دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

کلام امام حسین (ع) در کربلا

قیام خونین امام حسین(ع) از زوایای مختلفی قابل تحلیل و بررسی است.
کلام امام حسین (ع) در کربلا
کلام امام حسین (ع) در کربلا
نویسنده: سیدجواد میرخلیلی

قیام خونین امام حسین(ع) از زوایای مختلفی قابل تحلیل و بررسی است. در این نوشتار قصد داریم تا برخی از سخنان حضرت(ع) را از زمان ورود ایشان و یارانشان به کربلاتا شب عاشورا بر اساس مقاتل معتبر بازخوانی کنیم.

من جنگ را آغاز نمی کنم

وقتی قافله امام حسین(ع) به نینوا رسید، در همان زمان، سپاه حر نیز به موازات امام(ع) به آنجا رسید. در آن هنگام پیکی از جانب عبیدالله بن زیاد برای حر نامه‌ای آورد که متن آن این بود: با رسیدن این نامه بر حسین بن علی فشار بیاور و در بیابانی بی آب و علف و بی دژ و قلعه‌ای فرودش آر. حر نامه را برای امام(ع) خواند. امام حسین(ع) فرمود: پس بگذار ما در بیابان نینوا یا غاضریات یا شفیه فرود آییم. در این هنگام حر به حضرت(ع) عرض کرد که من نمی‌توانم با این پیشنهاد شما موافقت کنم. در این هنگام، زهیر بن قین به امام(ع) پیشنهاد داد که برای ما جنگ کردن با این گروه کم، آسان‌تر است از جنگ کردن با افراد زیادی که در پشت سر آنهاست... اینجاست که حضرت(ع) آن جمله مهم را فرمودند : من هرگز شروع کننده جنگ نخواهم بود. این همان سیره و روشی است که امام(ع) در جنگ از آن تبعیت می‌کند و در آن شرایط خاص می‌فرماید که من هرگز جنگ را آغاز نخواهم کرد. چنان که پدر بزرگوارشان حضرت علی(ع) نیز در جریان جنگ جمل به یارانشان فرمودند: شما شروع به جنگ نکنید، با شمشیر و نیزه به آنان حمله ننمایید و در خونریزی بر آنان سبقت نجویید، با ملاطفت و مهربانی و با زبان نرم و ملایم با آنان سخن بگویید (کنزالعمال، ج 6، ص 58، حدیث 1311). این بیان امیرالمومنین علی(ع) و نیز سخن امام حسین(ع) به زهیر بن قین نشان دهنده این است که سیره ائمه اطهار علیهم السلام، اصلاح و هدایت امت از انحرافات بوده است که حضرت امام حسین(ع) بارها و حتی در روز عاشورا نیز لشکر مقابل را دعوت به هدایت و بازگشت به مسیر حق کردند و جنگ را آخرین حربه می‌دانستند و خود نیز آغازگر جنگ نبودند.

علت قیام حضرت(ع)، انحراف در جامعه بود

هنگامی که امام حسین(ع) در روز دوم محرم الحرام سال 61 هجری وارد کربلا شدند، در اولین سخنرانی خود در میان اصحاب و یاران و فرزندان خود در خطبه‌ای مهم به بیان انگیزه‌های خود از فداکاری و جانبازی اشاره کرده و فرمودند: ... اوضاع زمانه دگرگون شده و زشتی‌ها آشکار و نیکی‌ها و فضیلت‌ها از محیط ما رخت بر بسته است، از فضائل انسانی باقی نمانده مگر اندکی مانند قطرات ته مانده ظرف آب. مردم در زندگی ننگین و ذلت‌باری به سر می‌برند که نه به حق، عمل و نه از باطل رویگردان می‌شوند... و در ادامه به جمله بسیار مهمی اشاره فرمودند که برای هر عصر و دوره‌ای از تاریخ می‌تواند مصداق داشته باشد. آنجا که فرمودند: این مردم، برده‌های دنیا هستند و دین، لقلقه زبانشان است. حمایت و پشتیبانی شان از دین تا آنجاست که زندگیشان در رفاه است و آن گاه که در بوته امتحان قرار گیرند، دینداران کم خواهند بود.

توجه به زودگذر بودن دنیا و بقای دائمی آخرت

امام در نامه‌ای به محمد حنفیه و افرادی از بنی هاشم که همراه وی همسفر نشده بودند، نوشت: گویا دنیایی وجود نداشته، همان گونه که آخرت همیشگی است. این بیان عمیق امام(ع) حاکی از نوعی جهان‌بینی و فرجام‌شناسی در اندیشه ایشان دارد که تامل در آن می‌تواند بسیار مفید واقع شود.

رضایت خدا، مقدم بر خشنودی خلق

زمانی که حر بن یزید، ورود امام حسین(ع) را به اطلاع ابن زیاد رساند، وی در نامه‌ای به امام حسین(ع) گفت: یزید از من خواسته یا تو را به قتل برسانم یا این که با او بیعت کنی. امام(ع) نامه را به زمین انداخت و بدان جوابی نداد و وقتی نامه‌رسان از او جواب نامه را خواست، حضرت(ع) فرمودند: نامه ابن زیاد در پیش ما پاسخی ندارد؛ چون عذاب خدا بر وی ثابت گردیده است و جمله مهم دیگری که بعد از انداختن نامه ابن زیاد فرمودند، این بود که: رستگار نباد مردمی که خشنودی خلق را بر غضب خدا مقدم داشتند.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

پیشرفت علمی (Scientific progress)

کار نظریه پیشرفت علمی فقط این نیست که به تشریح و توصیف نمونه‌ها و الگوهایی بپردازد که علم به واقع از آنها پیروی کرده است، بلکه باید ارزش‌ها یا اهدافی را مشخص سازد که بتوانیم آنها را به عنوان شاخص‌هایی برای تعیین "علم خوب" به کار گیریم. علاوه بر این، به سبب همین پیشرفت علمی است که جامعه‌ی علمی به کار خویش افتخار می‌ورزد و خود را نمونه‌ی بی‌رقیب عقلانیت نهادینه شده می‌داند.
تقلید معقول با شعور شهروندی تعارضی ندارد-قسمت اول

تقلید معقول با شعور شهروندی تعارضی ندارد-قسمت اول

پرسش‌های بنیادین انسان درباره جهان هستی و چگونگی تفسیر آن، تاریخی به درازای اندیشه بشری دارد.
رابطه اخلاق و سیاست در نظریه ارسطو

رابطه اخلاق و سیاست در نظریه ارسطو

سیاست و اخلاق از جمله موضوعاتی است که فصل خاصی از تاملات فکری و پژوهشهای فلسفی ارسطو را به خود اختصاص داده است.
سیاست اخلاقی و اخلاق سیاسی

سیاست اخلاقی و اخلاق سیاسی

در اندیشه امام علی (ع)، «دولت» به معنای نهاد دارنده و اِعمال کننده قدرت برای تحقق غایت نهایی است و معاصی ای چون سلطه و برتری جویی در آن راه ندارد.
No image

فلسفه تاریخ نزد متفکران ایران و اسلام

از جمله دانش‌هایی که در پرتو ظهور اسلام نمو یافت و واجد شکوفایی افزون شد، دانش تاریخ و به تبع آن فن تاریخ نگاری بود. آنچه روشن است مورخان مسلمان که البته بیشترین آنان ایرانی بودند با وجود بهره گرفتن از فرهنگ‌های مختلف، در تاریخ نگاری به گونه‌ای بنیانگذار و پیشتاز بوده‌اند. اما براستی مسلمانان در تاریخ چه دیدند که چنین بدان روی آوردند؟

پر بازدیدترین ها

فلسفه چیست؟

فلسفه چیست؟

فلسفه حوزه‌ای از دانش بشری است که به پرسش و پاسخ درباره مسائل بسیار کلی و جایگاه انسان در آن می‌پردازد؛ مثلاً این که آیا جهان و ترکیب و فرآیندهای آن به طور کامل مادی است؟
فلسفه مارکسیسم

فلسفه مارکسیسم

فلسفه مارکسیسم، فلسفه معروفی در جهان امروز می‌باشد که تقریباً پرنفوذترین و بحث انگیزترین فلسفه‌هاست و پاسخ همه سوالها را به مردم می‌دهد و کاملترین توضیح را درباره دنیا و تاریخ و زندگی به طور کلی فراهم می‌کند و به هر چیز و هر کس مقصودی اختصاص می‌دهد.
No image

پیشرفت علمی (Scientific progress)

کار نظریه پیشرفت علمی فقط این نیست که به تشریح و توصیف نمونه‌ها و الگوهایی بپردازد که علم به واقع از آنها پیروی کرده است، بلکه باید ارزش‌ها یا اهدافی را مشخص سازد که بتوانیم آنها را به عنوان شاخص‌هایی برای تعیین "علم خوب" به کار گیریم. علاوه بر این، به سبب همین پیشرفت علمی است که جامعه‌ی علمی به کار خویش افتخار می‌ورزد و خود را نمونه‌ی بی‌رقیب عقلانیت نهادینه شده می‌داند.
روش تحقیق وتفکر

روش تحقیق وتفکر

نویسنده محترم مقاله «نگرش انتقادى...» با هدف بررسى و تحقیق از عقب ماندگى علمى و صنعتى جامعه اسلامى به تحلیل فلسفه در میان مسلمانان پرداخته و از آنجا که فلسفه خاستگاه علوم و فنون در زمانهاى متاخر بوده، به این سؤال که چرا جوامع ما به لحاظ علمى عقب مانده است پاسخ گفته و ریشه آن را در وحدت فلسفه با دین و در نتیجه تقدس و قداست فلسفه و عدم نقد پذیرى و ثبات آن دانسته است.
فلسفه علم

فلسفه علم

فلسفه علم یا فلسفه علوم شاخه‌ای ست از فلسفه که به مطالعه تاریخ، ماهیّت، اصول و مبانی، شیوه‌ها، ابزارها، و طبیعتِ نتایجِ به دست آمده در علومِ گوناگون همّت می‌گمارد. فلسفه علم، از لحاظِ علمِ موردِ بررسی خود به زیرشاخه‌هایِ متعدّدی تقسیم می‌گردد.
Powered by TayaCMS