دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

قرض الحسنه

No image
قرض الحسنه

كلمات كليدي : قرآن، قرض الحسنه، كار خير، آثار، پاداش

نویسنده : كاظم احمدزاده

لغت قرض الحسنه از دو کلمه ترکیب شده است:

1) قرض: گونه‌ای از بریدن و قطع کردن است و مالی را که به دیگری داده می‌شود به شرط باز گرداندن(عین یا بدل آن) قرض می‌خوانند؛[1] گویا قرض دهنده آن مال را از بقیّۀ احوالش بریده است. [2]

2) الحسنة: در قرآن کریم، واژۀ «حسن» صفت قرض قرار گرفته نه واژۀ «حسنة»؛ حسن یعنی زیبا و نیکو[3] و قرض نیکو آن است که از مال حلال باشد و آنرا با منّت گذاردن و اذیّت، ضایع نکند. [4]

مقصود از قرض الحسنة:

قرض الحسنة در اصطلاح فقهی با انفاق و قرض الحسنۀ قرآنی فرق دارد: قرض الحسنۀ فقهی به مالی گفته می‌شود که قرض دهنده آنرا با قصد استرداد نه رایگان، به کسی می‌دهد؛ خواه عین آن یا مالیت آن در ضمن مالی دیگر برگردد، ولی قرض الحسنة در فرهنگ و اصطلاح قرآنی، معنایی جامع دارد که شامل قرض الحسنۀ فقهی نیز می‌شود. [5]

زیرا از منظر قرآن کریم هر کار خیری که انسان برای خدا انجام می‌دهد، قرض الحسنه به اوست، خواه عبادت اصطلاحی باشد مانند نماز و روزه؛ یا انفاق مالی یا کارهای خدماتی و عام المنفعة باشد مانند مسجد و مدرسه سازی، یا جبهه رفتن و جهاد در راه خدا.

سرّ تعبیر از هر کار خیر خواهانه به قرض الحسنة:

سرّش، محفوظ بودن عین و اصلِ مال، نزد خداست یعنی همان گونه که در قرض و وام، مال از بین نمی‌رود و باز می‌گردد، در این گونه امور نیز هرچهدر راه خدا هزینه شود باز می‌گردد.[6]

« وَ مَا تُقَدِّمُواْ لأَنفُسِکُم مِّنْ خَیْرٍ تَجِدُوهُ عِندَ اللّهِ...» (بقره/110)

«و هر کار خیری برای خود از پیش می‌فرستید، آن را نزد خدا (در سرای دیگر) خواهید یافت...»

بلکه چندین برابر آن را به عنوان پاداش دریافت می‌کنید.

«... فَیُضَاعِفَهُ لَهُ أَضْعَافًا کَثِیرَةً...» (بقره/ 245)

«تا آن را برای او چندین برابر کند.»

خدای تعالی انفاق و هزینه‌ای را که مؤمنین در راه او خرج می‌کنند قرض گرفتن خودش نامیده و این به خاطر سه چیز است.[7]

1) می‌خواهد مؤمنان را بر این کار تشویق کند.

2) چنین انفاقی برای کسب رضایت خداست.

3) خدای سبحان به زودی عوض آن را چند برابر به صاحبانش بر می‌گرداند، علاوه بر آن اجر کریم می‌دهد اجر کریم اجری است که در نوع خودش پسندیده‌ترین باشد و اجر اخروی همین طور است چون فوق تصوّر انسان است.[8]

آثار قرض الحسنة:

1- پاداش چند برابر:

«مَنْ ذَالّذی یُقْرِضُ اللهَ قَرْضاً حَسَناً یُضاعِفَهُ لَهُ اَضعافاً کثیرةً...» (حدید/11)

«کیست که به خدا وام نیکو دهد (و از اموالی که خدا به او بخشیده، انفاق کند) تا خداوند آن را برای او چندین برابر کند...»

واژۀ "کثیرة" صفت کلمۀ «اضعافاً = چند برابر» است و نشان می‌دهد که پاداش انفاق مضاعف و چندین برابر است.[9]

2- از بین رفتن گناهان:

«لَئِنْ أَقَمْتُمُ الصَّلاَةَ وَآتَیْتُمُ الزَّکَاةَ وَآمَنتُم بِرُسُلِی وَعَزَّرْتُمُوهُمْ وَأَقْرَضْتُمُ اللّهَ قَرْضًا حَسَنًا لَّأُکَفِّرَنَّ عَنکُمْ سَیِّئَاتِکُمْ...»(مائده/12)

«اگر نماز را بر پا دارید و زکات را بپردازید و به رسولان من ایمان بیاورید و آنها را یاری کنید و به خدا قرض الحسن بدهید ( در راه او، به نیازمندان کمک کنید) گناهان شما را می‌پوشانم (می‌بخشم)...»

3- آمرزش و تشکر خداوند:

« إِن تُقْرِضُوا اللَّهَ قَرْضًا حَسَنًا یُضَاعِفْهُ لَکُمْ وَیَغْفِرْ لَکُمْ وَاللَّهُ شَکُورٌ حَلِیمٌ » (تغابن/ 17)

«اگر به خدا قرض الحسن دهید، آن را برای شما مضاعف می‌سازد و شما را می‌بخشد و خداوند شکر کننده و بردبار است.»

4- پاداش پرارزش:

« إِنَّ الْمُصَّدِّقِینَ وَالْمُصَّدِّقَاتِ وَأَقْرَضُوا اللَّهَ قَرْضًا حَسَنًا یُضَاعَفُ لَهُمْ وَلَهُمْ أَجْرٌ کَرِیمٌ» (حدید/18)

«مردان و زنان انفاق کننده، و آنها که (از این راه) به خدا "قرض الحسنه" دهند (این قرض الحسنه) برای آنان مضاعف می‌شود و پاداش پرارزشی دارند.»

سخن گوهر بار امام علی (ع) دربارۀ قرض الحسن به خدا:

امام علی(ع) می‌فرماید:

«فقّدموا بَعْضاً یَکُنْ لَکُمْ قَرضاً ولاتُخلِفُوا کلاًّ فیکونَ فَرضاً علیکم»

«مقداری از اموالتان را در راه دین بدهید و پیشاپیش بفرستید تا به خدا قرض داده باشید و برایتان بماند و اگر اصلاً ندهید، فریضه‌ای بر عهدۀ شما مانده است که آن را ترک کرده‌اید.»[10]

مقاله

نویسنده كاظم احمدزاده
جایگاه در درختواره تفسیر قرآن
جایگاه در درختواره علوم قرآن و حدیث - قرآن پژوهی - اخلاق
جایگاه در درختواره علوم قرآن و حدیث - قرآن پژوهی - اخلاق
جایگاه در درختواره علوم قرآن و حدیث - قرآن‌پژوهی - اخلاق

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

پیشرفت علمی (Scientific progress)

کار نظریه پیشرفت علمی فقط این نیست که به تشریح و توصیف نمونه‌ها و الگوهایی بپردازد که علم به واقع از آنها پیروی کرده است، بلکه باید ارزش‌ها یا اهدافی را مشخص سازد که بتوانیم آنها را به عنوان شاخص‌هایی برای تعیین "علم خوب" به کار گیریم. علاوه بر این، به سبب همین پیشرفت علمی است که جامعه‌ی علمی به کار خویش افتخار می‌ورزد و خود را نمونه‌ی بی‌رقیب عقلانیت نهادینه شده می‌داند.
تقلید معقول با شعور شهروندی تعارضی ندارد-قسمت اول

تقلید معقول با شعور شهروندی تعارضی ندارد-قسمت اول

پرسش‌های بنیادین انسان درباره جهان هستی و چگونگی تفسیر آن، تاریخی به درازای اندیشه بشری دارد.
رابطه اخلاق و سیاست در نظریه ارسطو

رابطه اخلاق و سیاست در نظریه ارسطو

سیاست و اخلاق از جمله موضوعاتی است که فصل خاصی از تاملات فکری و پژوهشهای فلسفی ارسطو را به خود اختصاص داده است.
سیاست اخلاقی و اخلاق سیاسی

سیاست اخلاقی و اخلاق سیاسی

در اندیشه امام علی (ع)، «دولت» به معنای نهاد دارنده و اِعمال کننده قدرت برای تحقق غایت نهایی است و معاصی ای چون سلطه و برتری جویی در آن راه ندارد.
No image

فلسفه تاریخ نزد متفکران ایران و اسلام

از جمله دانش‌هایی که در پرتو ظهور اسلام نمو یافت و واجد شکوفایی افزون شد، دانش تاریخ و به تبع آن فن تاریخ نگاری بود. آنچه روشن است مورخان مسلمان که البته بیشترین آنان ایرانی بودند با وجود بهره گرفتن از فرهنگ‌های مختلف، در تاریخ نگاری به گونه‌ای بنیانگذار و پیشتاز بوده‌اند. اما براستی مسلمانان در تاریخ چه دیدند که چنین بدان روی آوردند؟

پر بازدیدترین ها

فلسفه چیست؟

فلسفه چیست؟

فلسفه حوزه‌ای از دانش بشری است که به پرسش و پاسخ درباره مسائل بسیار کلی و جایگاه انسان در آن می‌پردازد؛ مثلاً این که آیا جهان و ترکیب و فرآیندهای آن به طور کامل مادی است؟
No image

پیشرفت علمی (Scientific progress)

کار نظریه پیشرفت علمی فقط این نیست که به تشریح و توصیف نمونه‌ها و الگوهایی بپردازد که علم به واقع از آنها پیروی کرده است، بلکه باید ارزش‌ها یا اهدافی را مشخص سازد که بتوانیم آنها را به عنوان شاخص‌هایی برای تعیین "علم خوب" به کار گیریم. علاوه بر این، به سبب همین پیشرفت علمی است که جامعه‌ی علمی به کار خویش افتخار می‌ورزد و خود را نمونه‌ی بی‌رقیب عقلانیت نهادینه شده می‌داند.
فلسفه تاریخ از دیدگاه ابوالفضل بیهقی

فلسفه تاریخ از دیدگاه ابوالفضل بیهقی

تاریخ و نگارش آن در روزگار اسلامی، رشد فزاینده‌ای پیدا کرد و البته این امر جز با همت تاریخ نگارانی که بیشترین آنان ایرانی تبار بودند، میسر نشد. مورخان مسلمان رویدادهای تاریخی را مخلوق اراده و مشی پروردگار می‌دانستند.
نقدی بر مبانی واصول نظری عرفان کیهانی

نقدی بر مبانی واصول نظری عرفان کیهانی

یکی از مباحثی که درحوزه فکر و اندیشه درجامعه کنونی ما مطرح است، بحث ظهور و بروز جریان‌های شبه عرفان یا عرفان‌های کاذب و یا عرفان‌های منهای خدا و شریعت است.
تاریخ وفلسفه تاریخ

تاریخ وفلسفه تاریخ

تاریخ موجودیتی آفاقی / برون ذات (objective) که مستقل از انسان باشد ندارد.
Powered by TayaCMS