دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

ویلیام شلدون William Sheldon

ویلیام شلدون William Sheldon
ویلیام شلدون William Sheldon

كلمات كليدي : ويليام شلدون، عوامل زيستي و ارثي رفتار، نظريه سرشتي، شخصيت اندرمورف، شخصيت مزومورف، شخصيت اكتومورف

نویسنده : مصطفي همداني

ویلیام شلدون روان‌شناس نامدار در سال 1899 در آمریکا به دنیا آمد و سال‌های اول زندگی را با پدرش، که دانشمند طبیعی بود و به تغذیه و پرورش حیوانات می‌پرداخت، در روستا به سر برد. این سابقه در ذهن او و در نظریه‌اش درباره تأثیر عوامل زیستی و ارثی در رفتار آدمیان آثاری نمایان باقی گذاشت. پس از پایان تحصیلات مقدماتی و نیل به درجات لیسانس و فوق‌لیسانس سرانجام دکتری خود را در روان‌شناسی در سال 1928 از دانشگاه شیکاگو و درجه دکتری خود را در پزشکی در سال 1933 از همان دانشگاه به دست آورد.[1]

شلدون در کنار مدرک دکترای پزشکی، دکترای روان‌شناسی هم گرفته بود.[2] وی دو سال برای مطالعه در روان‌‌پزشکی به خارج از امریکا رفت و بیشتر این مدت را در زوریخ (سوئیس) با کارل یونگ (Carl Gustav Jung‌) گذراند؛ ضمناً‌ با فروید (Sigmund Freud) و کرچمر (Kretschmer) نیز تماس و آشنایی پیدا کرد. در بازگشت به آمریکا، در 1936، نخست در دانشگاه شیکاگو و بعد در دانشگاه هاروارد به تدریس و تحقیق پرداخت. در دانشگاه هاروارد با استیونس متخصص روان‌شناسی تجربی همکاری پیدا کرد. در سال 1947 به دعوت دانشکده پزشکی دانشگاه کلمبیا به آنجا رفت و به کار مشغول گردید و مانند سلف خود، جرج‌ درپور که از پیشوایان پزشکیْ‌سرشتی است، به مطالعه ارتباط میان بیماری‌‌های بدنی با چگونگی ساختمان بدن پرداخت.[3]

مبنای تئوریک و پارادایم مورد تعلق شلدون

ویلیام شلدون، پیوند میان ساختمان بدنی و صفات شخصیت را مورد بررسی قرار داده است.

به نظر شلدون، یک ساختمان فرضی بیولوژیک در انسان وجود دارد که آن را تیپ مورفوژنی (morphogenotype) یا تیپ بیولوژیک می‌نامند. این ساختمان فرضی در واقع زیربنای ساختمان جسمی است که ما آن را می‌بینیم و تیپ ساختمانی نام دارد. تیپ مورفوژنی نه‌تنها نحوه شکل‌گیری و تکامل جسمانی را تعیین می‌کند، بلکه در شکل دادن به رفتار نیز اهمیت فراوان دارد.[4]

تالیفات شلدون

شلدون در موضوع‌های مختلف کتاب‌ها و مقاله‌های متعدد نوشته است. ولی مهم‌ترین کتاب‌هایش که مربوط به شخصیت هستند عبارت‌اند از:

· متغیرهای بدن انسان

The Varieties of Human Physique (An Introduction toConstitutional Psychology)

· متغیرهای روان انسان

· اطلس مردان (Atlas of Men)

· اطلس زنان (Atlas of Women)

· اطلس کودکان[5]

نظریه سرشتی در شخصیت‌شناسی

در کتب روان‌شناسی شخصیت، نظریه شلدون را در کنار نظریه کرچمر جزء نظریات سرشتی طبقه‌بندی می‌کنند.[6]

شلدون تمام عمر خود را صرف تحقیق و بررسی نظریه سرشتی کرد.[7] نظریه شلدون مانند رویکرد بقراط، صفات یا خصوصیات شخصیت را عمدتاً ثابت در نظر می‌گیرد یعنی صرف‌نظر از شرایطی که در آن‌ها قرار داریم ثابت هستند و تغییر نمی‌کنند.[8]

او شکل بدن انسان را بیانگر شخصیت او می‌دانست. طرح تن‌ریختی او از سه نمونه زیر تشکیل می‌یابد:

1) اندرمورف(Endomorph) ؛ اندرموف‌ها را افراد چاق و فربه، کوتاه‌قد و شکم برآمده تشکیل می‌دهند.

2) مزومورف(Mesomorph) ؛ افراد عضلانی و ورزیده،

3) اکتومورف(Ectomorph) ؛ افراد بسیار لاغر، باریک اندام و استخوانی.

شلدون پس از طرح ویژگی‌های بدنی به بررسی صفات شخصیت پرداخت و در نتیجه آزمایش‌های فراوان و هم‌بستگی ویژگی‌های روانی و تن‌ریختی صفات شخصیت را در سه گروه روانی که در ادامه ذکر خواهند شد مشخص کرد.[9]

شلدون معتقد بود ساختمان سرشتی انسان، اصلی‌ترین عامل تعیین‌کننده و در واقع مهم‌ترین علت بروز و تکامل رفتار بشر است.[10] او پس از مقایسه و ارزیابی چندین هزار عکس دانشجویان کالج پسرانه آمریکا نتیجه گرفت که در تمام انواع مختلف جسمانی سه عامل قابل مشاهده است، بنابراین اختلاف‌های موجود در شخصیت را به آ‌ن‌ها نسبت داد. تئوری او بر اساس این واقعیت است که در جنین انسان سه لایه آندودرم، مزودرم، اکتودرم وجود دارد و دستگاه هاضمه و احشاء از آندودرم، استخوان‌‌ها و عضلات از مزودرم و پوست و دستگاه عصبی از اکتودرم مشتق است.[11]

شلدون معتقد بود که هر یک از این انواع روحیه و مزاج خاصی دارند.[12] او مزاج‌های شخصیتی را از میان 650 صفت که از قدیم تا به حال در نوشته‌های روانشناسی موجود بود برگزید و از بین آن‌ها 50 صفت مشترک را انتخاب و سپس یکسال عده‌ای را تحت مشاهده آورد تا بفهمد کدامیک از این صفات مشترک در آن‌ها وجود دارد و همبستگی این صفات با هم چگونه است.[13] او آن 50 صفت را در سه صفت کلی خلاصه کرد: وسیروتنیا، سوماتونیا، سربروتونیا. در مطالعات او ضریب همبستگی بین آندومورفی و سیروتونیا، 79 درصد، بین مزومورفی و سوماتوتونیا 182 درصد و میان اکتومورفی و سربروتونیا 83 درصد بوده است.[14]

کار شلدون کاری عظیم بود که ده سال به ‌طول انجامید و در ضمن آن چهار هزار نفر معاینه شدند و شامل دو نوع طبقه‌بندی جسمانی و روانی و رابطه برقرار کردن بین آن‌ها بود.[15]

شخصیت‌های سه‌گانه (آزمون خلق سنج)

1. شخصیت ویسروتونیایی(Viscerotonia) ؛ افرادی را در برمی‌گرفت که لذت‌طلب، خونسرد، عشرت‌طلب بودند؛

2. شخصیت سوماترتونیایی(Somatotonia) ؛ به کسانی گفته می‌شد که فعال و پویا، جدی و وظیفه‌شناس بودند؛

3. شخصیت سربروتونیایی(Cerebrotonia) ؛ افرادی را شامل می‌شد که حساس، نگران و خوددار در کارها بودند.

شلدون به هر یک از این دسته صفات نیز نمره 7 (بالاترین) و 1 (پایین‌ترین) ویژگی‌ را تعیین نمود. یعنی، اگر ترتیب: ویسروتونیا، سوماتوتونیا و سربروتونیا را در نظر بگیریم، کسی که در هر سه ویژگی‌های شخصیت متوسط است نمره 4-4-4 می‌گیرد، ولی آنکه در ویژگی ویسروتونیایی بالاترین و در سوماتوتونیایی متوسط و در سربروتونیایی کمترین ویژگی را داشته باشد، نمره صفات شخصیت او 7-4-1 می‌شود.[16]

او با پیروی از روش تحلیل عاملی اسپیرمن سعی کرده ارتباط عناصر ساختمانی (مورفولوژیک) بدن با مزاج و خصایص روانی مربوط به این مزاج‌ها را به شیوه آماری معلوم سازد.[17]

شلدون ادعا کرد که می‌توان بر اساس احتمالات آماری پیشگویی کرد که میزان جرم ستبرتنان چهار برابر کشیده‌تنان باشد. بزهکاران و الکلی‌ها نیز ویژگی‌های جسمانیشان به ستبرتنان (افراد ماهیچه‌ای و ورزشکار) شبیه است.[18]

ایشان با سه گروه فوق و صفاتی که هر گروه دارند و باید در نظریه سرشتی شلدون درباره شخصیت مطالعه شوند، آزمونی به نام "خلق‌سنج" یا مقیاس "ویژگی‌های روانی" ساخت.[19]

لازم به ذکر است که پژوهش‌های دقیق بعد از شلدون از نظریه تیپ‌های بدن و خصوصیات شخصیت که وی آن‌ها را مطرح کرد، حمایت نکرده است.[20]

مقاله

نویسنده مصطفي همداني

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

پیشرفت علمی (Scientific progress)

کار نظریه پیشرفت علمی فقط این نیست که به تشریح و توصیف نمونه‌ها و الگوهایی بپردازد که علم به واقع از آنها پیروی کرده است، بلکه باید ارزش‌ها یا اهدافی را مشخص سازد که بتوانیم آنها را به عنوان شاخص‌هایی برای تعیین "علم خوب" به کار گیریم. علاوه بر این، به سبب همین پیشرفت علمی است که جامعه‌ی علمی به کار خویش افتخار می‌ورزد و خود را نمونه‌ی بی‌رقیب عقلانیت نهادینه شده می‌داند.
تقلید معقول با شعور شهروندی تعارضی ندارد-قسمت اول

تقلید معقول با شعور شهروندی تعارضی ندارد-قسمت اول

پرسش‌های بنیادین انسان درباره جهان هستی و چگونگی تفسیر آن، تاریخی به درازای اندیشه بشری دارد.
رابطه اخلاق و سیاست در نظریه ارسطو

رابطه اخلاق و سیاست در نظریه ارسطو

سیاست و اخلاق از جمله موضوعاتی است که فصل خاصی از تاملات فکری و پژوهشهای فلسفی ارسطو را به خود اختصاص داده است.
سیاست اخلاقی و اخلاق سیاسی

سیاست اخلاقی و اخلاق سیاسی

در اندیشه امام علی (ع)، «دولت» به معنای نهاد دارنده و اِعمال کننده قدرت برای تحقق غایت نهایی است و معاصی ای چون سلطه و برتری جویی در آن راه ندارد.
No image

فلسفه تاریخ نزد متفکران ایران و اسلام

از جمله دانش‌هایی که در پرتو ظهور اسلام نمو یافت و واجد شکوفایی افزون شد، دانش تاریخ و به تبع آن فن تاریخ نگاری بود. آنچه روشن است مورخان مسلمان که البته بیشترین آنان ایرانی بودند با وجود بهره گرفتن از فرهنگ‌های مختلف، در تاریخ نگاری به گونه‌ای بنیانگذار و پیشتاز بوده‌اند. اما براستی مسلمانان در تاریخ چه دیدند که چنین بدان روی آوردند؟

پر بازدیدترین ها

فلسفه چیست؟

فلسفه چیست؟

فلسفه حوزه‌ای از دانش بشری است که به پرسش و پاسخ درباره مسائل بسیار کلی و جایگاه انسان در آن می‌پردازد؛ مثلاً این که آیا جهان و ترکیب و فرآیندهای آن به طور کامل مادی است؟
فلسفه مارکسیسم

فلسفه مارکسیسم

فلسفه مارکسیسم، فلسفه معروفی در جهان امروز می‌باشد که تقریباً پرنفوذترین و بحث انگیزترین فلسفه‌هاست و پاسخ همه سوالها را به مردم می‌دهد و کاملترین توضیح را درباره دنیا و تاریخ و زندگی به طور کلی فراهم می‌کند و به هر چیز و هر کس مقصودی اختصاص می‌دهد.
سیاست اخلاقی و اخلاق سیاسی

سیاست اخلاقی و اخلاق سیاسی

در اندیشه امام علی (ع)، «دولت» به معنای نهاد دارنده و اِعمال کننده قدرت برای تحقق غایت نهایی است و معاصی ای چون سلطه و برتری جویی در آن راه ندارد.
در قلمرو تاریخ فلسفه

در قلمرو تاریخ فلسفه

ذات فلسفه، تاریخ فلسفه است. تحقیق در معنای فلسفه مستلزم تحقیق در معنی تاریخ فلسفه است.
تاریخ وفلسفه تاریخ

تاریخ وفلسفه تاریخ

تاریخ موجودیتی آفاقی / برون ذات (objective) که مستقل از انسان باشد ندارد.
Powered by TayaCMS