دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

آراستگی در سیره نبوی

No image
آراستگی در سیره نبوی

كلمات كليدي : تاريخ، پيامبر، آراستگي، خضاب كردن، عطر زدن، اصلاح

نویسنده : سيد جواد موسوي

پیامبر و شانه‌زدن مو و ریش

پیامبر(ص) بیشتر، هنگامی شانه می‌کرد که موهایش‌ تر بود. آن حضرت، همچنین ریش خود را چهل بار از پایین به بالا و هفت بار از بالا به پایین شانه می‌زد و می‌فرمود: «این کار، حافظه را زیاد می‌کند.»[1]

در حدیثی از امیرمؤمنان(ع) آمده است: «پیامبر، موهای خود را شانه می‌کرد و بیشتر اوقات آن را با آب صاف می‌کرد و می‌فرمود: «آب برای خوشبو کردن مؤمن کافی است.»[2] در مکارم‌الاخلاق آمده است: «پیامبر سر و محاسن خود را با سدر می‌شست.»[3] امام صادق(ع) درباره این آیه که «نزد هر مسجدی، زینت کنید» فرمود: «منظور از زینت، شانه‌زدن است؛ زیرا این کار باعث به دست آمدن روزی، زیبا شدن مو، برآورده‌شدن حاجت، زیاد شدن آب مردانگی و قطع‌شدن بلغم می‌شود.»[4]

پیامبر(ص) هر روز در آینه نگاه می‌کرد و موهای سرش را شانه می‌زد. آن‌بزرگوار، گاهی نیز برای مرتب‌کردن موهای خود در آب نگاه می‌کرد. آن حضرت، نه تنها برای خانواده‌اش‌، بلکه برای یارانش نیز خویش را می‌آراست. روزی عایشه دید پیغمبر، قبل از رفتن نزد یارانش، در ظرف آبی نگاه می‌کند و موهای خود را منظم می‌سازد. عایشه گفت: «پدر و مادرم فدایت باد! در آب نگاه می‌کنی و موهایت را منظم می‌کنی؛ در حالی که تو پیامبر و بهترین خلق خدایی؟» خاتم انبیا(ص) فرمود: «خداوند دوست دارد هنگامی که بنده‌ای به سوی برادرانش می‌رود، خود را برای آنان منظم کند و بیاراید و زیبا سازد.»[5]

پیامبر و رنگ‌کردن موها

رسول خدا(ص) فرمود: «دوست‌داشتنی‌ترین رنگ‌ها نزد خداوند، رنگ مشکی است.» روزی مردی که ریش‌هایش زرد شده بود نزد پیامبر آمد. آن حضرت فرمود: «این چه قشنگ است.» روز دیگر، آن مرد در حالی نزد پیامبر آمد که ریش خود را با حنا سرخ کرده بود. فرستاده خدا(ص) فرمود: «این زیباتر است.» روز دیگر آن مرد در حالی به دیدار پیغمبر(ص) آمد که ریش خود را سیاه کرده بود. پیامبر(ص) خندید و فرمود: «رنگ مشکی از آن دو رنگ بهتر است.»[6]

در حدیث دیگری از امام صادق(ع) آمده است که مردی با رنگ سیاه، ریش خود را خضاب کرد. هنگامی که نزد خاتم انبیا(ص) آمد، آن حضرت فرمود: «رنگ مشکی، نور اسلام و ایمان، و سبب محبت زنانتان و ترس دشمنانتان است.»[7] محمد بن عبدالله انصاری نقل می‌کند که به عبدالله بن بریره گفته شد: «آیا رسول خدا(ص) خضاب می‌فرمود؟» گفت: «آری.» امام باقر(ع) فرمود: «موهای بناگوش پیغمبر(ص) سپید شده بود و با حنا و کتم خضاب می‌بست.»

ابو رمثه، ضمن توصیفِ پیامبر اکرم(ص) می‌گفت: «دارای زلف بودند و آثاری از رنگ حنا در آن دیده می‌شد.» عبدالرحمان ثمالی نقل می‌کند: «خاتم انبیا(ص) ریش خود را با آب سدر رنگ می‌کرد و دستور می‌داد مسلمانان، موهای خود را برای اظهار مخالفت با عجم‌ها رنگ کنند.»[8] محمد بن مسلم از امام باقر(ع) درباره خضاب سؤال کرد. ایشان در پاسخ فرمودند: «پیامبر، خضاب می‌کرد که موی خضاب‌شده ایشان نیز نزد ماست.»[9]

هشام بن عروه نقل می‌کند که پیامبر اعظم(ص) فرموده است: «موهای سپید را رنگ کنید و به یهودیان شبیه نباشید.» همچنین می‌فرمود: «بهترین رنگی که می‌توانید با آن موهای سپید را رنگ کنید، حنا و کتم است.»[10]

عطر زدن پیامبر(ص)

اسلام، همواره به پیروانش دستور داده است که از بوی خوش و عطر استفاده کنند؛ البته زنان فقط می‌توانند برای شوهرانشان خود را خوشبو سازند. خاتم انبیا(ص) همیشه عطر می‌زد. امام صادق(ع) می‌فرماید: «رسول خدا(ص) برای بوی خوش، بیشتر از خوراک خرج می‌کرد.»[11] روایت شده است که پیامبر(ص) مشکدانی داشت که پس از وضو آن را با دست تر می‌گرفت و خود را معطر می‌کرد. همچنین از آنجا که پیامبر، همواره خود را خوشبو می‌ساخت، هنگامی که از خانه خارج می‌شد، دیگران می‌فهمیدند که ایشان از آن مکان عبور کرده است.[12] هیچ‌گاه پیش نیامد که عطری به ایشان تعارف شود و آن حضرت، خود را با آن خوشبو نکند و می‌فرمود: «بوی آن، خوش و حمل‌کردنش آسان است» و اگر به دلیلی از آن عطر استفاده نمی‌کرد، انگشت خود را داخل ظرف عطر فرو می‌برد و سپس سر انگشت را به خود می‌مالید.[13]

در ذخیره آخره آمده است: «محبوب‌ترین عطرها از نظر پیامبر، مشک بود.»[14] امام صادق(ع) می‌فرماید: «بر هر فرد مُکلّفی لازم است که هر جمعه، ناخن و سبیل خود را کوتاه کند و مقداری عطر نیز استفاده کند.» اگر پیامبر در روز جمعه، عطری پیدا نمی‌یافت، روسری زنان خود را با آب، تر می‌کرد و سپس آن را به صورت خود می‌گذاشت تا معطر شود[15] و یا اینکه بر لباس رنگ‌شده با زعفران، آب می‌پاشید و سپس آن را به صورت و دست خود می‌کشید.[16]

امیرمؤمنان(ع) فرمود: «ایشان حلوا و عطر را رد نمی‌کرد.»[17] دوست‌داشتن عطر و بیزاری از بوی بد، از ویژگی‌های اخلاقی پیامبر(ص) بیان شده است.[18] پیغمبر(ص) به امام علی(ع) مکرر می‌فرمود: «ای علی! بر تو لازم است که هر جمعه، خود را خوشبو کنی؛ زیرا این عمل از سنت من است و تا هنگامی که بوی آن از تو شنیده شود، برایت حسنه می‌نویسند.»[19] روزی مردی نصرانی از اصحاب پیغمبر پرسید: «چه هدیه‌ای نزد ایشان محبوب‌تر بود؟» گفتند: «محبوب‌ترین چیز نزد ایشان عطر بود و به آن تمایل زیادی داشت»[20] و به حدی از عطر استفاده می‌کرد که رنگ محاسن و موی سر ایشان به رنگ زرد تغییر می‌یافت.[21]

سرمه‌کشیدن پیامبر(ص)

امام صادق(ع) می‌فرماید: «پیامبر(ص) قبل از خوابیدن، چهار مرتبه به چشم راست و سه مرتبه به چشم چپ، سرمه می‌کشید. ایشان سرمه‌دانی داشت که هر شب با سنگ آن سرمه می‌کشید.» در حدیث دیگری از حضرت صادق(ع) آمده است: «پیامبر، سرمه‌دانی داشت که هر شب در هنگام خوابیدن، سه مرتبه از آن به چشمان خود می‌کشید.»[22]

اصلاح و آراستگی پیامبر(ص)

روزی حضرت با دیدن مردی ـ که موهای صورتش بلند و ژولیده بود ـ فرمود: «چه ضرر داشت اگر این مرد ریش خود را اصلاح می‌کرد.» آن مرد، سخن پیامبر(ص) را شنید و ریش خود را اصلاح کرد و پس از آن نزد حضرت بازگشت. آن حضرت، وقتی او را دید فرمود: «این‌گونه اصلاح کنید.»[23] وی فرمود: «کوتاه‌کردن موی سبیل، به طوری که لب آشکار شود از سنت است.»[24] در حدیث دیگری از ایشان آمده است: «آتش‌پرست‌ها ریش خود را می‌تراشند و سبیل را پرپشت می‌گذارند و ما سبیل خود را می‌زنیم و محاسن را بلند می‌گذاریم.»[25]

ابن‌جریح نقل می‌کند که به ابن‌عمر گفتم: «می‌بینم که موی پشت لب خود را کاملاً کوتاه می‌کنی.» گفت: «آری، خودم دیدم که رسول خدا(ص) موی پشت لب خود را کاملاً کوتاه می‌فرمود.» عبدالرحمان بن زیاد از قول مشایخ خود نقل می‌کند: «پیامبر(ص) اطراف سبیل خود را کوتاه می‌کرد.» روزی مردی مجوسی نزد رسول خدا(ص) آمد که سیبل خود را بلند گذاشته و ریش خود را تراشیده بود. رسول اکرم(ص) فرمود: «چه کسی به تو دستور داده است که چنین کنی؟» گفت: «خدای من!» خاتم انبیا(ص) فرمود: «اما خدای من، مرا فرمان داده است تا سبیلم را بتراشم و ریشم را بگذارم.»[26] پیامبر(ص) چیدن مو را از بینی مستحب اعلام کرد و فرمود: «شارب و موی بینی خود را بچینید و خود را بر این کار ملزم کنید. این کار بر زیبایی شما می‌افزاید.»[27] همچنین ایشان فرمود: «موی سر و سیمای خویش را اصلاح کن، این کار بر زیبایی‌ات می‌افزاید.»[28]

مقاله

نویسنده سيد جواد موسوي

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

مطلب مکمل

سلسله کتب موسوعه كلمات الرسول الاعظم (ص) ⠕ جلدي)

سلسله کتب موسوعه كلمات الرسول الاعظم (ص) (15 جلدي)

پيامبر اعظم (صلي الله عليه و آله) روح همه انبياء اولياء و شهدا بوده و جان اين جهان است. شريعت او كامل ترين و جامع ترين شريعت ها و در بردارندة همة جنبه هاي فردي و اجتماعي آنان مي باشد، از اين رو چون خود، اعظم رسولان است شريعت او نيز اعظم شرايع است و سيره هاي رفتاري و سلوك هاي فردي و اجتماعي او آيينة تمام نماي انبياي الهي است و سخنان او پيام رسان عظيم ترين مفاهيم الهي و راهنماي كمال و سعادت براي انسان ها است؛ فهم سخنانش انسان ها را از ظلمت ها جهل به نور هدايت مي كشاند و فرموده هايش با فطرت انسان ها هموار بوده و به دل و جان آنها روح عبوديت و ذكر حق القا مي كند.

جدیدترین ها در این موضوع

No image

معاد در نهج البلاغه

يکى از برنامه‏ هاى مهمى که تمامى پيامبران الهى پس از خداپرستى، مردم را به آن توجه مى دادند، اعتقاد به معاد بوده است؛ زيرا در سايه اعتقاد به معاد است که هدف از آفرينش تحقق مى يابد و اعمال و رفتار انسان ارزش و معنا پيدا مى کند. از اين رو ما مسلمانان معتقديم که خداوند بارى تعالى در روز قيامت، همه انسان‏ها را دوباره زنده خواهد کرد تا در پيشگاه او، به حساب اعمال و رفتارشان رسيدگى شود.
معاد در نهج البلاغه

معاد در نهج البلاغه

اين درس را به بحث مرگ و رستاخيز اختصاص داده ايم كه از پايه هاى اصلى ايمان و عمل است. امام علیه السلام در اين خطبه "خطبه 109" مطالب مختلفى را بيان كرده كه، بخشى از آن را كه درباره ى مرگ و قيامت است برايتان انتخاب كرده ايم در آغاز وضع انسانها به هنگام مرگ را مجسم مى كند مى گويد: 'وضعى كه به هنگام مرگ براى آنان پيش مى آيد وصف ناشدنى است'. "فغير موصوف ما نزل بهم".
No image

مبدأ و معاد در نهج البلاغه ، با نگاه تطبیقی به معنویت‌های کاذب

مبدأ و معاد یعنی اعتقاد خدا به منزله سرآغاز آفرینش و معاد یعنی اعتقاد به سرانجام انسان و عالم. مبدأ و معاد مجموعه اعتقادهای انسان را در بر می گیرد. از بدو پیدایش اسلام، پیشوایان دین، راه و رسم ارتباط با خدا را در زندگی فردی و اجتماعی انسان بیان نموده و بر سرانجام زندگی و اعمال انسان تاکید ورزیده اند. در مقابل گروه های متعدد معنویت گرا نگاهی متفاوت به این مسأله را بیان داشته اند برخی منکر مبدأ و معاد گشته اند و برخی تفسیری غلط از آن، بیان نموده اند.
بهشت چگونه مكانى است؟

بهشت چگونه مكانى است؟

پس اگر با ديده دل به آنچه از بهشت براى تو وصف شده است نگاهت را بدوزى، جان تو از آنچه از دنيا، همچون شهوت ها و خوشى ها و زيورها و منظره هاى دل انگيز و زيباى آن كه براى تو آفريده شده است بيزارى جسته و با انديشيدن در صداى برگ هاى درختانى كه در اثر وزش نسيم پديد مى آيد و ريشه هاى آن درختان در درون تپه هايى از مشك بر ساحل جوى هاى بهشت پنهان گرديده است، و نيز با انديشيدن در خوشه هاى مرواريد، و شاخه هاى تر و تازه آن، و ظاهر شدن آن ميوه ها به صورت هاى گوناگون، در پوست شكوفه هاى آن درختان، جان تو حيران و سرگردان و از خود بيخود مى گردد.
پیشگفتار

پیشگفتار

هر چند معاد، موضوع اصلى اين كتاب را تشكيل نمى دهد، ولى از لابه لاى آن مى توان به خوبى و روشنى ابعاد گوناگون آن را دريافت . از اين رو نگارنده بر آن شده است كه در اين باره تحقيقى به عمل آورد كه نتيجه اين تحقيق و بررسى چيزى است كه در برابر خوانندگان قرار گرفته ، و به نام معاد در نهج البلاغه تقديم مى گردد.

پر بازدیدترین ها

No image

معاد در نهج البلاغه

يکى از برنامه‏ هاى مهمى که تمامى پيامبران الهى پس از خداپرستى، مردم را به آن توجه مى دادند، اعتقاد به معاد بوده است؛ زيرا در سايه اعتقاد به معاد است که هدف از آفرينش تحقق مى يابد و اعمال و رفتار انسان ارزش و معنا پيدا مى کند. از اين رو ما مسلمانان معتقديم که خداوند بارى تعالى در روز قيامت، همه انسان‏ها را دوباره زنده خواهد کرد تا در پيشگاه او، به حساب اعمال و رفتارشان رسيدگى شود.
معاد در نهج البلاغه

معاد در نهج البلاغه

اين درس را به بحث مرگ و رستاخيز اختصاص داده ايم كه از پايه هاى اصلى ايمان و عمل است. امام علیه السلام در اين خطبه "خطبه 109" مطالب مختلفى را بيان كرده كه، بخشى از آن را كه درباره ى مرگ و قيامت است برايتان انتخاب كرده ايم در آغاز وضع انسانها به هنگام مرگ را مجسم مى كند مى گويد: 'وضعى كه به هنگام مرگ براى آنان پيش مى آيد وصف ناشدنى است'. "فغير موصوف ما نزل بهم".
No image

مبدأ و معاد در نهج البلاغه ، با نگاه تطبیقی به معنویت‌های کاذب

مبدأ و معاد یعنی اعتقاد خدا به منزله سرآغاز آفرینش و معاد یعنی اعتقاد به سرانجام انسان و عالم. مبدأ و معاد مجموعه اعتقادهای انسان را در بر می گیرد. از بدو پیدایش اسلام، پیشوایان دین، راه و رسم ارتباط با خدا را در زندگی فردی و اجتماعی انسان بیان نموده و بر سرانجام زندگی و اعمال انسان تاکید ورزیده اند. در مقابل گروه های متعدد معنویت گرا نگاهی متفاوت به این مسأله را بیان داشته اند برخی منکر مبدأ و معاد گشته اند و برخی تفسیری غلط از آن، بیان نموده اند.
پیشگفتار

پیشگفتار

هر چند معاد، موضوع اصلى اين كتاب را تشكيل نمى دهد، ولى از لابه لاى آن مى توان به خوبى و روشنى ابعاد گوناگون آن را دريافت . از اين رو نگارنده بر آن شده است كه در اين باره تحقيقى به عمل آورد كه نتيجه اين تحقيق و بررسى چيزى است كه در برابر خوانندگان قرار گرفته ، و به نام معاد در نهج البلاغه تقديم مى گردد.
بهشت چگونه مكانى است؟

بهشت چگونه مكانى است؟

پس اگر با ديده دل به آنچه از بهشت براى تو وصف شده است نگاهت را بدوزى، جان تو از آنچه از دنيا، همچون شهوت ها و خوشى ها و زيورها و منظره هاى دل انگيز و زيباى آن كه براى تو آفريده شده است بيزارى جسته و با انديشيدن در صداى برگ هاى درختانى كه در اثر وزش نسيم پديد مى آيد و ريشه هاى آن درختان در درون تپه هايى از مشك بر ساحل جوى هاى بهشت پنهان گرديده است، و نيز با انديشيدن در خوشه هاى مرواريد، و شاخه هاى تر و تازه آن، و ظاهر شدن آن ميوه ها به صورت هاى گوناگون، در پوست شكوفه هاى آن درختان، جان تو حيران و سرگردان و از خود بيخود مى گردد.
Powered by TayaCMS