دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

آغاز نمایش عمومی سینما

No image
آغاز نمایش عمومی سینما

روزنامه دنیای اقتصاد

تاریخ: 21/6/1396

ابراهیم صحاف‌باشی نخستین ایرانی تماشاگر فیلم بود

ابراهیم صحاف‌باشی

باید به یاد داشت که هنر سینما به ساختن فیلم تمام نمی‌شود، بلکه حلقه سینما وقتی کامل می‌شود که نمایش فیلم برای بیننده ممکن شود. خواه این بیننده اعیان و درباریان باشند و خواه عموم مردم. هنگامی که صحبت از حیات سینما به منزله هنر می‌شود، پای جماعتی بزرگ به میان می‌آید که فیلم را تماشا می‌کنند، درباره‌اش نظر می‌دهند و با غم و شادی‌هایش می‌گریند و خوشحال می‌شوند. بدون آنان این حلقه بی‌معنا است. بررسی آرا درباره ارتباط میان تماشاگر و هنر، مبحثی بس طولانی است و همین کفایت می‌کند که گفته شود، در هنری مانند سینما، دیده نشدن اثر همچون مرگ آن است.

گویا نخستین ایرانی که به تماشای سینما رفت ابراهیم صحاف‌باشی (مهاجر) طهرانی بود. او در حدود سال 1237 شمسی متولد شد و در 1300 یا 1301 ش، در سن 63 سالگی در مشهد از دنیا رفت. صحاف باشی دوستدار فنون و ابزارهای جدید و اشیای آسیای شرقی و وارد‌کننده آنها به تهران بود. وی در این راه بارها جهان را درنوردید. او متجدد و آزادی‌خواه بود و در رفتار و پوشاک هم چندان به جمع تأسی نمی‌کرد. بی‌تردید پیش از صحاف‌باشی، یعنی از همان آغاز نمایش فیلم در 1895م/ 1274ش در پاریس و سپس در لندن، برخی از ایرانیانی که در اروپا بودند، فیلم‌هایی دیده بودند اما چون نوشته‌ای از خود باقی نگذاشته‌اند، یا هنوز آنها را نیافته‌ایم، عجالتاً نخستین تماشاچی (تماشاگر( ایرانی سینما را باید همین ابراهیم صحاف‌باشی شمرد که هفده ماه پس از نخستین نمایش عمومی فیلم در پاریس در لندن به تماشای فیلم رفت.

«دیروز وقت مغرب (چهارشنبه- شب پنج‌شنبه- 24 ذی‌الحجه 1314ق/ 5خرداد 1276ش/ 26 مه 1897م) در پارک عمومی گردش می‌کردم، (شب) رفتم تماشاخانه خیابان (پالاس)، بعد از خواندن و رقصیدن خانم‌ها (و بندبازی و غیره دیدم که) به قوه برقیه آلاتی اختراع کردند که هرچیز را به همان حالت حرکت اصلی می‌نماید. مثلاً آبشار آمریکا را به‌عینه نشان می‌دهد، فوج سرباز را با حالت حرکت و مشق، قطار آهن را در حرکت به همان سرعت تمام می‌نماید و این فقره از اختراعات آمریکایی است. باری یک ساعت به نصف شب مانده، تمام تماشاخانه‌ها تمام می‌شود».

پیدا است که صحاف‌باشی درباره کشور محل اختراع سینما اشتباه کرده و آن را به جای فرانسه آمریکا شمرده است. او 6 سال بعد در سال 1321ق / 1282ش / 1903م که هشت سال از اختراع سینما و نمایش عمومی فیلم در فرانسه و سه سال از ورود سینما به دربار ایران می‌گذشت، نخستین تالار نمایش عمومی فیلم را در ایران ایجاد کرد. قدیمی‌ترین ذکر تماشاخانه (سینمای عمومی) در خاطرات ملیجک، ندیم محبوب ناصرالدین‌شاه یافت می‌شود، او در خاطرات عصر یکشنبه 2 رمضان 1321ق / اول آذر 1282ش/ 22 نوامبر 1903 آورده است: «رفتم مغازه صحاف‌باشی، روزهای یکشنبه سیمی‌فنگراف دارد برای فرنگی‌ها و شب‌ها برای عموم. رفتم هیچ‌کس نبود.» در آن زمان به ظن قوی بیش از یکی، دو روز از آغاز نمایش هر شبه فیلم در مغازه صحاف‌باشی نمی‌گذشت زیرا اگر پیش از آن نمایشی در کار می‌بود، ملیجک حتماً سرکی به آن کشیده و در خاطراتش آورده بود.

نخستین تالار سینمای ایران یا به قول خود صحاف‌باشی «تماشاخانه»، در حیاط پشت مغازه او در خیابان لاله‌زار جای داشت. به گفته جهانگیر قهرمان‌شاهی، پسر بزرگ صحاف‌باشی، در جایگاه کنونی چهارراه مهنا (تقاطع خیابان کوشک سابق و لاله‌زار‌نو) قرار داشت. اما این تماشاخانه دیری نپایید و تعطیلی آن قطعاً از رویدادهای مهم تاریخ سینمای ایران شمرده می‌شود. برای این رویداد علت‌های گوناگونی ذکر کرده‌اند، مانند خصومت درباریان، تلاش متدینان وقت و ورشکستگی. اینکه گفته‌اند شیخ‌فضل‌الله نوری سینما را تحریم کرد گویا اساسی ندارد زیرا گذشته از آنکه مستند نیست، شاهدی برخلاف آن نیز در دست است؛ روسی‌خان که خود در آن زمان در تهران سینما داشته، سال‌ها بعد به فرخ غفاری گفته که شیخ برای دیدن فیلم به دروازه قزوین آمد و سپس آن را مجاز شمرد. ظاهراً تعطیلی سینمای صحاف‌باشی علل اقتصادی داشته است. متقاضی فیلم در میان عموم مردم در جامعه آن روز ایران چندان نبود که بتواند تالار سینمای او را سرپا نگه دارد. برای کشاندن معدودی خواص به سینما نیز باید، پیوسته فیلم‌هایی تازه می‌خرید که چنان سرمایه‌ای نداشت.

دگرگونی تدریجی چارچوب فکری ایرانیان در دوره مظفری و جو تجددخواه حاکم بر انقلاب مشروطه و همچنین پیشرفت فنی سینما وضعیت اجتماعی و اقتصادی تازه‌ای پدید آورد که به تولد دوباره سالن‌های سینما در حدود سال 1325ق/ 1286ش/ 1907م انجامید و این‌بار به استمرار آنها منجر شد. این امر در مورد فیلمسازی صادق نبود. پا گرفتن فیلمسازی در آن زمان مانند هر زمان دیگر، به ثروتمندان علاقه‌مند و تماشاگران بسیار نیاز داشت که هیچ‌ یک در ایران آن زمان نبود. بی‌ثباتی اقتصادی کشور و ضعف روزافزون دولت هم تحقق این مقدمات را دشوارتر می‌کرد و این سرنوشت آغازین روزهای سینمای ایران بود.

منبع: قاسم‌خان، علیرضا، «قاجاریه و نخستین گام‌های سینمای ایران»، گلستان هنر، 1386.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

معاد در نهج البلاغه

يکى از برنامه‏ هاى مهمى که تمامى پيامبران الهى پس از خداپرستى، مردم را به آن توجه مى دادند، اعتقاد به معاد بوده است؛ زيرا در سايه اعتقاد به معاد است که هدف از آفرينش تحقق مى يابد و اعمال و رفتار انسان ارزش و معنا پيدا مى کند. از اين رو ما مسلمانان معتقديم که خداوند بارى تعالى در روز قيامت، همه انسان‏ها را دوباره زنده خواهد کرد تا در پيشگاه او، به حساب اعمال و رفتارشان رسيدگى شود.
معاد در نهج البلاغه

معاد در نهج البلاغه

اين درس را به بحث مرگ و رستاخيز اختصاص داده ايم كه از پايه هاى اصلى ايمان و عمل است. امام علیه السلام در اين خطبه "خطبه 109" مطالب مختلفى را بيان كرده كه، بخشى از آن را كه درباره ى مرگ و قيامت است برايتان انتخاب كرده ايم در آغاز وضع انسانها به هنگام مرگ را مجسم مى كند مى گويد: 'وضعى كه به هنگام مرگ براى آنان پيش مى آيد وصف ناشدنى است'. "فغير موصوف ما نزل بهم".
No image

مبدأ و معاد در نهج البلاغه ، با نگاه تطبیقی به معنویت‌های کاذب

مبدأ و معاد یعنی اعتقاد خدا به منزله سرآغاز آفرینش و معاد یعنی اعتقاد به سرانجام انسان و عالم. مبدأ و معاد مجموعه اعتقادهای انسان را در بر می گیرد. از بدو پیدایش اسلام، پیشوایان دین، راه و رسم ارتباط با خدا را در زندگی فردی و اجتماعی انسان بیان نموده و بر سرانجام زندگی و اعمال انسان تاکید ورزیده اند. در مقابل گروه های متعدد معنویت گرا نگاهی متفاوت به این مسأله را بیان داشته اند برخی منکر مبدأ و معاد گشته اند و برخی تفسیری غلط از آن، بیان نموده اند.
بهشت چگونه مكانى است؟

بهشت چگونه مكانى است؟

پس اگر با ديده دل به آنچه از بهشت براى تو وصف شده است نگاهت را بدوزى، جان تو از آنچه از دنيا، همچون شهوت ها و خوشى ها و زيورها و منظره هاى دل انگيز و زيباى آن كه براى تو آفريده شده است بيزارى جسته و با انديشيدن در صداى برگ هاى درختانى كه در اثر وزش نسيم پديد مى آيد و ريشه هاى آن درختان در درون تپه هايى از مشك بر ساحل جوى هاى بهشت پنهان گرديده است، و نيز با انديشيدن در خوشه هاى مرواريد، و شاخه هاى تر و تازه آن، و ظاهر شدن آن ميوه ها به صورت هاى گوناگون، در پوست شكوفه هاى آن درختان، جان تو حيران و سرگردان و از خود بيخود مى گردد.
پیشگفتار

پیشگفتار

هر چند معاد، موضوع اصلى اين كتاب را تشكيل نمى دهد، ولى از لابه لاى آن مى توان به خوبى و روشنى ابعاد گوناگون آن را دريافت . از اين رو نگارنده بر آن شده است كه در اين باره تحقيقى به عمل آورد كه نتيجه اين تحقيق و بررسى چيزى است كه در برابر خوانندگان قرار گرفته ، و به نام معاد در نهج البلاغه تقديم مى گردد.

پر بازدیدترین ها

بهشت چگونه مكانى است؟

بهشت چگونه مكانى است؟

پس اگر با ديده دل به آنچه از بهشت براى تو وصف شده است نگاهت را بدوزى، جان تو از آنچه از دنيا، همچون شهوت ها و خوشى ها و زيورها و منظره هاى دل انگيز و زيباى آن كه براى تو آفريده شده است بيزارى جسته و با انديشيدن در صداى برگ هاى درختانى كه در اثر وزش نسيم پديد مى آيد و ريشه هاى آن درختان در درون تپه هايى از مشك بر ساحل جوى هاى بهشت پنهان گرديده است، و نيز با انديشيدن در خوشه هاى مرواريد، و شاخه هاى تر و تازه آن، و ظاهر شدن آن ميوه ها به صورت هاى گوناگون، در پوست شكوفه هاى آن درختان، جان تو حيران و سرگردان و از خود بيخود مى گردد.
پیشگفتار

پیشگفتار

هر چند معاد، موضوع اصلى اين كتاب را تشكيل نمى دهد، ولى از لابه لاى آن مى توان به خوبى و روشنى ابعاد گوناگون آن را دريافت . از اين رو نگارنده بر آن شده است كه در اين باره تحقيقى به عمل آورد كه نتيجه اين تحقيق و بررسى چيزى است كه در برابر خوانندگان قرار گرفته ، و به نام معاد در نهج البلاغه تقديم مى گردد.
No image

مبدأ و معاد در نهج البلاغه ، با نگاه تطبیقی به معنویت‌های کاذب

مبدأ و معاد یعنی اعتقاد خدا به منزله سرآغاز آفرینش و معاد یعنی اعتقاد به سرانجام انسان و عالم. مبدأ و معاد مجموعه اعتقادهای انسان را در بر می گیرد. از بدو پیدایش اسلام، پیشوایان دین، راه و رسم ارتباط با خدا را در زندگی فردی و اجتماعی انسان بیان نموده و بر سرانجام زندگی و اعمال انسان تاکید ورزیده اند. در مقابل گروه های متعدد معنویت گرا نگاهی متفاوت به این مسأله را بیان داشته اند برخی منکر مبدأ و معاد گشته اند و برخی تفسیری غلط از آن، بیان نموده اند.
No image

معاد در نهج البلاغه

يکى از برنامه‏ هاى مهمى که تمامى پيامبران الهى پس از خداپرستى، مردم را به آن توجه مى دادند، اعتقاد به معاد بوده است؛ زيرا در سايه اعتقاد به معاد است که هدف از آفرينش تحقق مى يابد و اعمال و رفتار انسان ارزش و معنا پيدا مى کند. از اين رو ما مسلمانان معتقديم که خداوند بارى تعالى در روز قيامت، همه انسان‏ها را دوباره زنده خواهد کرد تا در پيشگاه او، به حساب اعمال و رفتارشان رسيدگى شود.
معاد در نهج البلاغه

معاد در نهج البلاغه

اين درس را به بحث مرگ و رستاخيز اختصاص داده ايم كه از پايه هاى اصلى ايمان و عمل است. امام علیه السلام در اين خطبه "خطبه 109" مطالب مختلفى را بيان كرده كه، بخشى از آن را كه درباره ى مرگ و قيامت است برايتان انتخاب كرده ايم در آغاز وضع انسانها به هنگام مرگ را مجسم مى كند مى گويد: 'وضعى كه به هنگام مرگ براى آنان پيش مى آيد وصف ناشدنى است'. "فغير موصوف ما نزل بهم".
Powered by TayaCMS