دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

فرقه حربیه Hrbyh

No image
فرقه حربیه Hrbyh

نویسنده : سيد حسين ميرنور الهي

كلمات كليدي : حربيه، حارثيه ، جناحيه، هاشميه ، كيسانيه

تفرقات و انشعابات مذهبی معمولا به دلیل اختلاف در رهبر فرقه متجلی می­شود. رهبر بخاطر جایگاه اصلی در فرقه و هدایت آن از عوامل موجودیت فرقه و تمایز آن از دیگر فرق است. این عامل در بسیاری از فرق حضور مؤثر دارد. در این مقاله با پیگیری این عامل به تشکیل فرقه حربیه اشاره می­شود. برای شناخت فرقه حربیه ابتدا به بررسی فرقه­ای که حربیه از او منشعب شده می­پردازیم.

فرقه هاشمیه

فرقه ایست که با مرگ محمد بن حنفیه فرزند امیرالمومنین علی علیه السلام با قبول به رهبری فرزندش ابوهاشم عبدالله بن محمد در دامن کیسانیه بوجود آمد.[1] تمام قدرتی که کیسانیه آن را بدست آورده بود به هاشمیه منتقل شد اما با وفات ابوهاشم این فرقه به گسست جدی برخورد نمود زیرا ترور ابوهاشم و مرگ ناگهانی او زمینه را برای فرصت طلبان آماده ساخت تا با مدعی شدن وصایت از جانب او به تشکیل فرقه­ای دست بزنند و یا توسط فرصت طلبان عده­ای به وصایت از ابوهاشم اعلام شوند.[2] علاوه بر اینکه عده­ای مرگ او را منکر شده و قایل به غیبت او شدند.[3]

وصایت ابوهاشم

کسانی که بعد از وفات ابوهاشم به رهبری و وصایت ازجانب او ادعا کردند و یا اعلام شدند عبارتنداز: [4]

1.محمد بن علی بن عبدالله بن عباس بن عبدالمطلب

2.عبدالله بن معاویه بن عبدالله بن جعفر ذی الجناحین

3.علی بن محمد بن الحنفیه

4.حسن بن علی بن محمد بن الحنفیه

5.عبدالله بن عمروبن حرب الکندی

6.بیان بن سمعان التمیمی

به این ترتیب بعد ازفرقه هاشمیه به علت اختلاف در جانشینی او با فرقی نوظهور و یا در حال ظهور مانند راوندیه، عباسیه، جناحیه، کیسانیه مطلق، حربیه و بیانیه روبرو می­شویم که بیشتر این فرق از گروه غلات نیز می­باشند.

تشکیل حربیه

با وفات ابوهاشم عده ای از مردم با روی آوردن به شخصی به نام عبدالله بن عمرو بن حرب کندی او را به جانشینی برگزیدند و چنین اعتقاد داشتند که روح ابوهاشم به عبدالله منتقل شده و با این تفکر برای رهبرخویش چهره­ای ملکوتی آراستند و در نتیجه فرقه خود را نیز معطر از روحانیت رهبر خویش وانمود کردند.

طرفداران عبدالله قایل بودند که از طرف ابوهاشم نص بر وصایت و امامت عبدالله بن عمروبن حرب کندی وجود دارد و با این ادعا وجهه قانونی رهبر و فرقه خود را آسیب ناپذیر جلوه دادند.[5] به این ترتیب حربیه که یکی از منشعبات از فرقه هاشمیه محسوب می­شود تشکیل شد.

اعتقادی افراطی

با در­نظر گرفتن مذهب شیعه و عقاید این مکتب و شناخت صحیح آن به این نتیجه می­رسیم که غلو اعتقادی باطل است و خط قرمز این مکتب محسوب می­شود و هر فرقه­ای که خود را منسوب به شیعه می­کند با وجود این عقیده افراطی از شیعه جدا می­شود. با حفظ این نکته گفته شده است که فرقه حربیه قایل به الوهیت عبدالله بن عمرو بن کندی شده و به سبب این اعتقاد در زمره غلات واقع شده­اند[6] و از شیعه خارج شده است.

شخصیت عبدالله رهبر فرقه حربیه

او را از جمله افرادی از رهبران فرق برشمرده­اند که قایل به نص بر امامت علی امیرالمومنین علیه السلام است و همچنین باید امامت را به محمد بن الحنفیه و فرزندش ابوهاشم برساند و معتقد به کیسانیه و نیز هاشمیه باشد. همچنین او با ادعای وصایت وامامت خود از رهبرانی محسوب می­شود که امامت را از بنی هاشم خارج نمود.[7]

رد صلاحیت رهبر و سقوط فرقه

او صلاحیت رهبری فرقه و جانشینی از ابوهاشم را نداشته و غلوی که در مورد او ساختند تا روح ابوهاشم را در او جایگزین کنند و روحانیتی به رهبر فرقه بدمند کارگر نشد و بعد از مدتی که نادانی و بی­دینی او محرز شد یارانش بر خیانت و کذب او مطلع شدند وازاوروی برتافتند وصلاحیت او برای ادامه رهبری رد شد و حربیه در این مقطع با بحران عدم مشروعیت به سقوط گرایید. [8]

شاگردی عبدالله بن سبا

از جمله مطالبی که باید در شخصیت­ها و رهبران فرقه­ها توجه شود این مطلب است که عقیده و ساختار اعتقادی خود را از چه کسی اخذ کرده­اند با روشن شدن این تحقیق نتیجه مطلوبی در شناخت شخصیتها بوجود می­آید. ابن ابی الحدید عبدالله بن عمرو بن حرب کندی را شاگرد و از مبلغین آرای ابن سبا معرفی کرده و گفته است:

قال أصحاب المقالات و اجتمع إلى عبد الله بن سبإ بالمداین جماعة على هذا القول منهم عبد الله بن صبرة الهمدانی و عبد الله بن عمرو بن حرب الکندی و آخرون غیرهما و تفاقم أمرهم‌و شاع بین الناس قولهم و صار لهم دعوة یدعون إلیها..... [9]

اصحاب آراء گفته­اند که در مداین جمعی به عبدالله بن سبا پیوستند که قایل به بدعت او بودند. از جمله ایشان عبدالله بن صبره همدانی و عبد الله بن عمرو بن حرب الکندی و دیگران بودند که امورشان بر وفق بود و قولشان بین مردم پراکنده شد و صاحب ادعایی شدند که مردم را به آن می خواندند.

از این کلام می­توان چنین برداشت کرد که شخصیت کندی برگرفته شده از ابن سبا و بدعتهای او هست و به همان اندازه که ابن سبا از شیعه دور است و رابطه­ای با مکتب حقه تشیع ندارد، ابن حرب نیز دور است.

استمرار حربیه در جناحیه

با برگشت اطرافیان عبدالله بن عمرو از رهبری او و سقوط فرقه حربیه این عده به دنبال رهبری دیگر در فرقه­ای دیگر شتافتند و چون از دام فرزند عمرو نجات یافتند خود را دربند عبدالله نامی دیگر انداختند و او را در رهبری حمایت نموده و از پیروان او شدند. عبدالله بن معاویه بن عبدالله بن جعفر ذی الجناحین رهبر فرقه جناحیه برای یاران شکست خورده حربیه، رهبری لایق و جناحیه فرقه­ای مطمئن شد.[10]

مقاله

جایگاه در درختواره فرق و مذاهب شیعی - غالیان

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

پیشرفت علمی (Scientific progress)

کار نظریه پیشرفت علمی فقط این نیست که به تشریح و توصیف نمونه‌ها و الگوهایی بپردازد که علم به واقع از آنها پیروی کرده است، بلکه باید ارزش‌ها یا اهدافی را مشخص سازد که بتوانیم آنها را به عنوان شاخص‌هایی برای تعیین "علم خوب" به کار گیریم. علاوه بر این، به سبب همین پیشرفت علمی است که جامعه‌ی علمی به کار خویش افتخار می‌ورزد و خود را نمونه‌ی بی‌رقیب عقلانیت نهادینه شده می‌داند.
تقلید معقول با شعور شهروندی تعارضی ندارد-قسمت اول

تقلید معقول با شعور شهروندی تعارضی ندارد-قسمت اول

پرسش‌های بنیادین انسان درباره جهان هستی و چگونگی تفسیر آن، تاریخی به درازای اندیشه بشری دارد.
رابطه اخلاق و سیاست در نظریه ارسطو

رابطه اخلاق و سیاست در نظریه ارسطو

سیاست و اخلاق از جمله موضوعاتی است که فصل خاصی از تاملات فکری و پژوهشهای فلسفی ارسطو را به خود اختصاص داده است.
سیاست اخلاقی و اخلاق سیاسی

سیاست اخلاقی و اخلاق سیاسی

در اندیشه امام علی (ع)، «دولت» به معنای نهاد دارنده و اِعمال کننده قدرت برای تحقق غایت نهایی است و معاصی ای چون سلطه و برتری جویی در آن راه ندارد.
No image

فلسفه تاریخ نزد متفکران ایران و اسلام

از جمله دانش‌هایی که در پرتو ظهور اسلام نمو یافت و واجد شکوفایی افزون شد، دانش تاریخ و به تبع آن فن تاریخ نگاری بود. آنچه روشن است مورخان مسلمان که البته بیشترین آنان ایرانی بودند با وجود بهره گرفتن از فرهنگ‌های مختلف، در تاریخ نگاری به گونه‌ای بنیانگذار و پیشتاز بوده‌اند. اما براستی مسلمانان در تاریخ چه دیدند که چنین بدان روی آوردند؟

پر بازدیدترین ها

فلسفه چیست؟

فلسفه چیست؟

فلسفه حوزه‌ای از دانش بشری است که به پرسش و پاسخ درباره مسائل بسیار کلی و جایگاه انسان در آن می‌پردازد؛ مثلاً این که آیا جهان و ترکیب و فرآیندهای آن به طور کامل مادی است؟
فلسفه مارکسیسم

فلسفه مارکسیسم

فلسفه مارکسیسم، فلسفه معروفی در جهان امروز می‌باشد که تقریباً پرنفوذترین و بحث انگیزترین فلسفه‌هاست و پاسخ همه سوالها را به مردم می‌دهد و کاملترین توضیح را درباره دنیا و تاریخ و زندگی به طور کلی فراهم می‌کند و به هر چیز و هر کس مقصودی اختصاص می‌دهد.
No image

پیشرفت علمی (Scientific progress)

کار نظریه پیشرفت علمی فقط این نیست که به تشریح و توصیف نمونه‌ها و الگوهایی بپردازد که علم به واقع از آنها پیروی کرده است، بلکه باید ارزش‌ها یا اهدافی را مشخص سازد که بتوانیم آنها را به عنوان شاخص‌هایی برای تعیین "علم خوب" به کار گیریم. علاوه بر این، به سبب همین پیشرفت علمی است که جامعه‌ی علمی به کار خویش افتخار می‌ورزد و خود را نمونه‌ی بی‌رقیب عقلانیت نهادینه شده می‌داند.
روش تحقیق وتفکر

روش تحقیق وتفکر

نویسنده محترم مقاله «نگرش انتقادى...» با هدف بررسى و تحقیق از عقب ماندگى علمى و صنعتى جامعه اسلامى به تحلیل فلسفه در میان مسلمانان پرداخته و از آنجا که فلسفه خاستگاه علوم و فنون در زمانهاى متاخر بوده، به این سؤال که چرا جوامع ما به لحاظ علمى عقب مانده است پاسخ گفته و ریشه آن را در وحدت فلسفه با دین و در نتیجه تقدس و قداست فلسفه و عدم نقد پذیرى و ثبات آن دانسته است.
فلسفه علم

فلسفه علم

فلسفه علم یا فلسفه علوم شاخه‌ای ست از فلسفه که به مطالعه تاریخ، ماهیّت، اصول و مبانی، شیوه‌ها، ابزارها، و طبیعتِ نتایجِ به دست آمده در علومِ گوناگون همّت می‌گمارد. فلسفه علم، از لحاظِ علمِ موردِ بررسی خود به زیرشاخه‌هایِ متعدّدی تقسیم می‌گردد.
Powered by TayaCMS