٍ وَ قِرَانُ کُلِّ فِتْنَةٍ وَ دَاعِی کُلِّ رَزِیَّة[1]

ای مردم: بپرهیزید از علاقه به دنیا، حب دنیا منشأ هر گناهى است و درب هر بلا و سبب هر فتنه و موجب هر مصیبت است.‌

مرحوم نراقی (ره) در معراج السعاده می نویسد: اگر دنیا طلا بود و آخرت سُفال، انسان عاقل نمی‌آمد، طلای فانی را بگیرد و سفال باقی را رها کند، چه رسد به اینکه قصه بر عکس است، یعنی آخرت طلا و دنیا سفال است و همچنین ایشان می‌فرمایند: روزی حضرت موسی (ع) به مردی گذشت که از ترس خدا می‌گریست چون برگشت باز او را گریان دید، مناجات کرد که بار خدایا این بنده تو از خوف تو گریان است حق تعالی به او خطاب کرد، ای پسر عمران؛ اگر آن قدر گریه کند که اشک چشمش با آب دماغ او مخلوط شود و بیرون آید و دست های خود را آن قدر در درگاه ما بلند نگاه دارد که از بدن او ساقط شوند او را نخواهم آمورزید به جهت آن که او دنیا را دوست دارد.[2]

دنیا همه هیچ و کار دنیا همه هیچ                 ای هیچ زبهر هیچ بر هیچ مپیچ

خداوند به پیامبرش حضرت موسی بن عمران (علیه السلام)، در مورد محبت دنیا این گونه وحی می‌کند: اى موسى، اگر من تو را به حال خودت وامى‌گذاشتم تا به دنیا نگاه کنى، آن وقت حب دنیا و لذات ظاهرى آن بر تو غلبه مى‌کرد.

اى موسى، در اعمال خیر با اهلش مذاکره کن و آنها را به طرف عمل خیر بکشان. زیرا عمل خیر مانند نامش خیر است. از دنیا آنچه را نیاز ندارى ترک کن (یعنى از مال دنیا فقط به اندازه نیازت استفاده کن). چشمت را به آن چیزهاى خیره‌کننده دنیا مدوز و به کسانى هم که ما آنها را با دادن دنیا به حال خود گذاشته‌ایم خیره مشو.

و بدان که ابتداى هر فتنه، دوست داشتن دنیا است. هرگز به کسانى که مال زیاد دارند غبطه مخور. چون زیادى مال سبب زیاد شدن گناهان مى‌گردد. براى این که بواسطه زیاد شدن مال، حقوقى بر آنها واجب مى‌شود و آنها این حقوق را ادا نمى‌کنند. و به کسانى هم رشک مبر که مى‌بینى مردم از آنها راضى هستند.

بلکه باید بدانى که خداوند هم از او راضى است یا خیر. و به کسانى که مردم از آنها اطاعت مى‌کنند رشک مبر. زیرا اگر اطاعت مردم از او به خاطر حق نباشد، هم خود او هلاک مى‌شود و هم پیروانش‌[3]

حال دنیا را بپرسیدم من از فرزانه‌ای              گفت یا خوابی است یا وهمی است یا فسانه‌ای

گفتمش احوال عمرم را بگو تا عمر چیست       گفت یا برقی است یا شمعی است یا پروانه‌ای

گفتمش اینان که می بینی چرا دل بسته‌اند        گفت یا خوابند یا مستند یا دیوانه‌ای

این همه حرفها در مورد دنیایی است که تو را از آخرت و خدا غافل کند والا دنیا تجارت‌گاه اولیاء الله است و آنچه در آیات و روایات، در مذمت دنیا آمده است به این معنا نیست که دنیا به خودی خود ناپسنداست، بلکه نحوه استفاده از آن می‌تواند ناپسند یا نیکو باشد؛ یعنی اگر به دنیا دل ببندی و علاقه به زینت آلات و زیبایی‌های آن، تو را از آخرت و کارهای خیر باز بدارد، نه تنها این دنیای مذموم و ناپسند است بلکه موجب هلاکت تو خواهد شد. در غیر این صورت اگر دنیا نباشد آدمی نمی‌تواند به مقامات عالیه در آخرت برسد، باید در دنیا نماز، روزه، مبارزه با نفس، تحصیل علم، آثار باقیات الصالحات و غیره باشد تا در آخرت آدمی محبوب خدا و اهل بیت علیهم السلام باشد لذا امام صادق (علیه السلام) می‌فرمایند:

نِعمَ العَونُ الدنیا عَلَی الآخِرَة؛

دنیا کمک خوبی برای آخرت است.[4]

و همچنین از امام حسن (علیه السلام) نقل شده که فرمودند:

اِعمَل لِدُنیاکَ کَاَنَّکَ تَعِیشُ اَبَداً، وَ اعمَل لِآخِرَتِکَ کَاَنَّکَ تَمُوتُ غَداً؛

برای دنیا خود چنان کار کن، که گویا همیشه زنده‌ای، و برای آخرتت چنان کار کن که گویا فردا می‌میری.[5]

با این وجود اگر آیات و روایات را که درباره دنیا آمده است همه را با هم جمع کنیم متوجه خواهیم شد که مذمت آن، بیشتر از مدح آن شده است و این به خاطر آن است که نوع انسان، زمانی که رو به دنیا بیاورد، توجهش به مسائل اخلاقی و تربیتی و آخرتی کم می‌شود. این مضمون در روایتی از رسول گرامی اسلام حضرت ختمی مرتبت محمد مصطفی (صلوات الله و سلامه علیه) فرمودند:

اَلدُّنیا وَالآخِرَةُ کَالمغرِبِ وَ المَشرِقِ، فَاذا قَربتَ مِن واحدَةٍ بَعُدتَ مِنَ الاُخری؛

 دنیا و آخرت مانند مشرق و مغرب هستند، هرگاه به یکی نزدیک شوی، از دیگری دور خواهی شد.[6]

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

مطلب مکمل

سلسله کتب موسوعه كلمات الرسول الاعظم (ص) ⠕ جلدي)

سلسله کتب موسوعه كلمات الرسول الاعظم (ص) (15 جلدي)

پيامبر اعظم (صلي الله عليه و آله) روح همه انبياء اولياء و شهدا بوده و جان اين جهان است. شريعت او كامل ترين و جامع ترين شريعت ها و در بردارندة همة جنبه هاي فردي و اجتماعي آنان مي باشد، از اين رو چون خود، اعظم رسولان است شريعت او نيز اعظم شرايع است و سيره هاي رفتاري و سلوك هاي فردي و اجتماعي او آيينة تمام نماي انبياي الهي است و سخنان او پيام رسان عظيم ترين مفاهيم الهي و راهنماي كمال و سعادت براي انسان ها است؛ فهم سخنانش انسان ها را از ظلمت ها جهل به نور هدايت مي كشاند و فرموده هايش با فطرت انسان ها هموار بوده و به دل و جان آنها روح عبوديت و ذكر حق القا مي كند.

جدیدترین ها در این موضوع

No image

پیشرفت علمی (Scientific progress)

کار نظریه پیشرفت علمی فقط این نیست که به تشریح و توصیف نمونه‌ها و الگوهایی بپردازد که علم به واقع از آنها پیروی کرده است، بلکه باید ارزش‌ها یا اهدافی را مشخص سازد که بتوانیم آنها را به عنوان شاخص‌هایی برای تعیین "علم خوب" به کار گیریم. علاوه بر این، به سبب همین پیشرفت علمی است که جامعه‌ی علمی به کار خویش افتخار می‌ورزد و خود را نمونه‌ی بی‌رقیب عقلانیت نهادینه شده می‌داند.
تقلید معقول با شعور شهروندی تعارضی ندارد-قسمت اول

تقلید معقول با شعور شهروندی تعارضی ندارد-قسمت اول

پرسش‌های بنیادین انسان درباره جهان هستی و چگونگی تفسیر آن، تاریخی به درازای اندیشه بشری دارد.
رابطه اخلاق و سیاست در نظریه ارسطو

رابطه اخلاق و سیاست در نظریه ارسطو

سیاست و اخلاق از جمله موضوعاتی است که فصل خاصی از تاملات فکری و پژوهشهای فلسفی ارسطو را به خود اختصاص داده است.
سیاست اخلاقی و اخلاق سیاسی

سیاست اخلاقی و اخلاق سیاسی

در اندیشه امام علی (ع)، «دولت» به معنای نهاد دارنده و اِعمال کننده قدرت برای تحقق غایت نهایی است و معاصی ای چون سلطه و برتری جویی در آن راه ندارد.
No image

فلسفه تاریخ نزد متفکران ایران و اسلام

از جمله دانش‌هایی که در پرتو ظهور اسلام نمو یافت و واجد شکوفایی افزون شد، دانش تاریخ و به تبع آن فن تاریخ نگاری بود. آنچه روشن است مورخان مسلمان که البته بیشترین آنان ایرانی بودند با وجود بهره گرفتن از فرهنگ‌های مختلف، در تاریخ نگاری به گونه‌ای بنیانگذار و پیشتاز بوده‌اند. اما براستی مسلمانان در تاریخ چه دیدند که چنین بدان روی آوردند؟

پر بازدیدترین ها

فلسفه چیست؟

فلسفه چیست؟

فلسفه حوزه‌ای از دانش بشری است که به پرسش و پاسخ درباره مسائل بسیار کلی و جایگاه انسان در آن می‌پردازد؛ مثلاً این که آیا جهان و ترکیب و فرآیندهای آن به طور کامل مادی است؟
No image

پیشرفت علمی (Scientific progress)

کار نظریه پیشرفت علمی فقط این نیست که به تشریح و توصیف نمونه‌ها و الگوهایی بپردازد که علم به واقع از آنها پیروی کرده است، بلکه باید ارزش‌ها یا اهدافی را مشخص سازد که بتوانیم آنها را به عنوان شاخص‌هایی برای تعیین "علم خوب" به کار گیریم. علاوه بر این، به سبب همین پیشرفت علمی است که جامعه‌ی علمی به کار خویش افتخار می‌ورزد و خود را نمونه‌ی بی‌رقیب عقلانیت نهادینه شده می‌داند.
فلسفه تاریخ از دیدگاه ابوالفضل بیهقی

فلسفه تاریخ از دیدگاه ابوالفضل بیهقی

تاریخ و نگارش آن در روزگار اسلامی، رشد فزاینده‌ای پیدا کرد و البته این امر جز با همت تاریخ نگارانی که بیشترین آنان ایرانی تبار بودند، میسر نشد. مورخان مسلمان رویدادهای تاریخی را مخلوق اراده و مشی پروردگار می‌دانستند.
نقدی بر مبانی واصول نظری عرفان کیهانی

نقدی بر مبانی واصول نظری عرفان کیهانی

یکی از مباحثی که درحوزه فکر و اندیشه درجامعه کنونی ما مطرح است، بحث ظهور و بروز جریان‌های شبه عرفان یا عرفان‌های کاذب و یا عرفان‌های منهای خدا و شریعت است.
تاریخ وفلسفه تاریخ

تاریخ وفلسفه تاریخ

تاریخ موجودیتی آفاقی / برون ذات (objective) که مستقل از انسان باشد ندارد.
Powered by TayaCMS